تبليغاتX
وبلاگ سينمايي كلاكت
 
وبلاگ سينمايي كلاكت
 
 
مروري بر سينماي لرستان
 
                               

 

یک سال گذشت

به سرعت یک چشم بر هم زدن یک سال گذشت . در این یک سال اتفاقات جالبی برای سینمای لرستان رخ داد . از ساخت فیلم گرفته تا کسب جایزه و حضور در جشنواره های مختلف . از دغدغه های امرار معاش سینماگران تا قراردادهای .....

از همه دوستانی که در این مدت مشوق و یار من بودند با کمال صمیمیت سپازگزاری میکنم . امید است سال جدید پربارتر از سالهای گذشته برای سینمای این خطه هنرپرور باشد .

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 10:7 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

سامان سالور که در سال 1386 با فیلم ترانه‌ تنهایی تهران تنها نماینده‌ سینمای ایران در جشنواره کن بود، درباره‌ فیلمسازان حاضر در جشنواره‌ کن امسال که همگی از فیلمسازان کوتاه هستند گفت: بچه‌هایی که از فیلم کوتاه وارد سینمای بلند می‌شوند، هنوز نگاه مستقل‌شان را حفظ کرده‌اند و باعث می‌شوند فیلم‌هایی جدا از جریان معمول سینمای ایران، ساخته شوند و طبیعی‌ست که هر جشنواره‌ای ــ نه فقط کن ــ به این نوع فیلم‌ها، تمایل نشان دهد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی انجمن فیلم کوتاه ایران، این فیلمساز که خود از اعضای انجمن فیلم کوتاه ایران است و کار خود را با ساخت فیلم کوتاه شروع کرده است در مورد استقلال فیلم کوتاه گفت: شعارهایی وجود دارند که فیلم کوتاه حرفه‌ای مستقل است. اما واقعیت این است که 95 درصد فیلمسازان کوتاه به فکر ساختن فیلم بلند هستند و خیال دارند تجربیات فیلم کوتاه را در ساخته‌های بلندشان به کار ببرند.
سازنده‌ فیلم چند کیلو خرما برای مراسم تدفین در زمینه‌ راهِ رسیدن به سینمای بلند افزود: لازم است تحصیلات داشته باشید، مستندساز باشید، فیلم کوتاه بسازید و دستیاری کنید. همه‌ این‌ها تجربیاتی هستند که  در ساخت فیلم بلند به کار می‌آیند.
سالور که با فیلم چند کیلو خرما برای مراسم تدفین برنده‌ جوایزی چون یوز پلنگ طلایی جشنواره‌ی لوکارنو، چشم سوم هند و بهترین فیلم و فیلم‌نامه در جشن خانه‌ سینما شده است از حضور فیلم‌سازان کوتاه در کن امسال ابراز خرسندی کرد و گفت: جای خوشحالی دارد که بیش‌ترین فیلمسازان موفق سینمای ایران فیلمسازان کوتاه هستند.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 


 

                تلنگر

«ماشا الیلیکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسی*زبان است. او حدود 2 سال پیش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زیبا مطرح بود و شهرت و محبوبیتش با اوج گرفتن «گروه رقص و موسیقی فابریک» در روسیه، به بالاترین حد رسید.             

                     

     ماشا الیلیکینا در جمع اعضای گروه موسیقی فابریکا

ماشا الیلیکینا، ستاره سابق سینما، رقص و موسیقی، اینک حجاب اسلامی در بر دارد و به تدریس در مدارس مشغول است. وی می*گوید از جلوه*های کاذب سابق متنفر است و اکنون احساس خوشبختی می*کند.

آنچه در پی می*آید مصاحبه سایت روسی Islam.ru با این هنرمند مسلمان شده است:


 

            

• چطور شد که تمام موفقیت*ها و درخشش*های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟
ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.

• در زمانی که یک خواننده بودی آیا فکر می*کردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟
ماشا: نه؛ حتی به ذهنم خطور هم نمی*کرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب، یعنی آب زمزم بنوشم.

• آیا راهی که برای مسلمان*شدن طی کردی، مسیری طولانی بود؟
ماشا: من دو سال است که مسلمان شده*ام. یک روز مطلع شدم که یکی از نزدیکترین دوستانم بر اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمی*دانستم که چطور می*توانم به او کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک خواستم.
روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را می*دیدم و تو خیلی زیاد به من کمک کردی!»، من در آن لحظه بسیار گریستم؛ زیرا برای اولین بار در زندگی*ام بود که چیزی از خدا می*خواستم.

• در حال حاضر به چه کاری مشغولی؟
ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس می*کنم. ضمناً برخی از نت*های مجاز شرعی را نیز می*نویسم.

• آیا موسیقی هم گوش می*دهی؟
ماشا: بله؛ آثار «گروه ریحان»، «گروه سامی یوسف» و «گروه کت استیونس» ( که پس از اسلام آوردن نام خود را «یوسف اسلام» گذاشت) را گوش می*کنم.

• آیا چیزی از قرآن هم آموخته*ای؟ آیا آمادگی داری که زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه کنی؟
ماشا: در ابتدا فکر می*کردم که آموختن زبان عربی مشکل باشد. اما آن را شروع کرده*ام و خیلی هم آن را دوست دارم و فکر می*کنم کلیدی برای فهم دانش برتر باشد.

• چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر کسانی که به اسلام می*گروند از بین هنرمندان و فعالان در کنسرت و موسیقی هستند؟

ماشا: اسلام نسبت به ادیان دیگر، محکمترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند. راه اسلام سعادت*بخش است. 

                                                

• از اینکه مسلمان شده*ای چه احسای داری؟ ماشا: احساس خوشبختی. امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شده*ام، پس خوشبختم.

• و چه تفاوتی با قبل داری؟
ماشا: ایمان به خدا زندگی مرا متحول کرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسان*ها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم.

• آیا گاهی به موفقیت*ها و درآمد سابق خود فکر نمی*کنی؟ حسرت آن دوران را نمی*خوری؟!
ماشا: آن جلوه*ها، پس از مسلمان شدن، برایم بی*ارزش و منفور هستند.

• از اینکه آشکارا خود را مسلمان معرفی می*کنی هراس نداری؟
ماشا: نه نمی*ترسم. برعکس، تکلیف و وظیفه خود می*دانم که دیگران را از راه گمراهی بازدارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم.

• از اینکه عکس*های سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟

ماشا: من خودم دوست ندارم به این عکس*ها نگاه کنم. اما اشکال ندارد که مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند که انسان می*تواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان می*تواند توبه کند و با انجام کارهای خوب، تمام سیاهی*های گذشته*اش را پاک کند، ان شاء الله.

                               

• اینک چه چیزی از «اسلام» می*توانی به دیگران بگویی؟
ماشا: اسلام می*گوید: «اگر نمی*توانی راجع به خدا بیندیشی حداقل سعی کن از قید خودت رهایی یابی و پلیدی*های نفست را مهار کنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر کسی می*خواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد.

• چه پیامی برای مسلمانان داری؟
ماشا: آرزو می*کنم که کارهای نیک و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانه*های آنان ببارد.

• و برای غیر مسلمانان؟
ماشا: امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشده*اند لحظه*ای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهوده*ای که چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است کمی اندیشه کنند.

 |+| نوشته شده در  شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 
كشف و شهود در راه سفر
به هزار و يك دليل، ابوالفضل جليلي آدم عجيب و غريبي است؛ با اين كه تقريبا همه آثارش امكان اكران نيافته‌اند كه از اين نظر يك ركورددار تمام‌عيار است هنوز از موضعي دفاع مي‌كند كه به شكل طبيعي شايد مخالف مصالح خودش در مقام يك فيلمساز باشد. او مي‌گويد دولت بايد سياست‌هاي سختگيرانه‌اي در قبال فيلمسازان اتخاذ كند؛ همان چيزي كه احتمالا بسياري از فيلمسازان ديگر در مقابل آن موضع خواهند گرفت. بهانه اين گفتگو پخش مجموعه‌اي مستند از او با نام «سفر» است كه كم و بيش حال و هواي ديگر فيلم‌هايش را دارد. جليلي در اين گفتگو از كشف و شهود در فيلم‌هايش حرف مي‌زند و از نوعي رهاشدگي در فيلمسازي. با اوضاع فعلي سينماي ما نمي‌دانم چقدر حق با اوست،‌ اما همين قدر آشكار است كه در سيستم فيلمسازي ما، كارگرداني مثل جليلي خلاف جريان‌هاي روز است.

پس از مدت‌ها به تلويزيون برگشتيد. به قولي فاتح شديد و خودتان را به ثبت رسانديد! به نظر نمي‌آيد تصاوير مجموعه «سفر» با نيت استفاده در تلويزيون ضبط شده باشند. چطور شد اين تصاوير از تلويزيون سر درآورد؟

اول از همه درباره اين كه گفتي فاتح شدي بايد بگويم من با تلويزيون رفيقم و همان‌طور كه مي‌داني توي عالم رفاقت هم آدم‌ها از يكديگر دور مي‌افتند. مي‌توانم بگويم جنگي نبود كه من فاتح آن باشم، فقط بعد از مدت‌ها يك ديدار دوستانه بين من و تلويزيون انجام شد، همين. در پلاتوي اولين قسمت سفر كه با نام سفر به هند پخش شد اين را گفتم. گفتم مادرم يك چمدان داشت كه وقتي كوچك بودم مي‌آمدم در آن را باز مي‌كردم و آواز مي‌خواندم. وقتي آواز مي‌خواندم احساس مي‌كردم اين چمدان در حال پرواز است. وقتي كه پرواز مي‌كرد من تصاويري را مي‌ديدم كه سال‌ها بعد كه به سوئيس رفتم گفتم همه اين تصاوير را ديده‌ام. به نظرم آدم گاهي به پرواز تخيل بايد اعتقاد داشته باشد. وقتي به مناسبت پخش فيلم رقص خاك به لوكارنوي سوئيس رفتم آنقدر اين مناظر نوستالژي داشت كه فكر مي‌كردم اين مناظر را قبلا ديده‌ام. دوست داشتم اين مناظر را يك جوري به ديگران هم نشان بدهم. دفعه بعد كه به جشنواره رفتم با خودم دوربين بردم و از آنجا كه زياد اهل فيلم ديدن نيستم در مواقع بيكاري شروع به تصويربرداري كردم.

هنگام برگشت، اين تصاوير را براي مادرم نمايش دادم، اما از آنجا كه او خيلي زود فوت كرد تصميم گرفتم آنها را براي ساير مادران نمايش دهم. وقتي به حسن افشاري، مدير گروه شبكه 4 گفتم تصاويري از جاهاي مختلف دارم كه مي‌شود آنها را تدوين كرد و نمايش داد در نهايت پذيرفت كه اين كار انجام شود.

