|
|
وبلاگ سينمايي كلاكت
|
||
|
مروري بر سينماي لرستان |
بيلي وايلدر
وايلدر گفته است كه اگر تكههايي از بهترين فيلمهايش را جمع كنند، فقط ميتوان از آنها يك فيلم- 46 دقيقهاي عالي ساخت. اين كلام او اگر چه آميخته به طنز و شوخطبعي است، بيانگر آن هم هست كه وايلدر بعضي از فيلمهايش را مثل سانست بولوار، غرامت مضاعف، تكخال در حفره، آپارتمان، بازداشتگاه- 17، صفحة اول، بعضيها داغشو دوست دارن، ماجراي خارجي، سابرينا، شاهد براي تعقيب و آوانتي! را بسيار دوست ميداشت، و به بعضي ديگر همچون فدورا، احمق مرا ببوس و خارش هفت ساله علاقة كمتري داشت.
مشهورترين فيلمهاي وايلدر آميختهاي از طنز و تلخكامي، شور و شعور و ابداع و وفاداري به اصول سينماي كلاسيكاند. شناختٍ موقعيتهاي كميك و آميختن آنها با مسايل جدي ويژگيِ اصلي و بارزِ فيلمهاي وايلدر است. وايلدر كه در دهة 1930 در كنار چارلز براكت جزو نامآورترين فيلمنامهنويسهاي هاليوود بود، در سال- 1942 نخستين فيلمِ مستقلاش را با نامِ بزرگ و كوچك ساخت، كه يك كمديِ سياهِ ظريف و روان با بازيِ يكي از محبوبترين ستارگان روزِ هاليوود بهنامِ جينجر راجرز بود. وايلدر به اين دليل كارگردان شد، چون از دخل و تصرفي كه تهيهكنندهها و بازيگرانِ هاليوودي در فيلمنامههايش انجام ميدادند خشنود نبود. خود او در پاسخ به اين سؤال ميشل سيمان، كه از وي پرسيده بود: «آيا شما هم مثل ساير فيلمنامهنويسهاي همدورهتان از قيد و بندهاي هاليوود و از فضايِ كارخانهاي آنجا در عذاب بوديد؟» گفته است:
نقل قول بيلي وايلدر با صداي دوبلور آقا:
بله. اين حرفه در آنجا فقط زماني برايتان احترام ميآورد كه اسم و رسمي ميداشتيد، و اين در مورد اكثر قريب بهاتفاق فيلمنامهنويسهاي هاليوود صادق نبود. ميدانيد آن زمان فيلمنامهنويس هيچ كنترلي روي نوشته اي كه به كارگردان تحويل ميداد نداشت. وقتي مدتي سرِ صحنة فيلمبرداري ايستادم متوجه اين موضوع شدم، پي بردم كه گاهي بعضي از صحنهها و ديالوگهاي مرا حذف ميكنند. درواقع چيزي كه ما مينوشتيم مثل كاغذ توالتي بود كه معلوم نبود از آن استفاده ميكنند يا نه.
وايلدر در سالِ - 1943، پس از بزرگ و كوچك، دومين فيلمش را با نامِ پنج قبر تا قاهره ساخت، كه درامِ ماجراجويانه و پّرالتهابي بود، كه ماجراهايش در سالهاي سياهِ جنگ جهاني دوم در صحراهاي برهوتِ ليبي اتفاق ميافتاد، و شوخطبعي و طنزِ وايلدر و همكارِ فيلمنامهنويساش چارلز براكت امتياز منحصر بهفرد آن بود.

غرامت مضاعف يكي از نمونهوارترين فيلمهاي وايلدر است، كه او فيلمنامة آنرا در سال - 1944 با همكاريِ ريموند چندلر، نويسندة نامآورِ داستانهاي جنايي نوشت. چارلز براكت، همكارِ قديميِ وايلدر، كه اين فيلمنامه را نميپسنديد حاضر به همكاري با دوستٍ ديرين خود نشد؛ با وجود اين غرامت مضاعف فيلمِ كلاسيكي از كار درآمد كه مقامِ وايلدر را در پرداختٍ داستان و شخصيتهاي فيلمنامه و نوشتنِ گفتوگوهاي موجز و صيقلخورده بيش از پيش تثبيت كرد.
بيلي وايلدر سانست بولوار را در سال - 1950 ساخت. رأي منتقدان دربارة اين فيلم، مانند بسياري از فيلمهاي وايلدر دوگانه و متعارض بود. ژرژ سادول، منتقد چپگرايِ فرانسوي، كه آراياش همواره محل توجه سينمادوستان بوده، بهرغم آنكه سانست بولوار درموقع نمايش عمومي بهعنوان عرضهكنندة تصويري بيرحمانه از هاليوود با استقبال روبهرو شد، آنرا فيلمي كممايه و فاقد ارزشهاي زيباييشناختي خواند. او با تأكيد بر فضاسازيِ پرداخته و مؤثر فيلم ـ كه وايلدر در اراية آن از خود ذكاوتِ نظرگيري نشان داده بود ـ بهشدت به ترفندهاي تكنيكي و شخصيتپردازيِ اغراقآميزِ فيلم انتقاد كرد. در مقابلِ نظرِ سادول، گروهي از منتقدان ضمن تأييد قابليتهاي فضاسازيِ فيلم شخصيتسازيِ گلوريا سوانسون (بازيگر نقشِ نورما دزموند Norma Desmond) را فراموش نشدني ارزيابي كردند. براي مثال اندرو ساريس، منتقدي كه - 25 بار سانست بولوار را ديده بود، و در برابر بيلي وايلدر و فيلمهايش موضع دفاعي داشت، در نقدي بر اين فيلم نوشت كه به ارزشهاي سانست بولوار واقف است، اما نميداند به كساني كه معتقدند ديدگاه وايلدر بيش از حد شوم و تيره است، و ديد او نسبت به شخصيتٍ نورما دزموند دقيق و موشكافانه نيست، چه پاسخي بايستي بدهد. فولوكر اوشلوندوروف (توجه! در زير نويس تصوير او فولكر اشلوندورف نوشته شود)، كارگردان آلماني و از چهرههاي مهم و مؤثر موج نويِ سينماي آلمان در دو دهة -1960 و - 1970، كه در سال -1992 فيلمِ مستند تلويزيوني دربارة بيلي وايلدر ساخته بود، گفته است:
وابلدر 17 سال در كمپاني پارامونت كار كرد و آنقدر حرفهاي بود و تجربه داشت كه ميتوانست مثل گلوريا سوانسون در «سانست بولوار» ادعا كند كه بدون او استوديويي وجود نميداشت. «سانست بولوار»، قطعاً، فيلمِ گلوريا سوانسون است. او در آن زمان از هاليوود بازنشسته شده و در نيويورك زندگي ميكرد و فقط در تئاتر ظاهر ميشد.
آپارتمان بهعنوان يك درام كمدي، هجويهاي سنتشكنانه دربارة نظام سرمايهداري در امريكا است، كه وايلدر در سال -1960 با حضور جك لمون و شرلي مكلين ساخت، و در آن پشت هم اندازي و مجامله را به استهزا ميگيرد. داستاني را كه وايلدر در آپارتمان روايت ميكند، بعضي منتقدان را بر آن داشت اعتراف كنند كه تا آنزمان فيلمي شيرينتر و اندوهگينتر از آن درباره جامعة سرمايهداريِ امريكا نديدهاند.
درواقع بايد گفت كه خود وايلدر، پس از سالها كارِ حرفهاي، دريافته بود كه چهگونه بايد فكرهاي بيفايده را دور بريزد، و چهگونه به جزيياتِ زنده و لازمي بپردازد كه افكار ثمربخش را متحقق سازند. جك لمون، يكي از بازيگرانِ مورد علاقة وايلدر ـ كه در فيلم آپارتمان هم به ايفاي نقش پرداخته بود ـ دربارة كيفيتٍ ساختنِ آپارتمان، شايد با اشاره به همين سخن وايلدر، گفته است:
بيلي وايلدر با اين فيلمش يك گل سرخ را در يك سطل آشغال پرورش داد.
شيريني شانسي (محصول سال 1966) حاصل دورة پختگي و تسلط وايلدر در نوشتن فيلمنامه، پرداختٍ شخصيتها و گفتوگوهاي روان و سرراست است؛ فيلمي است با تمام ويژگيها و مايههاي مورد علاقة وايلدر؛ مثل كمديِ تلخ و شيرين، درام حادثهاي، داستانِ پرهيجان و سرگرمكننده، گفتوگوها و حاضرجوابيهاي سنجيده و تباهي و معصوميتٍ شخصيتها.

عنصر طنز و شوخطبعيِ وايلدر در شيريني شانسي، همچون خارش هفت ساله، بعضيها داغشو دوست دارن، آپاتمان، يك، دو، سه و ايرماي شيرين، كه در فاصلة سالهاي - 1955 تا - 1966 ساخته شدند، متأثر از فيلمهاي فيلمساز هموطنش ارنست لوبيچ و همچنين فيلمهاي كمدينهايي مثل چارلي چاپلين و باستر كيتن است. (مكث كوتاه) بيلي وايلدر در فيلمهايش همواره جذابيتهايي را كشف ميكرد، و كمديهاي شيرين و خوشپرداختي ميآفريد، كه غالباً پاياني غيرمنتظره داشتند.
مقامِ وايلدر از حيث توجهاش به داستانپردازي و پرورش شخصيتهاي ملموس شامخ است. او در درجة اول فيلمنامهنويسي موفق و سپس كارگرداني خوب است. واقعيت اين است كه بسياري از همكارانِ فيلمنامهنويسِ وايلدر پس از اينكه به جرگة كارگردانها پيوستند، بنا به يك اصل مسلم و بديهيِ سينمايي كوشيدند از اهميتٍ ادبي و ميزانِ گفتوگوهاي فيلمنامههاي خود بكاهند و سهم بصري و ديداريِ آثارشان را افزايش بدهند؛ اما وايلدر همواره علاقهاي مهار نشدني به نوشتنِ فيلمنامه و ساختنِ فيلمهاي پّرگفتوگو داشته است. فيلمهاي بازداشتگاه - 17، آپارتمان، سانست بولوار، سابرينا، روح سنت لوييس، شاهد براي تعقيب، زندگي خصوصي شرلوك هلمز، بعضيها داغشو دوست دارن، صفحة اول، ايرماي شيرين، آوانتي! و يك، دو، سه نمونههايي از فيلمهاي پّرگفتوگوي وايلدراند.
