تبليغاتX
وبلاگ سينمايي كلاكت
 
وبلاگ سينمايي كلاكت
 
 
مروري بر سينماي لرستان
 

غلامرضا نعمت پور

نعمت پور فیلمساز لرستانی

مجله هنری هفت

آنچه در ادامه می آید معرفی یک فیلم ساز لرستانی است ، مجله هنری هفت در راستای رسالت خود مبنی بر حمایت از فیلم سازان غرب کشور  اینبار به سراغ فیلمسازی از لرستان رفته است ، غلام رضا نعمت پور که با نثری زیبا به معرفی خود و چگونگی ورودش به دنیای پر رمز و راز سینما پرداخته است  ، راستش  متن نعمت پور در مورد خودش آنقدر زیبا است که حیفم آمد چیزی از آن کم و یا به آن اضافه کنم

در ادامه با هم بخوانیم

در سال 1355 در شهر خرم آباد به دنیا آمدم . در دوران کودکی زمانی که مهد می رفتم فیلمی را به وسیله پروژکتور نمایش دادند . فیلمی که در ابعاد بسیار بزرگی بر دیوار سفید رنگ سالن نقش بسته بود و پراز تصاویر رنگی بسیار زیبا بود که بعدها فهمیدم انیمیشن نام دارد . خیلی خوب خاطرم هست که تا مدتها تصاویر در ذهنم مجسم میشد . بدجوری ذهنم را به خود مشغول کرده بود . سالها گذشت و کم کم خاطره آن روز داشت فراموش میشد که با تبلیغات فیلم (( شهر موشها )) هیجان آن روز برایم زنده شد . خیلی تلاش کردم تا بتوانم با خانواده به دیدن آن فیلم بروم . یکبار هم موفق شدم اما به دلیل ازدحام جمعیت پدرم منصرف شد و آرزوی دیدن آن فیلم به دلم ماند . سالها گذشت و من با جدیت فیلمهای تلویزیون را نگاه می کردم و همیشه خودم را یک کارگردان مجسم میکردم . تا اینکه در سال 75 روزی به وسیله دو تن از دوستانم بنامهای مرتضی قربانی و بابک مالمیر با انجمن سینمای جوان آشنا شدم و پس از آزمون به عنوان نفر سوم برگزیده  از تخفیف 50% ثبت نام برخوردارشدم . پس ازگذراندن چند هفته از کلاس آموزشی فیلمنامه ای نوشتم که مورد توجه آقایان آروند و گوهری ( مسئولین انجمن سینما جوان خرم آباد ) قرار گرفت و با حمایت ایشان فیلم یک دقیقه ای (( فاصله )) در قطع 8 م . م  ساخته شد. خوشبختانه این فیلم در جشنواره منطقه ای اهواز( 1375) جایزه ویژه جشنواره را به دست آورد و در چهاردهمین جشنواره بین المللی سینمای جوان نیز دیپلم افتخار بخش فیلمهای یک دقیقه ای را کسب کرد که عامل بسیار مهمی برای تلاش هر چه بیشتر من در راه یادگیری سینما شد . بعدها چند فیلم دیگر ساختم که هر کدام در جشنواره های مختلفی به نمایش در آمدند و جوایزی نیز کسب کردند . در سال 1379 پس از قبولی در آزمون سراسری در دانشگاه سوره تهران مشغول تحصیل در رشته کارگردانی سینما شدم و در این دوران تجربه های زیادی در زمینه تصویربرداری و صدابرداری فیلمهای کوتاه به دست آوردم که مهمترین آنها حضور در فیلم بلندی به کارگردانی  وحید وکیلی فرد به نام  (( میلکان جایی برای عبور ))بود که  به عنوان صدابردار حضور داشتم.  پس از اتمام تحصیلات به زادگاهم خرم آباد بازگشتم و به عنوان مسئول واحد فیلم و عکس حوزه هنری مشغول خدمت شدم و پس از آن به عنوان کارشناس امور سینمایی و سمعی و بصری در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان کارم را ادامه دادم .   

      http://art831.mihanblog.com/post/80

***************************************************

 

 

 

What more is introduced to a filmmaker is Lorestany, magazines, art seven-of-line with its mission to support filmmakers in this country on the West come from Lorestan filmmaking is gone, the prosaic GholamReza Nematpour beautiful, introduced themselves and how to Vrvdsh world full of mystery cinema is paid, frankly Nematpour the text itself is so beautiful that the difficult thing was to add a little or do

Together read more



In 1355 the city of Khorramabad born. In childhood when I went to day care by a film projector to show was. Very large dimensions of film in the white wall of the hall was closed and the role of color images Praz, who later was actually very beautiful animation is called. Very good long time, I remember that picture in my mind was the image. To his very busy mind had. Years passed. Little by little to learn that day was forgotten was that advertising film ((Shahre Mosh ha)) exciting day for me it was live. Very hard and my family to be able to see the movie go. Well, but once I quit because my father was swarm population and the hope I will see the film. Years passed and my enthusiasm for television films and I always look at myself, I figure a director. Until one day in 75 years by two of my friends to name the Babak Malmir and Morteza Ghorbani met with the logo and the third person chosen as the test and 50% discount I used to register. After several weeks of classroom training script I wrote that the gentlemen Arvand and Gohari (logo Khorramabad authorities) and with the support he was a one-minute film ((distance)) 8 M frame. M was created. Fortunately, this film festival in regional Ahwaz (1375) Special Prize of the festival and earned the fourteenth International Festival of Young Cinema Section Diploma of Honor for a one-minute films that get a very important factor for any more effort in the way of my learning Cinema was. Later, several other buildings that each film in the festival screened in different awards came in the business. In 1379 the national exam and the University of Tehran Chapter busy studying film directing and I experienced during this period in many imaging and Sound short films that gained the most in the presence of feature-length film directed by Vahid Vakili person Name ((Milkan , where the filter)) was present as I Sound. After completion of education and returned to Khorramabad as film and photo unit responsible for the Art work and after that I was a film expert audiovisual Affairs Office of Culture and Islamic Guidance Lorestan I continue my work

  

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 30 تیر1388ساعت 0:49 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