پس آن خط محوري كه مجموعه براساس آن بايد شكل مي‌گرفت، وجود نداشت؟

نه، وجود نداشت. بعد من گفتم به عنوان سفرهاي جشنواره‌اي اين اثر را نمايش دهيم كه آقاي پورحسين مدير شبكه 4 گفتند اينها بيشتر سفرهاي جليلي است؛ اما بعد گفتم همه مردم ما كه اهل فستيوال نيستند. پس بهتر است كاري كنيم كه براي همه جذاب باشد. اول قرار بود اين مجموعه شب‌هاي عيد پخش شود كه آن زمان تنها 2 هفته وقت داشتيم و براي اين كه 7 قسمت كار را ببنديم يعني 10 كشور بود كه ما در 7 قسمت 40 دقيقه‌اي بايد تحويل شبكه مي‌‌داديم. قسمت اول كه هند و كره‌جنوبي بود آنقدر سريع تدوين شد كه حتي يك بار نتوانستم آن را ببينم. بعد كه قرار شد اين مجموعه پس از ايام عيد پخش شود مجالي به دست ‌آمد تا روي بقيه قسمت‌هاي اين مجموعه بيشتر كار كنم.

تصاويري كه شما گرفتيد درباره اتفاقات و موضوعات مختلف است كه امكان دارد به لحاظ شكلي هيچ ربطي به هم نداشته باشند. از آن گذشته شما پس از گذشت زمان بسياري به سراغ اين تصاوير رفتيد. با چه تمهيدي اين تصاوير را به هم ربط داديد؟

البته اين كه مي‌گويم بيشتر به حس خودم مربوط است. من فكر مي‌كنم خود سفر يعني زندگي. سهراب مي‌گويد جاده يعني غربت.

يك نفر توي فيلم هم مي‌گفت لعنت به جاده‌ها اگه معنيشون جداييه...

نه جاده جدايي نيست. معني جاده رسيدن است، دوستي است، وقتي شما سفر مي‌كنيد براي به دست ‌آوردن چيزي سفر مي‌كنيد. من توي اين كار نوعي كشف و شهود را مطرح مي‌كنم. تلاش مي‌كنم در اين سفرها برخي كشفيات را در معرض ديد قرار بدهم كه مثلا يكي‌اش اخلاق و فرهنگ است. در واقع مي‌خواهم يك حال معنوي را تصوير كنم و در اين نشان دادن نمي‌خواهم خيلي روي موضوع مورد بحث زوم كنم؛ البته اين را هم بگويم كه بعضي از اين سفرها تقريبا اجباري بود. در يك فستيوال فيلم من ممكن بود در چند جا نمايش داشته باشد و يكباره از فرانسه به ژاپن، از آنجا به آمريكا و بعد به هلند رفته‌ام و همه اينها تنها در يك هفته اتفاق افتاده است. طبيعي است اين تغيير ساعت‌ها روي آدم‌ها تاثير مي‌گذارد.

توي اين سفرهاي اجباري كه ظاهرا ناگزير از انتخاب آن بوده‌ايد براي كار تصويربرداري حاشيه‌اي، شما موضوع را انتخاب مي‌كرديد يا موضوع شما را انتخاب مي‌كرد؟

وقتي رقص خاك در خانه سينما نمايش داده شد يك خانم كارگردان گفت من به خالق اين اثر تبريك مي‌گويم. گفتم من خالق اين اثر نيستم من كاشفم، چون اگر من لوكيشن‌ها، آدم‌ها و فضا را مي‌ساختم مي‌توانستيد بگوييد من خالق آن اثر هستم، ولي در حال حاضر بيشتر از يك كاشف نيستم. حالا مي‌خواهم بگويم من در اين مجموعه مستند تنها به دنبال كشف رفتم. نه من آمدم يك چيز تازه بسازم و نه ديگران چيزي براي من ساختند. گاهي به من خرده مي‌گيرند كه قبل از فيلمبرداري يك سناريوي دقيق بنويس و براساس آن يك فيلم بساز. من به اين نوع فيلمسازي عادت ندارم. من به نوعي رهاشدگي علاقه دارم و بيشتر كارهايم هم ملهم از اين واقعيت است.

اين‌جوري اذيت نمي‌شويد؟ به هر حال قبول كنيد هر كس فيلمنامه آماده‌اي داشته باشد كارش بهتر پيش مي‌رود. البته اين واقعيت هم هست كه براي يك فيلم مستند نمي‌توان فيلمنامه دقيق نوشت، چونبرخلاف فيلم داستاني نتيجه‌گيري يك اثر مستند روي كاغذ اتفاق نمي‌افتد .

بله. اگر فقط بخواهيم انجام وظيفه كنيم درست است، ولي اگر بخواهيم كاري بسازيم كه چيزي وراي آثار ديگر باشد خود به خود بايد زحمت بيشتري بكشيم. من ساخت يك اثر كه در آن همه چيزش از قبل روشن شده باشد را رد نمي‌كنم، ولي واقعيت اين است كه در چنين اثري ديگر كشف و شهود اتفاق نمي‌افتد. يعني در طبيعت چيزهايي وجود دارد كه اگر خودت را در آن رها كني ميتواني آنها را به دست بياوري. من در پاره‌اي جلسات كه در جاهاي مختلف داشته‌ام به اين نكته اشاره كرده‌ام. روش مطالعاتي مرسومي كه ديگران دارند من ندارم. در طول عمرم شايد 20 كتاب هم نخوانده باشم.حتي به اندازه يك آدم معمولي هم فيلم و تلويزيون نگاه نمي‌كنم. شايد باور نكنيد. فيلم‌هاي خودم را هم وقتي تمام مي‌شوند ديگر نمي‌بينم. آنها مي‌گويند پس منبع اين حرف‌هايي كه مي‌زني كجاست، مي‌گويم اينها را از طبيعت گرفته‌ام.

خب سيستم فيلمسازي ما چقدر به اين رهاسازي كه شما به آن معتقد هستيد و كشف و شهود، بها داده است؟ اصلا اين چيزي كه شما مي‌گوييد چقدر با واقعيات فيلمسازي ما همخوان است؟

خيلي بها نداده است، ولي آنقدر هست كه كار ما راه بيفتد!

مثلا چقدر؟

يعني مثلا در همين مركز گسترش سينماي مستند و تجربي ديده‌ام كه كارهاي خوبي انجام مي‌شود و امكانات مناسبي در اختيار فيلمسازان قرار مي‌دهند. از آن گذشته ما عادت كرده‌ايم همه مشكلات را به گردن دولت بيندازيم. جمله‌اي نقل مي‌شود كه نمي‌دانم مال كدام بزرگي است. مي‌گويد همه مي‌خواهند جامعه را اصلاح كنند، اما هيچ كس نمي‌خواهد خودش را اصلاح كند. ما هميشه مي‌خواهيم دولت را اصلاح كنيم و هيچ وقت نمي‌خواهيم خودمان را اصلاح كنيم. فكر مي‌كنم درحالحاضر به جوانان فيلمساز كمك‌هاي خوبي مي‌شود. اگرچه شايد خودشان بگويند به ما آنقدرها كمك نمي‌شود، در حالي كه به اندازه‌اي كه به آنها كمك مي‌‌شود به مني كه 30 سال در اين كار سابقه دارم كمك نمي‌شود. اي كاش شرايطي فراهم مي‌شد و فيلمسازان جوان ما شرايط فيلمسازي در كشورهاي ديگر را هم مي‌ديدند، در جايي كه غولي مثل مرحوم روبر برسون چيزي نزديك به 15 سال منتظر مي‌ماند تا سناريوي «آفرينش» را بسازد. يك بار معاون جشنواره كن به من ‌گفت ما مي‌خواهيم به تو كمك كنيم تا فيلمت را بسازي. من گفتم به برسون كمك كنيد تا فيلمش را بسازد. گفت به برسون اعتمادي نيست، پير است و هر لحظه ممكن است بميرد. گفتم حتي اگر اين اتفاق بيفتد بخشي از آفرينش را ساخته است. يك تهيه‌كننده ايراني گفته است فيلمسازان جوان ايراني خيلي خوش‌فكر هستند، ولي آنقدر عجولند كه در اجرا آن را خراب مي‌كنند و كمتر به خودشان فرصت مي‌دهند تا روي آن اثر كار كنند.

در مجموعه سفر، در نقش راوي حضور داريد. نمي‌شد به جاي اين حضور از نريشن استفاده مي‌كرديد تا حضوري به اين شكل كه باعث شده مجموعه حالت فصل‌بندي پيدا كند؟

درست است، چون كه ستون‌بندي كار بر اين بود كه همه چيز از نگاه دوربين من ديده شود و آنچه با تصوير نمي‌شود گفت راوي بگويد. مي‌شد به جاي من يك نفر ديگر را بگذاريم، اما اگر مي‌خواستيم يك گوينده در كار استفاده كنيم بايد از همان ابتدا يك دست كت و شلوار شيك تنش مي‌كرديم، در حالي كه اكنون اين تصوير با لباس توي خانه گرفته شده است. ما بايد بدانيم برخي از مقولات نوشتاري است، يك سري ديگر تصويري و بخشي ديگر هم شفاهي است. فرهنگ ما شفاهي است؛ يعني اين كه وقتي شما مي‌خواهيد انفجاري را نمايش دهيد هيچ چيز قدرت بيان تصوير يك انفجار را ندارد. يك سري ديگر نوشتني است مثل ارقام رياضي، يعني اگر شما بخواهيد يك فرمول رياضي را نشان بدهيد بهترين راه، نوشتن آن است و برخي ديگر هم گفتني است، مثل حال‌هاي عرفاني شما. مثلا مي‌رويد زيارت امامرضاع. شما نمي‌توانيد آن حال را تصوير كنيد. آن حال در حريم شخص اتفاق افتاده و تنها تو مي‌تواني آن را تعريف كني. تازه اين موضوع را نمي‌تواني براي همه تعريف كني. تو بايد براي اهل دلش آن را تعريف كني، كسي كه تو را درك كند. مشكل برنامه ما به نظرم اين است كه بعضي حالاتي كه من در اين سفر داشته‌ام، ممكن است در اثر ديگر آنقدرها بازتاب نداشته باشد.

اين حالي كه گفتيد توي اين اثر نمود دارد؟

حال عرفاني ديدني نيست. حس كردني است.

خب همين موضوعي كه شما مي‌گوييد يعني حس كردني، در كار شما وجود دارد؟

لحظاتي كه در اين پلاتوها صحبت مي‌كنم. اين حريم به وجود نمي‌آيد. اغلب به بچه‌ها مي‌گويم موقع پلاتو گفتن من، اينجا نباشند. تازه وقتي آنها مي‌روند نامحرمي به نام ميليون‌ها تماشاچي روبه‌روي من هستند. مي‌خواهم بگويم آن حال عرفاني كه منظور توست در سينما اصلا اتفاق نمي‌‌افتد. من يك مرتبه بالاتر مي‌روم و مي‌گويم اصلا در جمع نمي‌گنجد. چون موضوعي است كه در خلوت اتفاق مي‌افتد.

خب بحث همين جاست. چيزي كه محصول خلوت شخص است چه دليلي دارد با ابزار رسانه آن را در معرض ديد ميليون‌ها نفر قرار دهيم؟ چه دليلي دارد ما اين كليد را بزنيم تا لامپ روشن شود و خلوت مورد اشاره شما از ميان برود؟

داريم تجربه مي‌كنيم ديگر. من هميشه مي‌گويم خدايا توانايي انتقال اين حالي كه به من دادي را هم به من بده.

