تبليغاتX
وبلاگ سينمايي كلاكت
 
وبلاگ سينمايي كلاكت
 
 
مروري بر سينماي لرستان
 

سایت جدید انجمن فیلم کوتاه ایران افتتاح شد

سایت جدید انجمن فیلم کوتاه ایران با حضور مدیرعامل خانه سینما، هیات مدیره انجمن فیلم کوتاه ایران و جمعی از خبرنگاران رسانه‌های گروهی رسما آغاز به کار کرد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» این سایت با نگاهی تخصصی و مستقل به فیلم کوتاه دارای بخش‌های مختلف از جمله: تحلیل فیلم کوتاه، مقالات، خبر، گفت‌وگو و ... است.
در بخشی از یادداشت نقی نعمتی رئیس هیات مدیره انجمن فیلم کوتاه به مناسبت افتتاح سایت انجمن آمده است:
«خوشحالم بالاخره پس از کش و قوس‌های طولانی، سایت انجمن افتتاح شد تا کانالی باشد که بتوانیم حرف‌های هم را بشنویم و نقدهایی برای هم بنویسیم و بخوانیم.
در زمانی که همه روزنامه‌ها و سایت‌های‌ مستقل تعطیل شده‌اند و تنها کانال‌های تلویزیونی این مملکت هم که تکلیف‌اش از پیش مشخص است؛ بودن سایت‌هایی از این قبیل در بیابان برهوت رسانه‌ای خود غنیمت و نعمتی است.»
سایت جدید انجمن فیلم کوتاه ایران در آدرس: www.iranianshortfilm.com قابل دسترس است.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 0:43 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 

آثار راه یافته به مرحله نهایی در بخش‌‌های داستانی، مستند و پویانمایی از سوی دبیرخانه جشنواره فیلم کوتاه «رویش» اعلام شد. 
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از پایگاه اطلاع رسانی جشنواره فیلم کوتاه دینی «رویش»، اسامی فیلم‌های راه‌یافته به بخش‌های مختلف پنجمین رویش اعلام شد. 

بخش مستند
آق قویون ( علی عابدی از تهران)، راه ناتمام (شاهین تقی خانی از تهران)، یادیار ( شهران باقری از اصفهان)، بجار جواب ( اقبال بهاری از گیلان)، یاد امام ( محمد اسلامی از کرمان)، برکت (علی اکبر کاظمی از تهران)، تات، میراث هزاره‌ها (احسان معصوم از قزوین)، فیروزه اسلام (سعادتعلی سعید پور از آذربایجان شرقی)، چه سرسبز بود دره ما (فرشته جغتایی از تهران)، روسری‌های رنگی ما (سجاد کریمان مجد از قم )، اقلیم هفتم ( حسن نقاشی از یزد)، خدا پشت دروازه (محدثه گلچین عارفی از تهران)، مردی از ملکوت (جلیل سامان از تهران)، گم و گور ( محمدرضا فرزاد از تهران)، مجیده (ماجد نیسی از تهران)، و من مسافرم (لقمان خالدی از تهران)، آشیان فرشتگان کرمان (علیرضا تقاصی از کرمان).

بخش داستانی
خدا همین نزدیکیست (علی مردمی از آذربایجان غربی)، آن گل آفتابگردان (نادیا معقولی از تهران)، دندان آبی (هومن سیدی از تهران)، یک بطری آب سرد (فرخ حنیفه نژاد از مازندران)،‌ خاتون ( سیف الله یزدانی، محسن غضنفری از قم)، آقا محمد حسین (بنیامین اثباتی از تهران)،‌ لانه‌ای بر سنگ (جعفر نورمحمدی از ایلام)، زمین فوتبال (جلال نصیری هانیس از کردستان)، دوردست (علیرضا احمدی از هرمزگان)، رویاهای برفی (سالم صلواتی از کردستان)، اینجا جاده‌ها پایان ندارند (توفیق امانی از کردستان)، زندگی (شبنم قلی خانی از تهران).

بخش پویانمایی
رویای رنگی (سعید رزم آهنگ از فارس)، نماز باران (محمد همدانی از تهران)، گنج باران (بابک نظری از تهران)، باران‌های رنگی (ماشاالله محمدی از کردستان)،‌ آرزوهای من (روح الله سعادتمند از قم)، چتر (سیدفرهاد نجفی فرد از قزوین)،‌ ف مثل فرشته س مثل سهام (سیدمجید رجبی از تهران)، شهر خاموش (امیر مهران از تهران)، قصیده تاییه ( محمدرضا نجفی امامی، بهتاش صناعی‌ها از تهران)، پرنده و درخت (محمودرضا سلطانپور از خراسان رضوی)، چنین دور چنین نزدیک (سهیلا جولایی از آذربایجان شرقی)، ‌سقوط ( پیمان براهین، صمد خطیبی از آذربایجان شرقی)، ‌تکیه بر باد (حمید سهرابی از اصفهان)، خواب زده (حسن خراسانی از اصفهان)، climax ( بهروز بصیری فرد از اصفهان).

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 11 آبان1388ساعت 0:55 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

اعلام فیلم‌های داستانی و پویانمایی جشنواره فیلم کوتاه تهران

اسامی فیلم‌های منتخب بخش‌های داستانی و پویانمایی بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران اعلام شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشنواره، فیلمسازان منتخب شده است تا سی‌ام مهرماه مهلت دارند نسخه اصل فیلم خود را به دبیرخانه جشنواره فیلم کوتاه تهران تحویل دهند.

بخش داستانی
من هم بزرگم گیتی محمود، همین نزدیکی یلدا قشقایی، یه روز قشنگ برفی ماهایا پطروسیان و امیر توده روستا، بارماق نادر ساعی‌ور، اینجا جاده‌ها پایان ندارند توفیق امانی، رادیولوژی یک پرتره امیر توده‌روستا، تمام وسایل شخصی من جابجا شده هومن سیدی، به جز ما، دیگران جواد رضایی‌منفرد، سفره سفید سهیل روحانی‌فرد، وسوسه عباس عمرانی، وقتی همه چیز تمام می‌شود شهرام میراب‌اقدم، رویای تیره علی فراهانی، صد سال تنهایی امید توتونچی، جان هفتم حبیب باوی ساجد، ترکش احسان فولادی، پامنار رضا درمیشیان، ریسمان شهرام ابراهیمی، شدن علی زرنگار، غم‌ها و غریزه‌ها کریم لک‌زاده، احساس محمدحسین اسحاقی، صبح کنار جاده کریم لک زاده، دومین سقف مجتبی عباسی‌فارسونی‌نژاد، مردی در یک موقعیت ابراهیم سعیدی‌نژاد، در کنار هم اقبال امین‌خاکی، هبوط جواد فرح‌بخشیان، تماس تلفنی محمدحسین مختاریه، درخت شب فرود عوض‌پور، یک بطری آب سرد فرخ حنیفه‌نژاد زیبایی، نجات سرباز فرزام فرزین فرزادنیا، حداقل ما تلاش می‌کنیم ایمان پورقلی‌زاده، قصه قبر ننه محمد کاظم‌زاده مژدهی، حسی از جنس تردید سلمان محققی، پرچین کال مهدی خلیلی، مقصد سیف‌الله یزدانی، تابوت علی غیاثی، قرعه  حسن قهرمانی، لباسی برای صدف مریم صادقی‌زاده، اتاق انتظار فرهاد پاکدل، نغمه‌های انتظار ابوالفضل شکیبا، برکه مصطفی امامی، آرامش گمشده سعید شاه‌حسینی، سمفونی کلاغ‌ها محمدباقر جعفرزاده، گوزن‌ها پا به ماه حسن قهرمانی، آیا کسی اینجا هست معین رضائی‌راد، جای خالی من سیدجواد حسینی، عریضه امیررضا سالاری، حلیمه طاهره حسن زاده، به سوی جنوب فرهاد فرد، پرچین مظاهر رمضانپور، شرایط بهتر وحید شیخلر، دو مرد و یک شهر عبدالرضا بیگناه، جنگل نیما عباس پور، پایان قرارداد سام ارجمندی، به سادگی زهره زاهدی‌کرمانی، بوربیجاده رنگ بابک خرم‌دین، به صفر ده بر یک حمیدرضا بابابیگی، یک روز قبل از فردا پیام شکوهی‌راد، آپارتمان آلتامیرا میلاد روشنی‌پایان، دیوارها محمدصادق سمودی، بودن یا نبودن طیبه حمیدی‌نور، پیک نیک رضا آقایی، خوشبختی بدون مواد مخدر اسفندیار ترکمن راد‌ و سپهر وکیلی، یکی بود، یکی نبود سوران فهیم، منم مثل همه مجید استکی، آخر خط علی مؤیدبهارلو، راز آن پوکه رضا دانش‌پژوه، مثبت محمد قربانی‌ و عبدالله علی‌نژاد، رسم عاشقی احد عبادی، ای پدر ما که در آسمانی آرش انیسی، اسماء مجید انتظام‌زاده، هیچکاک با سالاد فصل رضا جوانشیر، سکوت خیام مهاجری جولاندان، ساندویچ میثم صابری‌نسب، آن دو نقی نعمتی، ماه بانو سلیمان حسنی، روزهای قره قیه مهناز خالقی، از میان آینه رضا دادویی، گه رانه و ه (بازگشت به مبداء) رضا گودرزی، مرثیه‌ای برای ژاله و قاتلش امیراطهر سهیلی، پنج بعد از ظهر میعاد ماجدی و جواد هاشمی، یک نفس عبدالرحیم صاحب الفصول، سربازان غیر نظامی رضا ابوذر، صبحی که ستاره چید کریم فائقیان، در آیینه علی ناصری منفرد، سفر دراز روز در شب علی فرقانی، سه دار مریم حنیفه‌نژاد، دنیا فردا دایره است سعید شاه‌حسینی.

بخش پویانمایی
پنجره صادق قاسمی از تبریز، تولد توران کولیوند از کرمانشاه، سلام دایی جلال نعیمی از کرمانشاه، علامت سوال حمید نویم‌ از تهران، مرد جوان و خیاط حیله‌گر راشین خیریه از خرمشهر، صندلی‌ها فطیما یثربی از تهران، قصه‌های یه خطی 2 بهزاد فراهت از تهران، گرگ و میش محمدعلی سلیمان‌زاده از تهران، آفتاب می‌گردد ربین سامانی از مهاباد، سالوادور کافی انوشیروان آریا از تهران، کافه دولاپه اشکان رهگذر از تهران، گربه قجری اشکان رهگذر از تهران، ماهوری فاطمه گودرزی از تهران، نوا حسن خراسانی از اصفهان، پشت بوم روح‌الله سعادتمند از قم، همسایه‌ات را مخور محمود نفیسی از تهران، انفجار شیما تایکندی از تهران، متولد ایدز  ندا شیدوش از تهران، مثل اینکه می‌خندد سپهرعلی محمدلو از تهران، عکس مریم خلیل‌زاده از تهران، صخره سارا نامجو از تهران، ساعتکش وحید برزگر از تهران، قصه کوچک ما آمنه اسلامی از تهران، پرواز الهه نیک‌خواه از تهران، کودک و اشغالگر کیانوش دالوند از خرم آباد، خوب بد عشق بزرگمهر حسین‌پور از تهران، تیک تاک جعفر بزمی‌یان از کاشان، جنگ نه فرنوش عابدی از اصفهان، کوه نورانی سامان خرم از اصفهان، تنگ ماهی علیرضا محمدی از اصفهان، ماه و سنگ مجید بلادپس از اصفهان، لی لی حوضک دلربا چیتایی از اصفهان، دو ماهی ماهان گهربخش از اصفهان، میهمانی سیمین تجوید از اصفهان، بن بست فرنوش عابدی از اصفهان، شهر خاموش امیر مهران از تهران، چتر رنگی هدی اصفهانی از تهران، به همین زودی بهزاد نعلبندی از تهران، الفبا مریم واضح از تهران، آدم‌ها ماشا‌الله محمدی از سنندج، پلاک 121 امین منتظری از اهواز، آینه جعفر بزمیان از کاشان، سینماتوگراف امید میرزایی از بوشهر.
بیست و ششمین جشنواره فیلم کوتاه تهران از 20 تا 25 آبان‌ماه در تهران و هم‌زمان در استان‌های مختلف کشور برگزار می‌شود.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

منتخبین دو بخش جشنواره‌ فیلم كوتاه تهران اعلام شدند

عناوین فیلم‌های منتخب بخش‌های مستند و تجربی بیست‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران اعلام شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشنواره، فیلمسازان منتخب شده است تا سی‌ام مهرماه مهلت دارند نسخه اصل فیلم خود را به دبیرخانه جشنواره فیلم کوتاه تهران تحویل دهند. 
اسامی این فیلم‌ها به شرح زیر اعلام شده است:

بخش فیلم‌های مستند
پارسه محسن رمضان‌زاده از تهران، مردی که دود شد هوشنگ راوی‌پور از تهران، آخرین ایستگاه سیدحمید میرحسینی از کرمان، مرغ سحر مهدی باقری از شهریار، سچکان محمدعلی هاشم‌زهی از زاهدان، دانه‌های تسبیح سیدجواد میرهاشمی از تهران، اینجا همه عشق می‌کنند شهرام میراب اقدم از تهران، خدا پشت دروازه محدثه گلچین عارفی از تهران، روز پایان نرگس آبیار از تهران، پروانه سفید درختان بابک مجیدی از آستارا، جای خالی امیر نعیم حسینی از مشهد، روسری‌های رنگی ما اسماعیل دستگردی از تهران، ۱۲جولای مرتضی شعبانی از تهران، اینجا برفها آب نمی‌شوند بهروز نورانی پور از سنندج، چراغی که روشن شد بابک بهداد از تهران، بعد از کنکور محمدحامد ستاری از تهران، اگه رئیس جمهور بشم پناه برخدا رضایی از اراک، روز خون کاوه مظاهری از تهران، فقط کمی نور سیدحامد نوبری از اراک، خفتگان کوه قلعه‌لر محمد حاجی قاسمی از تهران، غروب روز بعد مرتضی پایه‌شناس از تهران، حرمت مهدی صادقی از کرج، آخرین ناخدا (لافت از دیروز تا فردا) فرزاد پاک از تهران، هز یوسف محمودپور از بستک، خودروهای ماندگار محمدعلی صفورا از تهران، خانه هنرمندان محمدعلی شعبانی از تهران، سمسمه علی جعفری نجف آبادی از تهران، خاموشی دریا علی احمدی زرین کلایی از جویبار، تووار سیدامید وحدانی از میناب، طلوع خاکستری فرهاد درودگر از تهران، بازگشت از نهاریا مهدی نقویان و محمدحسین مهدویان از بابل، سه شنبه سیاه ارتش فرانسه در ساحل عاج پیام پارسافر از تهران، آرامِ حسن علی یازرلو از گرگان، روزگاری برای آزادی مهدی اسدی از تهران، گمشده‌ها الهام حسین زاده از تهران، گم و گور محمدرضا فرزاد از تهران، مستند سومین روز محمد رشیدی از تهران، دو وطن ... مسعود آستانداری از یزد، زمین و آسمون رضا حماسی از تهران، نقطه صفر سهراب خسروی از تهران، شب روز را و هنوز را فرهاد عیوضی از تهران، تو تنها برای همیشه‌ای عباس صالح مدرسه ای از ستاد مرکزی، تنهای قصه‌های خوب مهدی قربان پور از تهران، میراث ماندگار پرویز رستمی از مریوان، افسون هیوا امین نژاد از سنندج، شهر خاموش مجید عیدان از آبادان، چشمه‌های آب گرم عبدالرسول آذر شب از بوشهر، یاد ایام محمد اسلامی از کرمان، و من مسافرم لقمان خالدی از تهران،
نالی امید راست‌بین از ستاد مرکزی، کلاه شیشه‌ای محسن خان‌جهانی از تهران، بی بی نوروز اسحاق عرب از زاهدان و یار دبستانی محسن خان جهانی از تهران.

بخش فیلم‌های تجربی
حضور علی رضا چیتایی از تهران، ایزوتوپ 621 محمد شمس‌الدینی از تهران، منها کاظم ملایی از تهران، مرگ و مفاجات علی مقدسی از تهران، راه علیرضایی چیتایی از تهران، زمان پایان امیر مهران از تهران، انیگما آرش لاهوتی از تهران، گاهی مرگ مریم زنگنه از اهواز، سیزده مازیار تقی زاده منتظر حق از رشت، درخشش احمد تفضلی از نیشابور، نجواها محمدرضا جهان پناه از تهران، روزها شیرین برق نورد از تهران، تالار عروسی بوف کور فرشید اخلاقی پور از تهران، یکی ازهمان روزهایی که هر روز یکی از همان روزهاست امید آلادینی و بیتا رضوی از تهران، باغ فردوس فرهاد پاکدل از تهران، زندگی صمد اسکندری از تبریز، یک کام بیشتر تقی اسفندیار از بابلسر، دوات انتظار نوید هدایت پور از تهران، آن زن در باران آمد حسن خمسه از بوشهر، دایره روناک قصیری از تهران، یک دو سه روح الله کریمی از تهران، طنین عاطفه خادم الرضا از تهران، جدول روزنامه و 3 نقطه نیما عباس پور از تهران، رویای در حال مرگ سپیده قائمی از کرج، فروشنده مهدی ابراهیمی از خمینی شهر، فیش آی محمود شهبازی از ستاد مرکزی، پژواک یک شهر عاطفه خادم الرضا از تهران، دفینه احمد حیاتی از اهواز، حراجی سکوت مهدی تنگستانی زاده از بوشهر.
روابط عمومی بیست‌وششمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران اعلام کرد: فیلمسازان درخواست خود را مبنی بر بررسی مجدد آثار راه نیافته حداکثر تا پایان وقت اداری 30 مهرماه به دبیرخانه جشنواره ارسال نمایند. 
بیست و ششمین جشنواره فیلم کوتاه تهران از 20 تا 25 آبانماه در تهران و همزمان در استان‌های مختلف کشور برگزار می‌شود.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 11:58 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

اعضای هیات انتخاب پنجمین جشنواره سراسری فیلم کوتاه دینی «رویش» منصوب شدند. 
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از ستاد اطلاع رسانی پنجمین جشنواره فیلم «رویش»، دبیر پنجمین جشنواره رویش با صدور احکامی جداگانه پیروز کلانتری، عزیزالله حاجی مشهدی، سیدمهدی طباطبایی نژاد، روانبخش صادقی و حسن نجفی را به عنوان اعضا هیات انتخاب پنجمین جشنواره سراسری «رویش» منصوب کرد.
دبیر پنجمین جشنواره «رویش» در این حکام ابراز امیدواری کرده است که با انتخاب آثار شایسته، ویترین این جشنواره را به مصادیق روشن از سینمای دینی مزین کرده و موجبات کشف استعدادهای جدیدی را برای خلق آثار در زمینه سینمای کوتاه دینی فراهم آورند.
پنجمین جشنواره فیلم کوتاه دینی رویش 9 تا 12 آذرماه در مشهد مقدس برگزار می‌شود و علاقه‌مندان تا 20 مهرماه مهلت دارند آثارشان را به دبیرخانه جشنواره واقع در: تهران، تقاطع خیابان حافظ و سمیه، حوزه هنری تحویل دهند. همچنین قواعد و فرم ثبت‌نام اینجا قابل دسترس است.

 |+| نوشته شده در  شنبه 18 مهر1388ساعت 4:8 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 
بزرگان از «سيف‌الله داد»‌ گفتند
«سيف‌الله داد هنرمند برجسته سينماي ايران ديروز در قطعه هنرمندان آرميد» سينماگري كه در طول عمر كوتاه خود چند فيلم برجسته ساخت و به فيلمسازان بسياري نيز كمك كرد تا بهترين آثارشان را خلق كنند.

چند روز گذشته، براي سينماي ايران روزهاي خوبي نبوده است. ديروز اگر نگاهي به سايت‌ها و خبرگزاري‌هاي مختلف مي‌انداختي، با انبوه پيام‌هاي تسليتي روبه‌رو مي‌شدي كه از سوي شخصيت‌هاي مختلف سياسي، اجتماعي و فرهنگي براي فقدان اين چهره هنري صادر شده بود.

دكتر محمود احمدي‌نژاد، آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني، عزت‌الله ضرغامي، غلامعلي حدادعادل، احمد مسجدجامعي، محسن رضايي، محمدحسين صفارهرندي، حسن بنيانيان، سيدمحمد خاتمي و ... از چهره‌هايي بودند كه در پيام‌هاي مختلف ضايعه درگذشت اين هنرمند بزرگ را به خانواده وي و جامعه هنري ايران تسليت گفتند.

ديروز سينماگران و مسوولان سينمايي ايران همراه جمع‌ كثيري از مردم، پيكر سيف‌الله داد را از ساختمان شماره 2 خانه سينما واقع در خيابان وصال تا چهارراه فلسطين تشييع كردند.

به گزارش فارس، محمدمهدي عسكرپور مديرعامل خانه سينما در اين مراسم گفت: همه مي‌دانند سيف‌الله داد حق بزرگي بر گردن ما دارد. آثار او در عرصه توليد سينمايي يا فعاليت او به عنوان يك مدير فرهنگي شايد زياد نبود اما همين هم براي ما كافي است. چندي پيش به عيادتش رفتم و او را ديدم و اولين چيزي كه در آن ديدار و امروز به ذهنم رسيد، آيه الكرسي‌اي است كه او در انتهاي «بازمانده» گذاشته بود و با خود گفتم چه افتخاري است براي او كه اثر خود را اين چنين جاودان مي‌كند.

رضا كيانيان نيز گفت: سيف‌الله داد يكي از باسوادترين و روشنفكرترين معاونت‌هاي سينمايي بود كه من در طول عمر خود ديدم و با او كار كردم. قرار بود فيلمي بسازد كه در آن بازي كنم اما متاسفانه اتفاق نيفتاد. اميدوارم وقتي آن دنيا پيشش رفتم بتوانم در آن فيلم بازي كنم.

در ادامه عليرضا رئيسيان، رئيس كانون كارگردانان، هم به حاضران گفت: زندگي تلخ و شيرين است اما تلخي و شيريني براي ماست كه اسير ماده‌ايم و براي روح بلند سيف‌الله داد ديگر هيچ فرقي ندارد. داد آدم ويژه‌اي در سينماي ما و امتزاج خاصي از عقل و احساس بود. انسانيت، بشردوستي و ايمان در وجود او موج مي‌زد و از معدود كساني بود كه پشت دوربين و پشت ميز مديريت اخلاقش عوض نشد و در اوج هم مانند روزگار گمنامي‌اش متواضع بود.

در ادامه اين مراسم، علي داد، فرزند سيف‌الله داد، ضمن تشكر از طرف خانواده‌اش از بابت حضور اهالي سينما، مديران و مردم در اين مراسم، گفت: حضور شما فضاي امروز را براي من اندكي قابل تحمل مي‌كند چون نه تنها پدر، بلكه مربي، رفيق و راهنمايم را از دست داده‌ام. گرچه از دست دادن او سنگين است اما وقتي فكر مي‌كنم در طول عمرم چه درس‌هايي از او گرفتم خدا را شكر مي‌كنم و بسيار خوشبخت بودم كه فضيلت راستگويي، درستكاري و ايمان راستين را با حضور او شناختم .

خواهر سيف‌الله داد، در ادامه اين مراسم ضمن تشكر از جمع به نيابت از خانواده داد، حرف زدن در جمع هنرمندان را كاري سخت دانست و گفت: بزرگ‌ترين خصلت سيف‌الله تفكربرانگيزي حرف زدن با او بود كه هميشه طرف مقابل را به فضاي گفتگو مي‌كشاند. يا مجبور بودي با او حرف بزني و ديالوگ داشته باشي يا مجبور مي‌شدي براي رد حرف‌هايش به تحقيق و ممارست بپردازي.

محمد بهشتي ديگر سخنران جلسه بود كه گفت: مدتي بود كه ديگر نگراني براي حال سيف‌الله را كنار گذاشته بودم و فكر مي‌كردم ديگر مشكلي براي او پيش نمي‌آيد. به همين خاطر وقتي اين خبر را شنيدم برايم روزي بسيار تلخ بود و امروز هم تلخ است.

وي افزود: من سيف‌الله داد را از زماني مي‌شناسم كه از شيراز به تهران آمد و در طول اين سال‌ها به شكل مستمر با هم ارتباط داشتيم و مهم‌ترين ويژگي كه از او به يادم مي‌آيد حرفي است كه زمان بزرگداشت او زدم و گفتم فرهنگ و هنر مانند رودي روان است كه سروهايي در كنار آن است و سيف‌الله يكي از آنها بود؛ مردي رفيع و آزاده كه كارهاي زيادي نكرد اما كارهايش ماندگار بود.

علي معلم، سخنران ديگر اين مراسم بود كه در بخشي از سخنان خود گفت: فقدان داد در روزگاري كه همه كارهاي بزرگ و پرتعداد مي‌كنند، مساله عجيبي است. او سه فيلم ساخت و به فيلمسازان زيادي هم كمك كرد، اما در مقابل او افرادي هستند كه كارهاي پرشماري انجام داده‌اند، اما نامي از آنها نمانده... سيف‌الله داد چون شيري بود كه شير مي‌زاييد و فقدانش در اين روزگار سخت است.

وي افزود: در زماني كه بحران در مديريت هنري وجود دارد و بسياري مديريت را وظيفه‌اي مي‌دانند كه از سر ناچاري بايد انجام شود و به ديالوگ هم اعتقاد ندارند، فقدان كسي مانند «سيف‌الله داد» سخت است. همچنين در روزگاري كه آدم بودن و ماندن و نيك بودن بسيار سخت است، انسان بودن و حرف خود را غالب نكردن بسيار سخت است و اين چيزي بود كه در روحيه سيف‌الله داد وجود داشت. او امروز در پيشگاه خداوند آرام و راحت است، چون سلوك شخصي خود را هرگز به رفتارهاي اجتماعي نفروخت.

منوچهر محمدي، آخرين سخنران اين مراسم بود كه گفت: اگر بخواهم درباره 30 سال رفاقتي كه با سيف‌الله داد داشتم حرفي بزنم، بايد بگويم كه سيف‌الله، مردم را دوست داشت. از 14 سالگي كه در خرمشهر كار سياسي را آغاز كرد تا آخر با عشق به مردم و كشورش زندگي مي‌كرد.

پس از اين مراسم، پيكر سيف‌الله داد بر دستان دوستدارانش تا مسافتي تشييع و پس از انتقال به بهشت‌زهرا(س) در قطعه 88 رديف 158، شماره 23 به خاك سپرده شد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 1:19 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
سیف‌الله داد ـ خالق فیلم ماندگار "بازمانده" ـ صبح امروز سه‌شنبه ششم مردادماه در سن 54 سالگی از دنیا رفت.
 