سامان سالور که در سال 1386 با فیلم ترانه‌ تنهایی تهران تنها نماینده‌ سینمای ایران در جشنواره کن بود، درباره‌ فیلمسازان حاضر در جشنواره‌ کن امسال که همگی از فیلمسازان کوتاه هستند گفت: بچه‌هایی که از فیلم کوتاه وارد سینمای بلند می‌شوند، هنوز نگاه مستقل‌شان را حفظ کرده‌اند و باعث می‌شوند فیلم‌هایی جدا از جریان معمول سینمای ایران، ساخته شوند و طبیعی‌ست که هر جشنواره‌ای ــ نه فقط کن ــ به این نوع فیلم‌ها، تمایل نشان دهد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی انجمن فیلم کوتاه ایران، این فیلمساز که خود از اعضای انجمن فیلم کوتاه ایران است و کار خود را با ساخت فیلم کوتاه شروع کرده است در مورد استقلال فیلم کوتاه گفت: شعارهایی وجود دارند که فیلم کوتاه حرفه‌ای مستقل است. اما واقعیت این است که 95 درصد فیلمسازان کوتاه به فکر ساختن فیلم بلند هستند و خیال دارند تجربیات فیلم کوتاه را در ساخته‌های بلندشان به کار ببرند.
سازنده‌ فیلم چند کیلو خرما برای مراسم تدفین در زمینه‌ راهِ رسیدن به سینمای بلند افزود: لازم است تحصیلات داشته باشید، مستندساز باشید، فیلم کوتاه بسازید و دستیاری کنید. همه‌ این‌ها تجربیاتی هستند که  در ساخت فیلم بلند به کار می‌آیند.
سالور که با فیلم چند کیلو خرما برای مراسم تدفین برنده‌ جوایزی چون یوز پلنگ طلایی جشنواره‌ی لوکارنو، چشم سوم هند و بهترین فیلم و فیلم‌نامه در جشن خانه‌ سینما شده است از حضور فیلم‌سازان کوتاه در کن امسال ابراز خرسندی کرد و گفت: جای خوشحالی دارد که بیش‌ترین فیلمسازان موفق سینمای ایران فیلمسازان کوتاه هستند.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

فرهاد پاکنیا متولد 17/4 یکی از سالهای قشنگ خدا هستم
محل تولد: شهرستان شاهرود
محل سکونت:( مقیم تهران ) خرم آباد
تحصیلات: دانشجوی رشته فیلمسازی
دارای خانواده متدین
فعالیت هنری: از سال 1368 در عرصه تئاتر فعالیت نمودم تا سال 1372 دور از چشم خانواده در سال 1372 با توجه به این که برادرم شغلش عکاسی بود به سمت عکس و فیلم ناخودآگاه کشیده و عرصه تأتر را رها نمودم و جهت تجربه راهی رشته تصویر برداری شده و آن حرفه را نیز بعد از سه سال رها کردم سال 1375 عازم خدمت سربازی شدم.

حس نوشتن در من انگیزه خوبی به وجود می آورد به طوری که هر وقت برایم مشکلی پیش می آمد به سراغ نوشته هایم می رفتم و با خواندن آنها آرام می شدم. هر وقت به هر جا می رفتم و کاری را انجام می دادم آنها را در دفترم ثبت می کردم و بعد ها که دوباره آنها را مرور می کردم گذشته برایم مرور می شد. نوشتن را در سالهای 67 شروع کردم و بعد ها که به سنین نوجوانی رسیدم توانستم نوشته هایم را به صورت داشتان در آورم. اولین داستانی را که شروع کردم به سالهای 81 می رسد در آن ایام تازه به کارهای فیلمسازی روی آورده بودم و بعد از دعوت در چندین پروژه و علاقه مند شدن به عرصه فیلمسازی مشغول نگارش اولین داستانم به فیلمنامه و کمک از دوستانم آن طرح را با همکاری چندین نفراز دوستانم به صورت یک فیلم داستانی کوتاه تهیه و تدوین نمودیم و بعد ها توانستم چندین داستان و برنامه ترکیبی را بنویسم که از جمله می توان به داستان دوست خوب من- مستند سوی دیار عاشقان - داستان تابلو- مستند هجوم خاموش – داستان دوستان خوب – مستند باب الحوائج – داستان مسافر سحر – داستان نامه های بی نشان – مستند عروج آفتاب – داستان میعادگاه و داستان دیدار و مستند شکوه و همبستگی اشاره کرد.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 23 فروردین1388ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

سلام آقای نعمت پور

سال نو مبارک
من هوشنگ میرزایی دوست محسن احمدی هستم می دانستم که تصادف کرده و در کما بسر می برد اما از سرنوشت او اطلاعی نداشتم و نمی دانم آیا از کما بیرون آمده یا هنوز در کما است بصورت اتفاقی اسمش را در گوگل سرچ رفتم و به وبلاگ شما برخردم و عکس ها وخبر محسن که واقعا ناراحتم کرد البته من چند بار به خرم آباد آمدم و حتی به بیمارستان عشایر خرم آباد رفتم اما آنجا محسن نبود البته در این عصر ناجوانمرد بی خبری متوجه شدم که یکی دیگر از دوستان قدیمی مجتبی ایمانی هم تصادف کرده و به آسمان پیوسته است وهمینطور مجتبی شعبان که شنیدن این خبرها واقعا ناراحتم کرد .دوست عزیز راستی من هم یک فیلمساز لر هستم اما از لر بودن تا حالا تنها فحش خورده ایم که طرف لر است و از این حرفها و با وجودیکه بیشتر از همه  فیلمسازان فیلم کوتاه
فیلمهایم در جشنواره ها بوده اند و جایزه گرفته اندهم در دیار خودم لرستان غریبم ونا آشنا هم دردیار غربت تهران .
زمانه زمانه بدی است .زمانه بی خبری و بی اعتنایی به همدیگر و فراموشی راستی چقدر خوب است که همدیگر را فراموش نکنیم
قربانت