اين تصاوير متعلق به كدام جشنواره‌هاست؟

بعضي از اين فيلم‌ها مربوط به 15 سال پيش است. مثلا فستيوال ونيز مربوط به 1994 است كه آن موقع هنوز دوربين نداشتم و با دوربين محمد اطيابي تصويربرداري كردم. اين مجموعه مربوط به كشورهاي آمريكا (نيويورك)‌، هلند (رتردام)‌، ونيز (ونيز)‌، اسلونيا (ايزالا)‌، فرانسه (نانت)‌، ژاپن (توكيو  فيلمكس)‌، هند (كرالا، دهلي نو)‌ و كره جنوبي (پوسان و چانجو)‌ است. بعضي از جاها توقف من كم بود. بعضي جاها مي‌روم مسووليتي انجام بدهم. به من مي‌گويند چرا در جشنواره نمي‌آيي فيلم ببيني؟ مي‌گويم اولا كه من دوست ندارم فيلم ببينم، ولي اگر بخواهم فيلم ببينم دي‌وي‌دي بيشتر اين فيلم‌ها را مي‌توانم در تهران داشته باشم و در خانه خودم آنها را ببينم. وقتي از تهران به نيويورك آمدم مسووليتي دارم. مثلا در سالگرد 11 سپتامبر موقعيتي دست داد كه به مردم آنجا بگويم ما با آدمي مثل بن لادن فرق مي‌كنيم و به همان اندازه هم اسلام ما با اسلام بن لادن فرق مي‌كند.

گفتيد فيلم زياد نمي‌بينيد. ارتباط شما با فيلم‌هاي ايراني كه ساخته مي‌شود چطور است؟

اصلا نمي‌بينم. شايد باور نمي‌كني كه من در سال تنها يك يا 2 فيلم بيشتر نمي‌بينم آن هم به طور اتفاقي از تلويزيون. نمي‌دانم چرا. بچه كه بودم پدر و مادرم خيلي با سينما مخالف بودند. ما تازه يك سال پس از انقلاب تلويزيون خريديم. به نوعي مي‌‌توانم بگويم فيلم‌ها در زندگي من ساري و جاري هستند و من فيلم‌ها را در زندگي واقعي‌ام مي‌بينم.

پس خيلي با نسل جديد فيلمسازي مستند ارتباط نداريد؟

نه، ولي فكر مي‌كنم اگر دولت يك مقدار در مورد اين فيلمسازان سختگيري كند نتايج بهتري خواهد داشت و البته همين جا بگويم كه سختگيري با سانسور فرق دارد. چند سال پيش در يكي از جلسات نمايش فيلم گفتم من خدا را شكر مي‌كنم كه در زمان مولوي و حافظ دوربين فيلمسازي وجود نداشته، چون اگر در آن زمان فن فيلمسازي وجود مي‌داشت حافظ و سعدي و مولوي فيلم‌هايي مي‌ساختند كه ما اصلا به گردشان هم نمي‌رسيديم و همين جور بايد مي‌نشستيم حسرت مي‌خورديم كه اين فيلم‌ها را چگونه ساخته‌اند. اين يك واقعيت است. همان طور كه پس از 700 سال هنوز به نوع شعرها، مضامين، ساختار و محتواي آنها غبطه مي‌خوريم.

در صحبت‌هاي شما يك مساله خيلي خودش را نشان مي‌دهد. اين كه آيا مستندساز ما به جاي معلم اخلاق نشسته؟

مشكل ما اين است كه هنوز به شناخت نرسيده‌ايم. تقريبا همه مشكلات ما از همين مساله ناشي مي‌شود. در يكي از نشست‌هاي فيلم در خارج گفتم، در حيطه فيلمسازي ايران يكي از آزادترين كشورهاي دنياست كه ناگهان ديدم يكي از آن آقايان كه به آن كشور پناهنده شده بود به نشانه اعتراض بلند شد به طرف من آمد و كنار ميكروفن يك فحش ركيك به من داد و رفت. به حاضران گفتم يكي از معضلات كشور ما، مربوط به آدم‌هايي مثل اين آقاست.

من در اين جلسه خيلي از كشورم انتقاد كردم. ولي جاهايي هم همين كشور حسن دارد كه بايد آن را مي‌گفتم. در هيچ جاي دنيا امكان ندارد فيلمسازي 14 فيلم بسازد و نمايش داده نشود، اما باز هم مشغول فيلمسازي باشد. محال است چنين چيزي را در كشورهاي اروپايي يا آمريكايي ببينيد. به محض اين كه 2 فيلم شما نمايش داده نشود، بايكوت و از گردونه خارج مي‌شويد من هنوز با 14 فيلم نمايش داده نشده دارم فيلم مي‌سازم. وظيفه فيلمساز اين نيست كه هميشه انتقاد كند.

به هر حال بايد قبول كنيد كه 14 فيلم شما نمايش داده نشد. نمي‌خواهيد بگوييد كه اين موضوع روي روحيه شما تاثير نگذاشت؟

در همين مجموعه سفر، جايي در اين باره توضيح داده‌ام. در آنجا گفته‌ام كه نمايش ندادن فيلم من سانسور نبود، بلكه سختگيري بود. سانسور اين است كه نگذارند تو حركت كني، ولي وقتي مي‌گذارند تو حركت كني، اما مانع جلويت مي‌گذارند اسمش سختگيري است. اين سختگيري براي من مثل دواي تلخي بود كه طبيب به بيمار مي‌دهد براي رسيدن به سلامت آن اوايل كه هنوز سينماي ايران اين قدر مطرح نشده بود فيلم «درناي» من را به بزرگ‌ترين جشنواره‌هاي 7 كشور دنيا دعوت كردند. آن موقع 27 سالم بود و به لحاظ مادي برايم خيلي مهم بود. اما وقتي جلويش گرفته شد، به لحاظ معنوي احساس كردم به چيزهايي رسيدم كه اگر جلويش گرفته نمي‌شد، به آن نمي‌رسيدم.

آخر اين وسط يك چيز ديگر هم هست. شما فيلم را براي مخاطب مي‌سازيد...

من كارم را با مخاطب انجام داده‌ام. همين كه به من مي‌گويند تو چقدر مقاومت مي‌كني فكر مي‌كنم يك درس به جوانان فيلمساز داده‌ام.

خب اگر اين طور باشد شما اگر معلم مي‌شديد فكر نمي‌كرديد خيلي موفق‌تر از اين بوديد؟

چرا اتفاقا مادرم مي‌گفت اي كاش تو معلم مي‌شدي، چون اولا هميشه پيش زن و بچه‌ات بودي در ضمن چند آدم را با سواد مي‌كردي!

توي اين فيلم‌هايي كه ساختي فكر مي‌كني كدام اثرتان به اندازه‌اي كه انرژي صرفش شد در مواجهه با مخاطب جواب گرفت؟

گل يا پوچ و يك داستان واقعي آخر حكايت اين ضرب‌المثل است كه هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد. نمي‌شود گفت هر فيلمي كه با مخاطب ايراني ارتباط برقرار كرد، بهترين فيلم است. مثلا وقتي رقص خاك را ساختم و منتقدان آنقدر عليه آن جبهه‌گيري كردند گفتم شما اين فيلم را 10 سال ديگر مي‌‌فهميد، چون من آن فيلم را كشف كرده بودم و از فهم و شعور من خيلي بالاتر بود. من از خدا خواستم و خداوند هم چيزي به من داد كه از فهم من خيلي بيشتر بود همين فيلم كه بعد از 8 سال مجوز گرفت و در سوئيس نمايش داده شد آنقدر با استقبال روبه‌رو شد كه براي من عجيب بود. خب همين فيلم در يك كشور ديگر نمايش داده شد، ولي اصلا ارتباط برقرار نكرد. يا فيلم گل يا پوچ كه پرمخاطب‌ترين فيلم من از نظر مردم بود در بعضي جاها خيلي ارتباط برقرار كرد و در بعضي جاها هم خيلي كم به طور كلي هر چه ساده‌تر و پر محتواتر صحبت كنيم مخاطب بيشتر است.

به ذهنتان نرسيد حالا كه وضعيت اين‌گونه است جايي برويدكه بهتان جايزه مي‌دهند و تحويلتان مي‌گيرند؟

نه. من هميشه فكر مي‌كنم همه دنيا مال من است. هيچ‌وقت فكر نكردم كه مثلا بروم فرانسه زندگي كنم. به رفتن فكر نكرده‌ام.

شما جزو معدود فيلمسازاني هستيد كه بيشترين آمار فيلم‌هاي توقيفي را دارد، ولي با اين حال خيلي از سيستم فيملسازي گله نمي‌كنيد و تازه مي‌گوييد بايد سختگيري بيشتري انجام شود.

فكر مي‌كنم بيشتركساني كه جلوي فيلم‌هاي من را گرفتند از روي غرض‌ورزي نبود. فكر مي‌كردند شايد فيلم‌هاي من مضر باشد.

به عنوان كسي كه به هر حال جوايزي از جشنواره‌هاي خارجي گرفته‌ايد، فكر مي‌كنيد اين جشنواره‌ها تا چه اندازه بار سياسي داشتند؟

نه بحث سياسي نبود. اصلا بياييد ببينيم جشنواره در دنيا براي چه به وجود آمد؟

فكر مي‌كنم اگر به پشتوانه اين جشنواره‌ها نگاه كنيم زودتر به جواب برسيم.

اصلا جشنواره براي چه به وجود آمد؟ ژان لوك گدار و تروفو و ديگران گروهي بودند كه مي‌گفتند ما بايد جايگاه و تشكيلاتي بسازيم تا فيلمسازان معترضي كه آثارشان در كشورشان امكان نمايش نمي‌يابد در اينجا نمايش داده شود يا حرف‌هاي انساني‌اي دارند كه سرمايه‌دارها اجازه نمي‌دهند آنها منعكس شوند. در واقع جشنواره براي بحث‌هاي سياسي به وجود آمد.

پس سياسي بود.

نه اين كه تحريك‌كننده باشد، نه. بهتر است. بگوييم براي آزادي بيان جشنواره به وجود آمد.

وقتي ميگوييد سينماي معترض، خواه‌ناخواه سينماي سياسي هم در ادامه‌اش مي‌آيد.

به هر حال نمي‌شود به يك انسان گفت بخش سياسي را مثلا از بخش فرهنگي جدا كن، ولي آرام آرام اين جشنواره رنگ و رويش را باخت و تبديل به يك مهماني شد. يعني هر كس فيلم قشنگ بسازد مي‌تواند در اين جشنواره حضور داشته باشد، چه معترض باشد و چه نباشد.

يعني ماهيتش عوض شد.

بله. ديگر برايشان نبود فيلمي كه از ايران نمايش داده مي‌شود يك بيانيه سياسي است يا يك فيلم تبليغاتي، به دنبال فيلم پرمخاطب بودند. به خاطر مسائل مالي كه در همه جا وجود داشت. يك مساله ديگر هم هست. اين كه فيلم سياسي ساختن خيلي ساده‌تر از ساخت يك فيلم ساده معمولي است. در واقع سواد نمي‌خواهد كافي است در فيلمتان به همه چيز اعتراض كنيد. فيلمتان خودبه‌خود سياسي مي‌شود، ولي اگر قرار باشد براي يكي از موضوعات روز راه حلي طرح كنيد قضيه كاملا فرق مي‌كند و همه چيز سخت مي‌شود؛ بنابراين ساخت فيلم‌هاي معرفتي و انسان‌گرايانه سخت است. برخي فيلمسازان آن اوايل گفتندخب چرا فيلم امير نادري جايزه گرفته، ما همان‌ها را چند برابر مي‌كنيم و در فيلم‌مان نشان مي‌دهيم. نتيجه اين شد كه ديگر جشنواره‌ها اصلا به فيلم‌هاي اين‌چنيني روي خوش نشان نمي‌دهند.