پيكر «سيف‌الله داد» فردا از مقابل خانه‌سينماي2 تشييع مي‌شود

خبرگزاري فارس: پيكر «سيف الله داد» صبح فردا چهارشنبه از مقابل ساختمان شماره دو خانه سينما تشييع مي‌شود.


علي اكبر ثقفي تهيه‌كننده سينما و از دوستان سيف الله داد در گفتگو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد مراسم تشييع پيكر اين كارگردان گفت:‌ مراسم تشييع پيكر سيف الله داد فردا ساعت 9 صبح از مقابل ساختمان شماره دو خانه سينما به سوي قطعه هنرمندان بهشت زهرا انجام خواهد شد.
آخرين فعاليت سيف‌الله داد، تدوين فيلم «فرزند صبح» ساخته بهروز افخمي بود كه درباره زندگي امام خميني (ره) است.
فيلم‌هاي «زير باران»، «كاني‌مانگا» و «بازمانده» از آثار او در سينماي ايران به شمار مي‌آيند.
سيف‌الله داد متولد 1334 خرمشهر، فارغ‌التحصيل جامعه شناسي از دانشگاه شيراز بود. وي فعاليت هنري را سال 1357 به عنوان سرپرست توليد راديو و تلويزيون مركز شيراز آغاز كرد و از فعاليت‌هاي جنبي او مي‌توان به عضويت شوراي بررسي فيلمنامه و بازبيني فيلم، عضو شوراي فرهنگي بنياد سينمايي فارابي، مسئول واحد تهيه طرح بنياد سينمايي فارابي، مديريت دفتر سينمايي «سينا فيلم» و معاونت اسبق سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اشاره كرد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
به همت معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كليه مسئولين سمعي و بصري و كارشناسان امور سينمايي در كارگاه آموزشي آشنايي با فناوري هاي نوين سينمايي كه از تاريخ ۲۰ لغايت ۲۴ تير ماه در تهران برپا شد حضور داشتند . اين كارگاه در دو بخش تئوري و عملي برگزار گرديد .

Cinematic efforts of Deputy Culture and Islamic Guidance Ministry officials Invaluable all visual and cinematic affairs experts workshop Introduction to modern cinematic technologies of 20 months till July 24 was set up in Tehran, attended. Workshop both in theory and practical was held.

كلاس بررسي تحولات ديجيتال

كارگاه توليد تجهيزات سينمايي پيروز

كارگاه توليد و تكثير سي دي

استوديو صداگذاري دالبي بهمن

لابراتوار ظهور فيلم بديع

لابراتوار ظهور فيلم بديع

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 21 تیر1388ساعت 6:41 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

موسسه ساندنس با تاسیس بخش جدیدی در صندوق حمایتی خود از سینمای اجتماعی حمایت می‌کند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از اسکرین‌دیلی، این صندوق برای مدت سه‌سال از پروژه‌های اجتماعی حمایت خواهد کرد.
موسسه ساندنس یک‌ونیم میلیون دلار برای حمایت از فیلم‌های مستند و فیلم‌های سینمایی در این سه سال در نظر گرفته است.
هدف موسسه ساندنس این است که پس از طی مدت سه سال حداقل 12 فیلم از نسل جدید هنرمندان حوزه سینمای اجتماعی را به نمایش بگذارد.   
حمایت صندوق ساندنس به فیلم‌های سینمایی، برنامه‌های سینمایی و مستندهایی که نیاز به حمایت ضروری دارند اعطا می‌شود.
فیلیپ اینگل‌‌هورن بنیانگذار و مدیر اجرایی صندوق حمایت ساندنس در این خصوص اظهار داشت: نزدیک به 30 سال است که موسسه ساندنس از استعدادهای جدید و هنرمندان مستقل حمایت می‌کند. این سابقه‌ای طولانی برای پرورش داستان‌های متنوع و معتبر است.
موسسه ساندنس مهم‌ترین نهاد حمایتی سینمای مستقل در آمریکاست که در سال 1966 به وسیله رابرت ردفورد بازیگر و کارگردان مشهور آمریکایی تاسیس شد.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 8:27 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 

بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران از 20 تا 25 آبان‌ماه برگزار می‌شود.

به گزارش روابط عمومی انجمن فیلم کوتاه ایران (ایسفا) به نقل از روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، انجمن سینمای جوانان ایران به منظور ارتقای سطح آگاهی، تجربه و بینش نسل جوان برای نیل به سینمای ملی و دین مدار، با هدف بسط و تعمیق ارزش‌های والای دینی و فرهنگی، پرورش هنرمندان متعهد، نوگرا و توانمند در زمینه شناخت و شناساندن نیازهای راستین جامعه و بیان حقیقت‌گرا و هنرمندانه مضامین بیست و ششمین رویداد بین‌المللی فیلم کوتاه تهران را برگزار می‌کند.

طرح و تحلیل چشم اندازهای قابل تامل در حیطه محتوا و شکل و دستیابی به آثاری فاخر در عرصه فیلم کوتاه با هدف تحکیم جنبه‌های مستقل این سینما و در عین حال، تقویت بنیان‌های فرهنگی سینمای کشور، معرفی و ارزیابی بهترین تولیدات یکساله فیلم کوتاه ایران و سایر کشورهای جهان از دیگر اهداف این جشنواره عنوان شده است.
این جشنواره در قالب دو بخش سینمای ملی با زیر مجموعه‌های «مسابقه»، «میراث نبوی» ، «چشم انداز سرزمین زیبای ما»، اصلاح الگوی مصرف، نمایش ویژه و بخش جنبی و سینمای بین‌الملل با بخش‌هایی چون : مسابقه بین‌الملل، بخش ویژه، بخش مسابقه آسیا (جلوه گاه شرق)، در جستجوی حقیقت، ملل مسلمان، طراحی و برنامه ریزی شده و رویکرد انجمن در جشنواره به گونه‌ای است تا فرصت مناسب و موثر برای حضور تولیدات فاخر و ارزشمند فیلم های کوتاه ایران و جهان به ویژه کشورهای جهان اسلام فراهم آید.

انجمن سینمای جوان در این دوره جشنواره بخشی را با توجه به نام گذاری سال 1388 به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف از سوی مقام معظم رهبری در جشنواره گنجانده که شامل اصلاح الگوی مصرف در کلیه زمینه‌ها است و نیز این مرکز به منظور تامین شرایط برای همه فعالان در حوزه سینمای کوتاه و اهتمام به نگاه تخصصی و استعلایی در بخش‌ها و زمینه‌های مختلف شانزده عنوان جایزه شامل بهترین استعداد جوان، بهترین تحقیق و پژوهش، بهترین فیلمنامه، بهترین فیلم با موضوع اقتباسی ادبی از متون کهن، بهترین مجری طرح و تهیه کننده، بهترین تصویربرداری، بهترین تدوین، بهترین صداگذاری یا صدابرداری، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم‌های تجربی، پویانمایی یا مستند و داستانی و بهترین فیلم با نگاه ملی در بخش سینمای ملی پیش بینی شده است این در حالی است که در بخش‌های ویژه سه عنوان جایزه و در بخش بین‌الملل نه عنوان جایزه پیش بینی شده است.

یکی از دغدغه ها و اولویت های انجمن سینمای جوان در این جشنواره پیش بینی برنامه‌های آموزشی، تحلیلی، ورک‌شاپ، جلسات نقد و بررسی و ارایه پکیج ها، جزوات و کتاب های مورد نیاز است که در این راستا روابط عمومی جشنواره به اتفاق دبیرخانه اجرایی در حال طراحی و برنامه ریزی هستند.

روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران اظهار امیدواری کرد جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران در بیست و ششمین دوره خود مانند سنوات گذشته و حتی، فراتر از آنها پیشگام حرکت‌های جدید و مطلع دیدگاه‌ها و نگاه‌های نو در عرصه سینمای کوتاه باشد.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 8:25 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

عکس از محمد حمیدی

صبح امروز در نشستی با حضور نقی نعمتی (رئیس انجمن)، شهرام مکری (سخنگو) و امیرعلی اعلایی (دبیر) اهداف و برنامه‌های یک‌سال آتی انجمن فیلم کوتاه ایران مطرح شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» در ابتدای این نشست نقی نعمتی اظهار داشت: یکی از مهم‌ترین اهداف هیات مدیره صنف تعریف فیلم کوتاه به فرهنگ کشور است. متاسفانه یک فرهنگ نادرست از فیلم کوتاه در اذهان ارائه شده و آن یک نگاه کودکانه به فیلم کوتاه است.
این‌طور تصور می‌شود که فیلم کوتاه یک‌جور تمرین برای ساخت فیلم بلند است و هر فیلمسازی با ساخت چند فیلم کوتاه آماده می‌شود که فیلم بلندش را بسازد.
وی ادامه داد: هدف ما در صنف تصحیح این نگرش غلط است. فیلم کوتاه سینمای مستقل است. صنف ما به دنبال سینمای مستقل است. امیدواریم فیلمسازان این عرصه بتوانند بدون دغدغه فیلم‌ بسازند و جامعه را نقد کنند.
نعمتی بااشاره به فعالیت‌های آتی صنف گفت: صنف فیلم کوتاه سال گذشته برای نخستین‌بار کمپ فیلم کوتاه را به منظور ایجاد فضایی فرهنگی جهت تقویت فیلم کوتاه برگزار کرد و امسال نیز برای دومین‌بار کمپ فیلم کوتاه به مدت سه روز در شهر سرعین برگزار می‌شود.
رئیس صنف فیلم کوتاه اضافه کرد: سال گذشته کمپ در اردیبهشت‌ماه برگزار شد اما امسال به دو دلیل برگزاری آن را به اوایل مهرماه موکول کردیم. اول به دلیل برگزاری انتخابات و دوم به این دلیل که شهر توریستی سرعین در تابستان شلوغ و گران است. به همین دلایل احساس کردیم برگزاری این کمپ در اوایل مهرماه پس از ماه رمضان و جشن سینما زمان خوبی است.
ضمن اینکه با آسیب‌شناسی ضعف‌های کمپ اول و استفاده از تجربه گذشته امیدواریم کمپ را به خوبی برگزار کنیم.
نعمتی با اشاره به برگزاری هفته‌های فیلم انجمن در کشورهای مختلف گفت: فرودین امسال هفته فیلم انجمن در شهر پرت استرالیا برگزار شد که بازتاب‌های خوبی در رسانه‌های استرالیا داشت و همین بازتاب های مثبت باعث شد جشنواره فیلیکسیس سیدنی نیز از انجمن دعوت کند که 60 تا 90 دقیقه از فیلم‌های اعضای انجمن را در برنامه ویژه‌ای به نمایش بگذارد.
ضمن اینکه این فیلم‌های علاوه بر نمایش ویژه در بخش مسابقه جشنواره نیز حضور خواهند داشت.
در ادامه جلسه شهرام کری در خصوص برگزاری دومین جشن مستقل فیلم کوتاه گفت: امسال برای دومین‌بار جشن مستقل فیلم کوتاه را برگزار می‌کنیم که تفاوت‌هایی با جشن گذشته دارد.
عمده تفاوت این دوره تشکیل آکادمی فیلم کوتاه است که با تصویب هیات مدیره خانه سینما در پی تاسیس آن هستیم.
در این آکادمی که به مدت 3 تا 5 ساله تشکیل می‌شود یک تیم از اعضای انجمن به همراه برندگان تندیس دوره گذشته جشن سینما آثار را انتخاب می‌کنند.
سخنگوی انجمن از اضافه شدن یک تندیس به جشن فیلم کوتاه خبر داد و گفت: امسال یک تندیس به جوایز جشن فیلم کوتاه اضافه شده و آن تندیس تهیه‌کننده مستقل فیلم کوتاه‌ است. برای تشویق تهیه‌کنندگان مستقل فیلم کوتاه این تندیس را به دو تندیس بهترین فیلم کوتاه داستانی و بهترین فیلم تجربی اضافه کرده‌ایم.
ضمن اینکه چهار دیپلم افتخار جشن به بهترین صدابردار، بهترین تدوینگر، بهترین فیلمنامه و بهترین تصویربردار اهدا خواهد شد.
همچنین در این جشن نشان ایسفا را به یکی از شخصیت‌های بزرگ سینمایی اهدا خواهیم کرد و در جشنواره فیلم کوتاه تهران نیز دو نشان ایسفا در بخش ملی و بین‌الملل اهدا خواهد شد.
مکری ادامه داد: از دیگر تغییرات دومین جشن مستقل فیلم کوتاه دو مرحله‌ای شدن انتخاب آثار است. ابتدا یک گروه پنج نفره یک‌سوم فیلم‌های رسیده را بازبینی می‌کنند و در مرحله دوم گروه 7 نفره از آکادمی 40 تا 50 فیلم را بازبینی و انتخاب می‌کنند.
شهرام مکری افزود: از دیگر برنامه‌های انجمن گفت‌وگو با فارابی در خصوص حضور فیلم کوتاه در جشنواره فیلم فجر است و امیدواریم بتوانیم جلوی کم‌توجهی به فیلم کوتاه در فجر را بگیریم.
سپس امیرعلی اعلایی در خصوص نمایش فیلم‌های انجمن توضیح داد: امیدواریم بتوانیم در صنف نمایش مطلوب فیلم کوتاه را داشته باشیم. چون متاسفانه بیشتر نمایش فیلم‌هایی که وجود دارد بیشتر در جهت تخریب فیلم کوتاه است تا حمایت از آن.
امیدواریم با نمایش فیلم کوتاه در شرایط مطلوب مخاطب جدید برای این آثار پیدا کنیم و عوام را به این سینما جذب کنیم.
به همین منظور جلسات نمایش فیلم ماهانه‌ای را در فرهنگسرای ارسباران و خانه هنرمندان همراه با جلسات نقد و بررسی برنامه‌ریزی کرده‌ایم و در صورت وجود شرایط مطلوب نمایش این برنامه‌ها را همزمان در شهرستان‌ها هم برگزار می‌کنیم.
وی همچنین از برگزاری ورک‌شاپ‌های آموزشی در انجمن خبر داد و گفت: باتوجه به شرایط فعلی فیلم کوتاه در جهان و پیشرفت‌هایی که صورت گرفته، حضور فیلم‌های کوتاه ایرانی در جشنواره‌های بین‌المللی به دلیل به روز نبودن با شرایط روز جهان کمتر شده است و این انگیزه‌ای شد که ما در صنف برگزاری ورک‌شاپ‌های ماهیانه را برنامه‌ریزی کنیم.
اعلایی همچنین از طراحی سایت جدید انجمن خبر داد و افزود: به دلیل برخی کاستی‌ها در سایت فعلی سایت جدیدی را برای انجمن طراحی کرده‌ایم که قطعا خبرگزاری نیست و یک بخش کوچکی از آن خبر خواهد بود. این سایت بیشتر به منظور جریان‌سازی در فیلم کوتاه طراحی شده است.
در ادامه جلسه شهرام مکری در خصوص بحث اکران فیلم کوتاه در سینما آزادی توضیح داد: صحبت‌های اولیه‌ای برای اکران در سینما آزاد شد اما چون سانس پیشنهادی آنها 1-11 در یکی از روزهای بد هفته بود؛ ما این شرایط را مطلوب ندیدیم و ترجیح دادیم در سینما آزادی اکران فیلم کوتاه نداشته باشیم.
متاسفانه سینمادارها سانس‌های مرده‌شان را برای فیلم کوتاه پیشنهاد می‌کنند که این باعث می‌شود از فیلم‌ها استقبال نشود و در نهایت به ضرر فیلم کوتاه تمام شود.
نقی نعمتی نیز در این خصوص گفت: برگزاری هفته‌های فیلم و اکران فیلم کوتاه در وظایف ما نیست. مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و انجمن سینمای جوانان ایران به عنوان دو نهاد دولتی که بودجه کافی در اختیار دارند باید این وظیفه رابرعهده بگیرند. البته ما در جلسه‌ای که با ناصرباکیده مدیرعامل انجمن سینمای جوان داشتیم قرار شد مشکل اکران به نحوی حل شود. 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 2:10 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

فراخوان بخش مستند سیزدهمین جشن بزرگ سینمای ایران اعلام شد. 
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» بر اساس این فراخوان کلیه مستندسازان و تهیه کنندگان فیلم‌های مستند در سه شاخه (کوتاه، نیمه بلند و بلند) می‌توانند از۲۰ تا ۳۱ اردیبهشت‌ماه، با تکمیل فرم درخواست شرکت و ارسال یا تسلیم فیلم‌ها به صورت D.V.D آثار خود را در جشن شرکت دهند تا مورد داوری قرار گیرد.
کلیه آثار مستند (کوتاه، نیمه بلند و بلند)  که از ابتدای خرداد ماه 1387 تا انتهای اردیبهشت‌ماه 1388 تولیده شده و در دوره‌های پیشین جشن بزرگ سینمای ایران شرکت نکرده‌اند، می‌توانند با درخواست کتبی مالک حقوقی فیلم متقاضی شرکت در سیزدهمین جشن بزرگ سینمای ایران شوند.
علاقه‌مندان جهت کسب اطلاعات بیشتر و دریافت فرم شرکت و تحویل فیلم به دبیرخانه سیزدهمین جشن بزرگ سینمای ایران می‌توانند به آدرس: خیابان بهار جنوبی، کوچه سمنان، شماره 29 مراجعه و یا به شماره 77650088 تماس بگیرند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 8:57 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 

فراخوان پنجمین جشنواره فیلم کوتاه دینی رویش در قالب فیلم، فیلمنامه و بخش‌های داستانی، مستند و پویانمایی منتشر شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» در بخش مسابقه فیلم این جشنواره هنرمندان می‌توانند آثار خود را که از سال 86 تاکنون با حداکثر زمان 40 دقیقه تولید کرده‌اند به صورت DVD حداکثر تا 20 مهرماه به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.
در بخش پویانمایی آثار تولیدی خود را بدون محدودیت تکنیک ارائه دهند. فیلم‌هایی با موضوع اصلاح الگوی مصرف در اولویت انتخاب قرار دارند. در بخش مسابقه فیلمنامه آثار تولیدی باید با هر صفحه معادل یک دقیقه و حداکثر 40 صفحه در سه نسخه به دبیرخانه جشنواره ارسال شوند.
مرحله داوری اولیه و انتخاب آثار 20 آبان برگزار و اسامی پذیرفته‌شدگان 30 آبان اعلام می‌شود. دبیرخانه پنجمین جشنواره فیلم رویش برای ارتقای کیفی آثار فیلمسازان خلاق از 30 اردیبهشت تا سوم تیرماه کارگاه‌های آموزشی با حضور پیروز کلانتری و مهرداد اسکویی در بخش مستند و نیما عباس‌پور و آرش رصافی در بخش داستانی برپا می‌کند.
علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر، دریافت فرم شرکت و برنامه کارگاه‌های آموزشی می‌توانند به دبیرخانه جشنواره در تقاطع خیابان‌های حافظ و سمیه، حوزه هنری یا مراکز استانی حوزه هنری و نیز پایگاه اینترنتی جشنواره در www.ruyeshfestival.ir مراجعه کنند.
پنجمین جشنواره فیلم کوتاه دینی رویش از 9 تا 12 آذرماه در مشهد مقدس برگزار می‌‌کند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 8:41 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

فراخوان و چگونگی شرکت فیلم‌های انیمیشن در سیزدهمین جشن بزرگ سینمای ایران اعلام شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشن خانه سینما، بر اساس این فراخوان کلیه فیلم‌های انیمیشن (کوتاه و بلند) می‌توانند از تاریخ 20 تا ۳۱ اردیبهشت ماه، با تکمیل فرم درخواست شرکت و ارسال یا تسلیم فیلم‌ها به صورتDVD (هر اثر به شکل لوح مجزا) آثار خود را در جشن شرکت دهند تا مورد داوری قرار گیرد.
کلیه آثار انیمیشن (کوتاه و بلند) که از ابتدای خرداد ماه 1387 تا انتهای اردیبهشت ماه 1388 تولید شده و در دوره‌های پیشین جشن بزرگ سینمای ایران شرکت نکرده‌اند، می‌توانند متقاضی شرکت در سیزدهمین جشن بزرگ سینمای ایران شوند.
علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت فرم شرکت و تحویل فیلم به دبیرخانه سیزدهمین جشن بزرگ سینمای ایران به آدرس خیابان بهار جنوبی، کوچه سمنان، شماره 29 مراجعه و یا به شماره 77650088 تماس بگیرند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 8:40 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 

جشنواره فیلم کوتاه «سرزمین زیتون» با اعلام برگزیدگان در اصفهان به کار خود پایان داد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشنواره سرزمین زیتون، مهندس محمدرضا جعفری‌جلوه معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اختتامیه این جشنواره پس از قرائت آیاتی از سوره "والتین و الزیتون" عنوان کرد: احساس نمی‌کنید این آیات توصیف و تصویر حالات منطقه، خطه و سرزمینی است که موضوع نشست و جشنواره ما است؟ توصیفی از طبیعت این منطقه، سخن از تین و زیتون، سرزمینی که از آن به طور سینین و بلد امین یاد شده و مردمانی که در این سرزمین، جبهه انسانی و متفاوتی را شکل داده‌اند؟
او ادامه داد: ما نیز در این‌جا و در این جشنواره به این جبهه‌بندی‌ انسانی توجه کرده‌ایم. عده‌ای در اسفل السافلین ودر مقابل آنها عده‌ای که ایمان آورده‌اند. و سال‌های متمادی است که شاهد اعمال صالح آن‌ها هستیم، بویژه در این سال‌های اخیر بیشتر و در این ماه‌های اخیر به طور کاملا برجسته، گویا و بی‌نظیر.
او ادامه داد: سینما به قدمت اشغال فلسطین و پدیداری صهیونیسم به مثابه یک دولت مدعی و در انگاره‌سازی به نفع صهیونیسم و بالابردن کفه نگاه در افکار عمومی به سود اسرائیل و برای تصویرکردن مظلوم‌نمایی‌ها و دروغ پردازی‌های این جرثومه فساد وتباهی کارهای بسیاری کرده که بیش و کم می‌شناسیم و می‌دانیم که در پی جنگ جهانی دوم، در چه میزان از آثار سینمای داستانی و گونه‌های دیگر، کوشیده شده تا مظلومیت کاذب یک قوم را به بهانه‌ای برای استیلا یافتن به سرزمین دیگران تعبیر کنند. هنوز هم این راه ادامه دارد. سینما مورد استثمار قرار گرفته و در این جبهه‌بندی و در خدمت به باطل از آن بهره کشی شده است. حال نوبت آن است که سینما شانه‌های خود را از زیر این بار نامتناسب خارج کند و در صحنه مقابل یعنی صحنه تصویر حقانیت مظلومان و برملاکردن دروغ ننگین و مدعای کاذب صهیونیست ایفای نقش کند.
معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد در عین‌حال افزود: حال نوبت سینماست. تاکنون کارهایی در این زمینه صورت گرفته اما کارهای بسیاری باید انجام دهیم. در عرصه‌های مختلف سینما از جمله فیلم کوتاه، مستند انیمیشن، سینمای بلند و بازی‌های رایانه‌ای و در عرصه هنر رسانه‌های توانای سینما و گیم کارهای بسیاری باید صورت بگیرد.
جعفری جلوه ادامه داد: خدا را شاکریم که به ما توفیق داد تا این جشنواره، به همت انجمن سینمای جوانان ایران به عنوان یک قدم محکم برای ایفای این تکلیف شکل بگیرد و به ثمر بنشیند و ان‌شاء‌الله از این پس نیز به عنوان یک دوسالانه ادامه حیات خواهد داد.
وی گفت: آثار سینمایی بلند درباره حماسه پیروز 33 روزه لبنان، مقاومت 22 روزه سرافراز غزه و توصیف و روایت رنج فلسطین در قصه‌های مختلف در دستور کار ما قرار دارد و باید فعالیت ویژه‌ای در این زمینه داشته باشیم. هم در عرصه تولید، هم در عرضه، توزیع، پخش و اکران و هم در آیین‌ها و جشنواره‌ها باید این فعالیت‌ها صورت گیرد تا ان‌شاء‌الله سینمای مقاومت و سینمای تصویرگر پهلوانی و پایانی در کلیت منطقه اسلامی بیش از پیش بروز و ظهور کند و به ثمر بنشیند. 
معاونت سینمایی وزارت ارشاد در پایان به یک خاطره اشاره کرد و گفت: چندی پیش هم در همین سالن در خدمت بعضی از شما و همکارانتان بودم و صحبت از ویژگی‌ها و طعم، مزه و رنگ سینمای ملی به بیان آمد، در‌ آن جلسه عرض کردم که سینمای ملی ما باید در عرصه سینمای جهانی طعم و رنگ و ویژگی‌های خود را داشته باشد و گونه‌ای متفاوت به شمار رود. اکنون هم تاکید می‌کنم که باید بیش از پیش به این طعم و رنگ دینی و ایرانی توجه کنیم. بگذارید بگویم که طعم و رنگ سینمای ملی ما به طعم و رنگ زیتون و به رنگ رنگین‌کمانی است که پس از بارش رحمانی رهایی قدس بر پهنه پهلوانی لبنان و فلسطین شکل گرفته است.
در بخش اهدای جوایز برگزیدگان جشنواره، در بخش فیلمنامه دیپلم افتخار و مبلغ 2میلیون ریال به عنوان تقدیر به محمد پورعبدالله برای نگارش فیلمنامه دنیا گرد است تعلق گرفت.
همچنین لیلی ثابتی به عنوان نفر سوم در این بخش مبلغ 6 میلیون ریال و حمایت از تولید تا سقف 10 میلیون را برای نگارش فیلمنامه خاکستر و شهر از آن خود کرد.
مبلغ 8 میلیون ریال و حمایت از تولید تا سقف 10 میلیون ریال به عنوان رتبه دوم به ما می‌بینیم نوشته سعیده عدلی از اردبیل اهدا شد.
نفر اول در بخش فیلمنامه بهروز کیا برای فیلمنامه ریشه بود که مبلغ 10 میلیون ریال و حمایت از تولید تا سقف 10 میلیون ریال به وی تعلق گرفت.
همچینین پس ازقرائت شعری در رسای مقاومت مردم فلسطین توسط «عزیز مهدی» شاعر هندی و پخش فیلم کوتاهی از «شهید احمد کاظمی»، لوح یادبودی به مناسبت شصتمین سال مقاومت مردم فلسطین از سوی «محمدرضا جعفری جلوه» به خانواده این شهید اهدا شد.
بر اساس این گزارش، در بخش دیگری از این جشنواره محمدرضا جعفری جلوه ، ناصر باکیده، حسن کامران، سیدرضا طباطبایی، سیدسعید حسینی لوح تقدیر ویژه‌ای به نمایندگان حزب الله و حماس در ایران اهدا کردند.
سپس در بخش اهدای جوایز به فیلم‌های سه دقیقه‌ای جوایزی اهدا شد. در این بخش دیپلم افتخار و مبلغ 2 میلیون ریال به رضا احمدیاری برای ساخت پویانمایی آسمان آبی فلسطین اهدا شد. لوح تقدیر و دیپلم افتخار به مبلغ 2 میلیون ریال به رامین رهبر، سازنده پویانمایی سفید تعلق گرفت. لوح تقدیر و مبلغ 7 میلیون ریال به عنوان نفر سوم به مریم صحرانورد برای پویانمایی سرزمین امن اهدا شد.
همچنین لوح تقدیر و مبلغ10 میلیون ریال به عنوان نفر دوم به محمدرضا گودرزی سروش برای ساخت پویانمایی زخم اهدا شد.
سجاد عزیزی سازنده پویانمایی مزرعه من نیز به عنوان نفر اول لوح تقدیر و مبلغ 15 میلیون ریال را دریافت کرد.
در ادامه و در بخش مسابقه فیلم‌های بالای 3 دقیقه‌ای دیپلم افتخار و مبلغ 2 میلیون ریال به حسین سپهوند برای فیلم تجربی پاک شو دشمن تعلق گرفت.
دیپلم افتخار و مبلغ 7 میلیون ریال به نفر سوم به عمار قطینه برای فیلم داستانی بیش از حد از اردن اهدا شد.
دیپلم افتخار و مبلغ 10 میلیون ریال به عنوان نفر دوم به جلیل یغمایی برای فیلم پویانمایی ابابیل تعلق گرفت.
دیپلم افتخار و مبلغ 15 میلیون ریال به عنوان نفر اول نیز به احمد حیاتی برای فیلم داستانی دفینه اهدا شد.
در انتهای این مراسم نماهنگی با صدای علیرضا افتخاری و با موضوع فلسطین و غزه پخش شد. 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 8:39 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 ثبت‌نام رایگان در بخش «فیلم‌ها» آغاز شد