هوشنگ میرزایی

******************************************************

دوست عزیز و گرامی جناب آقای هوشنگ میرزایی

از اینکه ما را قابل دانستی و درد دلهایت را برای دوستداری از خیل علاقمندان فرهنگ و هنر ارستان بازگو نمودی بسیار خوشحالم . فرمودای : فیلمساز لر هستم اما از لر بودن تا حالا تنها فحش خورده ایم که طرف لر است و از این حرفها و با وجودیکه بیشتر از همه  فیلمسازان فیلم کوتاه
فیلمهایم در جشنواره ها بوده اند و جایزه گرفته اندهم در دیار خودم لرستان غریبم ونا آشنا هم دردیار غربت تهران . برادر بزرگوار هر چند به دلیل مشغله زیاد  کوتاهی و قصور  خود را از بی اطلاعی از تعدادی هنرمندان فیلمساز این استان قبول دارم اما به عرض برسانم که اکثر علاقمندان جویا و حرفه ای فیلم کوتاه با نام و چهره تان آشنا و از تولیدات شما آگاهند  و باعث افتخار ماست که لرستان هنرمندان خوش ذوقی چون شما دوست عزیز دارد . آنانکه دهانشان به ناسزا گویی علیه قومیت های اصیل باز است در سرجزء نخود گونه ای چربی بی خاصیت نیست .که اگر مغز در کله هاشان بود حرف مفت نمیزدند و سر صحبتشان نیز فقط با شما نیست بلکه با هرهنرمند خوش ذوقی است که با تلاش و بی حاشیه  سربه کار خود دارد . ذکر خیرت گهگاهی هست اما خود شما نیز به واسطه مشغله کاری کمتر به دیار مادریتان و دوستانتان سر میزنید . چندباری هم کوتاه در خدمت بوده ایم اما نه فرصتی که توان صحبتی دوستانه باشد.  پس شما غریب نیستید . به نشانه دوستی مطلبی از سایت خودتان برای علاقمندان آوردیم و بی صبرانه منتظر اخیار موفقیت آمیز شما و سایر دوستان همشهری و هم استانی هستیم . شاد باشی .
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 10 فروردین1388ساعت 7:50 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 


 



هوشنگ میرزایی در سال 1350 در شهرستان کوهدشت بدنیا آمد . او تحصیلات متوسطه را در سال 1369 در کوهدشت به پایان برد و در سال 1370 وارد دانشکده صداوسیما شد   میرزایی در رشته کارگردانی تلویزیون در سال 1376 از دانشکده  صدا وسیما فارغ التحصیل شد . تنها حاصل و ثمره دوران تحصیل در دانشکده صداو سیما علاقمندی و یادگیری نقاشی زیر نظر استاد یعقوب عمامه پیچ و ساخت پایان نامه مستند زنان خرمشهر بود که درششمین جشنواره منطقه ای سینمای جوانان منطقه 3 کشور سنندج  جایزه بهترین فیلم جشنواره را گرفت و یکی از آثار نقاشی و نقش برجسته هوشنگ میرزایی هم با عنوان کفشهایم کو به بخش مسابقه دومین جشنواره تجسمی دانشجویان رشته های هنری موزه هنرهای معاصر تهران راه یافت . زمینه علاقمندی هوشنگ میرزایی به فیلمسازی ریشه در ادبیات و تئاتر های دبیرستانی داشت و در جشنواره سراسری فرهنگی و هنری دانش آموزی اردوگاه  میرزا کوچک خان رامسر اولین جایزه اش را  بعنوان بهترین منتقد دانش آموز تئاتر از دست استاد داوود کیانیان گرفت . هوشنگ میرزایی در بعضی از جلسات داستان نویسی که با رضا ارژنک ، محمد حسن شهسواری و یعقوب یادعلی در خوابگاه امیرآباد برگزار می گردید بصورت جدی وارد فعالیت های بازنویسی نثر برای بنیاد حفظ آثار جنگ گردید که بعد از چاپ و بازنویسی کتاب خاطرات مردان جنگ به مطالعه ادبیات داستانی روی آورد . هوشنگ میرزایی بعد از پایان خدمت سربازی در سال 1379 فیلم کوتاه مستند 16 م م سازنه را به تهیه کنندگی انجمن سینمای جوانان ایران ساخت اما از طرف انجمن کمترین توجهی به این فیلم  مستند نشد. فیلم  سازنه با پی گیری های شخصی و ارسال آن توسط سازنده به بخش مسابقه جشنواره های معتبری نظیر تامپره در کشور فنلاند و جشنواره بیلبائو و جشنواره معتبر فیلمهای کوتاه جهان تورنتو راه یافت اما موفقیت های فیلم سازنه کمکی به دیده شدن میرزایی از طرف مدیران سینمای جوانان ننمود و او نتوانست در سینمای جوانان و در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی فیلمی بسازد . فیلم سازنه بعنوان اولین تجربه فیلمساز در دومین جشنواره سراسری سینمای مستند کیش جایزه بهترین فیلم اول را گرفت . این فیلم با کمترین برآورد سینمای جوانان و با مبلغ 600 هزار تومان و 7 حلقه نگاتیو کهنه ساخته شد اما به یکی از آثار موفق سینمای جوانان ایران در عرصه رقابت های داخلی و خارجی تبدیل گردید و هوشنگ میرزایی را وارد لیست فیلمسازان موفق سینمای جوان در سال 79 نمود او به همراه 22 فیلمساز جوان موفق دیگر انجمن موفق به  دریافت لوح تقدیر از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی آقای مسجد جامعی گردید. میرزایی در حسرت ساخت فیلم کوتاه 35 م م مدت 3 سال از عمرش را پشت در بسته اطاق مدیران انجمن سینمای جوانان به ناکامی گذراند و هیچ وقت قراردادی با او بسته نشد .

با حمایت سازمان سینمایی فجر و به تهیه کنندگی عبدالرضا ساعتچی فرد فیلم روناک دومین تجربه مستند هوشنگ میرزایی ساخته شد و با وجودی که این فیلم در بخش مسابقه جشنواره های معتبری نظیر هات داکس کاندا ، شفیلد انگلستان و جشنواره پزارو ایتالیا و دهها جشنواره معتبر دیگر پذیرفته شد اما در جشنواره سینمای حقیقت و جشنواره سینمای جوانان این فیلم رد شد . هوشنگ میرزایی بعد از ناامیدی کامل از مدیران سینمای جوان و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی سومین فیلمش را با عنوان من عبدالواحد اسماعیل پور هستم بصورت مستقل ساخت که این فیلم نیز مانند سایر ساخته های او در جشنواره های معتبر داخلی و خارجی جوایزی را برای سینمای ایران به ارمغان آورد . با وجودی که هوشنگ میرزایی به نسبت فیلمسازان  هم نسل خود فیلمهای کمتری ساخته اما سه فیلم روناک ، سازنه و من عبدالواحد اسماعیل پور هستم ( چیزی شبیه چشمهایم ) به همراه پایان نامه تحصیلی اش زنان خرمشهر حضور ها و جوایز بیشماری را برای او به ارمغان آورده اند اما تاکنون حمایتی از او به عمل نیامده است .

http://www.dafilm.com
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 10 فروردین1388ساعت 7:19 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 

چهار سال صبوری 

 