مهدي غلا‌محيدري

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
>>فراخوان جشنواره سراسری فیلمنامه های کوتاه 100 ثانیه یی در کشور توزیع شد...  |  يکشنبه 20 ارديبهشت 1388 

 اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اليگودرز و واحد سينمای جوانان اليگودرز ، با سرلوحه قرار دادن شعار ملی « اصلاح الگوی مصرف» و به منظور رشد و شکوفايی هنر فيلم نامه نويسی در ميان جوانان و نوجوانان علاقمند جشنواره سراسری فيلمنامه های کوتاه را برگزار می کنند .

  به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اليگودرز، جشنواره ی سراسری فيلمنامه های کوتاه 100 ثانيه يی در دو بخش آزاد و بخش ويژه با موضوع شعار ملی « اصلاح الگوی مصرف» برگزار خواهد شد.

 از مجموع آثار ارسالی به دبيرخانه ی اين جشنواره تعداد شصت اثر توسط هيات داوران برگزيده و در کتابچه ی جشنواره چاپ خواهند شد. ضمنا در هر بخش سه اثر به عنوان آثار برتر انتخاب و از هنرمندان آنان تجليل به عمل خواهد آمد.

فراخوان اين جشنواره که روز دوشنبه 30 شهريور 1388 در اليگودرز برگزار می شود در سراسر کشور توزيع گرديد.

در اين فراخوان آمده است:

1-  زمان فيلمنامه از 100 ثانيه بيشتر نباشد. 2- آثار ارسالی در هيچ جشنواره ی مشابهی شرکت نکرده باشند. 3- هر فيلمنامه نويس می تواند حداکثر سه اثر تايپ شده ( از هر اثر دو نسخه) يا تايپ فيلمنامه بر روی سی دی ( با برنامه وُرد 2003 يا 2007) به دبيرخانه ارسال نمايد.

هدايا و جوايز جشنواره

دبيرخانه ی جشنواره پس از داوری آثار ، از سه اثر برتر بخش ويژه ( اصلاح الگوی مصرف) و سه اثر برتر بخش آزاد به شرح زير تجليل خواهد نمود:

الف : آثار برتر بخش ويژه: نفر اول 250 هزار تومان جايزه ی نقدی ، ديپلم افتخار و تنديس جشنواره/ نفردوم 200 هزار تومان جايزه ی نقدی ، لوح تقدير و تنديس جشنواره/ نفر سوم 150  هزار تومان جايزه ی نقدی ، لوح تقدير و تنديس جشنواره.

ب : آثار برتر بخش آزاد : نفر اول 200 هزار تومان جايزه ی نقدی ، ديپلم افتخار و تنديس جشنواره/ نفردوم 150 هزار تومان جايزه ی نقدی ، لوح تقدير و تنديس جشنواره/ نفر سوم 100 هزار تومان جايزه ی نقدی ، لوح تقدير و تنديس جشنواره.

سکانس ج : مهلت ارسال آثار : پنجشنبه 15 مرداد 1388

سکانس د : اعلام نتايج : شنبه 31/مرداد 1388

سکانس پايانی : زمان برگزاری جشنواره : دوشنبه 30 شهريور 1388

نشانی دبيرخانه : اليگودرز – اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی – مجتمع فرهنگی هنری سيمرغ.

تلفن : 2229197 – 2220961 – 0664      دورنگار :2220960 - 0664

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

فراخوان بخش مستند سیزدهمین جشن بزرگ سینمای ایران اعلام شد. 
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» بر اساس این فراخوان کلیه مستندسازان و تهیه کنندگان فیلم‌های مستند در سه شاخه (کوتاه، نیمه بلند و بلند) می‌توانند از۲۰ تا ۳۱ اردیبهشت‌ماه، با تکمیل فرم درخواست شرکت و ارسال یا تسلیم فیلم‌ها به صورت D.V.D آثار خود را در جشن شرکت دهند تا مورد داوری قرار گیرد.
کلیه آثار مستند (کوتاه، نیمه بلند و بلند)  که از ابتدای خرداد ماه 1387 تا انتهای اردیبهشت‌ماه 1388 تولیده شده و در دوره‌های پیشین جشن بزرگ سینمای ایران شرکت نکرده‌اند، می‌توانند با درخواست کتبی مالک حقوقی فیلم متقاضی شرکت در سیزدهمین جشن بزرگ سینمای ایران شوند.
علاقه‌مندان جهت کسب اطلاعات بیشتر و دریافت فرم شرکت و تحویل فیلم به دبیرخانه سیزدهمین جشن بزرگ سینمای ایران می‌توانند به آدرس: خیابان بهار جنوبی، کوچه سمنان، شماره 29 مراجعه و یا به شماره 77650088 تماس بگیرند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 8:57 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

 

محمود نوری

وقتی اولین فیلم کوتاهم را ساختم؛ هیچ اطلاعی درباره ساز و کار جشنواره‌ها نداشتم. آن فیلم فقط در یک جشنواره داخلی شرکت کرد و دلیلش این بود که تهیه‌کننده فیلم، عضو هیات انتخاب بود! بعد از آن همیشه فکر می‌کردم باید جزوه‌ای، مطلبی یا کتابی باشد که درباره نحوه شرکت در جشنواره‌ها توضیحات ابتدایی داده باشد. اما از آن جایی که چنین چیزی نیافتم؛ تصمیم گرفتم حالا که نسبت به شرکت در جشنواره‌ها آگاهی پیدا کردم، همان مطالبی را که زمانی محتاجش بودم مکتوب کنم.
اگر شما هم مثل چند سال پیش من فیلمی ساخته‌اید اما نمی‌دانید چطور باید آن را در جشنواره‌ها شرکت دهید؛ توصیه می‌کنم این راهنمای ساده را بخوانید.