«پایگاه خبری فیلم کوتاه» در راستای حمایت از فیلمسازان سینمای مستند و فیلم کوتاه، امکان ثبت‌نام رایگان در بخش «فیلم‌ها» را برای تمامی فیلمسازان فراهم کرده است.
تمام فیلمسازان این امکان را دارند که فیلم‌های مستند، کوتاه داستانی، تجربی و انیمیشن خود را در بخش «فیلم‌ها» ثبت و از امکانات تبلیغ رایگان اثر خود بهره ببرند.
عضویت در این بخش محدودیت خاصی ندارد و هر فیلمساز این امکان را دارد که یک یا تمامی آثار خود را در هر ژانر و فرمتی به ثبت برساند.
به همین منظور و جهت سرعت بخشیدن به روند ثبت‌نام، لطفا راهنمای ثبت‌نام را بخوانید و به بندهای آن عمل کنید.
راهنما و فرم‌ثبت‌نام در این بخش اینجا قابل دسترسی است.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 5:15 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

مدیر امور جشنواره‌های بنیاد سینمایی فارابی اعلام کرد که سی‌ام اردیبهشت ماه آخرین مهلت ارسال آثار برای حضور در بیست و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان است.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، مسعود احمدیان تصریح کرد: نهادها، سازمان‌های دولتی و تهیه‌کنندگان بخش خصوصی که تمایل دارند فیلم‌ها و آثار ویدیویی‌ آن‌ها در بخش‌های مختلف جشنواره فیلم کودک شرکت کنند با مراجعه حضوری به دبیرخانه جشنواره، برگ درخواست شرکت را تکمیل و نسخه‌ای از اثر خود را همراه با عکس صحنه و کارگردان تا سی‌ام اردیبهشت ماه به دبیرخانه جشنواره برای بازبینی هیات انتخاب تحویل دهند.
وی خاطرنشان کرد: بیست و سومین جشنواره فیلم کودک پذیرای آثار بلند سینمایی و ویدیویی، فیلم‌های نیمه بلند، کوتاه داستانی و پویانمایی ساخته شده با موضوع کودکان و نوجوانان است.
بیست و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم های کودکان و نوجوان از 11 تا 15 مرداد ماه سال جاری در شهر همدان برگزار می‌شود.
دبیرخانه جشنواره در خیابان ولی عصر (عج)، بعد از باغ فردوس، خیابان طوس، نبش خیابان دلبر شماره 13 واقع شده است.

http://www.icff.ir/farsi/asp%20for%20home/asp/index1.asp

 |+| نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 8:19 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

مراسم اختتامیه نخستین دوره مسابقه فیلمنامه‌نویسی ماهنامه فیلم‌نگار امروز اول اردیبهشت‌ماه هم‌زمان با هشتمین سالگرد انتشار این ماهنامه در خانه سینما برگزار شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» نصرت‌الله تابش مدیرمسئول این ماهنامه طی سخنانی در این مراسم گفت: امسال هشتمین سال انتشار ماهنامه است و ما از نخستین روز به آموزش فیلمنامه‌نویسی تاکید داشتیم. یکی از مشکلات سینمای ما عدم توانایی برخی سینماگران برای تعریف یک قصه است. یکی از دستاوردهای فیلم‌نگار در این مدت این است که توانست کمک کند منتقدانی بوجود بیایند که صرفا بتوانند فیلمنامه را نقد کنند و درگیر سایر عناصر سینما نشوند.
تابش پیشنهاد داد: ما نیاز داریم مرکزی برای مشاوره فیلمنامه داشته باشیم. مرکزی که بتواند از علاقه‌مندان فیلمنامه‌نویسی حمایت کند. اگر مسئولان در این زمینه اقدام کنند ما حاضریم کارگزار این ماجرا باشیم. کسانی لازم است در این عرصه بارهای زمین مانده را بردارند.
کیوان کثیریان معاون سردبیر ماهنامه فیلم‌نگار نیز طی سخنانی در خصوص مسابقه فیلمنامه‌نویسی توضیح داد: ما دو سال پیش فراخوان این مسابقه را در ماهنامه چاپ کردیم و علاقه‌مندان تا پایان همان سال مهلت یافتند تا آثارشان را در مسابقه شرکت دهند. فراخوان ما برای فیلمنامه‌های کوتاه، بلند، مستند و ترجمه بود. از آنجایی که استقبالی از بخش مستند و ترجمه صورت نگرفت این بخش به خودی خود حذف شد. اما در مقابل استقبال بسیار خوبی از بخش فیلمنامه‌های کوتاه شد.
437 فیلمنامه کوتاه به دست ما رسید که به وسیله یک هیات 17 نفره از نویسندگان ماهنامه مورد ارزیابی مقدماتی قرار گرفتند. از این تعداد 33 فیلمنامه به بخش نهایی مسابقه راه‌یافتند.
این آثار به وسیله هفت داور متشکل از حمید نعمت‌الله، سیروس حسن‌پور، جابر قاسمعلی، علیرضا طالب‌زاده، اسماعیل میهن‌دوست، حمید گرشاسبی و هادی مقدم‌دوست مورد داوری قرار گرفتند و امروز برگزیدگان از میان این 33 فیلمنامه معرفی خواهند شد.
برگزیدگان مسابقه فیلمنامه‌نویسی فیلم‌نگار به شرح زیر معرفی شدند:
دیپلم افتخار و یک سال اشتراک ماهنامه به نفرات چهارم تا دهم بدون ترتیب اهدا شد به طاهره مدرسی برای کودک من، احسان شادمانی برای داستان یواشکی پیرمردها، علی برومند برای سیم جنگی، علیرضا محمدیان و خالد گولیان برای نقاب، محمد عزیزی برای خط سرخ باریک، شعله شیری برای حق همسایگی و بهاره کریمی‌زند برای مزاحم.
همچنین حمایت از ساخت فیلم تا مبلغ یک میلیون تومان از طرف مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، سکه بهارآزادی، چند جلد کتاب، دیپلم افتخار و یک سال اشتراک ماهنامه به نفرات اول تا سوم اهدا شد به علیرضا محمدیان و خالد گولیان برای راه سوم، احمدرضا یاوری برای یک تصادف سه‌گانه و ایرج فلاح برای کلاه هدهد.
نمایش فیلم‌های کوتاه بومرنگ (داریوش غریب‌زاده)، طوفان سنجاقک (شهرام مکری) و تاج خروس (آیدا پناهنده) از دیگر برنامه‌های این مراسم بود.
ضمن اینکه بسته «سی‌سال سینمای ما» از طرف معاونت فرهنگی خانه سینما به پاس فعالیت‌های موثر در اداره یک ماهنامه تخصصی سینمایی به نصرت‌الله تابش اهدا شد.
سیدرضا میرکریمی، کامران ملکی، فرهاد توحیدی، سعید مستغاثی، حمید نعمت‌الله، سیروس حسن‌پور، جابر قاسمعلی، عزیز‌الله حاجی‌مشهدی و هادی مقدم‌دوست از جمله حاضران در این مراسم بودند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 8:48 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 
 
لازم است تا پیش از ارسال آثار تصویری خود به سایت موویکس، نکات زیر را به دقت مطالعه کنید:

متقاضیان می‌ توانند فیلم‌هایی در همه‌ی شاخه‌ها – فیلم‌های داستانی، مستند، ویدئو کلیپ، انیمیشن، تیزر، ویدئو آرت و ... – را برای موویکس بفرستند.

مدت زمان آثار ارسالی حداکثر می تواند تا ۳۰ دقیقه باشد.

برای تاریخ ساخت آثار ارسالی هیچ محدودیتی وجود ندارد.

فیلم های ارسالی باید بدون زیرنویس باشند.

هیچ محدودیتی در تعداد آثار ارسالی وجود ندارد.

آثار حتما باید با فرمت دی وی دی ارسال شوند. (بدیهی است هر اثر باید به صورت جداگانه بر روی یک دی وی دی ارسال شود)

همه ی آثار ارسالی نمی توانند در سایت موییکس منتشر شوند. از آن جا که موویکس بنا دارد تا تنها آثاری با کیفیت خوب را معرفی کند، حق خود را در گزینش فیلم های ارسالی محفوظ می داند.

سایت موویکس متعهد می شود که:
الف – همه‌ی اطلاعات شخصی پدیدآورندگان را در بایگانی خود محفوظ نگه دارد.
ب – آثار ارسالی، بدون اجازه ی صاحبان شان، به جز سایت موویکس، در هیچ جای دیگری پخش و تکثیر نخواهد شد.

چنان چه صاحب اثر، به هر دلیلی بخواهد فیلم خود را از سایت موویکس پاک کند، این حذف بی هیچ مانعی صورت خواهد پذیرفت.


پیش از هر کار، فرم ارسال آثار را دانلود کرده و آن را به دقت پر کنید. لازم است برای هر فیلم ارسالی یک فرم به صورت جداگانه تنظیم شود.

فرم تکمیل شده را بر روی یک سی دی کپی کرده به همراه دی وی دی اصل اثر در یک پاکت پستی قرار دهید و حتما با پست پیشتاز به آدرس:
تهران – صندوق پستی ۴۱۱۴-۱۶۷۶۵ - آرش خاکپور، برای ما بفرستید.

هم میهنان مقیم خارج از کشور نیز می توانند به روش بالا آثار خود را به آدرس زیر ارسال کنند:

Arash Khakpour - POBox. 16765-4114 – Tehran - Iran


هر یک از پدیدآورندگان آثار تایید شده، یک صفحه ی مخصوص به خود با آدرس ثابت mooweex.com/director-name در سایت موویکس خواهند داشت که دربردارنده ی بیوگرافی شخصی و تمامی فیلم های منتشر شده ی او در سایت خواهد بود. برای هر فیلم نیز یک آدرس ثابت به صورت mooweex.com/film-name در نظر گرفته می شود.

چنان چه پس از خواندن اطلاعات ِ بالا، هنوز پرسش هایی در ارتباط با چگونگی همکاری با سایت موویکس داشتید، برای ما ایمیل بزنید

 |+| نوشته شده در  جمعه 14 فروردین1388ساعت 2:15 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

موریس ژار، موسیقی‌دان فرانسوی و یکی از برجسته‌ترین آهنگسازان تاریخ سینمای جهان در سن 84 سالگی در شهر لس آنجلس درگذشت.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از بی‌بی‌سی، ژار که برای موسیقی فیلم‌های کلاسیک هالیوود شهرت جهانی داشت، مدتی بود که از بیماری سرطان رنج می‌برد و در حالی مغلوب بیماری شد که ماه گذشته برای دریافت جایزه افتخاری جشنواره برلین به پایتخت آلمان سفر کرد.
ژار سه بار جایزه اسکار بهترین موسیقی متن را برد که هر سه بار برای فیلم‌هایی از دیوید لین، فیلمساز نامدار بود؛ بار اول برای لورنس عربستان در سال 1962 و سپس برای دکتر ژیواگو و گذرگاهی به هند.
او در طول مدت فعالیت خود برای بیش از 150 فیلم موسیقی ساخت که یکی از مشهورترین آنها رسالت (محمد رسول‌الله) ساخته مصطفی عقاد بود.
او تجربه همکاری با کارگردانان مهمی همچون دیوید لین، آلفرد هیچکاک، جان هیوستون و لوکینو ویسکونتی را داشت.
او علاوه بر سینما، برای تعداد زیادی تئاتر، باله و سریال تلویزیونی نیز آهنگ ساخت، از جمله سریال عیسی ناصری.
او که در دهه 1960 برای زندگی به آمریکا رفت، چهار بار ازدواج کرد و ژان میشل ژار، یکی از پیشگامان موسیقی الکترونیک فرزند اوست.

هر مسلمان بخاطر موسیقی زیبای محمد رسول الله لااقل یک فاتحه به موریس بدهکار است .

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 13 فروردین1388ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

 

باتوجه به در پیش بودن دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، بخش ویژه سومین جشنواره بین‌المللی سینما حقیقت باعنوان «موضوع: انتخابات»، به استقبال تولید و نمایش آثار مستند مرتبط با این رویداد مهم سال 1388 ایران اسلامی خواهد رفت.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، ستاد برگزاری سومین دوره جشنواره بین‌المللی سینما حقیقت از عموم مستندسازان، دانشجویان سینما و سایر علاقمندان دعوت به‌عمل می‌آورد تا با ساخت مستندهای کوتاه پیرامون انتخابات ریاست جمهوری، حضور گسترده اقشار مختلف ایران‌ اسلامی در این رویداد مهم سیاسی و اجتماعی کشور را به تصویر کشیده و از منظر بخش ویژه «موضوع: انتخابات» جشنواره بین‌المللی سینما حقیقت، به معرض دید و قضاوت عموم شرکت‌کنندگان ایرانی و خارجی جشنواره بگذارند.
مدت زمان آثار مستندی که مورد پذیرش بخش ویژه «موضوع: انتخابات» جشنواره سینما حقیقت قرار خواهند گرفت، حداکثر 10 دقیقه بوده و قطع آن نیز می‌بایست miniDV ، DV ، DVcam ، Betacam یا HD باشد.
فیلم‌های مستند ارسالی به دبیرخانه جشنواره، توسط یک هیات انتخاب حرفه‌ای مورد بازبینی قرار گرفته و آثار منتخب در بخش رقابتی «موضوع: انتخابات» به نمایش عمومی درخواهند آمد.
ضمن این‌که ستاد جشنواره از تمامی کارگردانان آثار منتخب این بخش از سراسر ایران دعوت به‌عمل خواهد آورد تا ضمن شرکت در جشنواره و برنامه‌های مختلف آن (با فراهم‌آوردن شرایط اسکان و پذیرایی و ...) در ورک‌شاپ‌های آموزشی جشنواره که با حضور مدرسان برجسته ایرانی و خارجی برگزار خواهد شد نیز حضور به‌هم رسانند.
عموم علاقمندان حداکثر تا تاریخ 15 تیرماه 1388 فرصت دارند یک نسخه DVD از اثر خود [با موضوع دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران] را برای بازبینی اولیه به دبیرخانه جشنواره بین‌المللی سینما حقیقت به نشانی: تهران، خیابان سهروردی شمالی، میدان شهید قندی، شماره 15، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، طبقه اول ارائه کنند.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 1:15 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

دنی بویل و دیگر عوامل «میلیونر زاغه‌نشین» پس از دریافت جایزه بهترین فیلممیلیونر زاغه نشین ساخته دنی بویل با دریافت هشت جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی، پیشتاز مطلق هشتاد و یکمین دوره جوایز آکادمی شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» این فیلم که داستان آن در بمبئی می‌گذرد، جوایز بهترین فیلمنامه اقتباسی، موسیقی، ترانه، تدوین، فیلمبرداری و میکس صدا را نیز دریافت کرد.
جوایز بهترین بازیگر نقش اول مرد و زن نیز به ترتیب به شان پن برای میلک و کیت وینسلت برای کتاب‌خوان اهدا شد.
میلک ساخته گاس ون‌سنت علاوه بر دریافت جایزه بازیگری، اسکار بهترین فیلمنامه اریژینال را نیز برای داستین لنس بلک به همراه آورد.
هیث لجر بازیگر نقش ژوکر در فیلم شوالیه سیاه که سال پیش درگذشت، همان طور که پیش‌بینی می‌شد، جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به نام خود ثبت کرد.
پنه‌لوپه کروز نیز برای بازی در فیلم ویکی کریستینا بارسلونا وودی آلن اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را برد.
وال-ای محصول پیکسار جایزه بهترین انیمیشن بلند را برد و از دو انیمیشن دیگر یعنی کونگ‌فو پاندا و بولت پیش گرفت.
موقعیت عجیب بنجامین باتن که در سیزده رشته نامزد اسکار بود و از این نظر بالاتر از سایرفیلمها ایستاده بود، سه جایزه بهترین طراحی صحنه، گریم و جلوه‌های ویژه را دریافت کرد.
شوالیه سیاه پرفروش‌ترین فیلم سال هم علاوه بر جایزه بازیگری، اسکار بهترین تدوین صدا را به خود اختصاص داد. جایزه بهترین طراحی لباس نیز به فیلم دوشس رسید.
اما انتخاب اعضای آکادمی در رشته بهترین فیلم خارجی دور از انتظار بود و در حالی که پیش‌بینی می‌شد والس با بشیر این جایزه را بگیرد، فیلم ژاپنی درگذشتن‌ها اسکار گرفت.
برگزار کنندگان اسکار، برنامه ویژه‌ای را برای اعلام برندگان جوایز بهترین بازیگر زن و مرد تدارک دیده بودند و هنگام معرفی نامزدهای این دو رشته، پنج بازیگر زن و مرد که پیش از این اسکار برده بودند، روی صحنه ظاهر شدند و هر کدام درباره یکی از نامزدها صحبت کردند.
رابرت دنیرو، آنتونی هاپکینز، ادرین برودی، بن کینگزلی و مایکل داگلاس از بازیگران مرد و سوفیا لورن، شرلی مک‌لین، نیکول کیدمن، هالی بری و ماریان کوتیار از بازیگران زن تقدیر کردند.
شان پن پس از دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد که دومین اسکارش بود، پس از تشکر از کسانی که در ایفای نقش هاروی میلک به او کمک کرده بودند، از میکی رورک رقیب خود تقدیر کرد و او را «برادر» خود خواند.
هنگام اهدای جایزه بهترین فیلم در پایان مراسم به تهیه کننده فیلم میلیونر زاغه‌نشین، سایر برندگان این فیلم و بازیگران آن روی صحنه آمدند و موفقیت بزرگ این فیلم را جشن گرفتند. هنگام اهدای جایزه موسیقی و ترانه نیز، در حضور ای.آر رحمان که این دو اسکار را برد، گروه موسیقی هندی روی صحنه برنامه اجرا کرد.
اسکار جین هرشولت برای فعالیت‌های انسان دوستانه نیز توسط ادی مورفی به جری لویس اهدا شد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 3:13 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

 

یوچن الکساندر فریدانکفیلم کوتاه سرزمین اسباب‌بازی ساخته یوچن الکساندر فریدانک، فیلمساز آلمانی جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه را به خود اختصاص داد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» این فیلم با پیشی گرفتن از رقبای ایرلندی، دانمارکی، آلمانی و فرانسوی خود موفق به کسب جایزه شد.
مرد روی سیم ساخته جیمز مارش درباره عبور فیلیپ تی ماجراجوی فرانسوی از روی یک سیم میان برج‌های دوقلوی نیویرک در دهه 1970 اسکار بهترین مستند بلند را از آن خود کرد. پتی هنگام اهدای جایزه به مارش و همکارش، روی صحنه ظاهر شد و برای حاضران صحبت کرد.
لبخند بزن پینکی ساخته مگان میلان که درباره یک دختربچه هندی است، جایزه بهترین مستند کوتاه اسکار 2009 را به خود اختصاص داد.
اعضای آکادمی انیمیشن ژاپنی قطعات عشق، قسمت اول ساخته کانیو کاتو را نیز به عنوان برنده اسکار بهترین انیمیشن کوتاه معرفی کردند.
نکته جالب توجه درباره رشته‌های مستند و کوتاه هشتاد و یکمین جوایز اسکار، موفقیت فیلمسازان غیر آمریکایی بود.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

 

در حالی که تنها 48 ساعت تا برگزاری هشتاد و یکمین دوره جوایز اسکار باقی مانده، سه رشته مربوط به فیلم کوتاه به اندازه سایر بخش‌ها مورد توجه رسانه‌ها است.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» نمایش فیلم‌های کوتاه نامزد اسکار در آمریکا باعث شده تا برای پنجمین سال پیاپی اظاهار نظر درباره فیلم‌ها با نزدیک شدن به زمان برگزاری مراسم بیشتر شود.
نشریه اینترنتی ایندی‌وایر در گزارشی، آمار جالبی درباره فیلم‌ها ارائه کرده است.
بر اساس این گزارش، امسال از میان 21 فیلمسازی که امسال نامزد دریافت اسکار در سه رشته فیلم کوتاه، انیمیشن کوتاه و مستند کوتاه هستند، تنها یک نفر پیش از این سابقه نامزدی اسکار را دارد.
استیون اکازاکی که امسال برای وجدان نم ان نامزد جایزه بهترین مستند کوتاه است، پیش از این دو بار نامزد اسکار شده و یک بار آن را برای مستند کوتاه روزهای انتظار در سال 1990 به دست آورده است.
اما سایر مردان و زنانی که نامشان در فهرست نامزدهای این سه رشته به چشم می‌خورد، یکشنبه شب برای نخستین بار پا به سالن کداک هالیوود می‌گذارند و امیدوارند با دریافت مجسمه طلایی هالیوود، فصل تازه‌ای را در دوران کاری خود آغاز کنند.
وجدان نم ان مستندی نیم ساعته درباره یک سرباز نوجوان در دوران حکومت خمرهای سرخ در کامبوج است که از هزاران شهروند در انتظار اعدام عکاسی کرده است.
امسال در رشته مستند کوتاه تنها چهار فیلم نامزد شده‌اند. دیگر کاندیدا آخرین اینچ ساخته ایرنه تیلور و تام گرانت مستندی 38 دقیقه‌ای درباره تاریخچه مبارزه جهانی با فلج اطفال است.
لبخند بزن پینکی ساخته مگان میلان درباره دختربچه‌ای هندی با لب ترک خورده است و شاهد از بالکن اتاق 306 به کارگردانی آدام پتروفسکی و مارگارت هاید درباره یکی از شاهدان ترور مارتین لوترکینگ.
در رشته انیمیشن کوتاه بار دیگر استودیو پیکسار حضور دارد. این بار فیلم 5 دقیقه‌ای موسیقی تند ساخته دوگ سویتلند نامزد شده که پیش از نمایش انیمیشن سینمایی وال-ای در سینماها به نمایش درمی‌آمد.
سازندگان اکتاپدی فارغ‌التحصیلان مدرسه فیلمسازی گابلینز در فرانسه هستند که به دلیل قواعد آکادمی تنها نام عماد مخبری ایرای‌تبار و تیری مرچاند در میان نامزدها آمده است.
کنستانتین برونزیت امسال با لاواتوری-داستان عشق روسیه را نامزد اسکار کرده است. دو نامزد دیگر این رشته، انیمیشن ژاپنی قطعات عشق، قسمت اول ساخته کانیو کاتو و از این طرف یکی از ده فیلم کوتاه برتر جشنواره ساندنس هستند.
اما در رشته فیلم کوتاه، مانند سال‌های اخیر نقش فیلمسازان غیر آمریکایی پررنگ است؛ رتو کافی آلمانی با روی خط در جشنواره‌های زیادی تحسین شد و نامزدی اسکار را نیز به دست آورده است.
استف گرین فیلمساز و نویسنده ایرلندی نیز با پسر جدید به فهرست کاندیداها راه پیدا کرده و الیزابت مار و الیویه پون از فرانسه با مانون روی آسفالت نامزد شده‌اند.
دو نامزد دیگر نیز غیر آمریکایی هستند؛ خوک ساخته تیوی ماگنوسن و دورتی هاگ از اسکاندیناوی و سرزمین اسباب‌بازی ساخته جوچم الکساندر فریدانک از آلمان.
مراسم اهدای جوایز اسکار 2009 روز 22 فوریه در لس‌آنجلس برپا می‌شود.

 |+| نوشته شده در  جمعه 2 اسفند1387ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

جامعه اصناف سینمای ایران دریافت جایزه خرس نقره‌ای بهترین کارگردانی جشنواره فیلم برلین را به اصغر فرهادی شادباش گفت.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» متن این شادباش که توسط روابط عمومی خانه سینما منتشر شده بدین شرح است:
اهداء جایزه خرس نقره‌ای پنجاه و نهمین جشنواره فیلم برلین به هنرمند ارزشمند سینمای کشورمان جناب آقای اصغر فرهادی، حکایت از استمرار ظرفیت بالای سینمای ایران در رقابت با سینمای جهان و توان هوشمندانه سینماگران شریف میهن‌مان در خلق آثار قدرتمند و برجسته سینمایی دارد.
سینمای نوین ایران بالندگی روز افزون خود را مرهون تلاش‌های شرافتمندانه سینماگران گرانقدری می‌داند که علی‌رغم بی مهری‌ها و سوءتفاهمات پیرامونی، همچنان متعهدانه و مصمم در این هنر- صنعت جهانی گام بر می دارند و سکان نمایندگی فرهنگی ایران عزیز را در عرصه های بین المللی به دست دارند.
خانه سینما این موفقیت را به همکاران سینمایی خود شادباش می گوید.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 8:1 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