خدایا ! من شهادت می دهم با تمامی وجودم، از قله حقیقت ایمانم و از بلندای بنای محکم یقینم، با خلوص و صراحت توحیدی ام و از اعماق پوشیده ضمیرم، با بندبند رگهای دیدگانم و روشنایی چشمانم، با چینها و چروکهای صفحه پیشانی ام، با زوایای حفره های وجودم، با حرکت و سکونم و با رکوع و سجودم، خدای من! با همه اینها شهادت می دهم که اگر عمری جاودانه سرکنم و تمام هم و غم و تلاشم را بر شکرگزاری یکی از نعمتهای تو بگذارم. نمی توانم!*

 

ژاله صامتی و محسن احمدی بازیگران فیلم سینمایی دشت ارغوانی ۱۳۷۳

دوستان فیلمساز خرم آبادی حتما نام محسن احمدی را خوب بیاد دارند . این بازیگر جوان سینما و دانشجوی کارگردانی دانشگاه تهران ۴ سال پیش در سفری که همراه زنده یاد انوش دالوند به شمال داشت در حادثه تصادف اتومبیل به کما رفت و تا به امروز از سرنوشت دوستش (( انوش )) بی اطلاع است.

محسن احمدی پس از ۴ سال کما

 محسن احمدی جوان خوش برخورد و خندان و مودب چهار سال است که در کما به سر میبرد . نوجوان فیلم سینمایی دشت ارغوانی امروز جوانی است که منتظر سرنوشت در برزخ زندگی و مرگ به سر میبرد . محسن از داشتن پدر و مادر  محروم است اما عمه ای دارد که در این چند سال برایش مادری کرده است . زنی که ۴ سال با مشقت فراوان جسم بی تحرک محسن را پرستاری کرده است . امید است با دعای شما دوستان و عنایت خداوند متعال شاهد باز شدن چشمان زیبای این دوست عزیز باشیم. از کلیه فیلمسازان لرستانی خواهشمندم با اعلام آمادگی جهت عیادت این عزیز باعث شادی و دلگرمی خانواده این عزیز باشند . چه زیباست که فیلمسازان خوب شهر و استانمان در کنار هم به عیادت این دوست برویم. مطمئنم که محسن حتی با چشمان بسته گرمی حضورتان را حس خواهد کرد . همچنین بنده با ساخت فیلمی مستند از صبوری عمه بزرگوار شان قدم کوچکی در شادی این خانواده برخواهم داشت . یادمان باشد محسن روزی خنده هایش را با ما تقسیم میکرد .  

محسن احمدی پس از ۴ سال کما

 ای پروردگار بزرگ . ای بیدار در خوابهای ما . ای آشکار در پنهان ما .
هم اکنون که دست به بالا آورده ایم و از اعماق دل در کران کهکشان ها بر وجود لایتناهیت دعا می کنیم و با تمام کوچکی خود ، خداوندیه بی پایانت را بانگ می زنیم ... بر ما اجابتی کن دعاهایمان را.  
خداوندا در چنین شبهایی بیدارم و بر زبانم ذکر نامت و ذکر صاحب عدل دارم ...
ای مطلق بر وجودم چیز نا وجودی در عالم ناتوانی در وصفت ، تو را صدا می کند، ای آنکه از درون دل عذاب، آسایش و آرامش را متولد می کنی. ای آنکه و ای خدایی که بر من منت بندگی نهادی و اجازه سجده بر بارگاه ملکوتیت را می دهی . ای ناز نیازمندی چو من . ای زیبای ساکت من.
ای حقیقت خلوت من. ای تفکر وجود من. ای قدرت مطلق. ای صاحب بر امور من. ای مالک شبهای خسته من . ای مالک روح و جسم من. ای آنکه از هر که بگریزم بر خانه پر امید تو پناه می آورم. ای در شبهای قدر. ای شنونده دعاهای من .
ای آنکه بی پاسخ نگذاشته ای هر آنچه خواستم. ای آنکه هنوز هم معجزه می کنی . ای آنکه شرمسارم از آن چیزی که به من دادی و من ندیدم و شکرت نکردم.  ای نگاهدارنده مسافران غریب عرفانت. ای موسیقی بی کلام عشق. ای رود زلال روح من. ای خداوند شایسته خداوندی.
تو را به این شبهای عزیز ، تو را به زمزمه های عاشقانه من، تو را به نجوای عاشق با دل تنهایش، تو را به نام بزرگ مردی که در این شبها نامش به خدا می ماند و شفایش به بزرگان دیگرت، تو را به آن لحظه ای که مرا خلق کردی.در ما قرارده عشق علی را و شفا ده دوست مهربان ما را. آمین

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 27 آبان1387ساعت 4:32 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

شمس الدین آروند فیلمساز برجسته لرستانی در این وبلاگ به معرفی خود و فیلمهای تولیدی پرداخته . شمس الدین آروند فیلمسازی است که تا کنون در جشنواره های متعدد داخلی و خارجی حضور داشته و جوایز متعددی دریافت نموده است .

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 8 مهر1387ساعت 10:6 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

بسم الله الرحمن الرحیم    

       

بیوگرافی :                                                                                 

نام : سید غلامرضا                                                                                                                       

نام خانوادگی : نعمت پور                                                                                                                

متولد: 1355                                                                                                                               

صادره از : خرم آباد                                                                                                                    

 

                                                               

    