مرحله اول از شرکت دادن فیلم در جشنواره‌ها مطلع شدن از اسامی جشنواره‌های پیش رو و مهلت ارسال آثار به آنهاست. برای این منظور سایت‌هایی وجود دارد. برای مطلع شدن از فراخوان جشنواره‌های داخلی و خارجی به زبان فارسی سایت www.shortfilmnews.com منبع خوبی است. هر چند روز یکبار سری به این سایت بزنید و اگر فراخوان جدیدی اعلام شده بود آن‌را از دست ندهید. یا فراخوان و قوانین جشنواره را در خود سایت خواهید دید و یا لینک سایت رسمی جشنواره را می‌بینید و از آنجا فرم ورودی و قوانین را دریافت می‌کنید.
دانستن زبان انگلیسی عاملی تعیین‌کننده برای پیدا کردن جشنواره‌ها و شرکت در آنها است. برخی سایت‌ها مانند http://www.britfilms.com/festivals تقریبا همه جشنواره‌ها را بر اساس حروف الفبای انگلیسی طبقه‌بندی کرده‌اند. این گونه لیست‌ها یک ضعف دارند، و آن این است که باید همه‌شان را بخوانید و شخصا به طبقه‌بندی‌شان بپردازید و تاریخ‌های جشنواره‌های پیش رو را یادداشت کنید.
بهترین منبع، یک منبع اینترنتی و به روز است که با ورود به آن بتوانید از جشنواره‌هایی که آخرین مهلت ارسال آثار (Deadline) به آنها حداقل تا بیست روز دیگر ادامه دارد مطلع شوید.
چرا بیست روز؟ برای اینکه بتوانید فیلم را از طریق پست جمهوری اسلامی ایران ارسال کنید. اما اگر جشنواره‌ای بود که خیلی خواهان شرکت در آن بودید و تنها چند روز فرصت داشتید. در این صورت می‌توانید از پست‌های DHL، TNT، GLOBEX استفاده کنید. آنها بسته‌تان را در ازای مبلغ بالاتری سریعا به مقصد می‌رسانند.
برای پیدا کردن فهرستی که به قدر کافی مهلت داشته باشد سایت www.filmfestivals.com منبع خوبی است. بعد از بالا آمدن سایت، چند منو در بالای صفحه خواهید دید. مکان‌نما را روی منوی Festivals ببرید. فهرستی باز می‌شود. گزینه Coming Soon را انتخاب کنید. صفحه جدیدی باز خواهد شد. جایی در وسط صفحه، لینک Next Month را بیابید و روی آن کلیک کنید. صفحه‌ای باز می‌شود شامل فهرستی از جشنواره‌هایی که اگر ابتدای ماه رفته باشید پانزده تا سی روز فرصت دارید برایشان فیلم بفرستید. اما به طور متوسط در هر ماه از این فهرست طولانی، شش تا ده جشنواره پیدا می‌کنید که به کارتان بیاید. حالا باید به  غربال کردن جشنواره‌ها بپردازید.
از عنوان بعضی جشنواره‌ها پیداست که با فیلم شما هماهنگی ندارند. مثلا جشنواره فیلم‌های علمی تخیلی یا (Science-Fiction) Sci-Fi.
در مرحله بعد باید وارد لینک جشنواره‌ها شوید. با کلیک کردن روی نام هر جشنواره، صفحه‌ای باز می‌شود که هنوز متعلق به سایت www.filmfestivals.com است. در آن صفحه توضیحات مختصری از موضوعیت جشنواره خواهید دید. شاید با مطالعه آن متوجه شوید که جشنواره، تنها یک برنامه نمایش فیلم‌های کلاسیک دهه 60 است و اصلا بنا ندارد فیلم از جای دیگری بپذیرد. شاید متوجه شوید که آن جشنواره تنها فیلم‌‌های سینمایی (Feature) را می‌پذیرد و فیلم شما کوتاه (Short) است. یا فقط فیلم‌های مستند (Documentary) را می‌پذیرد و شما یک فیلم تجربی (Experimental) دارید. برای مرحله بعد غربال باید وارد سایت رسمی جشنواره شوید. در صفحه‌ای که باز شده بود به گوشه سمت راست، پایین صفحه نگاه کنید، لینک Official Website را پیدا کرده رویش کلیک کنید. وارد سایت خود جشنواره می‌شوید. ابتدا اگر زبان سایت، غیر از انگلیسی است منوهای سایت را مورد بررسی قرار داده و زبان را انگلیسی کنید. حالا باید دنبال دو چیز بگردید:
1- قوانین جشنواره (Rules and Regulations). 2- فرم ورودی جشنواره (Entry Form).
قوانین جشنواره اولویت دارد. چون شاید با مطالعه آن بفهمید که فیلم‌تان به دردشان نمی‌خورد و دیگر نیازی به فرم ورودی نیست. قوانین هر جشنواره مختلف است و ممکن است 5 تا 15 بند باشد. شما باید تمام بندهای قوانین را با دقت بخوانید و چیزی را جا نیندازید. اولین چیزی که باید در قوانین به دنبالش بگردید مسئله کارمزد بازبینی فیلم یا Fee است. اگر جشنواره‌ای Fee داشته باشد به این معنی است که باید علاوه بر فرم ورودی و فیلم، مبلغی را ارسال کنید. این مبلغ می‌تواند 5، 10 یا 60 دلار باشد. Fee را بسته به قوانین شاید بتوانید در بسته پستی بفرستید و یا از طریق حساب‌های اینترنتی (مانند Pay Pal) به حساب جشنواره واریز کنید.
با بررسی قوانین شاید متوجه شوید که جشنواره تنها برای توابع (Resident) کشور انگلیس باشد. ممکن است در جشنواره‌ای فقط افراد کشورهایی که به زبان اسپانیایی صحبت می‌کنند (Spanish-Speaking Countries) حق شرکت داشته باشند. شاید جشنواره‌ای، بین‌المللی باشد ولی بخش فیلم کوتاه آن ملی (Domestic) باشد. برخی جشنواره‌ها فقط فیلم‌های 16 و 35 میلیمتری را قبول می‌کنند. اما اکثر جشنواره‌های فیلم کوتاه، سیستم‌های دیجیتال را می‌پذیرند. جشنواره‌های اروپایی عموما با موسیقی انتخابی (و نه اوریجینال) مشکلی ندارند. اما ممکن است در قوانین جشنواره‌های آمریکایی، کانادایی و استرالیایی ببینید که نمی‌توانید از موسیقی بدون کپی‌رایت استفاده کنید. البته با توجه به اینکه ایران تابع کپی‌رایت نیست، احتمالا استفاده از موسیقی‌های ایرانی مشکلی را ایجاد نکند. در چنین زمینه‌هایی است که لازم می‌شود Email یا تلفن جشنواره را پیدا کنید و از آنها در این باره بپرسید. خُرده قوانین هر جشنواره متفاوت است. مثلا شاید بگویند که دی‌وی‌دی فیلمتان لیبل نداشته باشد و با ماژیک سی‌دی روی آن بنویسید. یا دی‌وی‌دی منو نداشته باشد. در بخش قوانین، موارد دیگر مانند میزان جوایز جشنواره و بخش‌های مختلف جشنواره را خواهید دید.
اگر با قوانین مشکلی نداشتید و فیلم‌تان مطلوب جشنواره بود فرم ورودی را بیابید و آنرا پر کنید. این فرم نهایتا باید به امضای تهیه‌کننده فیلم برسد. معمولا جشنواره‌ها فرم ورودی و قوانین خود را در صفحه اول و جلوی چشم می‌گذارند. اما در بعضی جشنواره‌ها لازم می‌شود که به جستجو در سایت بپردازید. بعضی فرم‌های ورودی فایل وُرد (Word) هستند و می‌شود در کامپیوتر تکمیل‌شان کرد. بعضی فایل پی‌دی‌اف (PDF) هستند و بعضی فرم‌ها هم باید بصورت اینترنتی پر شوند. بعد از آنکه یک فرم اینترنتی را پر کرده، آنرا ثبت (Submit) کردید احتمالا از شما می خواهد آن‌را پرینت بگیرید و امضا کنید و به همراه دی‌وی‌دی بفرستید. شاید هم کُدی بدهد و بگوید آنرا روی دی‌وی‌دی بنویسید.
موارد مختلفی را باید در فرم‌های ورودی پر کنید که برخی‌شان از این قبیل است:
عنوان اصلی فیلم که معمولا باید با فونت انگلیسی نوشته شود. مثلا فرش باد را می‌نویسیم
Farshe Baad. فرمت اصلی فیلم (Original Format) یعنی دوربینی که با آن فیلم را گرفته‌اید.
 (MiniDV - DVD – etc). ترجمه انگلیسی عنوان فیلم. نسخه نمایش (Screening Format) یعنی شاید فرمت اصلی فیلمتان MiniDV باشد اما جشنواره این گزینه را برای شما گذاشته که اگر فیلم‌تان پذیرفته شد مثلا نسخه DVD را برای نمایش بفرستید. داستان فیلم به زبان انگلیسی (Synopsis). بیوگرافی یا زندگینامه. فیلموگرافی یا فیلم‌شناسی.
ایمیل و آدرس تهیه‌کننده و کارگردان. Distributor فردی است که مسئولیت پخش فیلم را به عهده دارد. اگر اطلاعات این فرد را هم خواسته بود و خود کارگردان، پخش‌کننده فیلم بود می‌توانید جلوی آن بنویسید Same as Director.
گاهی این گزینه‌ها را در فرم‌های ورودی می‌بینید: World Premier: یعنی جشنواره‌ای که فرمش را پر می‌کنید اولین جشنواره‌ای در سراسر دنیا است که فیلم‌تان به آن راه یافته است.
International Premier: یعنی فیلم‌تان در جشنواره‌های داخلی به نمایش درآمده ولی این اولین جشنواره خارجی‌اش است.
 European Premier: یعنی فیلم‌تان در جشنواره‌های خارجی شرکت کرده است ولی اولین باری است که در جشنواره‌ای اروپایی شرکت می‌کند.
 Finnish Premier: یعنی فیلم شما در جشنواره اروپایی دیگری شرکت کرده ولی اولین باری است که در جشنواره‌ای فنلاندی شرکت می‌کند.
و به همین ترتیب برای قاره‌ها و کشورهای دیگر گزینه‌های مشابهی وجود دارد.
اگر از شما عکس کارگردان، عکس صحنه فیلم (Still of the Scene) یا عکس پشت‌صحنه فیلم
خواستند، بهترین راه این است که طی یک ایمیل این موارد را ارسال کنید. در معدود مواردی کپی ID کارگردان را می‌خواهند که یعنی کپی پاسپورت کارگردان یا هر کارت شناسایی که اطلاعات فرد را به زبان انگلیسی داشته باشد.
شاید از شما Dialogue List هم بخواهند که شامل متن انگلیسی تمام دیالوگ‌های فیلم می‌شود. یا List of All Audible and Visible Texts in the Movie را می‌خواهند که علاوه بر دیالوگ‌ها، تمام متن‌های قابل مشاهده در فیلم را شامل می‌شود. نسخه فیلمی که برای جشنواره ارسال می‌کنید در 95 درصد موارد باید زیرنویس انگلیسی داشته باشد. در الباقی موارد می‌خواهند که لیست دیالوگ‌های فیلم را به همراه تایم‌کُد (Time Code) بصورت جداگانه ارسال کنید. Time Code یعنی باید کنار هر دیالوگ چنین چیزی بنویسید: 00:05:43 که یعنی این دیالوگ در این دقیقه و ثانیه از فیلم بیان می‌شود.
Cast به معنی اسامی بازیگران است. جلوی Photography باید اسم تصویربردار فیلم را بنویسید و نه عکاس آن را.
اغلب جشنواره‌ها از شما نسخه DVD یا VHS فیلم را برای بازبینی می‌خواهند. جشنواره‌ها، فیلم را روی CD نمی‌پذیرند. تعداد بسیار اندکی از جشنواره‌ها نسخه MiniDV را برای بازبینی خواهند خواست. اما اگر فیلم‌تان پذیرفته‌شد، برای نمایش فیلم باید نسخه MiniDV را بفرستید. بعضی جشنواره‌ها هم به همان نسخه DVD به عنوان نسخه قابل اکران بسنده می‌کنند. جشنواره‌های اروپایی معمولا از شما می‌خواهند پشت پاکت بسته پستی بنویسید: For Temporary Cultural Purposes Only, No Commercial Value یعنی «برای مصارف موقت فرهنگی، فاقد ارزش اقتصادی». تعداد اندکی از جشنواره‌ها خواهند خواست که Proforma Invoice (پیش فاکتور) را به همراه نسخه نمایش فیلم پست کنید. در این فاکتور باید هزینه نسخه نمایش را بنویسید که این هزینه بیشتر در فیلم‌های 35 میلی‌متری قابل توجه است. نمونه این فرم را می‌توانید در اینترنت پیدا کنید.
در نگاهی خوشبینانه بعد از دو ماه ایمیلی دریافت می‌کنید با این مضمون که فیلم شما در بخش رقابتی جشنواره (Competitive Part) پذیرفته شده است. این جشنواره از دو حالت خارج نیست:
الف) در صورت درخواست شما برایتان دعوت‌نامه‌ای از طریق ایمیل یا فکس ارسال می‌کند که با استفاده از آن می‌توانید از سفارت مربوطه ویزا بگیرید. اما جشنواره هزینه‌های اقامت شما را متحمل
نمی‌شود. می‌توانید با هزینه شخصی به سفر بروید.
ب) اگر خواستید جشنواره دعوت‌نامه را می‌فرستد، ویزا را تهیه می‌کنید و جشنواره هزینه‌های اقامت (Accommodation) را بر عهده می‌گیرد. در این صورت شما در هتلی که جشنواره در نظر گرفته مقیم می‌شوید.
اما در هر دو حالت هزینه سفر (بلیط هواپیما، قطار و ...) تماما بر گردن خود فیلمساز است. تعداد انگشت‌شماری جشنواره هستند که بعد از رسیدن به محل برگزاری‌شان، هزینه بلیط را بازپرداخت (Refund) می‌کنند. اغلب جشنواره‌های معتبر هم چنین قاعده‌ای ندارند.
یکی از سایت‌هایی که ذکر نامش در اینجا ضروری است سایت بسیار خوب و قوی www.filmfestivalworld.com است. این سایت شاید قوی‌ترین و جامع‌ترین سایت در زمینه اطلاعات جشنواره‌ها و تاریخ برگزاری آنها باشد. در این سایت خیلی سریع‌تر می‌شود عملیات گزینش را انجام داد. اما دلیل آنکه نامش در ابتدا نیامد این بود: این سایت هم فهرستی دارد از جشنواره‌های پیش رو اما این فهرست نسبت به www.filmfestivals.com ناقص است. با عضویت در این سایت گاها ایمیلی دریافت می‌کنید با موضوع جشنواره‌های بدون Fee پیش رو که فهرست کامل را در بر دارد اما این ایمیل سرِ هر ماه نمی‌آید. برای استفاده از این سایت در صفحه اول آن در منوهای سمت چپ دو تقویم خواهید دید. در تقویم بالایی روزهایی که با رنگ قرمز مشخص شده‌اند آخرین مهلت‌های ارسال آثار (Call for Entry Deadlines) را نشان می‌دهند. سراغ Deadline‌هایی بروید که بیست روز با روزی که در آن هستید فاصله دارند. با کلیک کردن روی اعداد قرمز، لیست جشنواره یا جشنواره‌هایی که تا آن روز فیلم می‌پذیرند به اضافه دیگر Deadlineهای آن ماه می‌آیند. به ترتیب روی هر جشنواره کلیک کنید و قابلیت انتخاب فیلم خود را بررسی کنید. برای هر جشنواره صفحه‌ای در خود سایت باز می‌شود که اطلاعات مهمی را نشان می‌دهد. مثلا Accreditation که همان اعتبارگذاری جشنواره است. یا Attendance که به معنی میزان جذب مخاطب است.
اگر می‌خواهید به صورت پیگیر، میان جشنواره‌ها چرخ بزنید حتما عضو سایت https://withoutabox.com/ شوید. برخی جشنواره‌ها، ثبت فیلم را تنها بصورت اینترنتی از طریق https://withoutabox.com/انجام می‌دهند. بعد از عضویت در https://withoutabox.com/ می‌توانید مشخصات فیلم خود را در حساب (Account) خود وارد کنید. با این کار اگر ثبت فیلم را از طریق این سایت پیگیری کنید، سایت به صورت اتوماتیک به شما می‌گوید که فیلم‌تان با کدام شرایط جشنواره هماهنگی دارد و با کدام ندارد. با عضویت در این سایت به طور مداوم ایمیل‌هایی دریافت خواهید کرد که جشنواره‌هایی را به شما معرفی می‌کنند. اما اکثرشان کارمزد ثبت فیلم (Upgrade Project Save) به مبلغ 5 دلار می‌طلبند و باید به دنبال آنهایی که بدون هزینه (No Entry Fee) هستند بگردید. البته خیلی کم پیش می‌آید که چیزی بیشتر از دو سایت قبلی دستگیرتان کند ولی برای مساله ثبت فیلم، به عضویت در آن نیازمندید.
امیدوارم مطالب فوق گره‌گشای کار شما باشد و در آینده نه چندان دور در جشنواره‌های معتبری بدرخشید.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 8:55 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 