فهرست آثار راه‌یافته به دو بخش مسابقه فیلم‌های داستانی کوتاه و نیمه‌بلند سومین جشنواره فیلم شهر اعلام شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، ستاد خبری جشنواره فیلم شهر اعلام کرد: 73 فیلم کوتاه داستانی ایرانی در جشنواره فیلم شهر رقابت می‌کنند که از میان 459 اثر رسیده به دبیرخانه جشنواره انتخاب شده‌اند.
این آثار عبارتند از:
امیرعلی (بنیامین اثباتی)، اندوه به روایت سه زن (سعید نجاتی)، ایستگاه اتوبوس (محمدرضا حاجی‌غلامی)، آخرین نورخوردگی (علی شهریاری‌پور)، آشوب (بابک بهرام‌بیگی)، آن روی دیگر (جواد مولانیا)، آن گل آفتابگران (نادیا معقولی)، آهنگ شخصیت (مینا حسینی)، آیینه (علی خسروی)، برای کار (حسین شمس)، بعد از ناهار می‌نشینم و حرف می‌زنم (رامین پروین)، بوق (روح‌الله مسرور)، پرسش یک پاسخ (کاوه قهرمان)، پژواک سکوت (مژده کارگر)، پسر کاغذی (یوسف آبروشن)، پشت بام (امیرهومن سیاه منصوری)، پلاک 121 (امین منتظری)، پنجره (مهدی جعفری)، پنجره (احمد زایری)، پونک (حنیف شهپرراد)، پیاده‌رو (جواد حبیب‌پور)، تا تو هستی (کاوه سجادی حسینی)، تاج خروس (آیدا پناهنده)، تصادف (امیرحسین حیدری)، تونل (سهیلا گلستانی)، جای دوست جای دشمن (الهام حسین‌زاده)، چشم سوم (آوا فیاض واثقی)، چهل و پنجم 19 غربی (سهیلا گلستانی)، حرف (محمد اسلامی)، در آستانه (علی بیات)، درد خاموش تاک (رضا نوروزی گوهر)، دندان آبی (هومن سیدی)، دیوارها (محمدصادق سمودی)، رنگین‌کمان شب (فرشید مشایخ)، زندگی زیر آسمان خاکستری (علیرضا مولایی)، زیر پلک (بیژن میرباقری)، ساعت انتقام (زهره معتمدی)، سه ممیز شش (نیما عباسپور)، فخرالملوک خانم (احمد بهرامی)، فقر. جنایت. مکافات (ضیا همایون)، قاچ (میثم امینی و اردشیر عبدالرحیمی)، کتاب امانتی (محمدرضا حیدری)، کمی قبل از شام (پریسا پروین‌نیا)، کی می‌ره این همه راهو (هامون قایچی)، گره کور (آرش عدسی)، لحظه دیدار (سیدحمید طاهری)، مثل آن شب (شهرام میراب اقدم)، مردمک‌های پریشان (طوفان نهان‌قدرتی)، مکاشفه کوتاه آذر (مهناز صبور)، مگاپیکسل (مهسا بنوفاطمه)، میان دو خواب (امیر عبداللهی)، می‌تونم روی این نیمکت بشینم؟ (امیر کیانی)، میلیمتر (سیدوحید حسینی نامی)، نقطه شک (علی نعمت‌اللهی)، هفت و هفت دقیقه و هفت ثانیه (فرهود بحری کرمی)، یالقیز (نادر ساعی‌ور)، یک توده هوای ناپایدار (نیما جاویدی)، بعضی‌ها ... چارپایه را می‌کشند (کمال زحمتکش)، خیابان یکطرفه (نسرین جوادی)، سیاه و سفید (امیر توده‌روستا)، سفر دراز روز در شب (علی فزقانی)، ترانه برای لوبا (طوفان نهان‌قدرتی)، آن بالا کسی مرا دوست دارد (سیدجواد میرهاشمی)، سمت راست من (کیارش اسدی‌زاده)، مزاحم (جواد مزدآبادی)، نور آسمانی (پناه‌برخدا رضایی)، میان دو سیاهی (مرتضی جذاب)، پرسش یک پاسخ (‌کاوه قهرمانی)، وقتی خونه با آدم قهر می‌کنه (شبنم قلی‌خانی)، میراث سبز (علی عصمتی زمانی)، تنگ خالی ماهی (عاطفه خادم الرضا)، سینما ترامادوله (مسعود بهارلو) و پدر آسمانی (پیمان نهان‌قدرتی).
همچنین 10 فیلم نیمه‌بلند داستانی هم به بخش مسابقه سومین جشنواره فیلم شهر راه یافتند که این آثار از میان 27 اثر انتخاب شده‌اند. این فیلم‌ها عبارتند از:
پدربزرگ (فرشاد ارج)، پرستو (هاشم عیبانی‌مقدم)، پیش از آنکه بگویم خداحافظ (محمود غفاری)، پیله (هاشم علیایی‌مقدم)، توخالی (احمد عبداللهیان بلوجی)، دیگ (مجید عکاف‌زاده)، سی و پنج متری سطح آب (هومن سیدی)، گریز (بهزاد بهزادپور)، لحظه‌های گمشده (کرشمه افسری) و محدوده خصوصی (افشین صادقی).
سومین جشنواره بین‌المللی فیلم شهر از 12 تا 17 اسفندماه امسال در تهران برگزار می‌شود.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 1:48 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 

سیمرغ‌های بلورین بهترین مستند کوتاه‌و نیمه بلند و مستند بلند و فیلم‌های کوتاه داستانی بیست‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر لحظاتی پیش اهدا شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» هیات داوران بخش مستند متشکل از منوچهر طیاب، طهماسب صلح‌جو، فرید فرخنده‌کیش، محمدرضا عرب و محمدرضا مختاری برگزیدگان خود را به شرح زیر معرفی کردند.
دیپلم افتخار مستند کوتاه و نیمه بلند به امیر جغتایی برای فیلم حباب سرد و مرتضی شعبانی برای فیلم ضاحیه اهدا شد و سیمرغ بلورین این بخش به فرشته جغتایی برای کارگردانی چه سرسبز بود دره ما رسید.
همچنین در بخش مستند بلند سیمرغ بلورین به فیلم عکس ناتمام بهمن جلالی به کارگردانی مشترک عمید راشدی و تورج ربانی اهدا شد.
در بخش فیلم کوتاه سیمرغ بلورین به فریدون نجفی برای فیلم خانه فاطمه کجاست؟ اهدا شد و دیپلم افتخار نصیب سارا نامجو برای انیمیشن کلیدهای رویا شد.
گفتنی است مراسم اختتامیه بیست‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در تالار بزرگ کشور در حال برگزاری است.

برگزیدگان بیست‌وهفتمین جشنواره فجر معرفی شدند

تردید به کارگردانی واروژکریم مسیحی سیمرغ بلورین بهترین فیلم بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر و اصغر فرهادی برای درباره الی سیمرغ بهترین کارگردانی را دریافت کرد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» برگزیدگان بخش‌های مختلف جشنواره بیست وهفتم به شرح زیر معرفی شدند:

بهترین فیلم
تردید

بهترین کارگردان
اصغر فرهادی به خاطر در باره الی
دیپلم افتخار به عبدالرضا کاهانی برای بیست

جایزه ویژه هیات داوران
عیار 14 به کارگردانی پرویز شهبازی

بهترین فیلمنامه
فرید مصطفوی و ابوالحسن داودی برای زادبوم

بهترین بازیگر مرد
شهاب حسینی برای درباره الی 

بهترین بازیگر زن
لیلا حاتمی برای بی‌پولی

بهترین بازیگر مرد مکمل
علیرضا خمسه برای بیست

بهترین بازیگر زن مکمل
مهتاب کرامتی برای بیست

بهترین فیلمبرداری
مرتضی پورصمدی برای شبانه‌روز

بهترین موسیقی
کارن همایونفر برای زادبوم

بهترین صدا
حسن زاهدی برای درباره الی

بهترین طراحی صحنه و لباس
ایرج رامین‌فر، آتوسا قلمفرسایی برای وقتی همه خوابیم

بهترین جلوه‌های ویژه
داود رسولیان برای به کبودی یاس

بهترین چهره‌پردازی
سعید ملکان برای وقتی همه خوابیم

بهترین فیلم از نگاه تماشاگران
بی‌پولی و درباره الی به صورت مشترک

بهترین فیلم از نگاه ملی
به کبودی یاس سیمرغ زرین و پلاک زرین، زادبوم و کودک وفرشته پلاک زرین

 |+| نوشته شده در  جمعه 25 بهمن1387ساعت 10:47 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

 

 

 

بیوگرافی مصطفی زمانی:

نام : مصطفی
نام خانوادگی : زمانی
اصلیت : شمالی
تابعیت : ایران
اولین نقش : حضرت یوسف
تحصیلات : کارشناس مدیریت صنعتی
محل زندگی : تهران
پیش از این از رویارویی با خبر نگاران احساس خوبی نداشته از عنوان کردن حرفهای تکراری بیزار است اعتماد به نفس زیادی دارد میدانست نقش حضرت یوسف سرو صدای زیادی میکند آدم محتاطی است 99 درصد از آشنایان او را نسبت به مطبوعات دچار دلهره کرده اند از بچگی عاشق بازیگری بوده وقتی وارد دانشگاه شد به بازیگری در تاتر پرداخت معتقد است فضای رشد پیشرفت برای جوانان و نوجوانان علاقه مند در شهرستانها کم و محدود است میان بازیگران مرد محمدرضا فروتن را خیلی دوست دارد به نظر او هدیه تهرانی هنرپیشه تاثیرگذاری است بازی فروتن و تهرانی را در قرمز خیلی دوست دارد  از طریق دوستش متوجه شد برای سریال یوسف دنبال بازیگر هستند ابتدا هیچ شانی برای خود قائل نبوده روز اول تست هول شده و دیالوگهایش را فراموش کرده  پیش از تست دوم کتاب یوسف در آینه تاریخ را خواند بعد از تست دوم قراردادی 6 ماهه امضا کرد . برای ایفای بهتر نقش به کلاسهای بازیگری سوارکاری و بدنسازی رفت به خاطر فشارهای حاکم بر فضای کار 2 بار انصراف داده .معتقد است سلحشور پای او ایستاد .خود را مدیون صداقت و اعتماد سلحشور میداند .اولین پلان را 8 بهمن 1383 بازی کرد .بازیگر نقش نوجوانی یوسف پسرعمه زمانی است .کتایون ریاحی را بهترین انتخاب برای نقش زلیخا میداند .هیچکس بدون گریم او را نمیشناسد .در باشگاه بدنسازی با محمدرضا فروتن آشنا شد .آرزوی بازی با مرحوم خسرو شکیبایی را داشت .بسیار احساساتی است . بازیگری را دوست دارد .امیدوار است بازی در نقش یوسف ویترین خوبی برای او باشد اجازه بازی در کلاه پهلوی را نداشت .هنوز ازدواج نکرده و مجرد است .طبق قرارداد تا پایان سریال حق بازی در هیچ فیلمی را ندارد معتقد است محمدرضا گلزار حقش بوده که دارای چنین جایگاهی در سینما شده . پارسا پیروزفر را هنرپیشه ای باسواد میداند . از نظر او حامد بهداد دوست داشتنی و عجیب است . علی دایی را سمبل اراده میداند .

40 نکته در مورد مصطفی زمانی
۱.نام مصطفی را مادرش برایش انتخاب کرده است.
۲.از اسم فامیلش که " زمانی " است بسیار راضی است.
۳.او ۲۶ سال سن دارد و دقیقا روز سی ام خرداد ۱۳۶۱ به دنیا آمده است.
۴.زاده شهر برنج و دریا است یعنی فریدون کنار.
۵.از همان بدو کودکی چشم هایش زبانزد افراد فامیل شد.
۶.به رفیق بازی چندان اهمیتی نمی دهد و در طول ۲۶ سال سن تنها ۲ دوست دائمی برای خود نگه داشته است.
۷.خیلی از افرادی که او را می شناسند ٬ می گویند او خودش را می گیرد!!؟؟
۸.مثل بسیاری از جوانها پس از مدتی از فریدون کنار سر از تهران درآورد.
۹.یکی از منتقدان نام او را آقای شانس گذاشته چرا که او از بین ۳۰۰۰ نفر برای نقش یوسف انتخاب شده است.
۱۰.کاندیداهای نقش یوسف حتی از بین خارجی ها هم بوند و او توانست آنها را هم عقب بزند.
۱۱.قرارداد مصطفی زمانی عجیب ترین قرارداد در تلوزیون برای ساخت یک سریال بود چرا که در یکی از ماده های این قرارداد ثبت شد هر وقت چهره بهتری از زمانی پیدا شد او کنار برود.
۱۲.لباس پوشیدن او مثل بسیاری از جوان هاست خوش پوش و خوش تیپ.
۱۳.خانواده او هم اکنون در شهرستان ساکن هستند و مصطفی ناراحتی شدیدی از لحاظ دوری با آنها دارد.
۱۴.منتقدان بسیاری از بازی او خرده گرفتند و او را نابازیگر شهرستانی خواندند اما او می گوید:من همه حضورم را مدیون خدا هستم و بس!
۱۵.گریم روی صورت مصطفی در مورد نقش یوسف روزانه بیش از ۳ ساعت به طول می انجامید.
۱۶.مصطفی زمانی یکی از معدود بازیگرانی است که در کوچه و خیابان هیچ کس او را نمی شناسد و باورش نمی شود او همان یوسف سریال تلویزیونی است.
۱۷.آرزوی مصطفی حضور در سینما است اما نه هر کاری! هر چند اخیرا عواملی او را در مورد چند قرارداد سینمایی سرکار گذاشته اند.
۱۸.او آنقدر به محمد رضا فروتن اعتقاد دارد که می گوید:یکی از قوت قلب هایم جهت حضور در این سریال یوسف پیامبر ٬ او بود.
۱۹.آرزوی پرپر شده مصطفی این بود که او دوست داشت برای یکبار هم که شده مقابل مرحوم خسرو شکیبایی ایفای نقش کند.
۲۰.او در مورد محمد رضا گلزار می گوید:حقش بوده که به اینجا رسیده است!
۲۱.مصطفی زمانی از طرفداران علی دایی است و می گوید:او اسوه ی اراده است.
۲۲.هنوز در جایی اعلام نکرده که طرفدار آبی است یا طرفدار قرمز است؟!
۲۳.از طرفداران صدای محمد اصفهانی است و می گوید دوست دارد به کنسرتش برود و صدایی کم نظیر دارد.
۲۴.همیشه برای تیم ملی دعا می کند و می گوید امیدوارم به جام جهانی برویم.
۲۵.در مجالس اگر بگوید او بازیگر نقش یوسف است کسی حرفش را باور نمی کند چون چهره گریم شده اش با گریم نشده اش زمین تا آسمان فرق دارد.
۲۶.او اسب سوار و شمشیرباز خوبی است چرا که برای اجرای بسیاری از صحنه های سریال می بایست اسب سواری و شمشیر بازی کند و این دو حرفه را در مدت کوتاهی فرا گرفت.
۲۷.او به خاطر ایفای نقش یوسف دشمنان بسیاری را در این صنف که به نوعی رقبای او محسوب می شوند پیدا نموده است.
۲۸.به گفته برخی ها مصطفی زمانی در این سریال به توعی پارتی بازی کرده است و پسر عمه خود را که می گویند یکی از بازیگران نوجوان استان مازندران است را به کارگردان معرفی نمود تا پسر عمه مصطفی نقش نوجوانی یوسف را بازی کند.
۲۹.تحصیلات خود را در رشته مدیریت صنعتی گذرانده است.
۳۰.جهت تامین امرار معاش حسابدار یک شرکت خصوصی است.
۳۱.بیش از سینما رفتن به تلوزیون علاقه دارد.خودش می گوید:در مدت زمان عمرش ۴ بار بیشتر به سینما نرفته است.
۳۲.از بین بازیگران مرد سینما هنرمند محبوبش محمد رضا فروتن است و می گوید او الگوی خوبی برای هنر سینما و من است و همین طور از هدیه تهرانی به عنوان بهترین بازیگر زن نام می برد.
۳۳.حقوق او از ابتدا تا پایان سریال از قرار ماهی ۵۰۰ هزار تومان تعیین شد.
۳۴.اوایل سریال او آنقدر در فشارهای روحی قرار گرفت که ۲ بار استعفا داد.
۳۵.اولین بار که مصطفی جلوی دوربین رفته است ۸ بهمن ۱۳۸۳ ساعت ۱۱ صبح بوده است آن هم بازی در نقش یوسف در سکانسی که از تلوزیون هم پخش شد:سکانس شکنجه کردن یوسف به دستور بانو زلیخا که به قول خودش سخت ترین سکانس کارش در یوسف پیامبر بوده است.
۳۶.یکی از مشتریان پر و پا قرص سریال یوسف پیامبر است و بیشتر دوست دارد این سریال را تنها مشاهده کند.
۳۷.تنها در دو مجله با ژست و فیگور واقعی خودش عکس گرفته است و آنقدر از مطبوعات می ترسد که نکند حرفش را وارونه جلوه دهند.او با مجله رویش و مجله سینمای امروز حضوری مصاحبه کرده است و با مجله خانواده سبز تلفنی مصاحبه کرده است.بسیاری از مجلات عکس و مصاحبه های تکراری او را چاپ کردند زیرا او کم حرف است و از مطبوعات بیم دارد.
۳۸.او در مورد پوریا پورسرخ و شهرت یکباره اش اظهار نظری نکرده است.
۳۹.می گویند مجرد است و قصد ازدواج ندارد.
۴۰.ارادت خاصی به حضرت علی علیه السلام دارد و با استفاده از همین علاقه فرج الله سلحشور ٬ کارگردان این کار ٬ یکی از سکانس هایی که مصطفی نمی توانست آن را خوب بازی کند ٬ به بهترین نحو گرفت.برای سکانسی که یوسف به ماورا می رود و فرشتگان دور او می چرخند ٬ آقای سلحشور به مصطفی که نمی توانست این صحنه را خوب بازی کند ٬ گفت:گمان کن گناه زیاد کرده ای و حضرت علی حالا برای شفاعت تو آمده است ٬ چه می کنی؟مصطفی می گوید:با این جمله به هم ریختم و آن سکانس را خوب بازی کردم.

 

 

عکسهای مصطفی زمانی (یوزارسیف)




عکسهای مصطفی زمانی (یوزارسیف)





عکسهای مصطفی زمانی (یوزارسیف)









 مصطفی زمانی (یوزارسیف)



مصطفی زمانی (یوزارسیف)





مصطفی زمانی (یوزارسیف)





یوزارسیف



یوزارسیف



یوزارسیف


عکس های مصطفی زمانی (یوزارسیف)

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 

نامزدهای دریافت سیمرغ بلورین بهترین مستند بلند و بهترین مستند نیمه‌بلند و کوتاه بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر معرفی شدند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشنواره فیلم فجر، در این بخش سه مستند بلند برای کسب سیمرغ بلورین رقابت خواهند کرد که عبارتند از خون است دلم برای ایران سیدجواد میرهاشمی، این خانه روشن است محسن رمضانزاده و عکس ناتمام بهمن جلالی عمید راشدی و تورج ربانی.
در بخش بهترین مستند کوتاه و نیمه‌بلند هم پنج فیلم برای کسب سیمرغ رقابت می‌کنند.
حباب سرد امیر جغتایی، آن مرد کیست؟ مهناز رکنی، چه سرسبز بود دره ما فرشته جغتایی، میدان بی‌حصار مهرداد زاهدیان و نویز بابک مجیدی نامزدهای دریافت سیمرغ بلورین بهترین مستند کوتاه و نیمه‌بلند هستند.
منوچهر طیاب، طهماسب صلح‌جو، فرید فرخنده‌کیش، محمدرضا عرب و محمدرضا مختاری اعضای هیات داوران بخش مسابقه آثار مستند بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر هستند که برگزیدگان این بخش را در مراسم اختتامیه معرفی خواهند کرد.

نامزدهای دریافت سیمرغ بخش «ویدیو سینما» معرفی شدند

نامزدهای دریافت سیمرغ بخش «ویدیو سینما» مسابقه آثار ویدیویی بلند بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر معرفی شدند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشنواره فیلم فجر، در این بخش از جشنواره پنج فیلم در رشته بهترین اثر ویدیویی بلند و پنج کارگردان نامزد دریافت سیمرغ بلورین هستند.
در بخش بهترین اثر ویدیویی بلند، آب و آیینه به تهیه‌کنندگی کیومرث پوراحمد و کارگردانی پوریا آذربایجانی، زینب به تهیه‌کنندگی علیرضا توانا و شبکه یک سیما و کارگردانی علیرضا توانا، میکائیل به تهیه‌کنندگی کرامت پورشهسواری و کارگردانی جمشید بهمنی، قاتل پنجم به تهیه‌کنندگی منوچهر زبردست و کارگردانی بهروز خلجی و بازی مهره سفید به تهیه کنندگی علیرضا ابوالقاسمی‌نژاد و سیمافیلم و کارگردانی حسن لفافیان نامزد دریافت سیمرغ بلورین هستند.
در بخش کارگردانی نیز جمشید بهمنی کارگردان میکائیل، علیرضا توانا کارگردان زینب، پوریا آذربایجانی کارگردان آب و آیینه، مهدی صباغ‌زاده کارگردان مانگرو و شهرام مکری کارگردان اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر نامزد دریافت سیمرغ هستند. 
عبدالله باکیده، بهمن حبشی، سیروس حسن پور، غلامرضا رمضانی و سهیلا نجم هیات داوران بخش ویدیو سینمای جشنواره فیلم فجر هستند.

 |+| نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 12:32 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

نخستین جشنواره فیلم کوتاه،عکس و فیلمنامه کوتاه سرزمین زیتون اردیبهشت ماه سال آینده با مرکزیت اصفهان و 29 استان کشور به‌ طور همزمان در لبنان، سودان و جشنواره مستند الجزیره برگزار خواهد شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» ناصر باکیده دبیرکل اتحادیه فیلمسازان کوتاه کشورهای مسلمان با اعلام این خبر افزود: این جشنواره به‌ پاس پیروزی مقاومت مردم فلسطین و غزه در روزهای اخیر طراحی شده که با موضوع مقاومت و پایداری در قلمرو سبز اسلامی و به‌منظور ارج نهادن به مقاومت و پایداری مردم فلسطین و ثبت و ضبط و ارایه تصویر حقیقی و واقعی از این سرزمین و همچنین شناساندن ابعاد مختلف مقاومت و مظلومیت مردم فلسطین برگزار می‌شود.
وی دستیابی به آثار ارزشمند، ماندگار، تاثیرگذار و فاخر، ارتقا دانش و تجارب سینماگران حوزه فیلم کوتاه، ایجاد فضای فرهنگی برای حمایت از مردم مظلوم فلسطین را از دیگر اهداف این جشنواره برشمرد و افزود: نخستین جشنواره سرزمین زیتون شامل سه بخش فیلم کوتاه، فیلم‌نامه کوتاه و عکس است که فیلمسازان، عکاسان و فیلمنامه‌نویسان می‌توانند آثارشان را در موضوعاتی چون: مظلومیت و آوارگی مردم فلسطین، وحدت کلمه آحاد ملت فلسطین، قدس قبله‌گاه اول مسلمین، وضعیت فلسطین از دیدگاه حقوق بشر، شهدای انتفاضه، نقش زنان در انتفاضه و تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر مقاومت فلسطین و... به نشانی دبیرخانه جشنواره واقع در: تهران- میدان ونک- گاندی جنوبی- کوی 19 شماره 20- انجمن سینمای جوانان ایران ارایه كنند.
وی ادامه داد: کلیه فیلم‌های کوتاه در قالب‌های مستند، داستانی، نماهنگ، پویانمایی و تجربی و همچنین فیلم‌نامه‌های کوتاه و عکس‌هایی که اشغال فلسطین، شصت سال مقاومت و پایداری مردم فلسطین و مظلومیت این مردم ، صهیونیسم به مثابه یک رژیم نژادپرست از ظهور تا افول و اسلامی بودن ماهیت مقاومت فلسطین را به ثبت و ضبط کرده و تصویر کشیده باشند، می‌توانند در این جشنواره شرکت کنند.
باکیده خاطرنشان كرد: این جشنواره توسط اتحادیه فیلمسازان کوتاه کشورهای اسلامی، انجمن سینمای جوانان ایران، معاونت امور سینمایی و سمعی و بصری وزارت ارشاد اسلامی، کمیته حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین (نهاد ریاست جمهوری)، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بیروت و خارطوم و آژانس عکس ایران برگزار می‌شود.
دبیر کل اتحادیه فیلم‌سازان کشورهای مسلمان با اشاره به گستردگی بخش‌های جشنواره و اعلام آمادگی سازمانها، نهادها به ویژه ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استانهای مختلف کشور و دفاتر انجمن سینمای جوانان ایران را برای همکاری با این رویداد بزرگ از انتشار فراخوان آن در روزهای آتی خبر داد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 7:37 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 

مستند جدید ورنر هرتسوگ در کنار فیلم‌های تحسین شده جشنواره‌های مهم سال 2008 در جمع نامزدهای جایزه اسکار در رشته بهترین مستند حضور دارند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» هرتسوگ با مستندش درباره قطب با نام برخورد در پایان جهان با چهار فیلم خیانت ساخته الن کوراس و تاویسوک پراساوات، باغ به کارگردانی اسکات همیلتن کندی، مرد روی سیم ساخته جیمز مارش و دردسر آب از تیا لسین و کارل دیل برای دریافت اسکار بهترین مستند بلند رقابت می‌کند.
آکادمی علوم و هنرهای سینمایی در رشته بهترین مستند کوتاه چهار فیلم را نامزد دریافت جایزه کرده است: وجدان نم ان (استیون اوکازاکی)، اینچ آخر (ایرنه تیلور برودسکی و تاک گرانت)، لبخند بزن پینکی (مگان میلان) و شاهد- از بالکن اتاق 306 (آدام پتروفسکی و مارگارت هاید).
در رشته بهترین فیلم کوتاه مانند سال گذشته حضور فیلمسازان غیر آمریکایی پررنگ است. نامزدهای امسال روی خط (رتو کافی)، مانون روی آسفالت (الیزابت مار و الیویه پون)، پسر جدید (استف گرین و تامارا انجی)، خوک (تیوی مگنوسون و دورتی هاگ) و سرزمین اسباب‌بازی (جوچن الکساندر فریدانک) هستند.
در رشته بهترین انیمیشن کوتاه نیز پنج فیلم خانه مکعب‌های کوچک (کانیو کاتو)، لاواتوری-داستان عشق (کنستانتین برونزیت)، اکتاپودی (عماد مکربی و تیری مرچاند)، موسیقی تند (دوگ سویتلند) و از این مسیر رو به بالا (آلن اسمیت و آدام فولکس) نامزد شده‌اند.
مراسم اهدای جوایز اسکار 2009 روز 22 فوریه برگزار می‌شود.

 |+| نوشته شده در  جمعه 4 بهمن1387ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 

اسامی مستندهای کوتاه و نیمه‌بلند راه‌یافته به بیست‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر اعلام شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشنواره، در این بخش از جشنواره فیلم فجر ۲۱ مستند کوتاه و نیمه بلند ایرانی رقابت خواهند کرد و یک سیمرغ بلورین به بهترین فیلم اهدا خواهد شد.
مستندهای راه‌یافته به جشنواره فجر به شرح زیر معرفی شده‌اند:
آن مرد كیست؟ (مهناز ركنی)، بوم‌های سنگی (مهدی اسدی)، چه سرسبز بود دره ما (فرشته جغتایی)، حباب سرد (امیر جغتائی)، داماش (فرشید آذری)، دریاچه‌ای كه بود (پژمان مظاهری‌پور)، دكل‌بندها (علی احمدی زرین‌كلایی)، زن شهر سوخته (وحید وحیدیان)، سینما آزادی (مهدی طرفی)، صاحبقرانیه (امیررضا سالاری)، صبر ایوب (وحید زارع‌زاده)، ضاحیه (مرتضی شعبانی)، فرشتگان آلوده‌صورت (آرزو برادران‌ابراهیمی)، قصه شب (عباس امینی)، میدان بی‌حصار (مهرداد زاهدیان)، نخل؛ درخت زندگی (علیرضا دهقان)، نسیم مولیان (مهدی بمانی)، نفر (اسماعیل خضری)، نقل گرد آفرید (هادی آفریده)، نویز (بابک مجیدی) و یک شب سرد زمستانی (جمشید مجددی).
بیست‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر از ۱۱ تا ۲۲ بهمن‌ماه در تهران برگزار خواهد شد. 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 7:46 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

نامه تاریخی چارلی چاپلین به دخترش (یکی از زیبا‌ترین نامه‌های دنیا )

 

 

 

 

 

 

  

 

وقتی ژرالدین (حاصل ازدواج چارلی و اونا اونیل) می‌خواست وارد عالم هنر شود، چارلی برای او نامه‌ای نوشت که در شمار زیبا‌ترین و شور انگیزترین نامه‌های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می‌کند.