در سال 1355 در شهر خرم آباد به دنیا آمدم . در دوران کودکی زمانی که مهد می رفتم فیلمی را به وسیله پروژکتور نمایش دادند . فیلمی که در ابعاد بسیار بزرگی بر دیوار سفید رنگ سالن نقش بسته بود و پراز تصاویر رنگی بسیار زیبا بود که بعدها فهمیدم انیمیشن نام دارد . خیلی خوب خاطرم هست که تا مدتها تصاویر در ذهنم مجسم میشد . بدجوری ذهنم را به خود مشغول کرده بود . سالها گذشت و کم کم خاطره آن روز داشت فراموش میشد که با تبلیغات فیلم (( شهر موشها )) هیجان آن روز برایم زنده شد . خیلی تلاش کردم تا بتوانم با خانواده به دیدن آن فیلم بروم . یکبار هم موفق شدم اما به دلیل ازدحام جمعیت پدرم منصرف شد و آرزوی دیدن آن فیلم به دلم ماند . سالها گذشت و من با جدیت فیلمهای تلویزیون را نگاه می کردم و همیشه خودم را یک کارگردان مجسم میکردم . تا اینکه در سال 75 روزی به وسیله دو تن از دوستانم بنامهای مرتضی قربانی و بابک مالمیر با انجمن سینمای جوان آشنا شدم و پس از آزمون به عنوان نفر سوم برگزیده  از تخفیف 50% ثبت نام برخوردارشدم . پس ازگذراندن چند هفته از کلاس آموزشی فیلمنامه ای نوشتم که مورد توجه آقایان آروند و گوهری ( مسئولین انجمن سینما جوان خرم آباد ) قرار گرفت و با حمایت ایشان فیلم یک دقیقه ای (( فاصله )) در قطع 8 م . م  ساخته شد. خوشبختانه این فیلم در جشنواره منطقه ای اهواز( 1375) جایزه ویژه جشنواره را به دست آورد و در چهاردهمین جشنواره بین المللی سینمای جوان نیز دیپلم افتخار بخش فیلمهای یک دقیقه ای را کسب کرد که عامل بسیار مهمی برای تلاش هر چه بیشتر من در راه یادگیری سینما شد . بعدها چند فیلم دیگر ساختم که هر کدام در جشنواره های مختلفی به نمایش در آمدند و جوایزی نیز کسب کردند . در سال 1379 پس از قبولی در آزمون سراسری در دانشگاه سوره تهران مشغول تحصیل در رشته کارگردانی شینما شدم و در این دوران تجربه های زیادی در زمینه تصویربرداری و صدابرداری فیلمهای کوتاه به دست آوردم که مهمترین آنها حضور در فیلم بلندی به کارگردانی  وحید وکیلی فرد به نام  (( میلکان جایی برای عبور ))بود که  به عنوان صدابردار حضور داشتم.  پس از اتمام تحصیلات به زادگاهم خرم آباد بازگشتم و به عنوان مسئول واحد فیلم و عکس حوزه هنری مشغول خدمت شدم و پس از آن به عنوان کارشناس امور سینمایی و سمعی و بصری در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان کارم را ادامه دادم .                                                                                                                               

                                                 

                                                                                                                                                   

 

 

 

 

فیلموگرافی :                                                                                          

 

 

 

1- (( فاصله ))    انیمیشن                8 م.م      1 دقیقه           1375                                

تهیه کننده : انجمن سینمای جوان خرم آباد                                                                     

نویسنده و کارگردان و انیماتور                                                                                  

برنده جایزه ویژه جشنواره منطقه ای سینمای جوان اهواز _ دریافت دیپلم افتخار چهاردهمین جشنواره بین المللی سینمای جوان 

                                                                       

خلاصه داستان : مردی از درون روزنه دیواری شهر بزرگ و زیبا می بیند پس از بالا رفتن از دیوار با تابلویی روبرو می شود که در کویر قرار دارد  

*************************************************************                           

   تندیس باد

 

2- (( تندیس باد ))     انیمیشن      8م.م               3 دقیقه        1376                                

تهیه کننده : انجمن سینمای جوان خرم آباد                                                                      

 

نویسنده و کارگردان و انیماتور                                                                                   

 

کاندید جشنواره منطقه ای سینمای جوان خرم آباد  1376 – حضور در پانزدهمین جشنواره بین المللی سینمای جوان  1376                                                                                    

 

خلاصه داستان :                                                                                                   

تندیسی در میدان اصلی شهری قرار دارد که مردم را با اشاره دست به یک سمت هدایت می کند اما خودش با وزش باد تغییر جهت میدهد و مردم مجبورند در جهت دست او تغییر مسیر دهند که این موضوع باعث نارضایتی مردم شده و مجسمه را ویران می کنند.  

******************************************************             کویر

 

3- (( کویر ))       انیمیشن          8م.م  و بتاکم                 6 دقیقه           1377               

تهیه کننده : انجمن سینمای جوان خرم آباد                                                                     

 

نویسنده و کارگردان و انیماتور                                                                                 

 

حضور در شانزدهمین جشنواره بین المللی سینمای جوان  1377 – حضور در جشنواره دانشجویی تهران – برنده بهترین انیمیشن شهروندی کاشان – حضور در اولین جشنواره وارش بابل -                                                                                                               

 

خلاصه داستان :                                                                                                  

دو مرد با همدلی و صمیمیت کویری را به شهری بزرگ و زیبا تبدیل می کنند ولی بر سر این موضوع که مجسمه کدامشان در میدان اصلی شهر قرار گیرد با هم درگیر می شوند و شهر را ویران میکنند و دوباره شهر به کویری خشک تبد یل می شود  .                                     

این فیلم چند سال بعد به سفارش صدا و سیمای مرکز لرستان در قطع بتاکم ساخته شد

*************************************************************         

مرثیه های خاک

 

4 – ((مرثیه های خاک ))        مستند       وی اچ اس            15 دقیقه              1378      

تهیه کننده : انجمن سینمای جوان خرم آباد                                                                      

 

نویسنده و کارگردان                                                                                              

 

حضور در جشنواره فیلمهای مستند کیش 1378 – حضور در جشنواره دانشجویی تهران          

 

خلاصه فیلم :                                                                                                       

مستندی درباره مراسم عزاداری تاسوعا و عاشورا در خرم آباد                                          

*************************************************************

                                          وزرش بانوان       

 

5- (( ورزش بانوان در ایران ))          کلیپ               دی وی کم      5 دقیقه   1380           

 

تهیه کنند : معاونت ورزش بانوان سازمان تربیت بدنی                                                       

 

کارگردان                                                                                                              

 

حضور در جشنواره بین المللی فیلمهای ورزشی – حضور در افتتاحیه کنفرانس  المپیک آ تن

 

 

ژیمناستیک بانوان

 

6- (( ژیمناستیک زنان در ایران ))   کلیپ  دی وی کم  5 دقیقه                                   1380                                                                 کارگردان    

تهیه کنند : معاونت ورزش بانوان سازمان تربیت بدنی                                                       

 

 

 

جنایت

 

7- (( جنایت ))   داستانی   دی وی کم  7 دقیقه                                                                

 

نویسنده و کارگردان                                                                                                

 

 

 

 

 

 

 

 

 

8- (( بازگشت ))              انیمیشن           دی وی کم        9 دقیقه        1386                   

 

تهیه کننده : صدا و سیمای مرکز لرستان – شبکه افلاک                                                   

 

نویسنده و کارگردان                                                                                                 

 

حضور در جشنواره منطقه ای سینمای جوان 1386 – حضور در جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران 1386 – حضور در جشنواره فیلم کوتاه وارش – جشنواره فیلمهای قرآنی – جشنواره بین المللی رشد – جایزه بهترین کارگردانی جشنواره پویانمایی حرکت خرم آباد                           

                         *************************************************************

 

 

 

 

 

 

9- ((  مانکن ها ))        مستند      دی وی کم      27 دقیقه                                                 

1387

 

تهیه کننده : حوزه هنری لرستان

نویسنده و کارگردان

 

خلاصه طرح :

مستندی انتقادی  درباره لباس و پوشاک و بررسی تاریخی آن و بررسی تغییرات وتحولات  لباس به عنوان یک پدیده اجتماعی .