فراخوان پنجمین جشنواره فیلم کوتاه دینی رویش در قالب فیلم، فیلمنامه و بخش‌های داستانی، مستند و پویانمایی منتشر شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» در بخش مسابقه فیلم این جشنواره هنرمندان می‌توانند آثار خود را که از سال 86 تاکنون با حداکثر زمان 40 دقیقه تولید کرده‌اند به صورت DVD حداکثر تا 20 مهرماه به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.
در بخش پویانمایی آثار تولیدی خود را بدون محدودیت تکنیک ارائه دهند. فیلم‌هایی با موضوع اصلاح الگوی مصرف در اولویت انتخاب قرار دارند. در بخش مسابقه فیلمنامه آثار تولیدی باید با هر صفحه معادل یک دقیقه و حداکثر 40 صفحه در سه نسخه به دبیرخانه جشنواره ارسال شوند.
مرحله داوری اولیه و انتخاب آثار 20 آبان برگزار و اسامی پذیرفته‌شدگان 30 آبان اعلام می‌شود. دبیرخانه پنجمین جشنواره فیلم رویش برای ارتقای کیفی آثار فیلمسازان خلاق از 30 اردیبهشت تا سوم تیرماه کارگاه‌های آموزشی با حضور پیروز کلانتری و مهرداد اسکویی در بخش مستند و نیما عباس‌پور و آرش رصافی در بخش داستانی برپا می‌کند.
علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر، دریافت فرم شرکت و برنامه کارگاه‌های آموزشی می‌توانند به دبیرخانه جشنواره در تقاطع خیابان‌های حافظ و سمیه، حوزه هنری یا مراکز استانی حوزه هنری و نیز پایگاه اینترنتی جشنواره در www.ruyeshfestival.ir مراجعه کنند.
پنجمین جشنواره فیلم کوتاه دینی رویش از 9 تا 12 آذرماه در مشهد مقدس برگزار می‌‌کند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 8:41 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

فراخوان و چگونگی شرکت فیلم‌های انیمیشن در سیزدهمین جشن بزرگ سینمای ایران اعلام شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشن خانه سینما، بر اساس این فراخوان کلیه فیلم‌های انیمیشن (کوتاه و بلند) می‌توانند از تاریخ 20 تا ۳۱ اردیبهشت ماه، با تکمیل فرم درخواست شرکت و ارسال یا تسلیم فیلم‌ها به صورتDVD (هر اثر به شکل لوح مجزا) آثار خود را در جشن شرکت دهند تا مورد داوری قرار گیرد.
کلیه آثار انیمیشن (کوتاه و بلند) که از ابتدای خرداد ماه 1387 تا انتهای اردیبهشت ماه 1388 تولید شده و در دوره‌های پیشین جشن بزرگ سینمای ایران شرکت نکرده‌اند، می‌توانند متقاضی شرکت در سیزدهمین جشن بزرگ سینمای ایران شوند.
علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت فرم شرکت و تحویل فیلم به دبیرخانه سیزدهمین جشن بزرگ سینمای ایران به آدرس خیابان بهار جنوبی، کوچه سمنان، شماره 29 مراجعه و یا به شماره 77650088 تماس بگیرند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 8:40 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 

جشنواره فیلم کوتاه «سرزمین زیتون» با اعلام برگزیدگان در اصفهان به کار خود پایان داد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشنواره سرزمین زیتون، مهندس محمدرضا جعفری‌جلوه معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اختتامیه این جشنواره پس از قرائت آیاتی از سوره "والتین و الزیتون" عنوان کرد: احساس نمی‌کنید این آیات توصیف و تصویر حالات منطقه، خطه و سرزمینی است که موضوع نشست و جشنواره ما است؟ توصیفی از طبیعت این منطقه، سخن از تین و زیتون، سرزمینی که از آن به طور سینین و بلد امین یاد شده و مردمانی که در این سرزمین، جبهه انسانی و متفاوتی را شکل داده‌اند؟
او ادامه داد: ما نیز در این‌جا و در این جشنواره به این جبهه‌بندی‌ انسانی توجه کرده‌ایم. عده‌ای در اسفل السافلین ودر مقابل آنها عده‌ای که ایمان آورده‌اند. و سال‌های متمادی است که شاهد اعمال صالح آن‌ها هستیم، بویژه در این سال‌های اخیر بیشتر و در این ماه‌های اخیر به طور کاملا برجسته، گویا و بی‌نظیر.
او ادامه داد: سینما به قدمت اشغال فلسطین و پدیداری صهیونیسم به مثابه یک دولت مدعی و در انگاره‌سازی به نفع صهیونیسم و بالابردن کفه نگاه در افکار عمومی به سود اسرائیل و برای تصویرکردن مظلوم‌نمایی‌ها و دروغ پردازی‌های این جرثومه فساد وتباهی کارهای بسیاری کرده که بیش و کم می‌شناسیم و می‌دانیم که در پی جنگ جهانی دوم، در چه میزان از آثار سینمای داستانی و گونه‌های دیگر، کوشیده شده تا مظلومیت کاذب یک قوم را به بهانه‌ای برای استیلا یافتن به سرزمین دیگران تعبیر کنند. هنوز هم این راه ادامه دارد. سینما مورد استثمار قرار گرفته و در این جبهه‌بندی و در خدمت به باطل از آن بهره کشی شده است. حال نوبت آن است که سینما شانه‌های خود را از زیر این بار نامتناسب خارج کند و در صحنه مقابل یعنی صحنه تصویر حقانیت مظلومان و برملاکردن دروغ ننگین و مدعای کاذب صهیونیست ایفای نقش کند.
معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد در عین‌حال افزود: حال نوبت سینماست. تاکنون کارهایی در این زمینه صورت گرفته اما کارهای بسیاری باید انجام دهیم. در عرصه‌های مختلف سینما از جمله فیلم کوتاه، مستند انیمیشن، سینمای بلند و بازی‌های رایانه‌ای و در عرصه هنر رسانه‌های توانای سینما و گیم کارهای بسیاری باید صورت بگیرد.
جعفری جلوه ادامه داد: خدا را شاکریم که به ما توفیق داد تا این جشنواره، به همت انجمن سینمای جوانان ایران به عنوان یک قدم محکم برای ایفای این تکلیف شکل بگیرد و به ثمر بنشیند و ان‌شاء‌الله از این پس نیز به عنوان یک دوسالانه ادامه حیات خواهد داد.
وی گفت: آثار سینمایی بلند درباره حماسه پیروز 33 روزه لبنان، مقاومت 22 روزه سرافراز غزه و توصیف و روایت رنج فلسطین در قصه‌های مختلف در دستور کار ما قرار دارد و باید فعالیت ویژه‌ای در این زمینه داشته باشیم. هم در عرصه تولید، هم در عرضه، توزیع، پخش و اکران و هم در آیین‌ها و جشنواره‌ها باید این فعالیت‌ها صورت گیرد تا ان‌شاء‌الله سینمای مقاومت و سینمای تصویرگر پهلوانی و پایانی در کلیت منطقه اسلامی بیش از پیش بروز و ظهور کند و به ثمر بنشیند. 
معاونت سینمایی وزارت ارشاد در پایان به یک خاطره اشاره کرد و گفت: چندی پیش هم در همین سالن در خدمت بعضی از شما و همکارانتان بودم و صحبت از ویژگی‌ها و طعم، مزه و رنگ سینمای ملی به بیان آمد، در‌ آن جلسه عرض کردم که سینمای ملی ما باید در عرصه سینمای جهانی طعم و رنگ و ویژگی‌های خود را داشته باشد و گونه‌ای متفاوت به شمار رود. اکنون هم تاکید می‌کنم که باید بیش از پیش به این طعم و رنگ دینی و ایرانی توجه کنیم. بگذارید بگویم که طعم و رنگ سینمای ملی ما به طعم و رنگ زیتون و به رنگ رنگین‌کمانی است که پس از بارش رحمانی رهایی قدس بر پهنه پهلوانی لبنان و فلسطین شکل گرفته است.
در بخش اهدای جوایز برگزیدگان جشنواره، در بخش فیلمنامه دیپلم افتخار و مبلغ 2میلیون ریال به عنوان تقدیر به محمد پورعبدالله برای نگارش فیلمنامه دنیا گرد است تعلق گرفت.
همچنین لیلی ثابتی به عنوان نفر سوم در این بخش مبلغ 6 میلیون ریال و حمایت از تولید تا سقف 10 میلیون را برای نگارش فیلمنامه خاکستر و شهر از آن خود کرد.
مبلغ 8 میلیون ریال و حمایت از تولید تا سقف 10 میلیون ریال به عنوان رتبه دوم به ما می‌بینیم نوشته سعیده عدلی از اردبیل اهدا شد.
نفر اول در بخش فیلمنامه بهروز کیا برای فیلمنامه ریشه بود که مبلغ 10 میلیون ریال و حمایت از تولید تا سقف 10 میلیون ریال به وی تعلق گرفت.
همچینین پس ازقرائت شعری در رسای مقاومت مردم فلسطین توسط «عزیز مهدی» شاعر هندی و پخش فیلم کوتاهی از «شهید احمد کاظمی»، لوح یادبودی به مناسبت شصتمین سال مقاومت مردم فلسطین از سوی «محمدرضا جعفری جلوه» به خانواده این شهید اهدا شد.
بر اساس این گزارش، در بخش دیگری از این جشنواره محمدرضا جعفری جلوه ، ناصر باکیده، حسن کامران، سیدرضا طباطبایی، سیدسعید حسینی لوح تقدیر ویژه‌ای به نمایندگان حزب الله و حماس در ایران اهدا کردند.
سپس در بخش اهدای جوایز به فیلم‌های سه دقیقه‌ای جوایزی اهدا شد. در این بخش دیپلم افتخار و مبلغ 2 میلیون ریال به رضا احمدیاری برای ساخت پویانمایی آسمان آبی فلسطین اهدا شد. لوح تقدیر و دیپلم افتخار به مبلغ 2 میلیون ریال به رامین رهبر، سازنده پویانمایی سفید تعلق گرفت. لوح تقدیر و مبلغ 7 میلیون ریال به عنوان نفر سوم به مریم صحرانورد برای پویانمایی سرزمین امن اهدا شد.
همچنین لوح تقدیر و مبلغ10 میلیون ریال به عنوان نفر دوم به محمدرضا گودرزی سروش برای ساخت پویانمایی زخم اهدا شد.
سجاد عزیزی سازنده پویانمایی مزرعه من نیز به عنوان نفر اول لوح تقدیر و مبلغ 15 میلیون ریال را دریافت کرد.
در ادامه و در بخش مسابقه فیلم‌های بالای 3 دقیقه‌ای دیپلم افتخار و مبلغ 2 میلیون ریال به حسین سپهوند برای فیلم تجربی پاک شو دشمن تعلق گرفت.
دیپلم افتخار و مبلغ 7 میلیون ریال به نفر سوم به عمار قطینه برای فیلم داستانی بیش از حد از اردن اهدا شد.
دیپلم افتخار و مبلغ 10 میلیون ریال به عنوان نفر دوم به جلیل یغمایی برای فیلم پویانمایی ابابیل تعلق گرفت.
دیپلم افتخار و مبلغ 15 میلیون ریال به عنوان نفر اول نیز به احمد حیاتی برای فیلم داستانی دفینه اهدا شد.
در انتهای این مراسم نماهنگی با صدای علیرضا افتخاری و با موضوع فلسطین و غزه پخش شد. 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 8:39 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
فیلم کوتاه پاک شو دشمن به نویسندگی و کارگردانی حسین سپهوند فیلمساز خوب خرم آبادی جایزه ویژه هیات داوران جشنواره فیلم سرزمین زیتون را کسب کرد . این جشنواره از تاریخ ۱۴ لغایت ۱۶ اردیبهشت در تهران و چند استان کشور از جمله لرستان برگزار گردید .