 ژرالدين دخترم:

اينجا شب است٬ يک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهيان بی سلاح خفته اند.

نه برادر و نه خواهر تو و حتی مادرت، بزحمت توانستم بی اينکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم، خودم را به اين اتاق کوچک نيمه روشن٬ به اين اتاق انتظار پيش از مرگ برسانم. من از توخیلی دورم، خيلی دور...... اما چشمانم کور باد،اگر يک لحظه تصوير تو را از چشمان من دور کنند.
تصوير تو آنجا روی ميز هست. تصوير تو اينجا روی قلب من نيز هست. اما تو کجايی؟ آنجا در پاريس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه "شانزليزه" ميرقصی. اين را ميدانم و چنانست که گويی در اين سکوت شبانگاهی ٬ آهنگ قدمهايت را می‌شنوم و در اين ظلمات زمستانی٬ برق ستارگان چشمانت را می‌بينم.

شنيده ام نقش تو در نمايش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ايرانی است که اسير خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش. اما اگر قهقهه تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی گلهايی که برايت فرستاده اند تو را فرصت هشياری داد٬ در گوشه ای بنشين٬ نامه‌ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار. من پدر تو هستم٬ ژرالدين من چارلی چاپلين هستم. وقتی بچه بودی٬ شبهای دراز به بالينت نشستم و برايت قصه‌ها گفتم. قصه زيبای خفته در جنگل ٬قصه اژدهای بيدار در صحرا٬ خواب که به چشمان پيرم می‌آمد٬ طعنه اش می‌زدم و می‌گفتمش برو.
 
 من در رويای دخترم  خفته ام. رويا می‌ديدم ژرالدين٬ رويا.......

رويای فردای تو، رويای امروز تو، دختری می‌ديدم به روی صحنه٬ فرشته ای می‌ديدم به روی آسمان٬ که می‌رقصيد و می‌ شنيدم تماشاگران را که می‌گفتند: "دختره را می‌بينی؟ اين دختر همان دلقک پیره "اسمش یادته؟ "چارلی". آره من چارلی هستم. من دلقک پيری بيش نيستم. امروز نوبت تو است. برقص من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم و تو در جامه حریر شاهزادگان می‌رقصی. این رقص‌ها  و بیشتر از آن  صدای کف زدنهای تماشاگران٬ گاه تو را به آسمان‌ها خواهد برد. برو. آنجا برو اما گاهی نیز بروی زمین بیا و زندگی مردمان را تماشا کن.


زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه‌های تاریک را، که با شکم گرسنه میرقصند و با پاهایی که از بینوایی می‌لرزد. من یکی ازاینان بودم ژرالدین  و در آن شبها  در آن شبهای افسانه ای کودکی‌های تو، که تو با لالایی قصه‌های من  به خواب می‌رفتی٬ و من باز بیدار می‌ماندم در چهره تو می‌نگریستم، ضربان قلبت را می‌شمردم، و از خود می‌پرسیدم: چارلی آیا این بچه گربه، هرگز تو را خواهد شناخت؟ پس..........

تو مرا نمی‌شناسی ژرالدين. در آن شبهای دور ٬قصه‌ها با تو گفتم٬ اما قصه خود را هرگز نگفتم. اين داستانی شنيدنی است‌:

داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست‌ترين محلات لندن آواز می‌خواند و می‌رقصيد و صدقه جمع می‌کرد.اين داستان من است. من طعم گرسنگی را چشيده ام. من درد بی خانمانی را چشيده ام. و از اينها بيشتر٬ من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسی از غرور در دلش موج می‌زند  اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می‌خشکاند،  احساس کرده ام. بااینهمه من زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند نباید حرفی زد. از تو حرف بزنيم، داستان من به کار تو نمی‌آید.

 به دنبال تو نام من است: چاپلين. با همين نام چهل سال بيشتر مردم روی زمين را خنداندم و بيشتر از آنچه آنان خنديدند  خود گريستم.
ژرالدين در دنيايی که تو زندگی می‌کنی٬ تنها رقص و موسيقی نيست.
نيمه شب هنگامی ‌که از سالن پر شکوه تأتر بيرون ميايی، آن تحسين کنندگان ثروتمند را يکسره فراموش کن، اما حال آن راننده تاکسی را که ترا به منزل می‌رساند٬ بپرس٬ حال زنش را هم بپرس.... و اگر آبستن بود و پولی برای خريدن لباس بچه اش نداشت٬ چک بکش و پنهانی توی جيب شوهرش بگذار. به نماينده خودم در بانک پاريس دستور داده ام٬ فقط اين نوع خرجهای تو را٬ بی چون و چرا قبول کند. اما برای خرجهای ديگرت بايد صورتحساب بفرستی.


گاه به گاه٬ با اتوبوس٬ با مترو شهر را بگرد. مردم را نگاه کن٬ و دست کم روزی يکبار با خود بگو : "من هم یکی از آنان هستم." تو یکی از آنها هستی - دخترم، نه بیشتر، هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد، اغلب دو پای او را نیز می‌شکند و وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه، خود را بر تر از تماشاگران رقص خویش بدانی، همان لحظه صحنه را ترک کن، و با اولین تاکسی خود را به حومه پاریس برسان. من آنجا را خوب می‌شناسم، از قرنها پیش آنجا، گهواره بهاری کولیان بوده است. در آنجا، رقاصه‌هایی مثل خودت را خواهی دید. زیبا تر از تو، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو. آنجا از نور کور کننده‌ی نورافکن‌های تآتر "شانزلیزه" خبری نیست.
نور افکن رقاصگان کولی، تنها نور ماه است نگاه کن، خوب نگاه کن. آیا بهتر از تو نمی‌رقصند؟
اعتراف کن دخترم. همیشه کسی هست که بهتر از تو می‌رقصد.


همیشه کسی هست که بهتر از تو می‌زند و این را بدان که در خانواده چارلی، هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن، ناسزایی بدهد.
من خواهم مرد و تو خواهی زیست. امید من آن است که هرگز در فقر زندگی نکنی، همراه این نامه یک چک سفید برایت می‌فرستم. هر مبلغی که می‌خواهی بنویس و بگیر. اما همیشه وقتی دو فرانک خرج می‌کنی، با خود بگو : "دومین سکه مال من نیست. این مال یک فرد گمنام باشد که امشب یک فرانک نیاز دارد."
جستجويی لازم نيست. اين نيازمندان گمنام را٬ اگر بخواهی  همه جا خواهی يافت.


اگر از پول و سکه با تو حرف می‌زنم٬ برای آن است که ازنیروی فریب و افسون این بچه‌های شیطان خوب آگاهم٬ من زمانی دراز در سیرک زیسته ام٬ و همیشه و هر لحظه٬ بخاطر بند بازانی که از روی ریسمانی بس نازک راه می‌روند٬ نگران بوده ام٬ اما این حقیقت را با تو می‌گویم دخترم: مردمان بر روی زمین استوا٬ بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار  سقوط می‌کنند. شاید که شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد.
آن شب٬ این الماس٬ ریسمان نا استوار تو خواهد بود٬ و سقوط تو حتمی ‌است.


شاید روزی  چهره زیبای شاهزاده ای تو را گول زند٬ آن روز تو بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی٬ همیشه سقوط می‌کنند.
دل به زر و زیور نبند٬ زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه٬ این الماس بر گردن همه می‌درخشد.......


.......اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی، با او یکدل باش، به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد. او عشق را بهتر از من می‌شناسد. و او برای تعریف یکدلی، شایسته تر از من است. کار تو بس دشوار است، این را می‌دانم.

 

به روی صحنه، جز تکه ای حریر نازک، چیزی بدن ترا نمی‌پوشاند. به خاطر هنر می‌توان لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت. اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند. برهنگی، بیماری عصر ماست، و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار می‌زنم.
 اما به گمان من، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می‌داری.
بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد. مال دوران پوشیدگی. نترس، این ده سال ترا پیر تر نخواهد کرد.....

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 29 دی1387ساعت 3:4 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

 

 

 

 

 

 

نیکی کریمی که در کلاس درس دانشجویان کارشناسی ارشد دانشکده هنرهای زیبا صحبت می‌کرد با اشاره به ارائه عکس‌هایش...

 
«بیشتر از 10 سال است که عکاسی می‌کنم و برای اولین بار چند تا از کارهایم را به نمایش گذاشتم. اعتراض های زیادی شنیدم. می‌گویند چرا وارد این حوزه شده ام.» نیکی کریمی که در کلاس درس دانشجویان کارشناسی ارشد دانشکده هنرهای زیبا صحبت می‌کرد با اشاره به ارائه عکس‌هایش به اکسپوی عکس و انتقادهایی که از سوی عکاسان او و همکارانش را نشانه گرفت حرف هایش را این طور ادامه داد؛ «به نظرم ادبیات، سینما، عکاسی، نقاشی و ... همه حوزه های هنری وابسته به هم هستند و عکاسی اصلاً از لازمه های فیلمسازی است.» این بازیگر در بخش دیگری از حرف هایش در مورد ترانسفر شدن بازیگران سینمای ایران گفت؛ «این اتفاق در سینمای ایران دارد خیلی دیر رخ می دهد. اتفاق خوبی است که این روزها برای گلشیفته فراهانی افتاده. به نظرم همه باید از او حمایت کنیم.» کریمی که در کلاس درس دکتر حمیدرضا صدری صحبت می‌کرد به بازی افسانه بایگان و فاطمه معتمد آریا اشاره کرد و گفت؛ «در شروع بازیگری، بازی آنها را تحسین می‌کردم. آنها در کارهایشان سعی و تلاش داشتند. به همین دلیل کارهایی که از آنها دیده بودم در ذهنم مانده است. به نظرم آدم‌هایی که نقش های مختلف را تجربه کنند اعتبار خاصی دارند و این ماندگاری را افسانه بایگان و فاطمه معتمدآریا تاکنون داشته اند.» حمیدرضا صدری با اشاره به نقش کلیدی زن در فیلم عروس درباره نیکی کریمی گفت؛ «عروس اولین فیلمی است که زن در آن کلیدی می‌شود و با بررسی فیلم های نیکی کریمی از سال 70 تا 80 می توان از او به عنوان اولین بازیگر جوان سینمای ایران نام برد. در واقع او اولین بازیگر زن جوانی بود که راه را برای بقیه باز کرد.» کریمی بعد از توضیح درباره نقش هایی که تا کنون بازی کرده درباره همکاری با مهرجویی گفت؛ « بازی در فیلم «سارا» در روند بازیگری ام موثر بود. اگر بازی در این فیلم اتفاق نمی‌افتاد مسیر بازیگری ام عوض می‌شد. «پری» هم از دل حرف‌هایی که در زمان «سارا» می‌زدیم، درآمد. خود من آن زمان دختری سرگشته بودم و مهرجویی هم با توجه به اینکه فلسفه خوانده بود و سلینجر را هم بسیار دوست داشت فیلمنامه‌یی نوشت.» او در قسمتی از حرف هایش به تفاوت کارگردانی مهرجویی و حاتمی کیا اشاره کرد و گفت؛ «مهرجویی کارگردان بسیار منعطفی است و دست بازیگرش را برای ادای دیالوگ باز می‌گذارد و حاتمی کیا بیشتر درگیر حس صحنه و قصه اش است.» نیکی کریمی در بین دانشجویان از فیلم هایی که تا کنون کارگردانی کرده هم سخن گفت؛ «دو فیلم بلند و یک کار مستند ساخته ام و در تدارک ساخت فیلم سوم هستم.»

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 29 دی1387ساعت 2:49 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

همزمان با برگزاری سومین جشنواره ملی نماز و نیایش اکران اینترنتی دائمی آثار فیلمسازان این جشنواره در سایت تبیان فراهم شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل روابط عمومی تبیان دفتر قم، به منظور پاسداشت فرهنگ نماز و نیایش و ارج نهادن به تلاش فیلمسازانی که این حوزه را برای فعالیت هنری خود برگزیده‌اند، در راستای تفاهم صورت گرفته با دبیران برگزاری سومین جشنواره فیلم نماز و نیایش، امکان اکران اینترنتی را برای این جشنواره فراهم کرد.
علاقه‌مندان می‌توانند کلیه فیلم‌های راه یافته به بخش مسابقه سومین جشنواره فیلم نماز و نیایش را از اینجا دانلود کنند.
سومين جشنواره نماز و نيايش به روايت دوربين تا ۲۶ دی‌ماه در شهر قم برپاست.

فیلم بازگشت ساخته غلامرضا نعمت پور را میتوانید در این آدرس دانلود کنید.

  http://www.tebyan.net/index.aspx?PID=77644&PageSize=10&CATEGORYID=3505&PageIndex=2

فيلم: پويانمايي - خلاصه داستان: مردي براي رسيدن به سرچشمه حقيقت سفري را آغاز مي کند. او در اين سفر از سرزمين هاي مختلفي ميگذرد و آدمهاي متفاوتي را ميبيند - کارگردان: سيد غلامرضا نعمت پور - تهيه کننده: سيد غلامرضا نعمت پور - (صدا و سيماي مرکز لرستان) - مدت فيلم: 45/8 دقيقه - سال توليد: 86
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 25 دی1387ساعت 8:45 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

۳۳ فیلم کوتاه مستند، داستانی و انیمیشن راه‌یافته به بخش مسابقه دومین همایش «تصویر عاشورا» اعلام شدند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، دومین همایش «تصویر عاشورا» طی روزهای هفتم تا نهم دی‌ماه 1387 در سالن سینما حقیقت مرکز گسترش برگزار خواهد شد.
 فیلم‌های راه‌یافته به بخش مسابقه این همایش به شرح زیر اعلام شده است:

مستند
اشک آسمان (علی حسینی)،‌ امام‌زادگان عین‌علی و زین‌علی (عباس صالح‌مدرسه‌ای)، امامزاده زید (ع) (سام ارجمندی)، بوم روز دهم (سعادتعلی سعید‌پور)، بوی سیب (مهدی اسدی)، به روایت شمر (ابوالفضل توکلی، سعیده ملامهدی)، تکمه‌داش (مجید فتحی)، خاک پای خورشید (وحید چاووش)، در حوالی حریم نور (حیدر رحیمی)،‌ دلباختگان پنهان (اکبر ناظمی)، رهروان راه (مجید انتظام‌زاده)، سیاه و سفید (حمیدرضا عطارزاده)،‌ صبحدم (پیام پارسا)، طوفان واژه‌ها (سیدمجتبی طباطبایی)، گُزیاشی (سعید علائی)، گهواره (محمد اسلامی)، ماه بر بام (علیرضا جهانی‌فر)، معجون مقدس (رحمان حقیقی)، یک حس غریب (محمدحسین عابدی)، یک روز پس از دهمین روز (نرگس آبیار)، یک شب سرد زمستانی (جمشید مجددی).

داستانی
آق آت (غریب منوچهری)، رسم عاشقی (فرشید اخلاقی‌پور)، عروس نینوا (پناه‌برخدا رضایی)، عکس یار (شهران باقری، منصوره قدیری)، قربانی (پیمان مقدمی)، نذری (داور علائی).

انیمیشن
ذوالجناح (رامین رهبر)، روشنایی (ساره شفیعی‌پور)، شقایق دختر خورشید (مریم یگانه)، ظهر روز دهم (رحیم کریم‌زاده)، عطش (حمیده جوادی)، نقشی بر زمان (جمال اسکویی).

دومین همایش «تصویر عاشورا» هفتم تا نهم دی‌ماه 1387 در سالن سینما حقیقت برگزار می‌شود.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 

شب گذشته طی مراسمی در سینما نخل خرمشهر برگزیدگان دومین جشنواره ملی ستایش خوزستان معرفی شدند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از ستاد خبری دومین جشنواره ملی ستایش خوزستان، اجرای این مراسم را احمد نجفی بر عهده داشت و جهانبخش سلطانی بازیگر سینما لوح فتح‌آفرینان را به نمایندگی از مردم اصفهان دریافت کرد.
برگزیدگان این جشنواره به شرح زیر معرفی شدند:

 انیمیشن
بهترین فیلم انیمیشن چرا سگ‌ها از گربه‌ها متنفرند؟ (لیدا فصلی)
دیپلم افتخار قاصد (محسن صالحی فرد)
 
مستند
بهترین فیلم مستند نخل، درخت زندگی (علیرضا دهقان)
دیپلم افتخار بی‌بی ملازهرا (نورالدین عبدالله‌پور)
دیپلم افتخار اسیر شماره 57187 (وحید زارع زاده)
بهترین کارگردانی مستند نفت سفید (محمود رحمانی)
بهترین فیلمبرداری مستند تار و سیم (یدالله شهبازی - فیلمبردار)
بهترین پژوهش مستند درخت پارسیک (حسن نقاشی)

داستانی
بهترین فیلمبرداری آق کند (داوود رجبی)
دیپلم افتخار بهترین فیلمبرداری خدا می‌بیند (روزبه رایگا - به کارگردانی رضا جمالی)
بهترین کارگردانی فیلم داستانی مهمانی (رقیه توکلی)
دیپلم افتخار آیینه (علی خسروی)
دیپلم افتخار کودکی نخل (محمدرضا فرطوسی)
تقدیر بازیگری امیرعلی (سید فاضل مرتضوی طباطبایی)
بهترین فیلم‌نامه مهمانی (رقیه توکلی)
دومین جشنواره ملی ستایش خوزستان 19تا 28 آذرماه همزمان با اعیاد قربان و غدیر در خرمشهر، ابادان و جزیره مینو برگزار شد.

 |+| نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 12:48 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
نیوه مانگ

به گزارش نشریه لور؛ فيلم «نيوه مانگ»، جديدترين ساخته‌ «بهمن قبادي»، كارگردان ايراني

از نگاه روزنامه تايمز انگليس به‌ عنوان يكي از يكصد فيلم برتر سال 2008 سينماي

 جهان برگزيده شد.
روزنامه «تايمز» انگليس در گزارشي درباره فيلم‌هاي برتر سينماي جهان در

سال 2008، از «نيوه مانگ» بهمن قبادي به‌عنوان يكي از بهترين فيلم‌ها نام برد.

«نيوه مانگ» يك فيلم جاده‌اي از يك آهنگ‌ساز كرد ايراني است كه قصد دارد

 به همراه گروهش براي اجراي كنسرت موسيقي به عراق برود. «مامو»

 به‌خاطر اجراي قطعات موسيقي‌اش با مشكلاتي مواجه مي‌شود.

 در اين فيلم «هديه تهراني»، «گلشيفته فراهاني» و «حسن پورشيرازي»

 ايفاي نقش داشته‌اند.
«نيوه مانگ» كه در سال 2006 صدف طلايي بهترين فيلم و همچنين

جايزه بهترين فيلمبرداري را از جشنواره سن‌سباستين اسپانيا به دست آورد،

 در سال 2007 جايزه بهترين فيلم از نگاه بينندگان را از جشنواره بين‌المللي

 فيلم استانبول گرفت.
اين فيلم تاكنون در جشنواره‌هاي سانتياگو شيلي، آدلايد استراليا،

روتردام هلند و تورنتو كانادا به نمايش در‌آمده است.
در فهرست برترين‌هاي سينماي سال 2008 جهان از نگاه تايمز،

 «شواليه تاريكي» ساخته‌ «كريستوفر نولان» در رتبه

نخست ديده مي‌شود و «گامورا» از ايتاليا، برنده جايزه بزرگ جشنواره كن

 در رتبه دوم قرار دارد.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 24 آذر1387ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

جشنواره فیلم‌های مستقل «زوم» لهستان تا پایان ماه دسامبر پذیرای فیلم‌های متقاضی خواهد بود.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» این جشنواره که از هفدهم تا بیست و دوم فوریه در شهر یلنیا گورا برگزار می‌شود، از سه بخش اصلی تشکیل شده است.
فیلم‌های مستقل، فیلم‌های آماتور و فیلم‌های دانشجویی بخش‌های این جشنواره هستند که به نمایش فیلم‌های بلند و کوتاه در ژانرهای مختلف اختصاص دارند.
تنها محدودیت زمانی در بخش آماتور وجود دارد که تنها فیلم‌های کوتاه‌تر از 20 دقیقه را به نمایش می‌گذارد.
در بخش دانشجویی نیز فارغ‌التحصیلان و افراد در حال تحصیل در دانشگاه‌ها و مدارس سینمایی امکان شرکت دارند.
جشنواره زوم علاوه بر جایزه بزرگ، جوایز به بهترین فیلم بلند، مستند، انیمیشن، فیلم یا کلیپ تجربی، فیلم دانشجویی، آماتور و مستقل اهدا می‌کند.
همچنین به تشخیص هیات داوری و برگزار کنندگان جوایز ویژه نیز به برگزیدگان اهدا می‌شود.
همچنین یک جایزه ویژه با عنوان «ساخت کارکونوزه» به بهترین فیلم ساخته شده در منطقه‌ای که شهر یلنیا گورا واقع شده است، اهدا خواهد شد.
فیلمسازان متقاضی تا روز ۳۱دسامبر (۱۱ دی‌ماه) فرصت دارند آثار خود را برای جشنواره ارسال کنند.
قواعد و فرم ثبت نام در جشنواره اینجا قابل دسترسی است. 

 |+| نوشته شده در  شنبه 23 آذر1387ساعت 7:51 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
Image and video hosting by TinyPic
پیش سینما
 
قدیمی ترین شکل نمایش،دست افشانی ، پای کوبی  و آیین های  ستایش است که می توان آن رامقدمه پیدایش نمایش های جمعی دانست.رفته رفته کسانی که برای مردم  دلاوری های قهرمانان و اساطیر باستانی را نقل می کردند برای نگه داشتن تماشاگران بیشتر گرد خود، اعمال قهرمانان را در شکار ویا جنگ ها با حرکات نمایشی بیان می کردند.راویتگران قصه ها، با شبیه سازی و بکاربردن صورتک ها و افزودن حرکات القاءکننده به کلام، سعی بر انتقال مفاهیم خود به تماشاگران را داشتند و اینگونه نمایش توسعه یافت.این نقل کردن به دو شیوه نقالی و واقعه خوانی ادامه حیات داد.نقالی و واقعه خوانی در میدان گاه های شهر ها و روستا ها ونیز در استراحت گاه های سپاهیان در حال نبرد برای تهییج روحیه آنان ادامه داشت.

نقالی نقل یک واقعه یا قصه به شعر یا نثر با حرکات و حالات و بیان مناسب در برابر جمع بود.به بیانی دیگر واقعه خوانی یا قصه سرایی  موزون با همراهی یک ساز(چنگ)اجرا می شد.نقالی بر حول دو گونه داستان می چرخید داستان هایی حماسی و داستان هایی مذهبی.نقال ها روش های گوناگونی را برای ارایه بر می گزیدند،یکی از آن ها پرده خوانی یا شمایل گردانی است که نقال نقاشی های روی پرده را برای مخاطبان شرح می دهد.

 پرده خواني شامل يك پرده بزرگ نقاشي شده و يك نقال و يا پرده خوان  بوده كه با صدائي بلند و رسا داستانهاي پرده را براي مردم بازگو مي كرده است .

نقاشي هاي این پرده ها بصورت واقعي  و باتصویر های بسیاراما فاقد پرسپكتيو بودند ، ضمن آنكه چندين داستان به طور موازي در يك پرده تصوير سازي مي شد . به اين سبك از نقاشي، نقاشي قهوه خانه اي يا مكتب خيالي مي گويند .

 این مکتب  همان پشتوانه ای بود که در قرون اخیر روش بازیگری یک نمایش نوظهور یعنی تعزیه را یاری کرد.البته نباید آیین سوک مردم بخارا بر مرگ سیاوش به دست افراسیاب را که قدمتی سه هزار ساله دارد ، از یاد برد.تعزیه اما در دوران پس از اسلام، به واگویی حماسه کربلا اختصاص یافت و همچنان به شکل یک نمایش ایینی مدهبی باقی مانده است.

pish_iran.jpg
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 18 آذر1387ساعت 8:53 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

برگزیدگان سومین جشنواره فیلم پلیس طی مراسمی ساعتی پیش در تالار وحدت معرفی شدند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» هیات داوران این جشنواره برگزیدگان خودرا در بخش‌های مختلف به شرح زیر معرفی کردند. 