 

 

 

E-mail : P_Nematpour@hotmail.com

 

Pezhman1355@Gmail.com

 

 |+| نوشته شده در  شنبه 12 مرداد1387ساعت 7:57 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

                                                                                                       

ناصر غلامرضايي متولد 1334 خرم‌آباد، داراي مدرك ديپلم است. وي فعاليت سينمايي را سال 1351

با سينماي آزاد خرم آباد آغاز كرد.

كارگردان  : (۵)مورد
(۱۳۸۰)(۱۳۷۰)(۱۳۶۰)(۱۳۵۰)

۱ -  عروس رومشكان (۱۳۸۰)
۲ -  نامزدي (۱۳۷۵)
۳ -  خون بس (۱۳۶۹)
۴ -  حريم مهرورزي (۱۳۶۵)
۵ -  چه پر ستاره بود شبم (۱۳۵۵)

عروس رومشكان                          

 

دلبستگي ناصر غلامرضايي به فرهنگ و آداب و رسوم زادگاهش خطه لرستان جاي ستايش دارد. او در مجموعه آثار

 خود از تجربه هاي هشت ميليمتري دوران سينماي آزاد چون « آن مرد اسب دارد » ، « مويه ليلو » ، « غبار نشين ها »،

 « زمستان در پيش است »، « دختر بس نمي خواست تنها باشد » ، « زير طاق هاي كاهگلي » تا … فيلم هاي بلند سينمايي اش :

« خون بس » و « نامزدي » ، همواره كوشيده است چشم اندازي اصيل از شرايط زيست و مناسبات اجتماعي و شيوه رفتار و

 خلق و خوي مردم آن سرزمين را ترسيم كند و « رومشكان »را هم بايد ادامه همان كوششها دانست .هر چند در قياس با آثار

 پيشين سازنده اش ، چندان كه بايد پرشور و بر انگيزاننده نيست و نمي تواند آينه تمام نماي واقعيت هايي باشد كه فيلمساز قصد

 به تصوير كشيدنش را دارد و متاسفانه در كش و قوس پاره اي تمهيدات متظاهرانه ، حق مطلب درست ادا نمي شود .
درون مايه اصلي « رومشكان » درباره تاراج رفتن ميراث فرهنگي قومي كهنسال است و مي بينيم . چگونه مردمي در تنگناي

 فقر و فلاكت براي گذران زندگي گنجينه نياكان خود را به دست سوداگران آزمند مي سپارند اما روند ماجراها بستر مناسب

 گسترش اين نكته حساس را فراهم نمي آورد و فيلم با فرو غلتيدن به دامن خيالپردازي و روايت داستاني وهم آلود ، پيرامون

 عشق سودايي چوپاني شوريده حال به شبح زني اساطيري ، قضيه را به سمت و سوي تمثيل مي كشاند و چهره واقعيت را

در پس استعاره و مجاز پنهان مي كند و درهمين مسير نيز رفته رفته ، فيلم به لكنت مي افتد و از باوراندن دنياي پر رمز و

راز خيال باز مي ماند . تاكيدهاي مكرر دوربين روي صورت بزك كرده و ادا اطوار اغواگرانه شبح زن كه ظاهرا بايد تجلي

ذهنيت ساده چوپان روستا باشد . اين موجود ماورايي را تا حد مانكن پشت ويترين فروشگاههاي شهر تنزل مي دهد و همچنين

 چيره دستي چوپان ، هنگام نواختن كمانچه و دف در باور نمي گنجد . به خصوص وقتي او به طرفه العيني از يك تكه ، كمانچه

خوش دستي مي سازد و … البته شايد همه اتفاق هاي ياد شده ، زاييده خيال افسار گسيخته اين شخصيت باشند و دنياي خيال را

 نبايد با منطق واقعيت سنجيد اما بر اساس كدام نشانه شناسي چنين تحليلي پذيرفتني خواهد بود ؟ فيلم مرز ميان واقعيت و خيال را

 مغشوش نشان مي دهد و بر اثر همين اغتشاش ، رفتار چوپان ، شبهه برانگيز به نظر مي رسد . آيا او نمودار هنرمندي

بومي و بدوي است كه مي خواهد نگهبان ميراث فرهنگي قوم خود باشد يا آدمي گرفتار وهم و ماليخوليا …؟

يافتن پاسخ اين پرسش در دنياي « رومشكان » چندان آسان نيست.
فصل هايي از فيلم به ماجراي جست و جوي بازرس ( رضا كيانيان ) اختصاص مي يابد كه يك مامور ساكن تهران است

 و آمده تا ته و توي كار قاچاقچيان اشياي عتيقه را در بياورد و روال اصلي داستان هموست اما حضور اين شخصيت نيز مثل

 وصله ناجوري بر پيكره اثر خدشه مي رساند و نقش چندان موثري در روند داستان اصلي ، يعني حكايت عشق چوپان به زن

رويايي اش ندارد . احتمالا فيلمساز خواسته است با اين روش ، چاره اي براي مشكل گويش محلي آدم هاي بومي بينديشد و

 فهم گفت و گوها را آسان تركند و شخصيت مورد نظر حكم مترجم را داشته باشد اما نتيجه ، چندان كارساز نيست و بيشتر بر

 آشفتگي روايت دامن مي زند .
لا به لاي ساختمان آشفته و روايت سر در گم فيلم ، گاه لحظه هاي تاثير گذاري نيز مي بينيم كه جدا از بافت ناهمگون اثر ،

 جاي تامل و درنگ دارند . براي مثال چند نمونه را با هم مرور كنيم:
فيلم با فضاي تيره و ظلمت زده شب آغاز مي شود ، ماشين سياه رنگي از دل تاريكي بيرون مي آيد و كم كم بر قاب تصوير

 سلطه مي اندازد . هيبت خيره كننده ماشين و بازتاب طنين موسيقي غربي ، در تضاد با فضاي بدوي روستا به طرز موجز و

 رسايي ، مقابله دو فرهنگ غالب و مغلوب را هشدار مي دهد .
صحنه ورود چوپان به درون غار و غوطه ور شدنش در دنياي خيال ، بنابر نگره روان شناسي‌، ميل ناخودآگاه انسان را براي