 

پاک شو، دشمن

5 دقیقه، دي‌وي‌كم، 1384
کارگردان: حسین سپهوند
فيلم‌نامه: حسین سپهوند
تصویربردار: حسین سپهوند
صدا: مصطفی سپهوند
تدوین: محمد بارانی
شهر: خرم‌آباد
تهيه‌كننده: حسین سپهوند
خلاصه فيلم: بچه‌های دبستانی با کمک هم دشمن را از روي تخته‌سياه پاک مي‌کنند.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 9:10 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 >>برگزاری کارگاه و تور عکاسی طبیعت در لرستان...  |  سه شنبه 15 ارديبهشت 1388 


 

اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان با همکاری اداره ارشاد شهرستان خرم آباد و کانون فيلم و عکس لرستان کارگاه و تور عکاسی به مدت دو روز برگزار می نمايند.

به گزارش روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان،کارگاه دو روزه عکاسی در روزهای پنجشنبه و جمعه 17و 18/2/88 با حضور محمد اسلامی راد از عکاسان برجسته کشور در مجتمع فرهنگی هنری ارشاد خرم آباد  برگزار می نمايد.

اين کارگاه به دو صورت تئوری روز پنجشنبه هفدهم  و روز جعمه هجدهم به صورت تور در طبيعت لرستان برگزار می گردد.

در اين کارگاه 50 عکاس لرستانی حضور دارند

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 ثبت‌نام رایگان در بخش «فیلم‌ها» آغاز شد

«پایگاه خبری فیلم کوتاه» در راستای حمایت از فیلمسازان سینمای مستند و فیلم کوتاه، امکان ثبت‌نام رایگان در بخش «فیلم‌ها» را برای تمامی فیلمسازان فراهم کرده است.
تمام فیلمسازان این امکان را دارند که فیلم‌های مستند، کوتاه داستانی، تجربی و انیمیشن خود را در بخش «فیلم‌ها» ثبت و از امکانات تبلیغ رایگان اثر خود بهره ببرند.
عضویت در این بخش محدودیت خاصی ندارد و هر فیلمساز این امکان را دارد که یک یا تمامی آثار خود را در هر ژانر و فرمتی به ثبت برساند.
به همین منظور و جهت سرعت بخشیدن به روند ثبت‌نام، لطفا راهنمای ثبت‌نام را بخوانید و به بندهای آن عمل کنید.
راهنما و فرم‌ثبت‌نام در این بخش اینجا قابل دسترسی است.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 5:15 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 

 محسن آزادی در پشت صحنه فیلم

فردا سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۸۸ فیلمهای فیلمساز لرستانی محسن آزادی در سالن سینما ایران به نمایش در خواهد آمد و پس از آن جلسه نقد و بررسی آثار این فیلمساز جوان با حضور جناب آقای رهبر قنبری فیلمساز باتجربه کشورمان برگزار خواهد شد . این برنامه راس ساعت ۱۵:۳۰ دقیقه برگزار خواهد شد و نمایش برای کلیه دوستان علاقمند رایگان می باشد .

           

رهبر قنبري متولد 1340 سبلان، فارغ التحصيل از مركز اسلامي آموزش فيلمسازي است. وي فعاليت سينمايي را سال 1366 با كارگرداني فيلم كوتاه آغاز كرد. از فعاليت هاي ديگر قنبري ميتوان به تدريس در انجمن سينماي جوانان، نگارش فيلمنامه و تلويزيون اشاره كرد.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 4:36 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

 


 

انجمن سینمای جوان خرم آباد همزمان با جشنواره بین المللی سرزمین زیتون فیلمهای کوتاه را به نمایش گذاشته است . این جشنواره از 14 لغایت 16 اردیبهشت ماه در سالن شهید آوینی مجتمع فرهنگی هنری ارشاد خرم آباد به نمایش در خواهد آمد و نمایش برای عموم هنردوستان به صورت رایگان می باشد .

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 4:20 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

در همایش موج سوم(حامیان میرحسین موسوی) رخ داد؛



خرداد: ساعتی پیش در سالن کنفرانس برج میلاد، مسوولان حراست ستاد میرحسین موسوی به‌شدت با خبرنگاران درگیر شدند.

بنا به گفته‌ی عکاسان رسانه‌های مختلف داخلی و خارجی، مسوولان انتظامات همایش موج سوم که به هواداری در میرحسین موسوی، کاندیدای رقابت ریاست‌جمهوری برگزار می‌شد، عکاسان خبرگزاری‌ها و رسانه‌ها را ضرب و شتم کردند. دلیل این اقدام خشونت‌بار روشن نیست اما برخورد شدید با عکاسان سبب شد تا در اقدامی دست‌جمعی و منسجم آن‌ها سالن برگزاری نشست را ترک کنند.

"یلدا معیری"، عکاس شناخته شده‌ی مطبوعاتی، محمد صیاد، عکاس دوران جنگ و یکی از عکاسان خبرگزاری مهر از جمله فعالان رسانه‌ای هستند که در ضرب و شتم مسوولان ستاد میرحسین موسوی به‌شدت آسیب دیدند.

                                    
ترک سالن نشست همایش موج سوم از سوی ده‌ها عکاس داخلی و خارجی سبب ایجاد تنش و التهاب در برگزاری این همایش شد. رجب‌علی مزروعی که رییس انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران است، پس از ترک سالن از سوی عکاسان ، پادرمیانی کرد تا آن‌‌ها بازگردند اما مسوولان حراست همایش موج سوم با این توجیه که «عکاس زیاد است» حاضر به تن دادن به رسالت عکاسان خبری نشدند.

جرقه‌ی اصلی درگیری‌ها به چیدمان مسوولان حراست همایش موج سوم بازمی‌گشت که گروهی کم‌سن‌وسال و نوجوان بودند و بدون هیچ دلیلی از انجام رسالت خبری عکاسان جلوگیری کردند.

هم‌اکنون در حالی که بزرگ‌ترهای ستاد میرحسین موسوی به‌دنبال جلب رضایت عکاسان هستند، آن‌ها قصد دارند در بیانیه‌ای ضرب و شتم همکاران خود را محکوم کنند و حتا تهدید کرده‌اند که از ستاد میرحسین موسوی شکایت خواهند کرد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 8:54 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

مدیر امور جشنواره‌های بنیاد سینمایی فارابی اعلام کرد که سی‌ام اردیبهشت ماه آخرین مهلت ارسال آثار برای حضور در بیست و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان است.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، مسعود احمدیان تصریح کرد: نهادها، سازمان‌های دولتی و تهیه‌کنندگان بخش خصوصی که تمایل دارند فیلم‌ها و آثار ویدیویی‌ آن‌ها در بخش‌های مختلف جشنواره فیلم کودک شرکت کنند با مراجعه حضوری به دبیرخانه جشنواره، برگ درخواست شرکت را تکمیل و نسخه‌ای از اثر خود را همراه با عکس صحنه و کارگردان تا سی‌ام اردیبهشت ماه به دبیرخانه جشنواره برای بازبینی هیات انتخاب تحویل دهند.
وی خاطرنشان کرد: بیست و سومین جشنواره فیلم کودک پذیرای آثار بلند سینمایی و ویدیویی، فیلم‌های نیمه بلند، کوتاه داستانی و پویانمایی ساخته شده با موضوع کودکان و نوجوانان است.
بیست و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم های کودکان و نوجوان از 11 تا 15 مرداد ماه سال جاری در شهر همدان برگزار می‌شود.
دبیرخانه جشنواره در خیابان ولی عصر (عج)، بعد از باغ فردوس، خیابان طوس، نبش خیابان دلبر شماره 13 واقع شده است.

http://www.icff.ir/farsi/asp%20for%20home/asp/index1.asp

 |+| نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 8:19 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

مراسم اختتامیه نخستین دوره مسابقه فیلمنامه‌نویسی ماهنامه فیلم‌نگار امروز اول اردیبهشت‌ماه هم‌زمان با هشتمین سالگرد انتشار این ماهنامه در خانه سینما برگزار شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» نصرت‌الله تابش مدیرمسئول این ماهنامه طی سخنانی در این مراسم گفت: امسال هشتمین سال انتشار ماهنامه است و ما از نخستین روز به آموزش فیلمنامه‌نویسی تاکید داشتیم. یکی از مشکلات سینمای ما عدم توانایی برخی سینماگران برای تعریف یک قصه است. یکی از دستاوردهای فیلم‌نگار در این مدت این است که توانست کمک کند منتقدانی بوجود بیایند که صرفا بتوانند فیلمنامه را نقد کنند و درگیر سایر عناصر سینما نشوند.
تابش پیشنهاد داد: ما نیاز داریم مرکزی برای مشاوره فیلمنامه داشته باشیم. مرکزی که بتواند از علاقه‌مندان فیلمنامه‌نویسی حمایت کند. اگر مسئولان در این زمینه اقدام کنند ما حاضریم کارگزار این ماجرا باشیم. کسانی لازم است در این عرصه بارهای زمین مانده را بردارند.
کیوان کثیریان معاون سردبیر ماهنامه فیلم‌نگار نیز طی سخنانی در خصوص مسابقه فیلمنامه‌نویسی توضیح داد: ما دو سال پیش فراخوان این مسابقه را در ماهنامه چاپ کردیم و علاقه‌مندان تا پایان همان سال مهلت یافتند تا آثارشان را در مسابقه شرکت دهند. فراخوان ما برای فیلمنامه‌های کوتاه، بلند، مستند و ترجمه بود. از آنجایی که استقبالی از بخش مستند و ترجمه صورت نگرفت این بخش به خودی خود حذف شد. اما در مقابل استقبال بسیار خوبی از بخش فیلمنامه‌های کوتاه شد.
437 فیلمنامه کوتاه به دست ما رسید که به وسیله یک هیات 17 نفره از نویسندگان ماهنامه مورد ارزیابی مقدماتی قرار گرفتند. از این تعداد 33 فیلمنامه به بخش نهایی مسابقه راه‌یافتند.
این آثار به وسیله هفت داور متشکل از حمید نعمت‌الله، سیروس حسن‌پور، جابر قاسمعلی، علیرضا طالب‌زاده، اسماعیل میهن‌دوست، حمید گرشاسبی و هادی مقدم‌دوست مورد داوری قرار گرفتند و امروز برگزیدگان از میان این 33 فیلمنامه معرفی خواهند شد.
برگزیدگان مسابقه فیلمنامه‌نویسی فیلم‌نگار به شرح زیر معرفی شدند:
دیپلم افتخار و یک سال اشتراک ماهنامه به نفرات چهارم تا دهم بدون ترتیب اهدا شد به طاهره مدرسی برای کودک من، احسان شادمانی برای داستان یواشکی پیرمردها، علی برومند برای سیم جنگی، علیرضا محمدیان و خالد گولیان برای نقاب، محمد عزیزی برای خط سرخ باریک، شعله شیری برای حق همسایگی و بهاره کریمی‌زند برای مزاحم.
همچنین حمایت از ساخت فیلم تا مبلغ یک میلیون تومان از طرف مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، سکه بهارآزادی، چند جلد کتاب، دیپلم افتخار و یک سال اشتراک ماهنامه به نفرات اول تا سوم اهدا شد به علیرضا محمدیان و خالد گولیان برای راه سوم، احمدرضا یاوری برای یک تصادف سه‌گانه و ایرج فلاح برای کلاه هدهد.
نمایش فیلم‌های کوتاه بومرنگ (داریوش غریب‌زاده)، طوفان سنجاقک (شهرام مکری) و تاج خروس (آیدا پناهنده) از دیگر برنامه‌های این مراسم بود.
ضمن اینکه بسته «سی‌سال سینمای ما» از طرف معاونت فرهنگی خانه سینما به پاس فعالیت‌های موثر در اداره یک ماهنامه تخصصی سینمایی به نصرت‌الله تابش اهدا شد.
سیدرضا میرکریمی، کامران ملکی، فرهاد توحیدی، سعید مستغاثی، حمید نعمت‌الله، سیروس حسن‌پور، جابر قاسمعلی، عزیز‌الله حاجی‌مشهدی و هادی مقدم‌دوست از جمله حاضران در این مراسم بودند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 8:48 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