بخش فیلم خیلی کوتاه
جایزه سوم بهترین فیلم خیلی کوتاه به مرتضی جذاب برای کارگردانی فیلم میان دو سیاهی
جایزه دوم بهترین فیلم خیلی کوتاه به ارد پیکان‌فر برای کارگردانی فیلم نشان همیار پلیس
جایزه اول بهترین فیلم خیلی کوتاه به بنیامین اثباتی برای کارگردانی زمانی برای زیستن

بخش فیلم کوتاه
جایزه بهترین فیلمنامه بخش فیلم‌های کوتاه به عاطفه خادم‌الرضا برای فیلمنامه تنگ خالی ماهی
جایزه بهترین فیلم بخش فیلم‌های کوتاه به مهدی شهیدی برای تهیه‌کنندگی فیلم پیش از آنکه بگویم خداحافظ
تقدیر ویژه هیات داوران از بیژن میرباقری برای کارگردانی فیلم زیر پلک
جایزه ویژه بهترین کارگردانی بخش فیلم‌های کوتاه به هومن سیدی برای فیلم دندان آبی

بخش مستند
جایزه بهترین تحقیق و پژوهش بخش مستند به میترا خلعتبری برای فیلم به سردی آهن به گرمی خون
جایزه بهترین فیلم بخش مستند به مهرداد اسکویی برای تهیه‌کنندگی فیلم روزهای بی‌تقویم 
تقدیر ویژه هیات داوران از علی سلیمانی برای کارگردانی فیلم مستند سلام آقای نیلوفری
جایزه بهترین کارگردانی بخش مستند به شراره عطاری برای فیلم گاهی اتفاق می‌افتد

بخش فیلمنامه کوتاه
جایزه سوم فیلمنامه کوتاه به ناصر روحبخش برای فیلمنامه احتیاط شرط اول
جایزه دوم فیلمنامه به کامبیز عرشی برای فیلمنامه سیزده
جایزه اول فیلمنامه به مهدی محمدی و علی مقصودی برای فیلنامه خط سبز

بخش فیلمنامه بلند
جایزه سوم بهترین فیلمنامه بلند به بیژن و سوسن موسوی کاشانی برای فیلمنامه بلوتوثو روشن کن
جایزه دوم بهترین فیلمنامه بلند به مهدی ملکیان برای فیلمنامه رادیکال
جایزه اول بهترین فیلمنامه بلند به مهدی جبینی برای فیلمنامه پرتقال سبز

بخش فیلم‌های بلند ویدئویی و مجموعه‌های تلویزیونی
جایزه بهترین فیلمنامه فیلم‌های ویدئویی به علیرضا حسینی و فیاض موسوی برای فیلمنامه فیلم اروند
جایزه بهترین فیلم بخش فیلم‌های بلند ویدئویی به حسین طاهری برای تهیه‌کنندگی فیلم عملیات مانگرو
تقدیر ویژه هیات داوران از علیرضا امینی برای کارگردانی فیلم تلخون
جایزه بهترین کارگردانی بخش فیلم‌های بلند ویدئویی به مهدی صباغ‌زاده برای فیلم عملیات مانگرو
جایزه بهترین کارگردانی مجموعه‌های تلویزیونی به محمدرضا هنرمند برای کارگردانی مجموعه تلویزیونی زیر تی

بخش سینمایی
جایزه بهترین فیلمنامه بخش سینمایی به پرویز شهبازی برای فیلم به آهستگی
جایزه بهترین فیلم بخش سینمایی به رخشان بنی‌اعتماد و جهانگیر کوثری برای فیلم خون‌بازی
تقدیر ویژه هیات داوران از رسول صدرعاملی برای کارگردانی شب
تقدیر ویژه هیات داوران از استاد عزت‌الله انتظامی برای بازی در فیلم شب
جایزه بهترین کارگردانی بخش سینمایی به ابوالحسن داوودی برای فیلم تقاطع

بخش تولیدات ناجا
تقدیر ویژه جشنواره از محمدرضا احمدی برای فیلم کوتاه یکی مثل تو یکی مثل من
تندیس و لوح افتخار به حمید نعمت‌الله برای فیلم کوتاه گره کور
تقدیر ویژه جشنواره از افشین صادقی برای تله فیلم شطرنج یک نفره
تندیس و لوح افتخار جشنواره به حمیدرضا فتاح برای تله فیلم آسیب
تقدیر ویژه جشنواره از آزاده فردی‌پور برای فیلم روزی که پلیس شوم
تقدیر ویژه جشنواره از حسین رجبی فروتن برای فیلم مردمان می‌فهمند
تقدیر ویژه جشنواره از محسن زمانی برای فیلم یک اتفاق ساده
تقدیر ویژه جشنواره از زینب سلحشور برای فیلم انتقام بزرگ
تقدیر ویژه جشنواره از ماجد نیسی برای فیلم زندگی شیشه‌ای 
تقدیر ویژه جشنواره از امیر توده روستا برای فیلم چاله روباه

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 18 آذر1387ساعت 7:39 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

بزرگداشت «پل نیومن» در بیست‌وهفتمین جشنواره فیلم فجر

بزرگداشت پل نیومن در بیست‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر برگزار می‌شود.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، پل ‌نیومن که چندی پیش و در سن 83 سالگی بر اثر سرطان در گذشت، در بیش از ۶۰ فیلم سینمایی ظاهر شد و در فیلم‌های مشهوری چون گربه روی شیروانی داغ، بوچ کاسیدی و ساندس کید، نیش، بیلیارد باز حضور یافت.
نیومن در سال 1986 برای ایفای نقش بهترین هنرپیشه مرد در فیلم رنگ پول به کارگردانی مارتین اسکورسیزی جایزه اسکار را به خود اختصاص داد.
نیومن علاوه بر فعالیت‌های سینمایی خود با فروش محصولات غذایی 250 میلیون دلار به هزاران سازمان خیریه در جهان اهدا کرد.
وی علاوه بر دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد، نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد برای فیلم‌های گربه روی شیروانی داغ، بیلیارد باز، هاد، لوک خوش‌دست، حکم و نامزد بهترین بازیگر نقش دوم برای فیلم جاده‌ای به سوی پردیشن و نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم (تهیه‌کننده و کارگردان فیلم) برای فیلم ریچل شد و در نهایت اسکار افتخاری را در سال 1986 به گفتنی است، فیلم‌هایی از این بازیگر در بیست‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به نمایش در می‌آید.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 13 آذر1387ساعت 10:52 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
براستي واژه ي عشق و دلبستگي را چگونه مي توان معنا نمود ؟

سوژه ای ناب برای فیلم کوتاه


این پرنده ي كوچك در حين پرواز دچار سقوط و جراحت میشود

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


جفت این پرنده برای پرستاري و اميد به بهبودي او آذوقه میاورد

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


اما وقتی دوباره بسوی او بازگشت، پرنده جان داده بود

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


او سعی میکند جفت بيجان خود را حركت داده و با خود ببرد اما نمیتواند

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


پرنده ي درمانده وقتی متوجه شد که ديگر او مرده است بلند گریست!

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


و بر بالینش ایستاد و با نگاهي حسرت بار و ناباورانه او را نگریست!

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


39 فیلم کوتاه و 20 فیلم خیلی کوتاه به بخش مسابقه سومین جشنواره فیلم پلیس راه یافتند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشنواره پلیس، اسامی این فیلم‎ها به شرح زیر اعلام شده است:

فیلم‎های خیلی کوتاه
4× 3
(کسری رستمی)، ایثار(عیدی محمد معصومی)، آن دم (اسماعیل میرزایی)، بابای مهربان من (ایمان عزیزی صدیق)، بدون خداحافظی (روجا دشت پیما)، به آینه نگاه کن (کسری کریمی)، پلیس1(علی زارعی)، پلیس 2 (علی زارعی)، خاطرات نوروز (ارد پیکانفر)، خط سفید (ابراهیم شفیعی)، دزد و پلیس (محمدرضا حیدری)، روی صندلی قرمز (سیدعلی موسوی‎نژاد)، زمانی برای زیستن (بنیامین اثباتی)، سایه مرگ (امیر شکرگزار)، عروسی سیا(ارد پیکانفر)، فرهنگ ترافیک (کیارش زندی)، مزاحمت برای بانوان (ارد پیکانفر)، میان دو سیاهی (سید مرتضی جذاب)، نذر و آفتاب ( امیر ماهرو)، نشان همیار پلیس (ارد پیکانفر).

فیلم‎های کوتاه
انتظار تلخ (روح‎الله مولوی)، اندوه به روایت سه زن (سعید نجاتی)، ایستاده بمیر (بهروز نوازی‎پور)، آماده به سفر (علی حسن‎زاده)، آن گل آفتابگردان (نادیا معقولی)، بابا راهنما (عرش پورزارعی)، باد ما را خواهد برد (سیدعباس شفیعی)، بادی که می‎وزد (امید عبداللهی)، بازگشت (شهرام علی شریفی)، بازگشت (حمزه علیرضایی)، به همین سادگی (امید وفایی)، پاگرد آخر (عبدالله قهری)، پک (پویان عسگری)، پنجره (احمد زایری)، پیش از آنکه بگویم خداحافظ (مهدی غفاری)، تاریکی مطلق (سعید کاکایی)، ترافیک (امیر عباس رصافی)، تنگ خالی ماهی (عاطفه خادم الرضا)، تیک آف (علی ژاله)، خط ممتد (مانی تارخ)، دایو (امید وفایی)، در انتها (حمیدرضا قطبی)، دندان آبی (هومن سیدی)، روزی کبوتری (بهزاد عرب خلیج)، روزی که آتش آمد (سیدعلی موسوی نژاد)، زیر پلک (بیژن میرباقری)، ساعت انتقام( زهره معتمدی)، سراب (بهزاد رسول‎زاده)، عزیز (سید رضا رضایی)، فصل سرد (سید ولی حسینی- مریم اورنگ)، فیلم اول (پناه پناهی)، کابوس‎های هر روز من (محمد کتیرائی)، گازوئیل (احسان فولادی فرد)، گفته شد نزدیکتر... (پیمان شیرخانی)، لبخند زندگی (فاطمه منفرد)، محسن و چراغ جادو (پیمان شهاب)، من بر زمین سنگین شدم (طاهره حسن‎نژاد)، من راه خانه را بلد نیستم ( پژمان علی‎پور) و نوروز امسال (دانش و بابک صلواتی).
سومین جشنواره فیلم پلیس 19 تا 22 آذرماه در تهران برگزار می‎شود.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 10 آذر1387ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

 «سمیرا مخملباف» داور جشنواره کرالا هند سمیرا مخملباف به عنوان داور در سیزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کرالا هند حضور خواهد یافت. به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» این جشنواره که همه ساله از 12 تا 19 دسامبر برگزار می‌شود در این دوره در بخش مسابقه بین‌الملل خود بر فیلم‌هایی از آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا متمرکز شده است. همچنین بزرگداشت سمیرا مخملباف همراه با نمایش فیلم‌های سیب، تخته سیاه، پنج عصر و اسب دوپا در این جشنواره برگزار خواهد شد. اسب دوپا آخرین ساخته سمیرا مخملباف که به تازگی برنده جایزه Special Mention از جشنواره رم شده، در بخش مسابقه دوازدهمين جشنواره فيلم استونی و در بخش نمایش‌های ویژه جشنواره گوتبورگ سوئد نیز حضور خواهد داشت.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 10 آذر1387ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
گپ و گفت امروز با مسعود رایگان (بازیگر لرستانی )

مسعود رایگان فارغ‌التحصیل رشته كارگردانی تئاتر از دانشكده هنر‌های دراماتیك است.



بازیگری را در كودكی و از پیش از پرده‌خوانی در كارهای پدرش آغاز كرده است، بعدها در سال‌های 52-51 در همكاری با پیشروان سینمای هشت در فیلمی از مرتضی جزایری بازی كرد در سال‌های 60-59 با چند برنامه تلویزیونی همكاری كرد و پس از آن به سوئد رفت علاوه بر تحصیل در مدرسه فیلم سوئد با مراكز اینترنشنال كالجر، فرهنگ ملل و تئاتر شهر، تئاتر ملی، تئاتر اوروبرد، تئاتر القبر همكاری كرد و برنامه‌ای تحت عنوان دست‌های روشن برای شبكه 2 تلویزیون سوئد كارگردانی كرد، همچنین در فیلمی از سوزان اوستن كارگردان برادران آمادتوس، تحت عنوان زندگی خطرناك بازی كرد و همچنین در چهار مجموعه تلویزیونی در سوئد نقش آفرینی كرد. رایگان سال 80 به دعوت وحید موساییان به ایران آمد و در فیلم خاموشی دریا بازی كرد. او بار دیگر به دعوت رضا میركریمی به ایران آمد و در نقش اول فیلم خیلی دور، خیلی نزدیك (رضا میركریمی) بازی كرد. به مناسبت اكران این فیلم كه رایگان برایش كاندید بازیگری از بیست‌وسومین جشنواره فیلم فجر شد، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم كه از نظرتان می‌گذرد.

- چه طور شد كه در این فیلم بازی كردید؟

آقای میر كریمی در واقع دعوت كردند، با ایشان ملاقات كردم و با هم به توافق رسیدم. 

-         نقش شما در این فیلم بسیار پر رنگ بود، تا حدی كه می‌توان به آن فیلم تك پرسوناژی گفت.

قبلاً یك چنین تجربه‌ای داشتم، خاموشی دریا هم یك فیلم جاده‌ای بود و بازیم هم در آنجا پر رنگ بود. اما هم از لحاظ داستان و هم شخصیت پردازی فرق می‌كرد.

-         چه تفاوتی بین كارگردانی یك كارگردان خارجی و فردی مثل میركریمی دیدید؟‌

همه كارگردان‌ها از یك اصول مشترك پیروی می‌كنند و یك استانداردهایی را به كار می‌بندند، ما بر اساس همان اصول با هم كنار آمدیم اما استانداردها در خارج و ایران یك مقدار فرق دارد.كه بر می‌گردد به بودجه‌ها و امكانات ولی آنچه كارگردانی را از هم متمایز می‌كند، نحوه نگرش و دیدگاه‌آنهاست. به هر حال من میركریمی را فردی بسیار آرام و با معرفت دیدم. او آنچنان آرامشی داشت كه به راحتی می‌توانست با بازیگرش ارتباط برقرار كند.

-         به نقش‌تان چگونه نزدیك شدید؟

استاد به ما این جمله را آموخت: «اگر من در چنین موقعیتی قرار می‌گرفتم، چه كار می‌كردم.»‌

من همیشه این جمله را تكرار می‌كنم.

-         وقتی كه فیلم به شما پیشنهاد شد، در وهله اول چه چیز شما را جذب كرد؟

من در وهله اول به خود فیلمنامه اهمیت می‌دهم.

-         در بازی در این فیلم چقدر اختیار عمل داشتید؟

بازیگری كه بدون پیشنهاد باشد با رباط فرقی ندارد، این جزو حرفه بازیگری ماست در این فیلم برای رسیدن به هدف نهایی دست من باز بود و هم با آقای میركریمی و هم با آقای خضوعی ابیانه همكاری خوبی داشتیم و در واقع این فیلم برایم یك دلمشغولی بود كه 7 ماه با آن زندگی كردم، گریه كردم و خندیدم.

-         فكر می‌كنم بعد از نمایش عمومی فیلم، شما یك بازیگر مطرح شوید؟‌

شاید هم نشدم.

-         خب، اگر شدید در ایران می‌مانید؟

حرفه ما بازیگری است، ممكن است فعالیت‌مان این ور مرز باشد یا آن ور مرز. به هر حال فیلمنامه برایم بسیار مهم است. و فیلمنامه را هم با متر و به سانتی‌متر نمی‌توان سنجید. مهم خلاقیت آن است و تاثیری كه روی من می‌گذارد واینكه من چقدر می‌توانم برای آن مفید باشم.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 5 آذر1387ساعت 8:59 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

گفت‌وگو با مسعود کیمیایی درباره‌ی صادق هدایت و «داش آکُل»

محسن آزرم ـ مهدی یزدانی خُرّم

مسعود کیمیایی تازه از کلاسِ درسِ سینمایش بیرون آمده بود که رسیدیم به «کارگاهِ آزادِ فیلم» ش و شاگردانِ «مدرسه سینمایی» اش، سرگرمِ پُرسیدنِ سئوال‌هایی بودند که در طولِ کلاس، فرصتش را پیدا نکرده بودند. پوسترِ بزرگِ «داش آکُل» ی که در پلّه‌هایِ «کارگاه» ، رویِ دیوار نصب شده بود، موضوعِ اصلیِ این مُصاحبه بود، هرچند پیش از آن‌که ضبط‌صوت را روشن کنیم، درباره چیزهایِ دیگر هم حرف زدیم؛ مثلاً این‌که «کیمیایی» تلفّظِ «آکُل» را درست می‌داند و «نجف دریابندری» در مُصاحبه بلندش با «ناصر حریری» ، می‌گوید درستش «آکَل» است، یعنی مخفّفِ «کربلایی» و «کیمیایی» هم گفت «ابراهیم گلستان» هم همین «آکَل» را می‌گوید، هرچند «آکُل» معنایِ «کوتاه» را می‌دهد و ربطی به «کربلایی» ندارد. و همین اشاره کوتاه کافی بود تا چند کلمه‌ای هم درباره «گلستان» و گُفت‌وگویِ اختصاصیِ او با «شهروندِ امروز» حرف بزند. بعد از این بود که رسیدیم به خودِ «هدایت» و داستان‌هایی که در سینمایِ ایران، نقشِ پُررنگی ندارند. سینمایِ ایران، فاصله‌اش را، در همه این سال‌ها، با ادبیات حفظ کرده‌است و معمولاً سُراغی از مشهورترین و مُهم‌ترین داستان‌هایِ ادبی نگرفته‌است. «داش آکُل» ، آن‌طور که خودِ «کیمیایی» تلفّظ می‌کند، عملاً نخستین اقتباسِ سینمایی‌ست از یک داستانِ «هدایت» و درواقع، تنها فیلمی‌ست که هم شیفتگانِ «هدایت» آن‌را دیده‌اند، هم آن‌ها که صرفاً تماشاگرِ سینما هستند و کاری به «هدایت» و نوشته‌هایش ندارند. و همه این‌ها، در ابتدایِ دهه ۱۳۵۰ اتّفاق افتاده است؛ در سال‌هایی که «موجِ نو» یِ سینمایِ ایران، تازه به بار نشسته‌است...

توضیح: این گفت‌وگو پیش‌تر در هفته‌نامه‌ی «شهروند امروز» چاپ شده و متن کامل آن را محسن آزرم در اختیار سایت ۳۰نما قرار داده‌است.

 «صادق هدایت» و نوشته‌هایش، همیشه، یکی از آن مضمون‌هایی‌ست که نه تنها داستان‌نویسان و اهالیِ ادبیات، که باقیِ هُنرمندها را هم به‌سویِ خودش جذب کرده‌است. مُتفکّران، تاریخ‌نویسان، نقّاشان، فیلم‌سازان، همه درباره «صادق هدایت» و نوشته‌هایش فکر کرده‌اند و حرف زده‌اند. به‌نظر می‌رسد «هدایت» را باید یکی از «پدیده» هایی دانست که نظیرش وجود ندارد. مسأله این است که «هدایت» از هیأتِ نویسنده‌ای که کتاب‌هایِ مُهمی نوشته و مرگِ خاصّی هم داشته که هنوز درباره‌اش حرف می‌زنند، به «موضوع» ی تبدیل می‌شود برایِ اهالیِ ادبیات و اندیشه ایران. چُنین اتّفاقی چگونه افتاده است؟ شما فکر می‌کنید دلیلش چیست؟
 «صادق هدایت» ، بدونِ شک، نقطه بالایِ منشورِ ادبیاتِ مُعاصر است. مُهم‌تر از همه این است که «هدایت» یک «روشنفکر» بود و طنز هم داشت. این‌که می‌گویم طنز داشت، خیلی مُهم است. «هدایت» نگاهِ اجتماعیِ خودش را بیش‌تر به‌شکلِ شفاهی به‌جا گذاشته؛ یعنی خاطراتی که از او مانده، این‌را معلوم می‌کند. خُب، آن تلخی‌هایی را هم که داشت، خیلی‌وقت‌ها، در بافتِ قصّه‌ها نمی‌بینیم. در مجموعه هوا و نفسِ «هدایت» است که این تلخی را می‌بینیم. این‌طور نیست که، به‌فرض، یک‌جایی مکتوب شده باشند، یا گفته شده باشند. آن چیزی که هست، در هوایِ داستان‌هایِ اوست. وقتی «بوفِ کور» را نگاه می‌کنیم، یا همین «داش آکُل» را نگاه کنیم، می‌بینیم که در هوا و نفسش تلخی هست. آن چیزی که در شخصیتِ «داش آکُل» مُهم است، همان‌ تلخی‌ای‌ست که در پیرمردِ خنزرپنزیِ بوفِ کور هم دیده می‌شود. یا همان چیزی‌ست که در رابطه گُنگِ «سگِ ولگرد» هم می‌بینیم. این مجموعه به‌اصطلاح تاریکی‌هاست که داستان‌هایِ «هدایت» را می‌سازد و اتّفاقاً، به‌شیوه‌ای منطقی می‌بینیم یک آدمی، جهانِ تاریکش، چه جهانِ ملموس، چه جهانِ پاکیزه و یک «بودِ» کامل است. هرنوع انتقادی که، فرضاً، به شیوه مرگش می‌کنند، به عقیده من، دور از انصاف و حقیقت است. دور از خیلی چیزهاست. اصلاً، حضور و وجودِ «هدایت» ، حتّی از ۱۳۱۴، وقتی به آن گروهِ زبان‌شناس معرّفی می‌شود و خیلی سخت با آن گروه کار می‌کند، درگیر است. زمانی‌که «بدیع‌الزّمان فروزانفر» هست، «عبدالعظیم قریب» هست. وقتی «هدایت» را به آن‌ها معرّفی می‌کنند، همه‌چیز را خیلی با شوخی برگزار می‌کند و شوخی‌هایش هم که به زبان و ساختِ زبان مربوط می‌شد، وجود دارد. آن‌ گروه، کسانی بودند که قرار بود زبانِ فارسی را پالایش کنند. و این پالایش، هجومِ زبان‌هایِ دیگر، بخصوص عربی را در بر می‌گرفت. «هدایت» ، همان‌موقع می‌گفت این کار غیرِمُمکن است. و شوخی‌هایی هم که می‌کرد، نمودارِ این بودند که چه‌قدر درست می‌گفته‌است.

یک‌دسته از آن‌ها که به مقوله «تجدّد» در ایران می‌پردازند، می‌گویند «هدایت» یکی از پیش‌گامانِ «تجدّد» در ایران است؛ ولی بازخوردی که «هدایت» از جامعه خودش گرفت، مخصوصاً بلایی که بعد از ۱۳۲۴، خودِ «توده‌ای» ها بر سرش آوردند و انتقادهایی که به او کردند، عرصه را برایِ‌ او تنگ کرد. «هدایت» ، به‌هرحال، مُخالفِ جداشدنِ آذربایجان بود؛ درحالی‌که بیش‌ترِ نویسندگان و روشنفکرانِ ایران در آن سال‌ها که به اندیشه‌هایِ چپ گرایش داشتند، مُوافقِ این جُدایی بودند و همان روشنفکرهایِ چپ بودند که «هدایت» را مُنزوی کردند. امّا دسته دیگری هم هستند که می‌گویند «هدایت» را باید یک «مُتجدّدِ ناکام» دانست. شما این حرف را قبول دارید؟
این‌را از دوخت‌ودوزِ قصّه‌هایش هم، اگر نگاه کنیم، می‌شود فهمید. کاملاً پیداست. دوره‌ای که «هدایت» با «فریدون هُویدا» می‌گذراند، دوره مُهمی‌ست در زندگیِ «هدایت» . «هُویدا» مُعتقد بود که او یک تجدّدخواه، و مُهم‌تر از آن، یک انتلکتوئل است. به‌هرجهت، این موضوعاتی که اطرافِ «هدایت» بود، موضوعاتی‌ست که درباره‌اش ساخته‌اند، و آدم‌هایِ دیگری هم پیدا شدند که خودشان را نزدیک کردند به او، و رایج هم هست این نزدیک‌کردن، و گزارش‌هایی دادند که خیلی شخصی بود و آمدند چیزهایی را گفتند که نمی‌دانیم درست است یا نه. این‌ها خیلی تأثیر گذاشت در شناختِ «هدایت» . مثلاً ما نمی‌دانیم که «حسن قائمیان» ، تا چه اندازه، این حرف‌هایی که درباره «هدایت» زده، راست است. دوره کافه‌نشینیِ «هدایت» ، دوره پیدایشِ روشنفکری در سال‌هایِ ۱۳۳۰ بود. روشنفکریِ کافه‌نشین، در آن دوره پایه‌گذاری شد. به این‌ها می‌گفتند گروه‌هایِ «مون‌پارناس» ی.

نسلِ شما خیلی هم از «صادق هدایت» دور نبوده‌است. به‌هرحال، این «هدایت» ی که حالا می‌شناسیم، تاحدودی، به‌واسطه نسلِ شماست؛ نسلی که کتاب‌ها و نوشته‌هایِ او را در همان دوره، در همان سال‌هایی که «هدایت» هنوز یک «نویسنده» بود، خوانده‌است. در آن دوره، به‌هرحال، «هدایت» هنوز یک اسطوره‌ «مخدوش» نبوده است؛ هنوز آسیب‌ها و حرف‌هایِ مُوافقان و مُخالفان، اثری رویِ هویتش نگذاشته بود، حال‌این‌که ما، عملاً، در این سال‌ها، با «شخصیت» ی طرفیم که مُدام چهره‌هایِ مُختلف و ای‌بسا مُتناقضش را به ما نشان می‌دهند. شما «هدایت» را کِی شناختید؟
بله، این‌را گفتم که بدونِ شک، اگر اطرافِ «هدایت» را نگاه کنیم، از این حرف‌ها زیاد است؛ همان‌طور که از این ساخته‌ها و حرف‌ها، اطرافِ آدم‌هایِ بزرگ بسیار است و «هدایت» ، واقعاً، بزرگ بود. این دوره به‌اصطلاح «تازه‌خواهیِ» روشنفکرانِ ما، از «هدایت» شروع می‌شود؛ یعنی درواقع، «روشنفکران» و «صاحب‌دلان» . بنیانِ فاصله‌ای را که بینِ «روشنفکر» و «صاحب‌دل» هست، «هدایت» گذاشت. این کار را، حتّی، جلوتر از «نیما یوشیج» انجام داد. البته، من اعتقادِ زیادی به این «خدشه» ای که گفتید، ندارم، چهره «هدایت» هم فکر نمی‌کنم «مخدوش» شده باشد. از این حرف‌ها همیشه دربابِ آدم‌ها می‌زنند.