 بازگشت به زهدان مادر يادآوري مي كند . برخي روانشناسان معتقدند :« خيالبافي وسيله اي است براي نجات از كشاكش دروني

 و بازگشت به تاريكخانه ايمن زهدان …»
يكي از صحنه هاي تكان دهنده فيلم ، هجوم جويندگان گنج به گورستان است . كتيبه هاي شكسته و گورهاي زير و رو شده ،

 عمق سياه تاراج فرهنگي را به نمايش مي گذارند . در سرزميني كه وسوسه يافتن گنج بي رنج به جان مردم بيفتد. تقدس آرامگاه

 نياكان هم پايمال خواهد شد و …
فصل عنوان بندي آغاز فيلم ، كار چشمگير ابراهيم حقيقي نيز از جلوه هاي درخشان تصويرپردازي در « رومشكان » است كه با

 تجسم حركت تنديس ها و صورتكها ، به اين يادگارهاي قرون سپري شده جان مي بخشد ، انگار روح يك فرهنگ ديرپا از

 فراسوي تاريخ مي آيد تا پايداري خود را در گذرگاه زمان به رخ بكشد .
ناصر غلامرضايي ، فيلمسازي واقعگراست . شيوه كارش در سينما ، چنانچه تا كنون ديده ايم بر عناصر مستند اعم از مكان و

 اشيا و آدمهاي واقعي و روايتي ساده و سر راست و بي پيرايه تكيه دارد . فيلم هايش قصه تكاپوي آدم هايي را باز مي گويند

 كه درمتن واقعيت هاي روزمره براي تنازع بقا دست و پا مي زنند و گويي سرنوشت شان به حكم واقعيت رقم مي خورد و

… حالا با «رومشكان » جور ديگري از واقعيت ها حرف مي زند و مي كوشد شيوه غير متعارفي را تجربه كند اما حاصل

كارش نامانوس و شتابزده است و در خور ذوق و شعور و قابليت غلامرضايي نيست.

 

نويسنده:

تهماسب صلح جو

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 8:35 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
حضور در اولین جشنواره مقاومت جم و منتخب شدن در این جشنواره باعث شد تا گفتگوی داشته باشیم با فیلمساز جوان خرم آبادی و امیدواریم ایشان راههای ترقی را هرچه زودتر بپیمایند.

1-    لطفا خودتان را معرفي كنيد؟

       محسن مرادي ، متولد 1361 خرم آباد – دانشجوي رشته روابط عمومي . در سال 1375 از بازيگري تئاتر كار هنري  راآغاز نمودم و سپس در سال 71 به تصويربرداري و كارگرداني روي آوردم.

      

2-    تا كنون چند فيلم ساخته ايد و چه عناويني را كسب نموده ايد ؟

بنده در سه بخش مستند ، داستاني و انيميشن تجربه هاي كسب كرده ام .

 در بخش مستند فيلمهاي (( پابرهنه هاي تشنه )) ، (( زندگي زيباست )) ، (( مرثيه عشق )) ، (( خيلي دور اما نزديك )) و (( مكتب عشق )).

در بخش داستاني (( پرنده در قفس ))، ((خورشيدهاي بي غروب ))

در بخش انيميشن (( انقلاب سنگ ))

 

3-    نظرتان در خصوص سينماي بلند و كوتاه لرستان چيست؟

       با توجه به شرايطي كه ما شاهد آن هستيم ، ميبينيم كه فيلمسازان سينماي بلند در استان ما بسيار كم كار هستند . و به نظر مي رسد كه عمر فيلمسازي آنها به اتمام رسيده است.چرا؟! چون احساس مي شود كه بيشتر خود را محدود به ساخت سو‍ ‍‍‍‍ژه هايي كه در فرهنگ بومي ما آميخته است كرده اند و ديگر كيسه سوژه آنها به ته رسيده است . و پس از چند سال هنوز فيلمي نساخته . با يد نشست و قضيهرا كارشناسانه ريشه يابي كنيم و علت را بيابيم. همچنين راه را براي فيلمسازان جوان سينماي كوتاه هموار سازيم كه خوشبختانه داراي پتانسيل و انرژي بالايي هستند و در چند سال اخير شاهد موفقيت چشمگير اين فيلمسازان جوان در جشنواره هاي كشوري و جهاني بوده ايم ، كه اين خود تضمين كننده آينده اي روشن براي سينماي بلند ما مي باشد . البته در اينجا ذكر اين نكته ضروريست كه عواملي سبب شده تا سينماي كوتاه ما آينده اي نگران كننده اي نيز داشته باشد و آن ساخت فيلمهاي سفارشي و تبليغاتي از طرف ادارات و نهادها است  كه بيشتر جنبه امرار معاش دارند .

 

4-    بهترين آرزوي سينمايتان براي سال جديد چيست؟

     موفقيت فيلمسازان استان و همچنين تشكيل ستادي براي برون رفت از مشكلات موجود بر سر راه سينماي كوتاه و بلند استان و برنامه ريزي يراي آينده اي بهتر .

 

5-    برنامه هاي واحد فيلم وعكس حوزه هنري لرستان را چگونه ارزيابي مي كنيد و چه راهكارهايي براي ارتقاء اين برنامه ها داريد؟

  واحد فيلم و عكس حوزه هنري لرستان برنامه هاي منسجم و بسيار خوبي دارد . از جمله آنها برنامه (( فريم به فريم )) را مي توان نام برد كه هر هفته در حوزه هنري برگزار مي شود . و مختص فيلمهاي برتر ايران و جهان است كه با حضور فيلمسازان جوان استان همراه با نقد و بررسي صورت مي گيرد . اين برنامه مي تواند در تقويت تفكر و انديشه هنري و آشنايي فيلمسازان با تجربه هاي نو سينماي جهان براي فيلمسازان لرستاني تاثيرگذار باشد . اما لازم است كه از حضور اساتيد فن و چهره هاي برتر سينماي كشور نيز در اين جلسات سود جست.

 

6-    به نظر شما موفق ترين فيلمساز كوتاه  اين استان كيست ؟

آقاي ناصر ناصرپور به دليل اينكه تا كنون توانسته سه بار در بخش مسابقه جشنواره فيلم فجر كه ازمهمترين جشنواره هاي كشور به شمار مي رود حضور يابد . البته بايد از فيلمسازان جوان ديگري همچون غلامرضا نعمت پور ،فرود عوض پور ، فرهاد مختاري ، احمد احمد پور ، حسين سپهوند ، غلام حافظي و سعيد شاهوردي  كه مسير را خوب طي كرده اند و هميشه در ميادين مختلف و جشنواره ها موفق و حرفي براي گفتن داشته اند نام برد.