بيلي وايلدر، كه در سالهاي متمادي موفق به دريافت جوايز متعددي شده بود، در سال - 1985، در - 79 سالگي، جايزة «زندگيِ پربار» يا يك عمر فعاليت سينمايي را از مؤسسة فيلمِ امريكا دريافت كرد. ريچارد برانت، رييس اين مؤسسه، در موقع اعطاي جايزه به وايلدر گفت: «آقاي وايلدر مجموعة درخشاني از آثار سينمايي خلق كرده است، كه گذشتٍ زمان نميتواند از ارزش آنها بكاهد.» و وايلدر بعدها با زيركيِ يك طنزپرداز و گفتوگونويسِ حرفهاي سينما گفت: كه او فيلمِ محبوب ندارد، بلكه خود فيلم يا درواقع سينما محبوب اوست.
منبع : سینما ۱
چهار سال صبوری
خدایا ! من شهادت می دهم با تمامی وجودم، از قله حقیقت ایمانم و از بلندای بنای محکم یقینم، با خلوص و صراحت توحیدی ام و از اعماق پوشیده ضمیرم، با بندبند رگهای دیدگانم و روشنایی چشمانم، با چینها و چروکهای صفحه پیشانی ام، با زوایای حفره های وجودم، با حرکت و سکونم و با رکوع و سجودم، خدای من! با همه اینها شهادت می دهم که اگر عمری جاودانه سرکنم و تمام هم و غم و تلاشم را بر شکرگزاری یکی از نعمتهای تو بگذارم. نمی توانم!*
ژاله صامتی و محسن احمدی بازیگران فیلم سینمایی دشت ارغوانی ۱۳۷۳
دوستان فیلمساز خرم آبادی حتما نام محسن احمدی را خوب بیاد دارند . این بازیگر جوان سینما و دانشجوی کارگردانی دانشگاه تهران ۴ سال پیش در سفری که همراه زنده یاد انوش دالوند به شمال داشت در حادثه تصادف اتومبیل به کما رفت و تا به امروز از سرنوشت دوستش (( انوش )) بی اطلاع است.
محسن احمدی پس از ۴ سال کما
محسن احمدی جوان خوش برخورد و خندان و مودب چهار سال است که در کما به سر میبرد . نوجوان فیلم سینمایی دشت ارغوانی امروز جوانی است که منتظر سرنوشت در برزخ زندگی و مرگ به سر میبرد . محسن از داشتن پدر و مادر محروم است اما عمه ای دارد که در این چند سال برایش مادری کرده است . زنی که ۴ سال با مشقت فراوان جسم بی تحرک محسن را پرستاری کرده است . امید است با دعای شما دوستان و عنایت خداوند متعال شاهد باز شدن چشمان زیبای این دوست عزیز باشیم. از کلیه فیلمسازان لرستانی خواهشمندم با اعلام آمادگی جهت عیادت این عزیز باعث شادی و دلگرمی خانواده این عزیز باشند . چه زیباست که فیلمسازان خوب شهر و استانمان در کنار هم به عیادت این دوست برویم. مطمئنم که محسن حتی با چشمان بسته گرمی حضورتان را حس خواهد کرد . همچنین بنده با ساخت فیلمی مستند از صبوری عمه بزرگوار شان قدم کوچکی در شادی این خانواده برخواهم داشت . یادمان باشد محسن روزی خنده هایش را با ما تقسیم میکرد .
محسن احمدی پس از ۴ سال کما
ای پروردگار بزرگ . ای بیدار در خوابهای ما . ای آشکار در پنهان ما .
هم اکنون که دست به بالا آورده ایم و از اعماق دل در کران کهکشان ها بر وجود لایتناهیت دعا می کنیم و با تمام کوچکی خود ، خداوندیه بی پایانت را بانگ می زنیم ... بر ما اجابتی کن دعاهایمان را.
خداوندا در چنین شبهایی بیدارم و بر زبانم ذکر نامت و ذکر صاحب عدل دارم ...
ای مطلق بر وجودم چیز نا وجودی در عالم ناتوانی در وصفت ، تو را صدا می کند، ای آنکه از درون دل عذاب، آسایش و آرامش را متولد می کنی. ای آنکه و ای خدایی که بر من منت بندگی نهادی و اجازه سجده بر بارگاه ملکوتیت را می دهی . ای ناز نیازمندی چو من . ای زیبای ساکت من.
ای حقیقت خلوت من. ای تفکر وجود من. ای قدرت مطلق. ای صاحب بر امور من. ای مالک شبهای خسته من . ای مالک روح و جسم من. ای آنکه از هر که بگریزم بر خانه پر امید تو پناه می آورم. ای در شبهای قدر. ای شنونده دعاهای من .
ای آنکه بی پاسخ نگذاشته ای هر آنچه خواستم. ای آنکه هنوز هم معجزه می کنی . ای آنکه شرمسارم از آن چیزی که به من دادی و من ندیدم و شکرت نکردم. ای نگاهدارنده مسافران غریب عرفانت. ای موسیقی بی کلام عشق. ای رود زلال روح من. ای خداوند شایسته خداوندی.
تو را به این شبهای عزیز ، تو را به زمزمه های عاشقانه من، تو را به نجوای عاشق با دل تنهایش، تو را به نام بزرگ مردی که در این شبها نامش به خدا می ماند و شفایش به بزرگان دیگرت، تو را به آن لحظه ای که مرا خلق کردی.در ما قرارده عشق علی را و شفا ده دوست مهربان ما را. آمین
برگزیدگان بیستوپنجمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران ساعتی پیش در تالار اندیشه حوزه هنری معرفی شدند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» ناصر باکیده دبیر جشنواره طی سخنانی گفت: گفتنیها در این شش روز جشنواره گفته شد و دیده شد. افتخار میکنیم که امروز جشنواره فیلم کوتاه تهران نه تنها در آسیا که در جهان مورد توجه قرار گرفته است.
در ادامه برگزیدگان بخشهای مختلف جشنواره به شرح زیر معرفی شدند:
بخش سینمای ملی
چشمانداز سرزمین زیبای ما
دیپلم افتخار اهدا شد به حسن نقاشی برای مستند زوروان
تندیس جشنواره و 10 میلیون ریال اهدا شد به مهدی اسدی برای بومهای سنگی
میراث نبوی
دیپلم افتخار اهدا شد به هاجر قهرمانی برای فیلم نسیم
تندیس جشنواره و 10 میلیون ریال اهدا شد به عباس صالحمدرسهای برای آهنگ ابدیت
سیامین سال پیروزی انقلاب اسلامی
عباس امینی برای مستند قصه شب و عبدالحمید ارجمند برای فیلم به سوی فرار به طور مشترک دیپلم افتخار این بخش را دریافت کردند.
امینی پس از دریافت جایزهاش گفت: من از این فرصت استفاده میکنم و از مهندس جعفریجلوه خواهش میکنم که پیغام من را به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برسانند. 28 مردادماه سینما رکس آبادان سوخت. این روز چند سالی است که در تقویم ما نیست. خواهش میکنم این روز را به تقویم برگردانید.
تندیس جشنواره و 10 میلیون ریال اهدا شد به کاوه سجادی حسینی برای تا تو هستی
بهترین تصویربرداری
دیپلم افتخار اهدا شد به روزبه رایکا برای تصویربرداری پیرمردها نمیمیرند
تندیس جشنواره و مبلغ 12 میلیون ریال اهدا شد به مانی میرصادقی برای حیات وحش ایران
بهترین تدوین
دیپلم افتخار اهدا شد به محمد پورفر برای تدوین ترس و پرسه
تندیس جشنواره و مبلغ 12 میلیون ریال اهدا شد به مهدی اسدی برای بومهای سنگی
بهترین صدا
دیپلم افتخار اهدا شد به مهرشاد و مهران ملکوتی و امیرنوبخت برای دندان آبی
تندیس جشنواره و مبلغ 12 میلیون ریال اهدا شد به بهروز شهامت برای انیمیشن تنهایی
بهترین فیلمنامه
دیپلم افتخار اهدا شد به لیدا فضلی برای چرا سگها از گربهها متنفرند؟
تندیس جشنواره و مبلغ 12 میلیون ریال اهدا شد به رضا جمالی برای پیرمردها نمیمیرند
بهترین کارگردانی
دیپلم افتخار اهدا شد به فرشته جغتایی برای چه سرسبز بود دره ما
تندیس جشنواره و مبلغ 15میلیون ریال اهدا شد به آیدا پناهنده برای تاج خروس
بهترین فیلم تجربی
دیپلم افتخار این بخش به طور مشترک اهدا شد به عاطفه خادمالرضا برای رویای سنجاقک و شهرام مکری برای آندوسی
بهترین پویانمایی
دیپلم افتخار اهدا شد به لیدا فضلی برای چرا سگها از گربهها متنفرند؟
تندیس جشنواره و مبلغ 10 میلیون ریال اهدا شد به سیدهاشم عمرهای برای آفرینش
بهترین مجری طرح و تهیهکننده
دیپلم افتخار اهدا شد به شبکه یک سیما برای تهیهکنندگی حیات وحش ایران و دیپلم افتخار بهترین مجری طرح اهدا شد به دفتر اردبیل انجمن سینمای جوانان ایران برای پیرمردها نمیمیرند.
گفتنی است مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نیز مبلغ 2 میلیون ریال به تمام کاندیداهای این بخش اهدا کرد.