 مربی شدن چه آسان، آدم شدن محال است

سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان با صدور دومین بیانیه خود توضیحاتی ارائه کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، در دومین بیانیه محمد مایلی کهن که ادبیاتی نرم تر از بیانیه اول دارد آمده است :

مربی شدن چه آسان، آدم شدن محال است

نمی‌دانم چه بگویم، چه بنویسم. به قول مجری محترم برنامه نود، این روزها بلوایی در فوتبال ما به وجود آمده که قداست آن را زیر سوال برده که همه آن ناشی از بیانیه احمقی به نام مایلی کهن است. بله؛ محمد مایلی کهن. این مزدور به مردم و میهن، که به یکباره تمام قداست و زیبایی فوتبال ما را شکسته و تنها نیمه خالی لیوان را دیده و همواره فریاد سر می‌دهد ای مردک (مایلی کهن) چگونه به خودت اجازه دادی با الفاظی مانند گنده باقالی، کوتوله و ... تقدس شعاری حماسی مانند توپ، تانک، فشفشه و ... را از بین ببری. شعار پرمحتوا و زیبایی که در عین سادگی در مقاطع مختلف کاربرد اساسی داشته؛ نه تنها در روابط با مایلی کهن بلکه دیگران نیز از آن بی‌بهره نمی‌مانند.(داور، بازیکن، مربی و ...).

ای خائن (مایلی کهن) آدم بی‌منطق و نادان چرا و با کدام منطقی توی احمق به هنگام مسابقه تیم سایپا با استقلال تهران، هنگامی که شعار می‌دادند توپ، ‌تانک، فشفشه، مایلی کهن و... توی نادان در صندلیت نشستی و دم برنیاوردی. ای مردک چرا با دیگران هم آواز نشدی و آن شعار را تو نیز سر ندادی، تازه گناه بزرگتر اینکه چرا گوش پسرت (از معدود دفعاتی بود که در ورزشگاه حاضر می‌شد) را نکشیدی و به او نگفتی که پسرم تو هم این شعار زیبا و بی‌مانند را هم صدا با تماشاچیان فهیم زمزمه کن. توپ، تانک، فشفشه و ...

پسرم آنها به دلیل حضور مبارک تو در کنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بیش از همیشه مورد لطف و تشویق خود قرار می‌دهند.

پسرم هیچ می‌دانی که پدرت در تمامی دوران قهرمانی‌اش این گونه مورد لطف و حمایت قرار نگرفته بود. به راستی ای مزدور، خائن، گلادیاتور، با کدام منطق و جسارتی به خود اجازه دادی که بازیکنانت بدون غل و زنجیر در مسابقات حاضر شوند.

ای مردک عقب‌مانده در هزاره سوم با کدام جسارتی این همه اتحاد و همدلی بین تماشاگران را نادیده گرفته و درصدد آن هستی تا در بین آنها فاصله انداخته و اختلاف به وجود آوری. چگونه است که چشمانت را بستی و بهترین تماشاگران دنیا را نمی‌بینی.


ای بدبخت فلک زده، ای مردک عقب افتاده، بیشتر این عقب‌افتادگی‌ات به خاطر این است که نمی‌خواهیم تماشاگرنماهای واقعی را از کانال تلویزیونی همسایه ببینیم، هر چند چند بار دعوت شدی و دیدی که تماشاگرنماها چگونه بازیکنانشان را وقتی گل می‌زنند می‌روند و در بغل آنها قرار می‌گیرند. اگر تماشاگرنماها نبودند که می‌بایستی تکه بزرگ بازیکن، گوش او می‌شد. بیچاره در به در از آن جا مانده، از این جا رانده. اگر او تماشاگرنما نبود که فاصله سکوهای تماشاگران با زمین مسابقه از بین نمی‌رفت و می بایستی بین آنها خندقی کنده می‌شد.

بله آنها تماشاگرنما هستند که پس از اتمام بازی برای هر دو تیم دست می‌زنند. اصلا آنها نه تنها تماشاگرنما هستند بلکه شرف و غیرت و مردانگی ندارند. مگر می‌شود تیم مورد علاقه‌شان بازی را واگذار کند و او برای تیم خود و رقیبش دست بزند.مگر می‌شود تیم مورد علاقه‌اش در پایان مسابقه بازی را واگذار کند و رگ گردنش بیرون نزند. مگر نمی‌دیدی که این مسابقه آخرین مسابقه تیم مورد علاقه او و تو می‌باشد. پس باید بر اساس اصول حرفه‌ای گری از هر طریق ممکن و با هر ترفند در این مسابقه پیروز از زمین خارج شود.

اینها را که دیدم و شنیدم به خود آمده و گفتم پس ای آدم کوتوله این اراجیف چه بود که در بیانیه اول نوشتی. این همه غوغا و بلوا در فوتبال نجیب و پاک ما بوجود آوردی. از خودت خجالت بکش و به خاطر این همه پاکی، دوستی، صمیمیت، اتحاد، مردانگی، تماشاگر خوب، بازیکن خوب، داور خوب، مربی خوب، مدیر خوب، ورزشگاه خوب، فدراسیون خوب، روزنامه خوب، خبرنگار خوب، تلویزیون خوب، رادیوی خوب و خیلی خوب‌های دیگر و به خاطر اینکه قداست این همه خوبی‌ها‌ را شکستی از همه معذرت بخواه و طلب عفو کن و با صدای بلند بگو من لایق و شایسته مربیگری تیم ملی کشورم نیستم و از اول هم ما اشتباه بودیم.

عجیب است که روده‌ درازی می‌کنم اما این پسر؛ علیرضا (نوه‌ام) این شعر را می‌خواند: یک توپ دارم قلقلی، سرخ و سفید و آبی، می‌زنم زمین هوا می‌ره، نمی‌دونی تا کجا می‌ره. من این توپو نداشتم، ‌مشقامو خوب نوشتم ، بابام بهم عیدی داد یک توپ قلقلی داد.

بابا ، علیرضای بهتر از جانم تو هم وقت گیر آوردی اما به خودم می‌آیم و می‌گویم این پسر 3 ساله از من کوتوله 55 ساله عقلش بیشتر است. صدایش می‌کنم و می‌گویم، عزیزم عجب توپی، عجب صفایی، عجب معرفتی، عجب مروتی، عجب مردانگی، عجب دوستی، بابا علیرضای بهتر از جانم می شه به من هم یکی از اون توپ ها را بدی و با همان پاکی و صداقت صمیمیت و معصومیت تو.

محمد مایلی کهن از همه جا رانده و مانده اما یارب نظر تو برنگردد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 11:57 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

بيانيه مايلي كهن برعليه باشگاه استقلال و قلعه نويي با ادبياتي بسيار غير منتظره

محمد مايلي كهن سرمربي تيم ملي فوتبال ايران و سرمربي تيم فوتبال سايپا در بيانيه اي كه حاوي الفاظ عجيب و دور از ذهن و شان يك فعال ورزشي و مدعي دينداري است غير مستقيم به اظهارات امير قلعه نويي و باشگاه استقلال واكنش نشان داد.

به گزارش البرز متن كامل اين بيانيه كه خبرگزاري ها آن را منتشر كردند به اين شرح است:
 


"بسمه‌تعالي
 
مردم عزيز، قهرمان و دوست داشتني ايران سربلند و هميشه جاويد. اين روزها پس از بازي شرافتمندانه اي كه تيم سايپا با جوانان برومند و شايسته اش برابر رقيب خود انجام داد و به اذعان همه؛ تيم سايپا صرفا به ارائه يك بازي با برنامه، كاملا جوانمردانه و پاك پرداخت؛ اما متاسفانه هم به هنگام مسابقه و هم طي روزهاي اخير مورد هجوم ناجوانمردانه ترين الفاظ در ميدان مسابقه و بيرون از آنكه تنها از شعبان بي‌مخ‌ها و نوچه هايشان بر مي‌آيد؛ پرداختند و درصدد آن هستند كه ضعف‌هاي فني خود را به اين و آن نسبت بدهند و هر آنچه كه خود و نوچه هايشان لايق آن هستند با سياه نمايي هر چه تمام‌تر به اين و آن نسبت داده، تا شايد بتوانند ضعف هاي فني خود را به نوعي از چشم اين و آن پنهان و لاپوشاني كنند.


لذا به همين منظور به اين آقايان كوتوله و عوام فريب (كل يوم) كه حتي فاقد مدرك تحصيلي براي گروهبان قندلي شدن هستند اما لقب ژنرال را يدك مي‌كشند مي‌گويم كه از گل دقيقه 90 سايپا و پيامي كه آن گل به پهناي ايران عزيز اسلامي داشته؛ پند گرفته و هر چه سريعتر دست از نوچه بازي و نوچه پروري برداشته از كارهاي ناثواب و عوام فريبي دست بردارند.


بديهي است هيچ دستي برتر و بالاتر از دست خداوند عزوجل نيست و اوست كه اگر بخواهد كسي را خوار نمايد، خوار و اگر كسي را عزيز بداند عزيز خواهد كرد. اين مطلب شامل حال گنده باقالي‌هايي كه به عنوان نوچه در كنار اين آدم كوتوله هستند نيز مي‌شود.
محمد مايلي كهن"
چون الان ساعت یک وشبه و من خوابم میاد راجع به ربط این موضوع با سینما بعدا حرف میزنم
شما هم بخوابید که شهر در امن و امان  است .
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 1:33 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  |