 

7-    جاي چه برنامهاي را در سينماي كوتاه كشور خالي ميبينيد؟

جشن سينماي كوتاه كه مي توان آن هرساله با حضور فيلمسازان عرصه فيلم كوتاه برپا نمود واز فيلمسازان موفق اين عرصه تجليل به عمل آورد تا اين حركت هم باعث تقويت روحيه فيلمسازان جوان و هم باعث وحدت و همدلي در بين اين فيلمسازان شود.   

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 10:2 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

1-     لطفا بيوگرافي از خودتان جهت آشنايي علاقمندان عنوان نماييد؟

محسن آزادي هستم متولد 1357 شهرستان خرم آباد . كارشناس زبان و ادبيات فارسي و هم اكنون در زمينه فيلمسازي فعاليت مي كنم.

 محسن آزادی پشت صحنه فیلم

 

2-    تا كنون چند فيلم ساخته ايد و چه عناويني كسب كرده ايد؟

ده فيلم كوتاه داستاني و مستند با نامهاي گذر- خواب طلايي – روز دستان – يك – دو – گريه – سفر بخير مادر – لب رود يك بيراهه درست و كانديد دريافت بهترين تصويربرداري جشنواره منطقه اي – كسب مقام سوم فيلمنامه نويسي از جشنواره استاني و حضور در چند جشنواره داخلي

 

3-    نظرتان درباره وضعيت فيلم كوتاه و بلند لرستان چيست؟

       تعريفي ندارد و هر روز بعدتر از ديروز و باري به هر جهت

 

4-    از ديدگاه شما موفق ترين فيلمساز كوتاه اين استان در چند سال اخير كيست؟

فرود عوض پور

 

5-    برنامه هاي واحد فيلم و عكس حوزه هنري خرم آباد را چگونه ارزيابي مي كنيد و چه راهكارهايي براي بهبود و ارتقاء برنامه هاي اين واحد داريد؟

برنامه ها اميدوار كننده هستند و جا دارد از برگزار كنندگان اين برنامه ها تقدير و تشكر كرد . از اين عزيزان خواهشمنديم اين روال را بي وقفه ادامه دهند.

 

6- جاي چه برنامه اي را در سينماي استان و كشور خالي مي بينيد؟

برنامه بزرگداشت فيلمسازان با سابقه تر و معرفي فيلمسازان جوان در جشنواره هاي سينمايي

 

7-    سخن آخر؟

قومي متفكرند اندر ره دين                          قومي به گمان فتاده در راه يقين

مي ترسم از آنكه بانگ آيد روزي                كه اي بيخبران راه نه آن است و نه اين

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

بي شك در قرن اخيرهنر هفتم گسترده ترين و پرمخاطب ترين هنر و از لحاظ اهميت تاثيرگذار ترين هنر دربين افراد جامعه است كه روز به روز بر نفوذ و سلطه خود خواهد افزود . اين هنر در سراسر جهان علاقمنداني دارد كه با زحمات فراوان در تلاشند تا مخاطبان بيشتري ، براي آثارشان جذب كنند . در اين بين هنرمندان ، فيلمسازان و دست اندر كاران سينما نيز در استان لرستان سعي دارند تا از غافله شتابان اين هنر عقب نمانند و بي شك تا كنون نيز با همت اين عزيزان اينگونه بوده است .

از اين پس سعي داريم تا با معرفي اين عزيزان هر چند ناچيز سپاسگزار تلاش و همتشان باشيم . به همين منظوربراي شروع با احمد احمد پور يكي از فيلمسازان پرتلاش گفتگويي داشته ايم و از نظرات ايشان بهره برده ايم .

View Full Size Image                          View Full Size Image

   احمد احمد پور                                                   پشت صحنه فیلم مسیر عاشقی - ۱۳۸۱ 

 

لطفا خودتان را معرفي كنيد ؟

احمد احمد پور هستم متولد 1357 خرم آباد . فارغ التحصيل رشته فيلمسازي از دانشگاه سوره اهواز در مقطع كارداني هستم . شروع فيلمسازيم در سال 1379 و از طريق انجمن سينماي جوانان خرم آباد بود .

 

تا كنون چند فيلم ساخته ايد و چه عناويني را كسب كرده ايد ؟

در بخش داستاني فيلمهاي (( لبخند خشك )) ، (( ديدار )) ، (( پرواز )) ، (( خورشيد در مه )) و (( زيارت ))

و در بخش مستند نيز فيلمهاي (( سير عاشقي )) ، (( زلف سوخته )) و (( موتور )) همچنين ساخت دهها برنامه تلويزيوني و مجموعه مستند لرستان به تهيه كنندگي صدا وسيماي لرستان را در كارنامه خود داشته ام و در چندين جشنواره فيلم كوتاه از جمله جشنواره فيلم كوتاه ، جشنواره توليدات مراكز صداو سيما ، جشنواره فيلم امام رضا (ع) و جشنواره فيلم غرب كشور جوايزي را كسب كرده ام .

 

نظرتان در خصوص وضعيت سينماي كوتاه و بلند لرستان چيست؟

 

لرستان فيلمسازان با استعداد و بسيار مستعدي دارد كه در مكاني زندگي مي كنند كه هم از نظر تعدد لوكيشن و هم از لحاظ موضوع غني مي باشد . به نظر من مشكلي كه نه تنها براي فيلمسازان لرستان بلكه براي تمام فيلمسازان كوتاه كشور وجود دارد مشكل انتخاب موضوع براي ساخت  فيلم است . در اكثر موارد موضوعاتي براي ساخت انتخاب مي شود كه ارزش آنچناني ندارد و در مواردي هم كه موضوع درستانتخاب ميشود در پرداخت آن مشكلي وجود دارد . به نظر من امكانات و تجهيزات فيلمسازي براي ساخت فيلم نياز است ولي معتقدم در اين برهه از زمان امكانات حرف اول را در ساخت فيلم ( حداقل فيلم كوتاه ) نمي زند و همه چيز به فيلمنامه و خلاقيت كارگردان بر مي گردد.

 

بهترين آرزوي سينمايتان براي سال جديد چيست ؟

موفقيت همه فيلمسازان و ساخت فيلمهايي كه دغدغه ساخت آن را دارند ، مثل خود من .

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 9:56 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  |