شاید بهتر باشد این‌طور سئوال کنیم که خودِ شما «هدایت» را چگونه کشف کردید؟ به‌هرحال، نسلِ شما بعد از خودکُشیِ «هدایت» ، نسلِ جوانی‌ست که با نوشته‌ها و اندیشه‌هایِ او آشنا می‌شود. «هدایت» را با کدام دسته از نوشته‌هایش شناختید؛ مثلاً «مازیار» و «خیّام» اش، یا داستان‌هایی مثلِ «داش آکُل» و «سه قطره خون» و «سگِ ولگرد» ، یا اصلاً با «بوفِ کور» ش، که ظاهراً، مُتفاوت‌ترین نوشته اوست؟
ببینید؛ نوشته‌هایِ «هدایت» از هم جُدا نیست. داستان‌ها و نوشته‌هایِ «هدایت» را نباید از هم جُدا کرد. به‌هرجهت، دوره «هدایت» خوانی، برایِ هر نسلی، تا حالا، دوره مُهمی بوده‌است. امروز را نمی‌دانم؛ ولی آن‌سال‌ها، اصلاً «هدایت» خوانی، وظیفه یک نسل بود؛ خصوصاً نسلِ ما. اگر، فرضاً، می‌رفتیم سُراغِ شعر، اوّل «نیما» بود، بعد «نُصرت رحمانی» ؛ یعنی در این بین، فاصله‌ای بود که فرضاً «شاملو» یا «اسماعیل شاهرودی» و «گلچین گیلانی» در آن جای می‌گرفتند. این دوره‌ای‌ست که گرایش‌هایِ چپ، در کارِ شاعران دیده می‌شود. بعد که جلو می‌آید، کارشان پاکیزه‌تر می‌شود، شعرتر می‌شود. اگر هم شعرها اجتماعی‌ست، شاعرش یک شاعرِ اجتماعی‌ست. وقتی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم «هدایت» در تمامِ آثارش، هر نوشته‌ای را که ببینیم، مثلاً «وغ وغ صاحاب» را نگاه کنیم، یا «بوفِ کور» را ببینیم، حس می‌کنیم که هردویِ آن‌ها را باید خواند. هردویِ آن‌ها از یک تنه، از یک‌جا هستند. دوباره می‌گویم که «هدایت» خوانی، وظیفه هر نسلی‌ست؛ یعنیِ خاصِ دوره هجده نوزده‌سالگی‌ست.

پسِ خودِ شما هم در همین سن‌ّ‌وسال بودید که خواندنِ نوشته‌هایِ «هدایت» را شروع کردید؟
بله. همان هجده نوزده‌سالگی بود.

این‌طور که خوانده‌ایم، نسلی که بعد از خودکُشیِ «هدایت» داستان‌ها و نوشته‌هایِ او را خواندند، با او طوری برخورد کردند که فراتر از یک نویسنده بود و درواقع، او را یک افسانه، یک رازِ حل‌ناشدنی می‌دانستند. آشناییِ شما هم با نوشته‌هایِ «هدایت» براساسِ همین جذّابیتِ افسانه‌وار بود؟
نه، هرچه این‌ سال‌ها را به عقب برگردیم، این چیزی که می‌گویید، کم‌رنگ‌تر می‌شود. این هاله‌ای که دورِ «هدایت» را گرفته، در سال‌هایِ گذشته، خیلی کم‌تر بود. کُنجکاویِ بزرگ، به‌هرحال، مرگش بود، این خداحافظی‌اش و این‌که به هیچ‌کس، هیچ‌چیزی نگفت. و آن چیزهایی که نوشت، آن بی‌طاقتی‌هایی که در نوشته‌هایش وجود داشت، در زندگی‌اش اجرا شد.

 «هدایت» تنها کسی نیست که خودش را کُشته‌است، امّا ظاهراً خودکُشیِ «هدایت» به چیزی سمبُلیک تبدیل شده‌است. شما فکر می‌کنید این خودکُشی، یک کارِ آرمان‌گرایانه ایده‌آلیستی بوده‌است یا آن‌را نتیجه یک شکست می‌دانید؟
من فکر می‌کنم دلیلِ مرگش باید یک‌چیزِ دمِ دست‌تر باشد. «هدایت» در جریان‌هایِ «حزبِ توده» و مارکسیسمِ آن دوره، شکست خورد و به‌هرجهت، این شکست‌هایِ‌ آرمانی از هر روشنفکرِ درون‌نگری، یک آنارشیست، یک آدمِ تُندخو می‌سازد؛ آنارشیست نه فقط به‌معنایِ به‌هم‌ریزاننده، یعنی منظورم آنارشیستِ باکونینی نیست، منظورم آن آنارشیسمی‌ست که وقتی واقعاً یک خلأ در آرمان‌ها ایجاد می‌شود و زمانی‌که نگاه می‌کنی، می‌بینی تمام سایه‌است و جهانی از سایه دورت را گرفته، آن وقت پاک‌رفتاریِ کامل همین کاری‌ست که «هدایت» کرد.

خودِ شما در آن سنّ‌وسال، با کدام نوشته «هدایت» بیش‌تر ارتباط برقرار کردید؟
بدونِ شک «بوفِ کور» . از «بوفِ کور» رهایی غیرِمُمکن است.

و چه‌چیزِ غریبی دارد این «بوفِ کور» که نمی‌شود از دستِ آن رها شد؟
ببینید؛ آن «وَهم» ی که در «بوفِ کور» هست، یک «وهمِ ایرانی» ست. این «وهم» ، خیلی سخت به دست می‌آید. می‌دانید؛ موهومات پدر و مادرهایِ بی‌شُماری در جهان دارند که حالا یا از راهِ ادبیات، یا از راهِ تصویر، از راهِ عکس، یا از راهِ شعر مُنتقل می‌شوند، امّا «وهم» ی که «هدایت» با آن زندگی کرد، خیلی خوب تسلیمش شد و کاملاً ایرانی و شناخته‌شده و به‌اصطلاح سرزمینی‌ست. و این‌را در «بوفِ کور» کاملاً حس می‌کنید. خصوصاً وقتی آن کالسکه را نگاه می‌کنید که در حالِ رفت‌وآمد است، در طولِ همین مسیر، نگاه‌هایی که بهش می‌شود، خیلی ایرانی و خیلی این‌جایی‌ست.

شما فکر می‌کنید می‌شود این «وهم» را به سینما تبدیل کرد؟ اصلاً مُمکن است بشود «بوفِ کور» را رویِ پرده سینما تماشا کرد؟
من خیلی دوست داشتم «بوفِ کور» را بسازم. خیلی دوست داشتم بسازمش؛ ولی مُتأسفانه خیلی از فیلم‌سازها زیرِ نامِ «هدایت» ، می‌خواستند این کار را بکنند. یک‌عدّه که کارشان نیمه‌کاره ماند و کسی هم کارش به آن نُقطه و به‌اصطلاح «فراز» نرسید. امّا من خیلی دوست داشتم بعد از «داش آکُل» این داستان را بسازم. به این اعتبار من به «داش آکُل» نزدیک شدم که به آن سه چهار فیلمِ اولّیه من، یعنی «قیصر» و «رضا موتوری» و «گوزن‌ها» شباهت دارد. در آن دوره‌است و آن آدم، آدمی‌ست که کاملاً می‌شود یک دوره را به او تکیه داد. این کار را می‌شد با «داش آکُل» کرد.

 «داش آکُل» ، چهارمین فیلمِ بلندِ شماست و وقتی به سه فیلمی که قبل از این ساخته‌اید نگاه می‌کنیم، به‌هرحال، اقتباس از یک داستانِ «صادق هدایت» ، کمی عجیب به‌نظر می‌رسد. خودتان تصمیم گرفتید برایِ اوّلین‌بار داستانی از «هدایت» را به فیلم برگردانید یا پیشنهادِ تهیه‌کننده بود؟
نه، پیشنهادِ تهیه‌کننده نبود. می‌دانید که حجمِ قصّه «داش آکُل» ، خیلی کم‌تر از فیلم است؛ یعنی در فیلم، چیزهایی به آن اضافه شده. و این، مثلِ ساختنِ زبان است. این‌که زبانی را بسازید و احساس کنید به گوش‌تان خورده، کارِ سختی‌ست. یعنی با آن آشنایی قدیمی داشته باشید. حالا وقتی بخواهید به تنِ یک قصّه که خیلی هم دقیق و ظریف است، تکّه‌ای را اضافه کنید، این تکّه باید از تنِ آن قصّه دربیاید، نمی‌تواند یک‌چیزِ جُدا، یک‌چیزِ وصله باشد. چون اگر این‌طور باشد، به‌شدّت معلوم می‌شود. اتّفاقاً آن‌موقع، «ابراهیم گُلستان» و خیلی‌هایِ دیگر، فیلم را به‌ یک‌شکلی تأیید کردند. حتّی آن تکّه‌هایی را که به داستان اضافه شده بود، تأیید کردند.

چندسال پیش، به‌مُناسبتِ پرونده‌ای که ماهنامه «دُنیایِ تصویر» درباره «داش آکُل» مُنتشر کرد، یادداشتی نوشتید و این‌را گفته بودید که «یک داش آکُل بود که صادق هدایت نوشت، چاپ شده و مُهیّاست. یک داش آکُل آن بود که من از آن فیلم ساختم و آن، تقریباً، همین نوشته هدایت است.» این «تقریباً» برمی‌گردد به آن تکّه‌هایی که به داستان اضافه شده، یا درواقع، توضیحِ این است که فیلمِ «داش آکُل» ، برداشتِ شماست از داستانی که «هدایت» نوشته است؟
ببینید؛ در کُلِ قصّه «داش آکُل» یک «سیاهی» وجود دارد. این «تاریکی» ، تاریکیِ شخصیتِ «داش آکُل» است که باعثِ به‌هم‌ریزی‌اش می‌شود؛ ولی در فیلمِ «داش آکُل» ، این فاصله طبقاتی‌ست که با خانه «حاجی صمد» پیدا می‌کند و باعث می‌شود در محلّه سردرگریبان شود. این، یک تغییرِ خیلی کوچک است که، به‌واسطه آن روزها ایجاد شد که این حرف‌ها مُهم بود. یعنی به‌قولِ خودتان، همه‌چیز را به‌شکلی آرمانی می‌دیدند. این فاصله طبقاتی در فیلم، یک‌مقدار پُررنگ درآمده‌است. یعنی وقتی «داش آکُل» ، در خانه «حاجی» ، در آینه نگاه می‌کند و می‌گوید «خوب کاری نکرد؛ دست و پام تو زنجیر گیر کرد.» این در قصّه «هدایت» نیست. مُنتها، آن دوره، به دلیلِ این‌که نگاهِ سیاسی به اثر، یک‌جورهایی تعیین‌کننده بود، یک‌مقدار دچارِ این تغییرات شد.

این درست است که تهیه‌کننده فیلم، «هوشنگ کاوه» ، بنا را بر این گذاشته بود که نقشِ اصلیِ فیلم را به «آنتونی کوئین» بسپارد؟
بله، این قرار بود. آمد و قراردادش را هم بست و آقایِ «کاوه» هنوز هم قراردادش را دارد؛ ولی ما اوایلِ کار نمی‌فهمیدیم چرا با آمدنِ «آنتونی کوئین» مخالفت می‌شود، هرچند بعدش فهمیدیم.

نگرانِ این نبودید که «آنتونی کوئین» از پسِ بازی در فیلمی ایرانی که داستانی به‌شدّت ایرانی دارد برنیاید؟
 نه، چون «آنتونی کوئین» فیلمِ «زوربایِ یونانی» ساخته مایکل کاکویانیس، براساسِ رُمانی از نیکوس کازانتزاکیس را بازی کرده بود. می‌دانید که؛ «آنتونی کوئین» ، یک مکزیکیِ دورگه بود و اصلاً ساختمانِ صورتش، به صورتِ خیلی از نسل‌هایِ زمینی نزدیک بود. در یک فیلم می‌توانست کاملاً یونانی باشد و در فیلمی دیگر یک ایرانی. در یک فیلم، یک مکزیکی می‌شد که به خودش نزدیک‌تر بود، یا نقشِ یک الجزایری را بازی کرد و حتّی یادم هست که نقشِ یک اسکیمو را هم بازی کرد. این، به‌خاطر ویژگیِ چهره‌اش بود.

یک‌دسته از فیلم‌سازانی که دست به اقتباسِ ادبی می‌زنند، اگر آن داستانی که قرار است از رویش فیلم بسازند، کارِ نویسنده مشهور و مُهمی باشد، معمولاً به همان‌ چیزی که رویِ کاغذ هست، اکتفا می‌کنند. امّا شما پیش از آن‌که «داش آکُل» را بسازید، سفری به شیراز کردید تا اصلاعاتِ بیش‌تری درباره «داش آکُلِ» حقیقی به‌دست بیاورید.
من ماجرایِ این «داش آکُلِ» واقعی را چندجایی تعریف کرده‌ام. اصلاً زندگی‌اش ما را تکان داد و نمی‌دانستیم چه‌کار بکنیم؛ هرچند قصّه ما، به‌هرحال، «داش آکُل» ی بود که «هدایت» نوشته بود. من زیاد نمی‌توانستم به قصّه واقعیِ «داش آکُل» فکر بکنم؛ هرچند شنیدنِ قصّه‌اش، همه ما را به‌هم ریخت.

و این قصّه را چه‌کسی برایِ شما تعریف کرد؟
یک پیرمردِ نود و چهار ساله برنج‌فروش بود در محلّه «سردزک» که جایِ خیلی کوچکی هم داشت. این پیرمرد، یکی از آدم‌هایِ دوروبرِ «کاکا رستم» بود در زمانِ خودش و «جلال پیشوائیان» نقشش را در فیلم بازی کرد. چون آن‌طور که این پیرمرد می‌گفت، با «کاکا رستم» بوده، امّا حواسش پیشِ «داش آکُل» بوده‌است. این عینِ حرفی بود که می‌زد. و در فیلم هم این‌را به‌خوبی می‌شود حس کرد که یکی از دوروبری‌هایِ «کاکا رستم» حواسش پیشِ «داش آکُل» است. به‌هرجهت، روایتِ این پیرمرد، همه تن و توشِ داستانِ ما را به‌هم می‌ریخت، اگر می‌خواستیم به حرف‌هایش گوش کنیم. این بحث بود که آیا «هدایت» این قصّه را گوش کرده و «داش آکُل» ش را نوشته، یا این‌که فقط یک‌چیزی را شنیده و قصّه‌ای را نوشته که خودش دوست داشته‌است. یعنی می‌شود این‌جور بحث کرد که «هدایت» در این مورد، بیش‌تر «نویسنده» است یا «راویِ» آن رئالیسمِ‌ اصل. من به‌نظرم آمد که «هدایت» به همه حرف‌ها گوش نکرده‌است. اگر ما هم می‌خواستیم از یک‌جا به بعد، به این روایتِ شفاهی کار داشته باشیم نمی‌توانستیم، چون برایِ فیلم‌سازی، از محدوده اخلاقِ آن روزگار بیرون بود. ولی، به‌هرحال، خودِ قصّه اصلی هم فوق‌العاده‌است.

ظاهرِ «داش آکُل» ، صورت و طرزِ راه‌رفتنش را هم براساسِ روایتِ همان پیرمرد طرّاحی کردید، درست است؟
بله، ظاهرش را رویِ کاغذ کشیدیم. فاصله قمه‌کشی‌ با شمشیرزنی، فاصله باریکی‌ست؛ هردو یک شکل دارند، امّا آن تاب و پیچی که موقعِ قمه‌کشی در دست و بدن ایجاد می‌شود، فرق دارد با تاب و پیچی که در شمشیرزنی هست. از آن پیرمرد خواهش کردم که یک‌لحظه قمه را دست بگیرد و آن یک‌لحظه، به همان عکسی تبدیل شد که در پوسترِ «داش آکُل» می‌بینید. آن دو سه حرکتِ پیرمرد، خیلی دور و فراموش‌شده بودند، امّا حرکاتی بودند که در فیلم هم از آن‌ها استفاده کردیم. یعنی، ما یک رونوشتی داشتیم از حرکاتی که بازیگرِ «داش آکُل» باید از رویِ آن‌ها بازی می‌کرد.

شما فیلمِ «داش آکُل» را با سطرِ اوّلِ داستانِ «هدایت» شروع کردید به‌نشانه این‌که به منبعِ اصلیِ اقتباس، تاحدودی، وفادار هستید، امّا در طولِ فیلم و بخصوص در صحنه‌هایِ پایانی، کم‌کم از داستانِ «هدایت» فاصله گرفتید. این‌را هم می‌دانیم که هیچ اقتباسی، لزوماً، نباید به همه داستان وفادار باشد. دوست دارید در این مورد چیزی بگویید؟
ببینید؛ حرف‌هایِ بی‌شُماری می‌زدند درباره این‌که «داش آکُل» ، درواقع، با پُشت‌کردن به «کاکا رستم» ، خودکُشی کرد. و آن‌قدر نالان بود، آن‌قدر گرفتارِ ضجّه‌ناکِ زندگی‌اش بود که می‌خواست یک‌جوری با مردم دربیفتد. از آن‌جا به بعد، مردمی که این‌قدر در آن زندگیِ چهارسوقی برای‌شان ایستاده بود، دیگر برایش مهم نبودند و می‌خواست «کاکا» یک‌مُدّتی بر مردمِ محلّه، چیره باشد. خیلی حرفِ زیبایی‌ست، حکمتی‌ست.

در داستانی که «هدایت» نوشته، شخصیتِ «مرجان» ، خیلی به «داش آکُل» نزدیک نیست. این عشقی که در داستان می‌بینیم، عملاً، یک‌طرفه‌است و «مرجان» از چیزی خبر ندارد؛ امّا در فیلم و روایتِ شما، این به عشقی دوطرفه تبدیل شده‌است.
ببینید؛ سینما نمی‌تواند از کنارِ چنین چیزی بگذرد؛ یعنیِ آدمِ سینما، می‌داند. سینما از این جهت، با ادبیات فرق دارد. در سینما مُمکن نیست که «مرجان» نداند، امّا «داش آکُل» بداند. برایِ این‌که حسِ یک عاشق، آن‌قدر والاست که می‌تواند این‌را مُنتقل کند. مُنتقل هم می‌شود. همه عشق‌هایِ پنهانِ ما در ادبیات، مُنتقل شده‌اند. به زبان نمی‌آید، ولی انتقال انجام می‌شود.

به‌واسطه همین «سینما» یی‌شدنِ داستان، شما داستانِ «داش آکُل» و «مرجان» را، تاحدودی، زمینی‌تر کرده‌اید و آن پرده‌ای را که بینِ آن‌ها در داستانِ «هدایت» کشیده شده، برداشته‌اید.
به همین جهت من این چیزها را گفتم. ببینید؛ اصلاً یک‌ عشق، در سینما، با مدیومِ سینما، چگونه می‌تواند یک‌طرفه باشد؟ اگر ما کمی از عشقِ پنهانی که در ادبیاتِ ما جایِ استواری هم دارد وام بگیریم، می‌توانیم، داستان را طوری پیش ببریم که دیگر معشوقی در کار نباشد و خودش هم عاشق باشد. یعنی معشوقگی را از او بگیریم و به عاشقانه‌ها پیوندش بدهیم. به‌نظرِ شما این‌طور نیست؟

درست است. در فیلم‌هایِ شما، مضمون‌هایِ تکرارشونده‌ای هستند که می‌شود به کمک‌شان سینمایِ شما را توضیح داد. «تنهایی» و «عشق‌هایِ بی‌فرجام» هم در شُمارِ همین مضمون‌ها هستند و اتّفاقاً، در «داش آکُل» هم هردویِ این‌ها را به‌وضوح می‌بینیم. یکی از دلایلِ علاقه شما به این داستانِ «هدایت» ، احتمالاً، حضورِ این دو مضمون در آن نبوده است؟
و تنهاییِ خودِ «هدایت» اصلاً.

می‌گویند در بعضی از صحنه‌هایِ داستان، «داش آکُل» ، خیلی به خودِ «هدایت» و خُلق‌وخویِ او شبیه‌است.
تنهاییِ خودِ «هدایت» و این‌که هر آن‌چه طلب از زندگی می‌کرد، «تاریکی» بود، یا به «تاریکی» می‌خورد. اصلاً طنزِ سیاهی که «هدایت» داشت، بیش‌تر برخاسته از همین برخورد با «تاریکی» بود. این تنهایی در داستانِ «داش آکُل» هست و نمی‌شود آن‌را از داستان جدا کرد. و اگر قرار بود عشقی در همان طبقه «داش آکُل» انجام شود، آن عشقِ «اقدس» بود. . .

شخصیتی که در روایتِ شما هست...
بله، «اقدس» یک «داش آکُلِ» زن است. اگر قرار باشد زنی آن‌طور زندگی کند، زندگی‌اش نمی‌تواند فرقی با «اقدس» داشته باشد.

اضافه‌شدنِ شخصیتِ «اقدس» ، صدایِ کسی را درنیاورد؟ کسی اعتراض نکرد که چرا یک شخصیتِ زن را به داستانِ «هدایت» اضافه کرده‌اید؟
نه، نه واقعاً.

این‌که سراغِ «هدایت» و داستانی از او رفتید چه‌طور؟ به‌هرحال، در همان سال‌ها بود که کم‌کم شروع کردند به ساختنِ افسانه‌ها درباره هدایت...
نه، من چیزی حس نکردم. البته، دو سه‌تا از این پیرانِ قدیمیِ «کافه‌ فیروز» نشین و قهوه‌خانه‌نشین، چیزهایِ کوچکی می‌گفتند، امّا آن‌ها هم فیلم را ستودند.

به‌هرحال، شما از اصلِ سرگذشتِ «داش آکُل» باخبر شدید و همان پیرمردی که روزگاری در شُمارِ یارانِ «کاکا رستم» بود، حقایق را درباره «داش آکُل» به شما گفت. گفتید که «هدایت» همه ماجرا را ننوشته‌است و آن بخشی را که دوست داشت، به داستان تبدیل کرد و این‌را هم گفتید که مسأله اساسیِ داستان، تنهاییِ «داش آکُل» است. فکر می‌کنید «هدایت» عمدی داشته‌است که تنهاییِ خودش را واردِ داستان کند؟
بله، اصلاً غیر از این نمی‌توانست چیزِ دیگری باشد. یعنی وقتی شما «بوفِ کور» را هم نگاه می‌کنید، می‌بینید که این تنهاییِ داستان، از شخصیتِ «هدایت» دور نیست. یعنی «هدایت» کاملاً با شخصیت‌های داستان‌هایش مُنطبق است. و این‌جا هم با آن تنهاییِ زندگیِ «داش آکُل» و آن «بود» ش، کاملاً، عجین بوده‌است.

داستانِ «داش آکُل» ی که «هدایت» نوشته، اساساً، داستانی‌ست توصیفی و سینمایِ شما، معمولاً، به‌واسطه دیالوگ‌هایی که نوشته‌اید، در یادِ خیلی از تماشاگران مانده‌است. برایِ داستانِ کم‌دیالوگِ «داش آکُل» هم دیالوگ‌هایِ زیادی نوشتید؛ مثلاً همان جمله مشهورِ «وقتی‌که مرد غم داره، یه کوه درد داره.» ، یا «تو میوه تلخی کاکا.» ، یا «لوطی رو شبِ تار می‌شناسه.» مسأله این است که در نوشتنِ این دیالوگ‌ها و کنایه‌هایی که شخصیت‌ها نثارِ هم یک‌دیگر می‌کنند، سعی‌ کرده‌اید از جنسِ داستانِ «هدایت» دور نشوید.
بله، حتّی وقتی می‌گوید «این‌قدر باحقیقته که اگه پاشو رویِ یه حبّه انگور بذاره، سَقّش شیرین می‌شه.» ، این زبان ساخته شده‌است. یعنی، این جزءِ آن ساخته‌هاست. یا همین «وقتی‌که مرد غم داره، یه کوه درد داره.» زبان‌هایی هستند که ساخته شده‌اند، ولی خیلی سخت می‌شود از تنِ قصّه «هدایت» این‌ها را کند. به‌هرجهت، یک جراحتی ایجاد می‌شود اگر بخواهید این‌ها را بکنید.

ظاهراً امکانِ ساختنِ «داش آکُل» را به‌شکلِ رنگی داشته‌اید؛ امّا این‌ کار را نکردید.
ببینید؛ آن خانه‌ای که «داش آکُل» در آن زندگی می‌کند، رخت‌ِخوابِ همیشه پَهنی که دارد، طاقچه‌ای که چندتا از قمه‌هایش را آن‌جا گذاشته، این‌ها را وقتی در فیلم می‌بینید، اگر رنگی بود، هیچ‌وقت به آن صلابتِ یک پهلوان، یک لوطیِ ایرانی، نمی‌رسیدید. رنگ، یک فاش‌کارِ وقیح است در شخصیت‌سازی. هیچ‌وقت رنگ‌هایِ سبز درست درنمی‌آید، رنگ‌هایِ سُرخ درست درنمی‌آید، هیچ‌وقت رنگِ خون، رنگِ خون نیست واقعاً و رنگِ گُل هم رنگِ گُل نیست؛ مگر با فیلترها و ترفندهایی که سینما در آن زمان، خیلی از این‌چیزها دور بود. اگر الآن هم می‌خواستم دوباره «داش آکُل» را بسازم، سیاه‌وسفید می‌ساختمش. خودِ جنس، خودِ داستان و بافت و پودش، رنگ ندارد. در عاشقانه‌ها که خون‌آلودند، رنگ وجود ندارد

اجازه بدهید دوباره برگردیم به «بوفِ کور» . فکر می‌کنید واقعاً می‌شود این داستان را رویِ سینما فرستاد؟
من به‌نظرم می‌رسد که می‌شود این کار را کرد.

یک‌دسته مُعتقدند که بخشِ دومِ داستانِ «بوفِ کور» را می‌شود به فیلم تبدیل کرد، امّا نیمه اوّلش عملاً به کارِ سینما نمی‌آید.
نه، ببینید؛ «صورتِ» داستانِ «بوفِ کور» بر «مفهوم» ش ارجحیت دارد. این «صورت» اگر از کار دربیاید، نتیجه‌اش بدونِ این‌که یک کارِ سوررئالیستی شود، با «بوفِ کورِ» سینمایی طرف می‌شویم. شما کارِ نقّاشانِ مُعاصر را نگاه کنید؛ مثلاً کارهایِ «علیرضا اسپهبد» را، یا کارهایِ «قاسم حاجی‌زاده» . در کارِ آن‌ها پیوندِ بسیار بسیار استادانه‌ای انجام شده‌است بینِ «صورت» و «مفهوم» ، میانِ آن فُرم و مُحتوایی که می‌گفتند و آدم را شگفت‌زده می‌کند. خصوصاً در کارهایِ «علیرضا اسپهبد» خیلی شگفتی دارد و به یک‌شکلِ دیگر، کارهایِ «آیدین آغداشلو» .