انجمن فیلم کوتاه ایران
دیپلم افتخار بهترین فیلم تجربی اهدا شد به فیلم سمت راست من ساخته کیارش اسدیزاده. تندیس ایسفا و دیپلم افتخار بهترین فیلم اهدا شد به باد هر کجا بخواهد میوزد ساخته آناهیتا قزوینیزاده و مرتضی فرشباف و تندیس ایسفا در بخش بینالملل اهدا شد به شکننده از استرالیا
بهترین فیلم از نگاه تماشاگران
تندیس این بخش به طور مشترک اهدا شد به هادی آفریده برای مستند نقل گردآفرید و شهرام مکری برای آندوسی
تحقیق و پژوهش
تندیس جشنواره و مبلغ 12 میلیون ریال اهدا شد به سعیده اخکان برای حیات وحش ایران
استعداد جوان
تندیس جشنواره و مبلغ 10 میلیون ریال اهدا شد به مهدی شیری برای مستند افق عموی
تندیس جشنواره و مبلغ 10 میلیون به طور مشترک اهدا شد ریال اهدا شد به فیلمهای داستانی تاج خروس ساخته آیدا پناهنده و پیرمردها نمیمیرند ساخته رضا جمالی
بهترین فیلم داستانی
تندیس جشنواره و مبلغ 20 میلیون ریال اهدا شد به هومن سیدی برای دندان آبی
بهترین فیلم تجربی
تندیس جشنواره و مبلغ 20 میلیون ریال اهدا شد به امیر مهران برای مسیر سرد خون
بهترین مستند
تندیس جشنواره و مبلغ 20 میلیون ریال اهدا شد به مهرداد زاهدیان برای میدان بیحصار
بهترین پویانمایی
تندیس جشنواره و مبلغ 20 میلیون ریال اهدا شد به مهرداد شیخان برای تنهایی
بهترین تهیهکننده
تندیس جشنواره و مبلغ 12 میلیون ریال اهدا شد به ارد عطارپور برای میدان بیحصار
دبیر جشنواره بیستوپنجم هیچ فیلمی را شایسته دریافت جایزه ویژه خود نداست و مبلغ آن جایزه به طور مساوی میان برگزیدگان بخش اصلی جشنواره تقسیم میشود.
بخش بینالملل
مستند
دیپلم افتخار اهدا شد به مانی میرصادقی برای حیات وحش ایران
تندیس اهدا شد به پیتر سالخورده ساخته ايوان گولونف از روسیه
تجربی
دیپلم افتخار اهدا شد به شهرام مکری برای آندوسی
تندیس اهدا شد به فيلم كبوتر وحشی ساخته كلدو آلماندوز از اسپانيا
انیمیشن
تندیس اهدا شد به لسانالغیب ساخته ديويد الكساندر اندرسون از انگلیس. این فیلم که به شعرهای شاعر بزرگ ایران حافظ پرداخته بود در این مراسم به نمایش درآمد و کارگردان آن هنگام دریافت جایزه مورد تشویق بینظیر حاضران قرار گرفت.
داستانی
دیپلم افتخار اهدا شد به خرچنگ ساخته خاوير سرون و كريستف هرمانز از بلژیک
تندیس اهدا شد به ژیل ساخته كنستانت منتزاس از کانادا
جایزه اکو
سازمان اکو هیچ فیلمی را شایسته دریافت رتبه اول و دوم نداست و 1000 یورو به عنوان جایزه سوم به فیلم سرازیری از ترکیه اهدا کرد.
اتحادیه فیلمسازان کوتاه کشورهای مسلمان
لوح تقدیر اهدا شد به فیلم سوارکار خردسال از اندونزی
جلوهگاه شرق
جایزه این بخش اهدا شد به فیلم همه چیز روبراه است ساخته آک جول بربولوتوف از قرقیزستان
در جستجوی حقیقت
جایزه این بخش اهدا شد به بهترین مادرها ساخته نادين كويپرز از هلند
ملل مسلمان
جایزه این بخش اهدا شد به سعادتعلی سعیدپور برای نور مقدس
«من برد پيت نمي شناسم، پس مزاحم نشويد و از آن طرف برويد.» اين جوابي است که مامور حفاظت از بخش VIP سالن سينما لس آنجلس به ستاره مشهور هاليوودي مي دهد، او برد پيت را نمي شناسد. ماجرا از اين قرار است که پيت براي برگزاري مراسم اکران افتتاحيه فيلم «داستان عجيب بنجامين باتن» راهي سينما مي شود و بنا به رسم معمول اين مراسم راه بخش VIP سالن را در پيش مي گيرد اما با ايست مامور سالن مواجه مي شود؛ کار به درگيري مي کشد و پيت سالن را ترک مي کند. او 30 دقيقه زودتر از شروع برنامه به سالن رسيده و کسي از دوستانش در محل حضور ندارد که پادرمياني کند و... باور کردن موضوع کمي سخت است(علاقه مندان معمولي سينما حتي از تعداد فرزندان و سايز کفش و نام همسر پيت خبر دارند، چطور ممکن است مامور حفاظت سالن سينما او را نشناسد؟) اما وقتي روزنامه نيويورک پست اين عکس را در صفحه اول چاپ مي کند و ماجرا را توضيح مي دهد باور مي کنيم. جالب اينکه گزارشگر نيويورک پست مي نويسد؛«اشکالي هم ندارد که مامور حفاظت ستاره هاي هاليوودي را نمي شناسد، اين مساله باعث مي شود ستاره ها بدانند باديگاردهايشان چگونه با مردم عادي رفتار مي کنند.»
فیلم چه به کارگردانی استیون سودربرگ درباره ارنستو چهگوئهوارا در جشنواره فیلم آمریکای لاتین نو در هاوانا روی پرده میرود.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از رویترز، این فیلم به گفته ایوان گیرود دبیر جشنواره در بخش نمایشهای ویژه روی پرده میرود و در رقابت جشنواره شرکت نمیکند.
آلفردو گوئهوارا، پسر ارنستو که ریاست این جشنواره را بر عهده دارد در ماه جولای گفته بود اگر در این فیلم به فیدل کاسترو، همرزم سابق «چه» و رهبر کوبا حمله شده باشد، حق شرکت در جشنواره را ندارد.
در فیلم چه بنیسیو دلتورو بازیگر پورتوریکویی در نقش مبارز افسانهای آرژانتینی ایفای نقش میکند. او در ماه می برای این فیلم جایزه بهترین بازیگر جشنواره فیلم کن را به دست آورد.
سودربرگ این فیلم را در اسپانیا و بولیوی فیلمبرداری کرد، چون به گفته وزیر امور خارجه کوبا، دولت آمریکا که سابقه 46 سال دشمنی با حکومت کوبا را دارد، به سودربرگ اجازه کار در این کشور را نداد.
دبیر جشنواره آمریکای لاتین نو اعلام کرده است که عوامل اصلی فیلم برای حضور در جشنواره احتمالا به اجازه دولت آمریکا دارند.
به گفته او، این رویداد امسال 114 فیلم از فیلمسازان کشورهای آمریکای جنوبی را به نمایش میگذارد.
امروز پنجشنبه 23 آبانماه در دومین روز از بیستوپنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران در کنار نمایش فیلمها، دو کارگاه آموزشی در مرکز فرهنگی هنری صبا برگزار خواهد شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» کارگاه «سینمای اقتباسی» با حضور هوشنگ مرادیکرمانی ساعت 15 و کارگاه «ایجاز در فیلم کوتاه و ایدهپردازی» با حضور مهین ضیا ساعت 9 برگزار خواهند شد.
همچنین در سالن شماره یک سینما فلسطین در بخش مسابقه «سینمای ملی» از ساعت 9 فیلمهای: دردسر غیرمجاز (احمد گلزاریان)، آفتاب صبح نیشابور (رضا شیخلانی)، چهار ساعت و بیستوسه دقیقه بعد (رحیمالله علیزاده)، نقطه نهایی (علی لطفی)، همه چیز سرجاشه (میلاد ثابتکار) و امیرارسلان نامدار (حسین کریمی) به نمایش درمیآیند.
از ساعت 10:30 در همین بخش فیلمهای: غریبتر از بهشت (روحالله مولوی)، مسافر ساکن (علیرضا شیرازی)، پژواک سکوت (مژده کارگر)، کلیدهای رویا (سارا نامجو) و من یک نشانهام (میثم شاهبابایی) نمایش داده میشوند.
در بخش «در جستجوی حقیقت» از ساعت 12:30 فیلمهای: بهترین مادرها، باشو، پرواز، یگانگی و گذرگاه و در بخش «مسابقه بینالملل» از ساعت 14:30 فیلمهای: حیات وحش ایران (مانی میرصادقی)، دقایقی بعد، چه میدانم، لغزش حافظه، فوندو و بهت زدگی به نمایش درخواهند آمد.
از ساعت 16:30 در ادامه نمایش همین بخش فیلمهای: شیر، شارون، مادرم سینما میآموزد، برج برندگان، سرود سوگواری، کینشازا و رویای نور نمایش داده میشوند.
در بخش مسابقه «سینمای ملی» از ساعت 18:30 فیلمهای: میوه بهشتی (حبیب علوانی)، آندو-سی (شهرام مکری)، کوم (مسعود اشجعی)، کمی آن سوتر (محمدعرفان عامی) و سرشک ون (جعفر نورمحمدی) و از ساعت 20:30 در ادامه همین بخش فیلمهای: دریاچهای که بود (پژمان مظاهری)، 6/3 (نیما عباسپور)، سایه (حامد سلیمانزاده)، چای خانه (رضا شیخلانی)، سیب سرخ (مریم هاشمیپور و علی لطفی) و فلس (آناهیتا قزوینیزاده و مرتضی فرشباف) به نمایش درخواهند آمد.
همچنین در سالن شماره دو سینما فلسطین به مناسبت «سیامین سالگرد پیروز انقلاب اسلامی» از ساعت 9:30 فیلمهای: بسوی فرار (عبدالحمید ارجمند)، رویانا (سیدعباس ضیایی هاشمیان مقدم)، انتقال نفت در لرستان (حسین سپهوند) و آینه (علی خسروی) نمایش داده میشوند.
در بخش «میراث نبوی» از ساعت 12 فیلمهای: آهنگ ابدیت (عباس صالح مدرسهای)، دریای نور (عاطفه خادمالرضا) و خانه فاطمه کجاست؟ (فریدون نجفی) به نمایش درخواهند آمد.
در بخش مسابقه «سینمای ملی» از ساعت 14 فیلمهای: خاطرات گمشده (حمیدرضا صلاحمند)، پرواز کن پرواز کن (فریبرز آهنین)، روی موج سرما (محمد جعفری)، ارزش پول (آرمین افشار نجات) و زمان میایستد (امیر قشلاقی پریدری) و از ساعت 16 در ادامه همین بخش فیلمهای: یالقیز (نادر ساعیور)، این راه همیشه بود (مسعود امینیتیرانی)، سرای خاموش (سام ارجمندی)، باد هرکجا بخواهد میوزد (مرتضی فرشباف و ناهید قزوینیزاده) و سرشت پنهان (محمدعلی هاشمزهی) نمایش داده میشوند.
در بخش مسابقه «سینمای ملی» از ساعت 18فیلمهای: ساحل پاسفیک (آذر محرابی و محمد جعفری)، قاب عکس خالی (ابراهیم شفیعی)، فصل پنجم (مریم عبدلی)، باز و بسته شدن پنجره تنهایی (نوشین کاشانی) و داماش (فرشید آذری) و از ساعت 20 در ادامه همین بخش فیلمهای: شکوفههای سپید زیر نور ماه میرقصند (آرمان فیاض مجتهدی)، رباعی آب (شهرام علیدی)، تازه بوک (ناجیه سلیمی)، سر سحر (شهرام بیگی)، حفره (محمد قندی) و بدون خداحافظی (روجا دشتپیما) به نمایش درخواهند آمد.
همچنین نمایش فیلمهای سالن شماره سه سینما فلسطین از ساعت 9 با «مرور بر فیلمهای کوتاه استان گیلان» آغاز خواهد شد.
در این بخش فیلمهای: راند 205 (حامد خسروی)، الگانس (سهیلا پورمحمدی)، اگر بارون ببارد (نادر شیخ الاسلامی)، رخصت چای (میثاق نزهت شعار)، بخاطر یوسف (فرهاد ربیعی)، نگاه شکسته (بهزاد رسولزاده)، جغاز (معصومه خوشرویی)، چای (آرمان فیاضی) و بیا همه خوابند (زهره زمانی) نمایش داده میشود.
از ساعت 10:30 در بخش «چشمانداز سرزمین زیبای ما» فیلمهای: شیمبار (حجتالله قاسمی اشگفتکی)، زروان (حسن نقاشی)، بازگشت (شیرین برقنورد و محمدرضا جهانپناه) و گلین بارماق (عباس عجم) و در ادامه همین بخش از ساعت 13 فیلمهای: سرایی به رنگ اصفهان (طیبه فلکیان)، صدای پای آب (محمد اسلامی)، شور بر خاک (علی شاهیده) و مدالهای گروهبان آقامیرزا (خسرو حیدری) به نمایش درخواهند آمد.
در بخش «مرور بر آثار یک تدینگر: محمود یارمحمدلو» فیلمهای: درویش فلزات (محمود یارمحمدلو)، با دست هنر آینهای ساختهام (بهروز صمدمطلق)، تنها با زمین (وحید موسائیان)، در قفس (محمود یارمحمدلو) و مادریار (ایرج عربزاده) نمایش داده میشود.
نشست «بررسی چشمانداز سینمای کوتاه ایران» از ساعت 17:30 با همکاری انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی برگزار خواهد شد.
ضمن اینکه آثار بخش مسابقه از ساعت 20 با حضور تهماسب صلحجو و با همکاری انجمن فیلم کوتاه ایران، نقد و بررسی خواهند شد.
همچنین در خانه هنرمندان در بخش «در جستجوی حقیقت» از ساعت 15 فیلمهای: سکوت در جهان پر هیاهو، انتظار، تغییر جهت، فکر خوبی نیست و دریای نور (عاطفه خادمالرضا) نمایش داده میشوند.
در بخش مسابقه «بینالملل» در ساعت 17 فیلمهای: وقتی که بزرگ شدم، پیدا شده، ماهیگیر پیر، کشتی شکسته، کبوتر وحشی، مادربزرگم بنجینگ، زبان بسته و تورم به نمایش درمیآیند.
در ادامه بخش مسابقه «بینالملل» از ساعت 19 فیلمهای: سایهها، دستور جلسه، کودکی گمشده، فوتبالیست و زندگی در باغ نمایش داده میشوند.
بیستوپنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران تا دوشنبه 27 آبانماه برپا خواهد بود.
با سلام
فردا عصر ۲۳ آبانماه در ادامه سلسله جلسات پخش فیلم فریم به فریم حوزه هنری لرستان با حضور جناب آقای منزوی به بحث و تبادل نظر راجع به فیلم بدو لولا بدو ساخته تام تیکور خواهیم پرداخت . در همینجا از کلیه فیلمسازان هم استانی دعوت میشود تا در این جلسه حضور یابند. لازم به ذکر است برنامه فریم به فریم به دلیل محدودیت فضا مختص فیلمسازان می باشد و برای عموم آزاد نیست .
بدو لولا بدو "فيلميه كه منو كاملا جذب خودش كرده ،حالا نمي دونم اين مجذوب شدن عين سه گانه كيشلوفسكي دائميه يا كه نه، پس از چند روز فراموش مي شه.درست مثل sin city""رابرت رودريگوئز،وقتي اولين با sin city""رو ديدم شديدا مجذوب اين فيلم شدم وازش خيلي تعريف كردم ولي بعد از يك مدت اون حسه اوليه از بين رفت وبه چشم يه فيلم متوسط بهش نگاه مي كنم.در هر حال ماندگار بودن يك اثرقاعده و تكنيك نميشناسه .راستي براي پنجاهمين بار "كازابلانكا "روديدم.بگذريم......
"بدولولا بدو"فيلمي از سينماي آلمان، كه به گفته خيلي ها بهترين فيلم ده سال اخيرش است.محصول سال 1998كه تام تيكور آنرا بر اساس فيلم "شانس كور"كيشلوفسكي ساخته است.
داستان فيلم
لولابر اثر تصادفی نتوانسته است به سر قراربا دوستش مانی برسد. مانی پولهایی را که باید به رئیس گانگسترش برساند، در مترو جاگذاشته و پولها نصیب مرد ولگردی شده است. او 20 دقیقه وقت دارد تا خود را از مرگ برهاند یا 100 هزار مارک یا مرگ.لولاشروع به دویدن می کند و ما در سه سناریوی مختلف، شاهد تقلای او برای رهایی مانی هستیم. در سناریوی اول، لولاپولی بدست نمی آورد وکشته می شود. در سناریوی دوم،لولا پولها را از بانک پدرش می رباید،آنها را به مانی میرساند و بعد ماني كشته مي شود و در سناريوی سوم که به زعم کارگردان واقعيت اثر را تشکيل می دهد لولابا پولی که در کازينو برنده می شود به مانی می رسد. از سويی مانی هم پولش را از مرد ولگرد گرفته است و در پايان لولا و مانی می مانند و ۱۰۰ هزار مارک.
افتتاحيه
حرف اصلي اين فيلم تاثير زمان و ثانيه ها در سرنوشت و زندگي انسانها ست.به نوعي تقدم و تاخر رويدادها وزمان وقوع آنها باعث تغييرات غير قابل باور ووحشتناكي مي شود.
تيتراژابتداي فيلم با حركت پاندول ساعتي شروع مي شودكه بعد از چند ثانيه مي ايستدوسر دوربين به بالا مي رود و صفحه ساعت را مي بينيم كه با وجود ايستادن پاندول كار مي كند نوع ساعت و شكل آن بي رحمي و خشونت زمان و ثانيه ها را در مناسبات ما نشان نمي دهد .
پس از اينكه با شخصيتهاي فيلم آشنا شديم توپي به هوا پرتاب مي شود و بازي آغاز مي گردد .تدوين اين قسمت همانند بازيهاي ورزشي انجام شده است كه ابتدا بازيكنان ( بازيگران ) را معرفي مي كند و بعد نمايي از زمين و بعد ضربه اول و... بازي شروع مي شود .
لولا
كاراكتر اصلي فيلم است كه در طول فيلم شاهد تحول شخصيت و مصمم شدن او ( به تدريج ) براي رسيدن به هدف خود- كمك به ماني- مي باشد.اين اراده باعث عوض شدن سرنوشت ديگران مي شود كه به ترتيب سرانجام كساني كه لولا با آنها آشنا ست را در طول هر اپيزود مي بينیم وسرنوشت بقيه كساني كه به صورت گزينشي در خيابان انتخاب شده اندرا به صورت عكسهاي پشت سر هم مشاهده مي كنيم . در هر اپيزود هر كدام از شخصيتها اتفاقات مختلفي را پشت سر مي گذارند .
نماد اراده و ميل و خواستن لولا جيغ هايي است كه چند باري مي كشد. زماني كه ديگران را سدي براي رسيدن به هدفش ميبيند ديگر حاضر به كوتاه آمدن نيست .اولين باري كه لولا جيغ مي زند هنگام صحبت با ماني از پشت تلفن است بعد از جيغ صداي موسيقي قطع مي شود ونماهايي ازعروسكهاي لولا ، پنجره اتاق ، عكس آن دو و لاك پشتي كه از كنار پاي او به سرعت فرار مي كند - با فرض اينكه كند و سريع رفتن لاك پشت خيلي با هم فرق داره - گويا وجهه اي غريب و ناآشنا از او ديده اند و لولا همان لولاي هميشگي نيست. البته اين مصمم بودن براي رسيدن به هدف در طي سه اپيزود افزايش مي يابد. براي مثال لولا از همسايه پاييني و سگش مي ترسد ولي در اپيزودآخر چنان مصمم شده است كه از روي آنها مي پردو وجواب پارس سگ را با پارس كردن مي دهد .لولا براي رسيدن به هدف آنقدر جدي است كه به چهره اي آشوب طلب تبديل مي شود و مناسبات و اخلاقيات اجتماع را زير پا مي گذارد . در جايي سوپر ماركت و در جايي بانك پدرش را مي زند و ....
نمايي از فيلم از بالاي ميدان بزرگي است كه لولا در اپيزود اول و دوم از آن مي گذرد ولي در اپيزود آخر اين نماي از بالا حذف مي شود و دوربين در حال تراولينگ با لولا همراه مي شود. در واقع در اپيزود اول و دوم ضعف و ناتوان بودن لولا را در تغيير سرنوشت نشان مي دهد ولي در اپيزود آخر به نهايت عزت نفس مي رسد و آن مي شود كه مي خواهد .