هنوز هم دوست دارید «بوفِ کور» را بسازید؟
من خیلی دوست دارم بسازمش؛ ولی باید پیش بیاید، باید وقتش بشود که «بوفِ کور» را بسازم. یادم هست که اتودهایی هم زده بودم و حتّی آن کالسکه داستان هم طرّاحی شده بود که یک‌چیزِ فرنگی نباشد و چرخ‌هایش چه‌قدر باشند و پرّه‌هایش چه‌شکلی باشند.

عکس‌ها:
برای دیدن گالری عکس‌های مسعود کیمیایی
کلیک کنید

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 5 آذر1387ساعت 8:49 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

 

پانزده نامزد اولیه رشته بهترین مستند بلند در هشتاد و یکمین دوره جوایز اسکار معرفی شدند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» این فیلم‌ها حائز شرایط بریا رقابت شناخته شده‌اند . اعضای آکادمی علوم و هنرهای سینمایی پنج نامزد نهایی را از میان این مستندها انتخاب می‌کنند.
ارول موریس که در سال 2004 با مه جنگ اسکار بهترین مستند را برده بود، این بار با رویه معمول عملیات شانس کسب جایزه را دارد.
دو فیلم با موضع بحران اقتصادی یعنی سوخت ساخته جاشوا تیکل و I.O.U.S.A به کارگردانی پاتریک کریدون دیگر نامزدهای اولیه هستند.
همچنین نام دردسر آب از کارل دیل و تیا لسین که در جشنواره ساندنس جایزه برد و پشت در خانه مرگ ساخته پیتر گیلبرت و استیو جیمز در میان نامزدها به چشم می‌خورد.
چند مستند این فهرست نیز آثار بیوگرافیک درباره هنرمندان و شخصیت‌های مشهور هستند: زندگی و مرگ هانا سنش (رابرت گراسمن)، گلس: پرتره‌ای از فیلیپ در دوازده بخش (اسکات هیکس)، در رویا (جرمیا زاگار و مرد روی سیم (جیمز مارش).
دیگر فیلم شاخص فهرست نامزدهای اولیه اسکار 2009 آخریم مستند به نمایش درآمده ورنر هرتسوگ با نام رویارویی در پایان جهان است.
خیانت (الن کوراس)، دعا کنید شیطان به دوزخ بازگردد (جینی رتیکر)، آنها خواهر دوروتی را کشتند (دانیل یانگ)، ساخت آمریکا (استیسی پرالتا) و باغ (اسکات همیلتون کندی) این فهرست را تکمیل می‌کند.
نامزدهای نهایی بهترین مستند اسکار 2009 همراه با سایر نامزدها روز 22 ژانویه معرفی می‌شوند.

 |+| نوشته شده در  جمعه 1 آذر1387ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

بيلي وايلدر

وايلدر گفته است كه اگر تكه‌هايي از بهترين فيلم‌هايش را جمع كنند، فقط مي‌توان از آن‌ها يك فيلم- 46 دقيقه‌اي عالي ساخت. اين كلام او اگر چه آميخته به طنز و شوخ‌طبعي است، بيانگر آن هم هست كه وايلدر بعضي از فيلم‌هايش را مثل سان‌ست بولوار، غرامت مضاعف، تك‌خال در حفره، آپارتمان، بازداشتگاه- 17، صفحة اول، بعضي‌ها داغشو دوست دارن، ماجراي خارجي، سابرينا، شاهد براي تعقيب و آوانتي! را بسيار دوست مي‌داشت، و به بعضي ديگر همچون فدورا، احمق مرا ببوس و خارش هفت ساله علاقة كم‌تري داشت.
مشهورترين فيلم‌هاي وايلدر آميخته‌اي از طنز و تلخ‌كامي، شور و شعور و ابداع و وفاداري به اصول سينماي كلاسيك‌اند. شناختٍ موقعيت‌هاي كميك و آميختن آن‌ها با مسايل جدي ويژگيِ اصلي و بارزِ فيلم‌هاي وايلدر است. وايلدر كه در دهة 1930 در كنار چارلز براكت جزو نام‌آورترين فيلم‌نامه‌نويس‌هاي هاليوود بود، در سال- 1942 نخستين فيلمِ مستقل‌اش را با نامِ بزرگ و كوچك ساخت، كه يك كمديِ سياهِ ظريف و روان با بازيِ يكي از محبوب‌ترين ستارگان روزِ هاليوود به‌نامِ جينجر راجرز بود. وايلدر به اين دليل كارگردان شد، چون از دخل و تصرفي كه تهيه‌كننده‌ها و بازيگرانِ هاليوودي در فيلم‌نامه‌هايش انجام مي‌دادند خشنود نبود. خود او در پاسخ به اين سؤال ميشل سيمان، كه از وي پرسيده بود: «آيا شما هم مثل ساير فيلم‌نامه‌نويس‌هاي همدوره‌تان از قيد و بندهاي هاليوود و از فضايِ كارخانه‌اي آن‌جا در عذاب بوديد؟» گفته است:
نقل قول بيلي وايلدر با صداي دوبلور آقا:
بله. اين حرفه در آن‌جا فقط زماني براي‌تان احترام مي‌آورد كه اسم و رسمي مي‌داشتيد، و اين در مورد اكثر قريب به‌اتفاق فيلم‌نامه‌نويس‌هاي هاليوود صادق نبود. مي‌دانيد آن زمان فيلم‌نامه‌نويس هيچ كنترلي روي نوشته اي كه به كارگردان تحويل مي‌داد نداشت. وقتي مدتي سرِ صحنة فيلم‌برداري ايستادم متوجه اين موضوع شدم، پي بردم كه گاهي بعضي از صحنه‌ها و ديالوگ‌هاي مرا حذف مي‌كنند. درواقع چيزي كه ما مي‌نوشتيم مثل كاغذ توالتي بود كه معلوم نبود از آن استفاده مي‌كنند يا نه.
وايلدر در سالِ - 1943، پس از بزرگ و كوچك، دومين فيلمش را با نامِ پنج قبر تا قاهره ساخت، كه درامِ ماجراجويانه و پّرالتهابي بود، كه ماجراهايش در سال‌هاي سياهِ جنگ جهاني دوم در صحراهاي برهوتِ ليبي اتفاق مي‌افتاد، و شوخ‌طبعي و طنزِ وايلدر و همكارِ فيلم‌نامه‌نويس‌اش چارلز براكت امتياز منحصر به‌فرد آن بود.


غرامت مضاعف يكي از نمونه‌وارترين فيلم‌هاي وايلدر است، كه او فيلم‌نامة آن‌را در سال - 1944 با همكاريِ ريموند چندلر، نويسندة نام‌آورِ داستان‌هاي جنايي نوشت. چارلز براكت، همكارِ قديميِ وايلدر، كه اين فيلم‌نامه را نمي‌پسنديد حاضر به همكاري با دوستٍ ديرين خود نشد؛ با وجود اين غرامت مضاعف فيلمِ كلاسيكي از كار درآمد كه مقامِ وايلدر را در پرداختٍ داستان و شخصيت‌هاي فيلم‌نامه‌ و نوشتنِ گفت‌وگوهاي موجز و صيقل‌خورده بيش از پيش تثبيت كرد.
بيلي وايلدر سان‌ست بولوار را در سال - 1950 ساخت. رأي منتقدان دربارة اين فيلم، مانند بسياري از فيلم‌هاي وايلدر دوگانه و متعارض بود. ژرژ سادول، منتقد چپ‌گرايِ فرانسوي، كه آراي‌اش همواره محل توجه سينمادوستان بوده، به‌رغم آن‌كه سان‌ست بولوار درموقع نمايش عمومي به‌عنوان عرضه‌كنندة تصويري بي‌رحمانه از هاليوود با استقبال روبه‌رو شد، آن‌را فيلمي كم‌مايه و فاقد ارزش‌هاي زيبايي‌شناختي خواند. او با تأكيد بر فضاسازيِ پرداخته و مؤثر فيلم ـ كه وايلدر در اراية آن از خود ذكاوتِ نظرگيري نشان داده بود ـ به‌شدت به ترفندهاي تكنيكي و شخصيت‌پردازيِ اغراق‌آميزِ فيلم انتقاد كرد. در مقابلِ نظرِ سادول، گروهي از منتقدان ضمن تأييد قابليت‌هاي فضاسازيِ فيلم شخصيت‌سازيِ گلوريا سوانسون (بازيگر نقشِ نورما دزموند Norma Desmond) را فراموش نشدني ارزيابي كردند. براي مثال اندرو ساريس، منتقدي كه - 25 بار سان‌ست بولوار را ديده بود، و در برابر بيلي وايلدر و فيلم‌هايش موضع دفاعي داشت، در نقدي بر اين فيلم نوشت كه به ارزش‌هاي سان‌ست بولوار واقف است، اما نمي‌داند به كساني كه معتقدند ديدگاه وايلدر بيش از حد شوم و تيره است، و ديد او نسبت به شخصيتٍ نورما دزموند دقيق و موشكافانه نيست، چه پاسخي بايستي بدهد. فولوكر اوشلوندوروف (توجه! در زير نويس تصوير او فولكر اشلوندورف نوشته شود)، كارگردان آلماني و از چهره‌هاي مهم و مؤثر موج نويِ سينماي آلمان در دو دهة -1960 و - 1970، كه در سال -1992 فيلمِ مستند تلويزيوني دربارة بيلي وايلدر ساخته بود، گفته است:

وابلدر 17 سال در كمپاني پارامونت كار كرد و آن‌قدر حرفه‌اي بود و تجربه داشت كه مي‌توانست مثل گلوريا سوانسون در «سان‌ست بولوار» ادعا كند كه بدون او استوديويي وجود نمي‌داشت. «سان‌ست بولوار»، قطعاً، فيلمِ گلوريا سوانسون است. او در آن زمان از هاليوود بازنشسته شده و در نيويورك زندگي مي‌كرد و فقط در تئاتر ظاهر مي‌شد.
آپارتمان به‌عنوان يك درام كمدي، هجويه‌اي سنت‌شكنانه دربارة نظام سرمايه‌داري در امريكا است، كه وايلدر در سال -1960 با حضور جك لمون و شرلي مك‌لين ساخت، و در آن پشت هم اندازي و مجامله را به استهزا مي‌گيرد. داستاني را كه وايلدر در آپارتمان روايت مي‌كند، بعضي منتقدان را بر آن داشت اعتراف كنند كه تا آن‌زمان فيلمي شيرين‌تر و اندوه‌گين‌تر از آن درباره جامعة سرمايه‌داريِ امريكا نديده‌اند.
درواقع بايد گفت كه خود وايلدر، پس از سال‌ها كارِ حرفه‌اي، دريافته بود كه چه‌گونه بايد فكرهاي بي‌فايده را دور بريزد، و چه‌گونه به جزيياتِ زنده و لازمي بپردازد كه افكار ثمربخش را متحقق سازند. جك لمون، يكي از بازيگرانِ مورد علاقة وايلدر ـ كه در فيلم آپارتمان هم به ايفاي نقش پرداخته بود ـ دربارة كيفيتٍ ساختنِ آپارتمان، شايد با اشاره به همين سخن وايلدر، گفته است:
بيلي وايلدر با اين فيلمش يك گل سرخ را در يك سطل آشغال پرورش داد.
شيريني شانسي (محصول سال 1966) حاصل دورة پختگي و تسلط وايلدر در نوشتن فيلم‌نامه، پرداختٍ شخصيت‌ها و گفت‌وگوهاي روان و سرراست است؛ فيلمي است با تمام ويژگي‌ها و مايه‌هاي مورد علاقة وايلدر؛ مثل كمديِ تلخ و شيرين، درام حادثه‌اي، داستانِ پرهيجان و سرگرم‌كننده، گفت‌وگوها و حاضرجوابي‌هاي سنجيده و تباهي و معصوميتٍ شخصيت‌ها.


عنصر طنز و شوخ‌طبعيِ وايلدر در شيريني شانسي، همچون خارش هفت ساله، بعضي‌ها داغشو دوست دارن، آپاتمان، يك، دو، سه و ايرماي شيرين، كه در فاصلة سال‌هاي - 1955 تا - 1966 ساخته شدند، متأثر از فيلم‌هاي فيلم‌ساز هموطنش ارنست لوبيچ و همچنين فيلم‌هاي كمدين‌هايي مثل چارلي چاپلين و باستر كيتن است. (مكث كوتاه) بيلي وايلدر در فيلم‌هايش همواره جذابيت‌هايي را كشف مي‌كرد، و كمدي‌هاي شيرين و خوش‌پرداختي مي‌آفريد، كه غالباً پاياني غيرمنتظره داشتند.
مقامِ وايلدر از حيث توجه‌اش به داستان‌پردازي و پرورش شخصيت‌هاي ملموس شامخ است. او در درجة اول فيلم‌نامه‌نويسي موفق و سپس كارگرداني خوب است. واقعيت اين است كه بسياري از همكارانِ فيلم‌نامه‌نويسِ وايلدر پس از اين‌كه به جرگة كارگردان‌ها پيوستند، بنا به يك اصل مسلم و بديهيِ سينمايي كوشيدند از اهميتٍ ادبي و ميزانِ گفت‌وگوهاي فيلم‌نامه‌هاي خود بكاهند و سهم بصري و ديداريِ آثارشان را افزايش بدهند؛ اما وايلدر همواره علاقه‌اي مهار نشدني به نوشتنِ فيلم‌نامه و ساختنِ فيلم‌هاي پّرگفت‌وگو داشته است. فيلم‌هاي بازداشتگاه - 17، آپارتمان، سان‌ست بولوار، سابرينا، روح سنت لوييس، شاهد براي تعقيب، زندگي خصوصي شرلوك هلمز، بعضي‌ها داغشو دوست دارن، صفحة اول، ايرماي شيرين، آوانتي! و يك، دو، سه نمونه‌هايي از فيلم‌هاي پّرگفت‌وگوي وايلدراند.
بيلي وايلدر، كه در سال‌هاي متمادي موفق به دريافت جوايز متعددي شده بود، در سال - 1985، در - 79 سالگي، جايزة «زندگيِ پربار» يا يك عمر فعاليت سينمايي را از مؤسسة فيلمِ امريكا دريافت كرد. ريچارد برانت، رييس اين مؤسسه، در موقع اعطاي جايزه به وايلدر گفت: «آقاي وايلدر مجموعة درخشاني از آثار سينمايي خلق كرده است، كه گذشتٍ زمان نمي‌تواند از ارزش آن‌ها بكاهد.» و وايلدر بعدها با زيركيِ يك طنزپرداز و گفت‌وگونويسِ حرفه‌اي سينما گفت: كه او فيلمِ محبوب ندارد، بلكه خود فيلم يا درواقع سينما محبوب اوست.

                                                                                                                منبع : سینما ۱

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 12:3 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 برگزیدگان بیست‌وپنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران

هادی آفریده برگزیده تماشاگران- عکس از کوروش پیرو

برگزیدگان بیست‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران ساعتی پیش در تالار اندیشه حوزه هنری معرفی شدند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» ناصر باکیده دبیر جشنواره طی سخنانی گفت: گفتنی‌ها در این شش روز جشنواره گفته شد و دیده شد. افتخار می‌کنیم که امروز جشنواره فیلم کوتاه تهران نه تنها در آسیا که در جهان مورد توجه قرار گرفته است.
در ادامه برگزیدگان بخش‌های مختلف جشنواره به شرح زیر معرفی شدند:

بخش سینمای ملی

چشم‌انداز سرزمین زیبای ما
دیپلم افتخار اهدا شد به حسن نقاشی برای مستند زوروان
تندیس جشنواره و 10 میلیون ریال اهدا شد به مهدی اسدی برای بوم‌های سنگی

میراث نبوی
دیپلم افتخار اهدا شد به هاجر قهرمانی برای فیلم نسیم
تندیس جشنواره و 10 میلیون ریال اهدا شد به عباس صالح‌مدرسه‌ای برای آهنگ ابدیت

سی‌امین سال پیروزی انقلاب اسلامی
عباس امینی برای مستند قصه شب و عبدالحمید ارجمند برای فیلم به سوی فرار به طور مشترک دیپلم افتخار این بخش را دریافت کردند.
امینی پس از دریافت جایزه‌اش گفت: من از این فرصت استفاده می‌کنم و از مهندس جعفری‌جلوه خواهش می‌کنم که پیغام من را به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برسانند. 28 مردادماه سینما رکس آبادان سوخت. این روز چند سالی است که در تقویم ما نیست. خواهش می‌کنم این روز را به تقویم برگردانید.
تندیس جشنواره و 10 میلیون ریال اهدا شد به کاوه سجادی حسینی برای تا تو هستی

بهترین تصویربرداری
دیپلم افتخار اهدا شد به روزبه رایکا برای تصویربرداری پیرمردها نمی‌میرند
تندیس جشنواره و مبلغ 12 میلیون ریال اهدا شد به مانی میرصادقی برای حیات وحش ایران

بهترین تدوین
دیپلم افتخار اهدا شد به محمد پورفر برای تدوین ترس و پرسه
تندیس جشنواره و مبلغ 12 میلیون ریال اهدا شد به مهدی اسدی برای بوم‌های سنگی

بهترین صدا
دیپلم افتخار اهدا شد به مهرشاد و مهران ملکوتی و امیرنوبخت برای دندان آبی
تندیس جشنواره و مبلغ 12 میلیون ریال اهدا شد به بهروز شهامت برای انیمیشن تنهایی

بهترین فیلمنامه
دیپلم افتخار اهدا شد به لیدا فضلی برای چرا سگ‌ها از گربه‌ها متنفرند؟
تندیس جشنواره و مبلغ 12 میلیون ریال اهدا شد به رضا جمالی برای پیرمردها نمی‌میرند

بهترین کارگردانی
دیپلم افتخار اهدا شد به فرشته جغتایی برای چه سرسبز بود دره ما
تندیس جشنواره و مبلغ 15میلیون ریال اهدا شد به آیدا پناهنده برای تاج خروس

بهترین فیلم تجربی
دیپلم افتخار این بخش به طور مشترک اهدا شد به عاطفه خادم‌الرضا برای رویای سنجاقک و شهرام مکری برای آن‌دوسی

بهترین پویانمایی
دیپلم افتخار اهدا شد به ‌لیدا فضلی برای چرا سگ‌ها از گربه‌ها متنفرند؟
تندیس جشنواره و مبلغ 10 میلیون ریال اهدا شد به سیدهاشم عمره‌ای برای آفرینش

بهترین مجری طرح و تهیه‌کننده
دیپلم افتخار اهدا شد به شبکه یک سیما برای تهیه‌کنندگی حیات وحش ایران و دیپلم افتخار بهترین مجری طرح اهدا شد به دفتر اردبیل انجمن سینمای جوانان ایران برای پیرمردها نمی‌میرند.
گفتنی است مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نیز مبلغ 2 میلیون ریال به تمام کاندیداهای این بخش اهدا کرد.

انجمن فیلم کوتاه ایران
دیپلم افتخار بهترین فیلم تجربی اهدا شد به فیلم سمت راست من ساخته کیارش اسدی‌زاده. تندیس ایسفا و دیپلم افتخار بهترین فیلم اهدا شد به باد هر کجا بخواهد می‌وزد ساخته آناهیتا قزوینی‌زاده و مرتضی فرشباف و تندیس ایسفا در بخش بین‌الملل اهدا شد به شکننده از استرالیا

بهترین فیلم از نگاه تماشاگران
تندیس این بخش به طور مشترک اهدا شد به هادی آفریده برای مستند نقل گردآفرید و شهرام مکری برای آن‌دوسی

تحقیق و پژوهش
تندیس جشنواره و مبلغ 12 میلیون ریال اهدا شد به سعیده اخکان برای حیات وحش ایران

استعداد جوان
تندیس جشنواره و مبلغ 10 میلیون ریال اهدا شد به مهدی شیری برای مستند افق عموی
تندیس جشنواره و مبلغ 10 میلیون به طور مشترک اهدا شد ریال اهدا شد به فیلم‌های داستانی تاج خروس ساخته آیدا پناهنده و پیرمردها نمی‌میرند ساخته رضا جمالی

بهترین فیلم داستانی
تندیس جشنواره و مبلغ 20 میلیون ریال اهدا شد به هومن سیدی برای دندان آبی

بهترین فیلم تجربی
تندیس جشنواره و مبلغ 20 میلیون ریال اهدا شد به امیر مهران برای مسیر سرد خون

بهترین مستند
تندیس جشنواره و مبلغ 20 میلیون ریال اهدا شد به مهرداد زاهدیان برای میدان بی‌حصار

بهترین پویانمایی
تندیس جشنواره و مبلغ 20 میلیون ریال اهدا شد به مهرداد شیخان برای تنهایی

بهترین تهیه‌کننده
تندیس جشنواره و مبلغ 12 میلیون ریال اهدا شد به ارد عطارپور برای میدان بی‌حصار

دبیر جشنواره بیست‌وپنجم هیچ فیلمی را شایسته دریافت جایزه ویژه خود نداست و مبلغ آن جایزه به طور مساوی میان برگزیدگان بخش اصلی جشنواره تقسیم می‌شود.

بخش بین‌الملل

مستند
دیپلم افتخار اهدا شد به مانی میرصادقی برای حیات وحش ایران
تندیس اهدا شد به پیتر سالخورده ساخته ايوان گولونف از روسیه

تجربی 
دیپلم افتخار اهدا شد به شهرام مکری برای آن‌دوسی
تندیس اهدا شد به فيلم كبوتر وحشی ساخته كلدو آلماندوز از اسپانيا

انیمیشن
تندیس اهدا شد به لسان‌الغیب ساخته ديويد الكساندر اندرسون از انگلیس. این فیلم که به شعرهای شاعر بزرگ ایران حافظ پرداخته بود در این مراسم به نمایش درآمد و کارگردان آن هنگام دریافت جایزه مورد تشویق بی‌نظیر حاضران قرار گرفت.

داستانی
دیپلم افتخار اهدا شد به خرچنگ ساخته خاوير سرون و كريستف هرمانز از بلژیک
تندیس اهدا شد به ژیل ساخته كنستانت منتزاس از کانادا

جایزه اکو
سازمان اکو هیچ فیلمی را شایسته دریافت رتبه اول و دوم نداست و 1000 یورو به عنوان جایزه سوم به فیلم سرازیری از ترکیه اهدا کرد.

اتحادیه فیلمسازان کوتاه کشورهای مسلمان
لوح تقدیر اهدا شد به فیلم سوارکار خردسال از اندونزی

جلوه‌گاه شرق
جایزه این بخش اهدا شد به فیلم همه چیز روبراه است ساخته آک جول بربولوتوف از قرقیزستان

در جستجوی حقیقت
جایزه این بخش اهدا شد به بهترین مادرها ساخته نادين كويپرز از هلند

ملل مسلمان
جایزه این بخش اهدا شد به سعادت‌علی سعیدپور برای نور مقدس


 

«من برد پيت نمي شناسم، پس مزاحم نشويد و از آن طرف برويد.» اين جوابي است که مامور حفاظت از بخش VIP سالن سينما لس آنجلس به ستاره مشهور هاليوودي مي دهد، او برد پيت را نمي شناسد. ماجرا از اين قرار است که پيت براي برگزاري مراسم اکران افتتاحيه فيلم «داستان عجيب بنجامين باتن» راهي سينما مي شود و بنا به رسم معمول اين مراسم راه بخش VIP سالن را در پيش مي گيرد اما با ايست مامور سالن مواجه مي شود؛ کار به درگيري مي کشد و پيت سالن را ترک مي کند. او 30 دقيقه زودتر از شروع برنامه به سالن رسيده و کسي از دوستانش در محل حضور ندارد که پادرمياني کند و... باور کردن موضوع کمي سخت است(علاقه مندان معمولي سينما حتي از تعداد فرزندان و سايز کفش و نام همسر پيت خبر دارند، چطور ممکن است مامور حفاظت سالن سينما او را نشناسد؟) اما وقتي روزنامه نيويورک پست اين عکس را در صفحه اول چاپ مي کند و ماجرا را توضيح مي دهد باور مي کنيم. جالب اينکه گزارشگر نيويورک پست مي نويسد؛«اشکالي هم ندارد که مامور حفاظت ستاره هاي هاليوودي را نمي شناسد، اين مساله باعث مي شود ستاره ها بدانند باديگاردهايشان چگونه با مردم عادي رفتار مي کنند.»

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 26 آبان1387ساعت 8:20 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

بنیسیو دل‌تورو در نقش «چه»فیلم چه به کارگردانی استیون سودربرگ درباره ارنستو چه‌گوئه‌وارا در جشنواره فیلم آمریکای لاتین نو در هاوانا روی پرده می‌رود.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از رویترز، این فیلم به گفته ایوان گیرود دبیر جشنواره در بخش نمایش‌های ویژه روی پرده می‌رود و در رقابت جشنواره شرکت نمی‌کند.
آلفردو گوئه‌وارا، پسر ارنستو که ریاست این جشنواره را بر عهده دارد در ماه جولای گفته بود اگر در این فیلم به فیدل کاسترو، همرزم سابق «چه» و رهبر کوبا حمله شده باشد، حق شرکت در جشنواره را ندارد.
در فیلم چه بنیسیو دل‌تورو بازیگر پورتوریکویی در نقش مبارز افسانه‌ای آرژانتینی ایفای نقش می‌کند. او در ماه می برای این فیلم جایزه بهترین بازیگر جشنواره فیلم کن را به دست آورد.
سودربرگ این فیلم را در اسپانیا و بولیوی فیلمبرداری کرد، چون به گفته وزیر امور خارجه کوبا، دولت آمریکا که سابقه 46 سال دشمنی با حکومت کوبا را دارد، به سودربرگ اجازه کار در این کشور را نداد.
دبیر جشنواره آمریکای لاتین نو اعلام کرده است که عوامل اصلی فیلم برای حضور در جشنواره احتمالا به اجازه دولت آمریکا دارند.
به گفته او، این رویداد امسال 114 فیلم از فیلمسازان کشورهای آمریکای جنوبی را به نمایش می‌گذارد.

 |+| نوشته شده در  شنبه 25 آبان1387ساعت 7:6 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
مطالب قدیمی‌تر