مسئله ديگر كه مي توان پايان هر اپيزود را حدس زد دو گروه از راهبه هايي كه در پياده رو به موازات هم مي روند بار اول و دوم لولا از بين آن دو گروه مي دود ولي بار سوم مسيرش را كج مي كند و آنها را دور مي زند .نمود اين مسئله در فيلم با مرگ لولا و ماني در اپيزود اول و دوم همرا ه است ولي در اپيزود آخر هر دو زنده مي مانند .

نكته ديگري كه در اپيزود سوم مشاهده مي شود نمايي از بالاي سر لولاست كه در حال دويدن است .لولا چشمانش را بسته و صداي ذهن او را مي شنويم كه مي گويد :
من چي كار مي تونم بكنم ، زود باش ، كمكم كن، لطفا ٌ، فقط همين يك بار، من فقط مي دوم ، منتظرم ، منتظرم ...
خوب با توجه به اين ديالوگ و آن نماي از بالا احساس مي شود كه لولا در حال کمک خواستن از خداوند ( ماوراء الطبيعه ) است ولي در آخر ميبينيم كه دوربين حركت مي كند و در مقابل او قرار مي گيرد- لولا همچنان مي دود- گويا اين حركت دوربين به معناي آن است كه آن قدرتي كه باعث تغيير سرنوشت مي شود خود انسان است و غير او و ميل و اراده او چيز ديگري نيست .در واقع نوعي اعتقاد به انسان محوري در فيلم مشاهده مي شود. البته هر كسي مي تواند با توجه به چارچوب فكري خود برداشتي متفاوت از اين سكانس داشته باشد .
اداي احترام به "كازابلانكا"
در كتاب" كيمياگر"پائلوكوئيلو آمده است :
(اگر انسان چيزي رو واقعا بخواد،اونوقت تمام هستي بهش كمك مي كنه تا به خواستش برسه) عين جمله كتاب نيست ولي يه چيزي تواين مايه هاست.
در اپيزود سوم لولا بر حسب تصادف تابلوي كازينورامي بيندووارد مي شود.نكته اي كه در سكانس كازينو و سر ميز" رولت "جالب است،مردي است كه در كنارميز"رولت ايستاده - صاحب كازينو- وبه بازي نگاه مي كند.درانتخاب بازيگراين نقش سعي شده تا بيشترين شباهت را به همفري بوگارد(ريك كازابلانكا)داشته باشد،همانطور كه ريك در كازابلانكا با كلك باعث برنده شدن زن وشوهر لهستاني مي شود،در اينجانيز به نظر مي رسد صاحب كازينو به لولا كمك كرده است.ميل واراده لولا - جيغ - باكمك صاحب كازينو همراه مي شود واو صدهزار مارك برنده مي شود.
نگهبان بانك
لولا با آن چنان اطمينان و عزت نفسي رسيده است كه مي تواند جان يك انسان را از مرگ نجات دهد .
به نظر شما مرد داخل آمبولانس كيست ؟

او نگهبان بانك پدر لولا است ، با شخصيتی متفاوت از ديگران كه گويا از همه چيز آگاه است و مي داند كه قرار است چه اتفاقي بيفتد، شايد در خواب ديده است كه پس از ديدن لولا سكته قلبي مي كند و كارش به بيمارستان مي كشد. به ديالوگهاي بين او ولولا توجه كنيد :
اپيزود دوم
نگهبان ( روبه لولا ) : تو كه نمي خواي به كسي صدمه بزني ؟
لولا : مطمئن نيستم .
در ظاهر نگهبان از اين گفته نگران شده و عقب عقب مي رود ولي در واقع او حمله قلبي كرده است .
اپيزود سوم
نگهبان براي سيگار كشيدن به دم در مي آيد و لولا را ميبيند .
نگهبان (رو به لولا ) : بالاخره اومدي عزيزم
آن دو به هم نگاه مي كنند گويا نگهبان از نگاه جدي و خشن لولا نگران شده است ولي اين طور نيست .صداي ضربان قلب مي آيد و لولا مي رود ، نگهبان دوباره سكته قلبي كرده است.
مادرلولا
اورا فقط در يك سكانس از هر اپيزود مي بينيم كه يك ديالوگ ثابت را تكرار مي كند.دوربين متحرك (استيدي كم)وارد اتاق مادر مي شود .اورا در حال صحبت كردن با تلفن مي بينيم.دوربين يك مسير دايره ای دور مادرمی زند كه دنياي كوچك اورا نشان مي دهد.دردنياي كوچك او يك تلفن وليواني آبجوقرار دارد.اينچنين شخصيت پردازي نمايانگر زني است كه دچار روزمرگي شده است و بودن يا نبودنش تاثيري ندارد.دوربين او را رها مي كندوبه سمت صفحه تلويزيون كه لولا را نشان مي دهد ،ميرود.
شخصيت هاي جانبي
براي مثال زن كالسكه دار:
دراپيزود اول (پس از برخورد با لولا)به علت فقر فرزندش را از دست ميدهد(پليس فرزندش را مي گيرد)زن ديوانه مي شود و در پارك بچه اي را مي دزددوفرارمي كند.
در اپيزود دوم زن پس از برنده شدن در لوتاري(بخت آزمايي)ثروتمند مي شودوباشوهر وفرزندش زندگي خوبي دارد.
ودر اپيزود آخرزن وارد كليسا مي شودودر انتها مبلغ مذهبي مي شود.
در مورد بقيه شخصيت هاي جانبي نيز همين تغيير سرنوشت را داريم.اما مرد ولگرد شخصيت جالبي است.در ابتدا ثروتمند مي شودودر انتها پول باد آورده را از دست مي دهد.ماني تفنگش را به او مي دهدبه خاطر آنكه مرد ولگردسعي كندباكوشش وخواسته خود به آنچه مي خواهد برسدحتي به قيمت اينكه از تفنگ استفاده كند.در غير اين صورت آدمي كه هر كارش كنيد،بازهم بدبخت مي ماند،شديدا به تفنگ احتياج دارد(خودكشي).
نشست خبری بیستوپنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران صبح امروز با حضور ناصر باکیده دبیر جشنواره و مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران، یزدان عشیری مدیر روابط عمومی و جمعی از خبرنگاران در سینمای جوان برگزار شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» ناصر باکیده با اشاره به این موضوع که جشنواره بیستوپنجم متفاوت از دورههای گذشته است گفت: بیستوپنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران نسبت به دورههای قبلی تفاوتهای چشمگیر و قابل لمسی دارد. ما میتوانیم از این جشنواره به عنوان جشن بزرگ فیلمسازان کوتاه نام ببریم.
وی ادامه داد: این جشنواره امروز در جهان ارزش، اعتبار و جایگاه خاصی پیدا کرده که این ارزشها یکی از دستاوردهای مهم فرهنگی سینمای ماست. امروز بسیاری از فیلمسازان و اهالی سینما در دنیا با این جشنواره آشنا هستند و ما در این دوره جشنواره تمام توجهمان را به کیفیت آثار معطوف کردیم.
دبیر جشنواره فیلم کوتاه تهران در خصوص بخش بینالملل توضیح داد: در بخش بینالملل استقبال زیادی از جشنواره شد. 115 فیلم از کشورهای اسلامی به جشنواره رسید که 6 کشور برای نخستینبار متقاضی حضور در جشنواره بودند.
باکیده ادامه داد: جشنواره فیلم کوتاه تهران صرفا محل اکران فیلمها نیست. برنامه و نشستهای زیاد و متفاوتی را طراحی و برنامهریزی کردهایم که از آن جمله میتوان به برگزاری کارگاههای آموزشی با حضور اساتید ایرانی و بینالملل اشاره کرد.
مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران اضافه کرد: یک رخداد بسیار مهم حضور 7 کشور از اعضای اتحادیه فیلمسازان کوتاه کشورهای مسلمان است که در تهران دور یکدیگر جمع میشوند و سومین نشست رسمی خود را برگزار میکنند که در این نشست عضویت چند عضو جدید نیز بررسی خواهد شد.
همچنین تفاهمنامههای همکاری میان جشنواره و مدیران 10 تا 12 جشنواره بینالمللی که در جشنواره حضور خواهند داشت بسته میشود.
در ادامه جلسه یزدان عشیری با ارائه آمار و ارقام آثار رسیده به بخشهای مختلف جشنواره گفت: بیش از 3600 فیلم از 95 کشور متقاضی حضور در جشنواره بودند که توسط سه هیات انتخاب جداگانه نهایتا 274 فیلم به بخش ملی و 92 فیلم به بخش بینالملل جشنواره راهیافتند.
عشیری از برگزاری مراسم جداگانهای برای معرفی برگزیدگان بخش جنبی جشنواره خبر داد و افزود: امسال موسسه اکو، انجمن فیلم کوتاه، انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی، جمعیت فیلمنامهنویسان و مستندسازان، اداره امور فرهنگی سازمان زندانها، تماشاگران و دانشجویان به برگزیدگان از نگاه خود در جشنواره طی مراسم جداگانهای جایزه خواهند داد.
وی همچنین از انتشار کتاب «باغ بیکران» نوشته مهدی فرودگاهی در حاشیه جشنواره خبر داد و گفت: علاوه بر کتاب جشنواره، این کتاب که شامل مقالاتی از نویسندگان مختلف است همزمان با جشنواره توزیع خواهد شد.
بیست و پنجمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران از 22 تا 27 آبانماه در سینما فلسطین، خانه هنرمندان ایران و مرکز فرهنگی هنری صبا برگزار خواهد شد.

در دنياي مجازي زندگي دوم هر شهروند قادر است در محيطي سه بعدي جنسيت خود را انتخاب كند و آنگونه كه مورد علاقه اوست چهره، رنگ پوست و مو، لباس، شغل، محل سكونت، وسايل زندگي و هرچيزي كه مورد نياز يا علاقهاش است را ايجاد نمايد. هر شهروند اين امكان را دارد كه ازفضاي گستردهاي از صفات بهرهمند شود. شهروند زندگي دوم قادر است با وسيله مورد علاقهاش رانندگي كند، در ارتفاع چهار هزارمتري از سطح زمين پرواز كند، به قايقراني بپردازد، به سفرهاي ماجراجويانه برود و... .
زندگي دوم در فضاي مجازي
نوشين هژبرنژاد- دنياي كامپيوتر و ارتباطات
فضاي مجازي Cyber Space اولين بار توسط نويسنده داستانهاي علمي- تخيلي «ويليام گيسبون» بكار رفت. او در سال 1984 كتابي بنام «نيورومانسر» نوشت.
در اين داستان افراد مستقيما مغزهاي خود را به كامپيوتر وصل ميكردند و ميتوانستند اطلاعات آن را مشاهده نمايند. آنها بگونهاي در جهان سفر ميكردند كه گويي دردنياي واقعي هستند.
واقعيت مجازيVirtual Reality در سال 1990 توسط محقق آمريكايي بنام «ايوان ساوسرلند» اختراع شد.
او توانست محيطي مصنوعي ايجاد كند كه ديدني، شنيدني، احساس كردني و عمل كردني بود. در سال 2003 يك شركت آمريكايي برنامه زندگي دومSecond Life را با الهام از فضاي مجازي، به منظور ايجاد يك زندگي واقعي بنيان نهاد. در اواخر سال 2006 خبر آن به صورت گسترده از طريق رسانهها پخش شد.
اين برنامه با ايجاد دنياي مجازي مورد علاقه كاربر توانسته افراد زيادي را به خود جذب نمايد. زندگي دوم نمونهاي از كاربرد فضاي اينترنت است. در واقع زندگي دوم جايي است كه فناوري و ارتباطات اجتماعي در فضاي مجازي با يكديگر تلفيق ميشوند. زندگي دوم براي افرادي پيشنهاد ميشود كه اينترنت پرسرعت در دسترسشان باشد. هر كاربر در اين سيستم يك شهروند است.
هر شهروند اين امكان را دارد كه آنگونه كه دوست دارد، خود را تجسم كند. در دنياي مجازي زندگي دوم هر شهروند قادر است در محيطي سه بعدي جنسيت خود را انتخاب كند و آنگونه كه مورد علاقه اوست چهره، رنگ پوست و مو، لباس، شغل، محل سكونت، وسايل زندگي و هرچيزي كه مورد نياز يا علاقهاش است را ايجاد نمايد.
هر شهروند اين امكان را دارد كه ازفضاي گستردهاي از صفات بهرهمند شود. شهروند زندگي دوم قادر است با وسيله مورد علاقهاش رانندگي كند، در ارتفاع چهار هزارمتري از سطح زمين پرواز كند، به قايقراني بپردازد، به سفرهاي ماجراجويانه برود و... .
او در يك چشم برهم زدن قادر است از يك نقطه به نقطه ديگر سفر كند. او ميتواند در محيطي زندگي كند كه آرزوي آن را داشته است، يا حتي محيطي را تجربه كند كه هيچ پيشزمينه ذهني از آن ندارد.
او قادر است كارهايي را در دنياي مجازي انجام دهد كه درزندگي واقعي قادر به انجام آنها نبوده است، محيطهايي را ببيند كه در شرايط فعلي امكان ديدن آنها را ندارد. ممكن است شخصيتي كه در زندگي دوم خلق ميشود، شبيه انسان باشد و اين مكان هم وجود دارد كه از خلاقيت فرد سرچشمه بگيرد و شخصيتي كاملا جديد و خارقالعاده خلق شود، اين مسئله در مورد محيطها يا فضاهايي كه ايجاد ميشود، هم صادق است.
به اين ترتيب زندگي دوم از گستره بسيار بالايي براي بروز خلاقيت در زمينههاي متفاوت برخوردار است. ساكنين زندگي دوم «اواتار» ناميده ميشوند.
«فيليپ روزدال» بنيانگذار زندگي دوم ميگويد: «زندگي دوم يك بازي رايانهاي نيست بلكه جايي است كه مردم آنگونه كه ميپسندند زندگي ميكنند، سرگرمي دارند، و حتي به نحوي كه دوست دارند درآمد كسب ميكنند. درواقع زندگي دوم بهترين محل براي كساني است كه از محيط اطرافشان خسته شدهاند يا در شرايط بد آبوهوايي ، كاري و ... زندگي ميكنند. زندگي دوم دنيايي است كه مطابق با ميل افراد طراحي مي شود.»
در ابتدا باور اين مسئله سخت است كه چگونه ميتوان با دنياي مجازي بدينگونه ارتباط برقرار كرد، ولي طبق آمار بدست آمده افراد با يك بار وارد شدن به اين دنيا چنان مجذوب آن ميشوند كه به آن عادت خواهند كرد و اهميت آن بگونهاي ميشود كه نميتواند آن را براحتي كنار بگذارد.
ساكنين زندگي دوم ميتوانند در فعاليتهاي گروهي يا تكنفره شركت كنند، ديگر ساكنين را ملاقات كنند و با آنها ارتباط برقرار نمايند. در زندگي دوم هر شهروند ميتواند خانهاي داشته باشد كه روي ديوارهاي آن تصاوير مورد علاقهاش را نصب كند، در تقويمش برنامه كاريش را بنويسد، ازصحنههاي مختلف عكس بگيرد و در آلبوم بگذارد، حتي آخرين نوشتههايش را روي ميز كارش ببيند.
در زندگي دوم مانند بازيهاي كامپيوتري امتياز و برنده و بازنده وجود ندارد و نيز در آن استراتژي كه مختص بازيهاي كامپيوتري است به چشم نميخورد، و نياز نيست كه با هر بار وارد شدن به اين محيط از ابتدا شروع كرد.
در اين دنيا فقط فرد زندگي ميكند. او در فكر برنده شدن نيست فقط ميخواهد خود را در دنياي روياهايش احساس كند پس با استراتژي زندگي نميكند، بلكه آنگونه كه دوست دارد عمل ميكند و حتي فعاليتهايي را براي كسب درآمد انجام ميدهد كه از آن لذت ميبرد. زندگي دوم در ابتداي عرضه آن يعني سال 2003 با استقبال خوبي روبرو شد، در آن زمان 200 هزار ساكن از نقاط مختلف دنيا داشت كه با توجه به شرايط آن زمان رقم قابل توجهي بود.
زندگي دوم توانسته افرادي از اقشار مختلف جامعه و در گروههاي سني متفاوت را به خود جلب نمايد.
در حال حاضر زندگي دوم 9 ميليون عضو از سراسر دنيا دارد. يكي از مشخصات بسيار جالب در زندگي دوم گردش پول و ايجاد منابع اوليه به منظور انجام فعاليتهاي اقتصادي است.
هر شهروند در محيطي سه بعدي قادر است، محل سكونتي با تمام وسايلي كه مورد علاقهاش است، ايجاد كند البته هر فرد براي وارد شدن به اين دنياي مجازي ميبايست هزينهاي براي عضويت به شركت Linden بپردازد كه از قرار معلوم هزينه زيادي نيست.
در زندگي دوم امكانات در سطوح متفاوت عرضه شده است كه هزينههاي متفاوتي دارد، بديهي است كه براي داشتن امكانات بهتر ميبايست هزينه بيشتري پرداخت.
مثلا در انتخاب چهره ميتوان از چهرههاي كارتوني، سه بعدي و يا انيميشنهايي كه كاملا شبيه انسان است، استفاده كرد.
در مراحل بعد هر شهروند با توجه به تواناييهاي خود از اين منابع براي فعاليتهاي اقتصادي در زندگي دوم استفاده ميكند، در واقع در زندگي دوم هر فرد ميتواند كسبوكار مورد علاقهاش را داشته باشد.
درآمد ساكنين به صورت پول Dollar) Linden LD( خواهد بود كه در بانكي بنام آنها ذخيره ميشود. اين پول در دنياي واقعي قابل تبديل به دلار است.
قيمت LD بر پايه دلار آمريكا سنجيده ميشود، از فوريه سال 2007 قيمت آن بطور منطقي به ثبات رسيده و از حالت نوسان خارج شده است. تقريبا هر 270 LD معادل يك دلار است.
حتي به تازگي به دليل استقبال زياد از زندگي دوم معاملات پول Linden در بورس آمريكا نيز وارد شده است.

ساكنين زندگي دوم قادرند كالاهايي توليدكنند و آنها را به يكديگر بفروشند و پول Linden دريافت كنند و حتي براي خدماتي كه ميتوانند انجام دهند، دستمزد دريافت كنند.
به تازگي يكي از ساكنين زندگي دوم كه اهل كشور چين است توانسته با طراحي فضاهاي طبيعي و فروش آنها ميليونها دلار كسب كند.
او بنام اولين ميليونر در دنياي مجازي شناخته شده است. زندگي دوم از ابتدا به گونهاي طراحي شد كه داراي چرخه اقتصادي بسيار قوي باشد، زيرا بنيانگذاران آن اهداف بزرگي از ايجاد آن داشتند.
اقتصادانان مجرب از دانشگاههاي معتبر در آمريكا و كارشناسان بانك مركزي با بررسي گردش پول و نقدينگي در زندگي دوم قادرند نرخ تورم، حق بيمه و ماليات را در محيطي مجازي اندازهگيري نمايند، و آن را به دنياي واقعي تعميم دهند.
پژوهشگران علوم اجتماعي معتقدند كه به منظور انجام كارهاي تحقيقاتي ميبايست، نمونهاي مناسب از جامعه انتخاب شود زيرا پژوهش روي تكتك افراد جامعه امكانپذير نيست. به اين ترتيب پژوهشگر از طريق يافتههاي بدست آمده از گروه نمونه اطلاعاتي در رابطه با جمعيت موردنظر بدست خواهد آورد. براي پژهشگران، زندگي دوم نمونه مناسبي از جامعه است.
بديهي است كه هر چه گردش مالي پول Linden كمتر باشد و اين پول بيشتر به دلار تبديل گردد، تورم در زندگي دوم بيشتر خواهد شد و بالعكس هر چه گردش مالي Linden بيشتر شود تورم كاهش مييابد اينگونه مسائل نمونههاي خوبي براي پژوهش و تعميم به دنياي واقعي است.
از طرفي بدليل ارزش كمتر Linden نسبت به دلار افراد تمايل بيشتري خواهند داشت تا در كارهاي اقتصادي شركت نمايند زيرا در صورتي كه موفق نباشند كمتر متضرر خواهند شد.
شركت Linden به همين منظور پول رايج در زندگي دوم را نسبت به دلارضعيف نگه داشته است تا قدرت ريسكهاي اقتصادي بالا رود. شمار زيادي از شركتها در زندگي دوم شعبه دارند و خدمات خود را تبليغ ميكنند و در اختيار مردم قرار ميدهند.
ساكنين دنياي مجازي قادرند املاك و مستغلات خريدوفروش كنند وحقوق قانوني آن را بنام خود در دنياي واقعي به ثبت برسانند، به اين صورت كه معادل پولLinden ، در دنياي واقعي دلار دريافت ميكنند.
اينك نرخ معاملات در زندگي دوم به 4 ميليون دلار در ماه رسيده است و به تازگي يك كاربر 200 هزار دلار براي خريد زميني در زندگي دوم پرداخته است.
ايجاد گردش پول در زندگي دوم اهداف ديگري هم داشته است و آن آموزش به شهروندان به ويژه نوجوانان در مديريت مالي است.
آقاي فارگو كه مدير يك بانك آمريكايي است ميگويد استفاده از دنياي مجازي بهترين روش براي تعليم مباني مديريت مالي به جوانان است.
درزندگي دوم بانكي وجود دارد كه افراد با دادن پاسخ صحيح به سئوالات مالي اين بانك، جايزه دريافت ميكنند، اين جوايز نقدي است. نوجوانان ميتوانند در محيطي مثلا يك جزيره گردش كنند و از برخي فعاليتها و امكانات رايگان استفاده كنند ولي براي بعضي موارد مثل خريد لباس يا استفاده از وسايل ورزشي و... بايستي پول بپردازند، در پايان به آنها امتياز داده ميشود و در صورت نياز به منظور استفاده صحيح از پول توصيههاي لازم به آنها خواهد شد.
علاوه بر اين امكانات، زندگي دوم براي نوجوانان 17-13 ساله برنامههاي آموزشي گستردهاي دارد كه والدين با اطمينان خاطر ميتوانند فرزندشان را به عضويت اين مركز درآورند.

يك شهروند در محيط زندگي دوم ميتواند با توجه به ابزاري كه وجود دارد به خلق آثاري بپردازد كه در دنياي واقعي امكان آن را نداشته است.
Second Life-Art.comبدين منظور تعبيه شده است. افراد ميتواند هنرهايي را فراگيرد، كه به دليل مشكلات مختلفي از قبيل وقت، هزينه و... امكان تجربه آنها را نداشتهاند. آنها قادرند نقاشي كنند، كارهاي گرافيكي انجام دهند، موسيقي يا فيلم بسازند و يا هر كار هنري كه موردعلاقهشان است خلق نمايند، حتي ميتواند آثار هنري خود را در گالري مخصوص به خود در معرض ديد ديگر شهروندان قرار دهد، آثار هنري افراد در موزهاي بنام Louver قرار ميگيرد و قابل ديدن براي ديگر شهروندان خواهد بود. شهروندان ديگر نيز قادرند كه با پول رايج در زندگي دوم هر كدام از آثار موردعلاقهشان را خريداري كنند و هزينه آن را به فروشنده بپردازند.
اين امكان براي شهروندان وجود دارد كه براي آثار خود برچسبهاي متفاوتي انتخاب كنند.
اگر اثري داراي برچسب copy باشد يعني شهروندان ديگر ميتوانند آن را در دنياي خود كپي كنند، و اگر برچسبnocopy داشت فقط قابل ديدن است، حتي افراد ميتوانند روي آثارشان برچسب mod انتخاب كنند، به اين معني كه شهروندان ديگر ميتوانند روي اثر فرد تغييراتي بدهند، به عبارتي اثري با همفكري و همكاري چندين نفر ايجاد ميشود. هر شهروند اگر مورد خاصي را طراحي كند كه قبلا در سيستم وجود نداشته باشد، سيستم به طور اتوماتيك آن اثر را به نام خالق آن در محيط زندگي دوم ثبت ميكند. شهروندان زندگي دوم داراي يك زبان فيلمي هستند كه به آن LSL (Linden Scripting Language) ميگويند.
اين زبان دربردارنده رفتار مستقل و خاصي است، به اين معني كه هرگاه شهروند مثلا اگر به دري نزديك شود، آن در باز ميشود. يا هنگايي كه به جسمي نزديك ميشود آن را در دست ميگيرد، يا مثلا وقتي به خودرويي نزديك ميشود، سوار آن خواهد شد. در زندگي دوم سرزميني وجود دارد به نام svarga جايي كه در آن آبوهوايي ويژه - آفتابي، برفي، باراني و...- وجود دارد و در آن انواع حيوانات و موجودات يافت ميشود.
گفته شده است كه زبان LSL در اين سرزمين كاربرد فراوان دارد و باعث خلق حركات جديد ميشود. در زندگي دوم شهروندان قادرند در رشته موردعلاقه و نيز دردانشگاه موردنظر خود تحصيل نمايند. هم اكنون دانشگاههاي Harvard , Stanford ,Vassar , Ohio , Ball State , Houston در زندگي دوم شعبه دارند و دانشجو ميگيرند.
به عنوان نمونه خانم نسون مدرس دانشگاه Harvard است كه كلاسهاي او در زندگي دوم برگزار ميشود او ميگويد زندگي دوم قابليتي ايجاد كرده است تا در زمانهاي غيررسمي و خارج از كلاسهاي دانشگاه بتوانيم كلاسهايي با سبك جديد ايجاد كنيم كه دانشجو و استاد در تعامل كامل با هم باشند و از راه دور بتوانند با يكديگر ارتباط برقرار كنند.
او ميگويد زندگي دوم پلي مناسب بين استاد و دانشجو ايجاد كرده است. آقاي سنچز محققي از دانشگاه تگزاس است كه تحقيقاتي در رابطه با ارزشيابي تحصيلات در زندگي دوم انجام داده است. در بيان نتايج بدست آمده، ميگويد كه تحصيلات در اين دانشگاه مجازي از كيفيت بالا يي خوردار است و حاكي از اين مسئله است كه دانشجويان در زندگي دوم از فضايي در جهت يادگيري استفاده كردهاند كه سطح كيفي تحصيلات آنها را در حد قابل توجهي بالا برده است.
محيط دانشگاه در زندگي دوم بسيار موردپسند دانشجويان است زيرا شرايطي بسيار آسان و مفرح را براي فراگيري ايجاد ميكند و دانشجويان در اين فضا همكاري متقابلي با يكديگر دارند.
برنامهريزي جلسات سخنراني، كلاسهاي درسي، و ديگر برنامههاي دانشگاه به سرعت صورت ميگيرد و از اتلاف وقت جلوگيري ميشود. در حال حاضر دو دانشكده در آمريكا مشغول بررسي شيوههايي هستند تا هر چه بيشتر مهارتهاي دانشجويان را از طريق دنياي مجازي افزايش دهند، هم اكنون اين دو دانشكده 25 هزار دانشجو در زندگي دوم دارند. در اوايل سال 2007 كشور سوئد اولين سفارتخانه را در زندگي دوم افتتاح كرد.
در اين سفارتخانه به افراد راهنماييهاي لازم جهت تهيه ويزا و سفر به اين كشور داده ميشود. افراد با وارد شدن به اين سفارتخانه با فرهنگ، آدابورسوم و مكانهاي ديدني كشور سوئد آشنا ميشوند.
در واقع اين كار تبليغي براي جذب گردشگر است.
با توجه به جذابيتهايي كه در اين فضا وجود دارد، كشورهاي ديگري هم درخواست باز كردن سفارتخانه را نمودهاند. چندي پيش اهالي زندگي دوم تظاهراتي برعليه سياستهاي بوش برپا كردند. آنها روي پلاكاردها و تيشرتهاي خود شعارهايي مثل «بوش جنايكار است» و يا «با كودكان عراقي نجنگيد» نوشته بودند. اين تجمع در عرض 15 دقيقه سازماندهي شد و خبر اين تظاهرات و حواشي آن از طريق خبرگزاري رويتر كه به تازگي شعبهاي در زندگي دوم ايجاد كرده است، پخش شد.
زندگي دوم اين قابليت را دارد تا گروههاي سياسي، اجتماعي، مذهبي با برپا كردن تجمعهاي گوناگون بتوانند به ترويج و تبليغ نظرات خود بپردازند.
هر بخشي كه در نرمافزار زندگي دوم اضافه ميشود به صورت آزمايشي است. بعد از گرفتن و بررسي نظرات كاربران، متخصصين تغييرات لازم را اعمال ميكنند. پژوهشكده Linden تمام تلاش خود را ميكند تا زندگي دوم با تكنولوژي روز پيش رود و از جهت تحقيقاتي براي محققين نيز كاربرد داشته باشد. افرادي كه معتقدند اگر يك بار ديگر به دنيا ميآمدند جور ديگري زندگي ميكردند، بهتر است زندگي دوم را تجربه كنند، تا با ديد بهتري در دنياي واقعي زندگي نمايند.
کتابخانه تخصصی سینما افتتاح میشود
کتابخانه تخصصی سینما با نام زندهیاد سیدابراهیم اصغرزاده دوشنبه 20 آبان به مناسبت فرارسیدن ولادت امام رضا (ع) و روز کتاب و کتابخوانی در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی افتتاح میشود.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، این مراسم از ساعت 10:30 دوشنبه با حضور معاون سینمایی وزیر ارشاد، فرزندان شهدای گرانقدر انقلاب و جنگ مانند سیدمحسن اندرزگو، احسان باکری، مهدی تندگویان، علی ساجدی، ابوذر شیرودی و محمد کلانتری، مستندسازان و نمایندگان رسانههای گروهی با 30 هزار کتاب سینمایی و فرهنگی افتتاح میشود.
علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر درباره عضویت در کتابخانه، بانک فیلم و کانون فیلم مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی میتوانند با شمارههای 88511231 و 88511466 تماس بگیرند یا به نشانی خیابان سهروردی شمالی، میدان شهید قندی، شماره 17 مراجعه کنند.
همزمان با ایام فرخنده ولادت با سعادت حضرت امام رضا (ع) پنجمین دوره جشنواره فیلم، فیلمنامه و عکس رضوی، از آبان ماه سال آینده (1388) در شهر مقدس مشهد برگزار خواهد شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» محمد آفریده مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی با اعلام این خبر، افزود: فیلمسازان و جامعه هنری و مردم ایران، همگی شیفته ولایت هستند و درصورت مهیا شدن شرایط مناسب تولید، کاروانی از تولیدات متنوع با رویکردهای فرهنگی با موضوع امام رضا (ع) ساخته و در گسترهی کشور و پهنهی جهان عرضه خواهد شد.
وی افزود: به اعتقاد من، اشکال عدم تولید فیلم با موضوع امام رضا (ع) بیش از اینکه متوجه شخص فیلمساز یا حوزه سینما باشد، به سازمانها و نهادهایی برمیگردد که در موقع عمل، خود را کنار میکشند.
مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی اضافه کرد: مرکز در حال حاضر حمایت از تولید فیلمهای کوتاه داستانی، مستند و سینمایی با موضوع امام رضا (ع) را در دستور کار خود دارد، اما برای ایجاد انگیزه و شرایط پُرحجم تولید، نیاز به مشارکت و حمایت جدی سایر سازمانها و نهادها دارد و امیدوارم که هم در بحث حمایت از تولید و هم مشارکت در برپایی پنجمین دوره جشنواره رضوی، سازمانها و نهادها و عموم علاقمندان، حمایت موثر خود را از این حرکت داشته باشند.
آفریده در ادامه، به موضوعات جشنواره رضوی اشاره کرد و افزود: فیلمها (سینمایی/ مستند/ کوتاه داستانی/ انیمیشن/ نماهنگ) فیلمنامهها و عکسهایی که درباره امام رضا (ع) و معارف رضوی بوده و دربرگیرنده آداب زیارت، مناظرات حضرت، تولد، زندگی و شهادت حضرت، زائر و مجاور، تاریخ حرم رضوی، معماری حرم، ایرانیان و امام رضا (ع)، مشتاقان امام در آن سوی مرزها، شفایافتگان، مرکزیت حرم، نزدیکان و اصحاب حضرت، کرامات رضوی، جایگاه ویژه علمی و اخلاقی، پناهندگان حرم، نقش تاریخی مهاجرت امام رضا (ع) در شکلگیری تمدن طلایی ایران و اسلام (قرن چهارم)، فضلبن شازان، یاران و اصحاب امام رضا (ع) ، امام زادگان، حدیث سلسلهالذهب، سیمای امام رضا (ع) در جهان اسلام، فرهنگ وقف، اطلس موقوفات رضوی و ... باشند، میتوانند در این جشنواره شرکت کنند.
وی سپس به جوایز جشنواره رضوی اشاره کرد و گفت: برای اولینبار، به تمام فیلمهای سینمایی و کوتاه که به بخش مسابقه جشنواره راهپیدا کنند به ترتیب مبلغ 30 میلیون ریال و سه میلیون ریال تعلق میگیرد. ضمن اینکه جوایز ارزشمند دیگری هم به بهترین فیلم (150 میلیون ریال)، بهترین کارگردانی فیلم سینمایی (100 میلیون ریال)، بهترین کارگردانی فیلمهای کوتاه، مستند و انیمیشن (25 میلیون ریال)، بهترین تهیهکننده فیلمهای کوتاه، مستند و انیمیشن (15 میلیون ریال) و بهترین فیلمنامه (10 میلیون ریال) اهدا خواهد شد.
ضمن اینکه به کلیه عکسهای راهیافته به نمایشگاه نیز مبلغ 500 هزار ریال تعلق گرفته و به بهترین مجموعه عکس، عکس اول، عکس دوم و عکس سوم هم به ترتیب مبلغ 12، 10، 7 و 5 میلیون ریال اهدا خواهد شد.
به گفته محمد آفریده، عموم تهیهکنندگان، کارگردانان، فیلمنامهنویسان و عکاسان محترم، تا تاریخ پانزدهم تیرماه 1388 فرصت دارند تا آثار خود را به دبیرخانه «جشنواره رضوی» به نشانی تهران، خیابان سهروردی شمالی، میدان شهید قندی، شماره 15، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ارسال کنند.
دو فیلم کوتاه ایرانی در ششمین دوره جشنواره فیلمسازان آماتور تالین موفق به دریافت جایزه شدند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» این جشنواره که در ماه سپتامبر در کشور استونی برگزار شد، 164 فیلم از 32 کشور را به نمایش گذاشت.
امسال دوازده فیلم کوتاه ایرانی از طرف انجمن سینمای جوانان ایران در این جشنواره شرکت کرده بودند که در پایان دو فیلم در گروه ب جشنواره جایزه گرفتند.
در ساعت 8 صبح به کارگردانی مصطفی امامی جایزه دوم این گروه را همراه با سه فیلم از کشورهای سوئد و آلمان به دست آورد.
همچنین جایزه سوم این بخش به فیلم بومرنگ ساخته داریوش غریبزاده و دو فیلم از سوئد و جمهوری چک اهدا شد.
جشنواره فیلمسازان آماتور آثار شرکت کننده را در سه گروه به رقابت گذاشته بود.
امیر نادری در نامهای برای اصغر شاهوردی صدابردار سینمای ایران، آرزوی سلامتی کرد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، امیر نادری در دستنوشته خود که به نماینده مرکز در جشنواره بینالمللی «پوسان» داده، نوشته است:
در طول سالهای گذشته تا به امروز، همیشه از کار صدابرداری اصغر شاهوردی در فیلمهای زیادی شنیدهام و به حق، شما یکی از بهترین صدابردارانی هستید که ایران و این سینما به خودش دیده است...
من حداقل چند تا از کارهای شما را دیدهام و اینکار پناهبرخدا را (چراغی در مه) پس به خاطر خیلیها و خانوادهتان و این سینما که با تمام استخوانش به وجود شما احتیاج دارد، هرچه زودتر لطفا از روی تخت بلند شوید... زندگی و آینده و امید در انتظار شماست؛ کسانی که لیاقت دارند، مثل شما.
هم به عنوان کارتان، هم به عنوان یک دوست و هم به عنوان یک مرد، که هنوز با زندگی کار زیادی دارد، و زندگی با او ... چرا که نه.
اسامی هیات داوران بخش مسابقه سینمای ملی بیستوپنجمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران اعلام شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران، یک هیات هفت نفره آثار بخش مسابقه ملی بیست و پنجمین جشنواره را داوری خواهند کرد.
مرتضی رزاق کریمی: دانش آموخته رشته اقتصاد برنامه ریز و مدیر تولید سینما تهیه کننده سه فیلم سینمایی نزدیک به 200 عنوان فیلم مستند عضو هیات موسس و رئیس انجمن تولیدکنندگان سینمای مستند.
حمید خضوعی ابیانه: فارغ التحصیل رشته زبان انگلیسی، فیلمبردار چندمین فیلم سینمایی. محمدرضا سرکانیان: فارغ التحصیل آکادکی هنرهای مدرن آمستردام، دانش آموخته عکاسی، کارگردان و تهیه چند فیلم کوتاه و مستند.
محمدعلی آهنگر: فارغ التحصیل کارگردانی، کارگردان بیش از 30 فیلم مستند کارگردان سه فیلم سینمایی.
مجید شیخ انصاری: دانش آموخته کارگردانی سینما مدرس کارگردانی، فیلمنامه نویسی در دانشگاه سینما تئاتر، محقق و مترجم کتب سینمایی.
علیرضا کلپایگانی: کارگردان و مدرس انیمیشن در دانشگاه هنر.
عزیزالله حاجی مشهدی: دانش آموخته زبان شناسی همگانی، منتقد و نویسنده سینمایی، عضو شورای مرکز کانون مدرسان سینما، مدیر مدرسه کارگاهی فیلم نامه نویسی و سردبیر ماهنامه نقدسینما.
این هیات داور 273 عنوان فیلم راه یافته در بخش مسابقه سینمای مسابقه اصلی و تجربی ویژه میراث نبوی، سیامین سالگرد انقلاب و چشم انداز سرزمین زیبای ما را ارزیابی خواهند کرد.
بیست و پنجمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران از 22 تا 27 آبانماه در سینما فلسطین، خانه هنرمندان ایران و مرکز فرهنگی هنری صبا برگزار خواهد شد.
| ||||
اين موفقيت بزرگ رو به دوست خوبم مهدي منيري تبريك ميگم. موفق باشي | ||||
با سلام به دوستان عزیز
گالری عکسهای من (خاطرات یخزده )به روز شد . اگه سربزنید ونظر بدید خوشحال میشم.
اعلام فیلمهای ایرانی بخش بینالملل «جشنواره فیلم کوتاه تهران»
نه فیلم از ایران به بخش مسابقه بینالملل جشنواره فیلم کوتاه تهران راه پیدا کردند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» عناوین نه فیلم کوتاه ایرانی راهیافته در بخش بینالملل بیستوپنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران به این ترتیب اعلام شد:
حیات وحش ایران (مانی میرصادقی)، آندوسی (شهرام مکری)، برفک (نقی نعمتی)، تاج خروس (آیدا پناهنده)، آهنگ ابدیت (عباس صالح مدرسهای)، نور مقدس (سعادتعلی سعیدپور)، دریای نور (عاطفه خادمالرضا)، فصل وصل (پناه برخدا رضایی) و رویاهای فراموش شده (مهدی نادری).
این نه فیلم در بخش سینمای بینالملل، ملل مسلمان، در جستوجوی حقیقت و آسیا جلوهگاه شرق راه یافتهاند.
بیستوپنجمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران از 22 تا 27 آبان در سینما فلسطین، خانه هنرمندان و مرکز فرهنگی هنری صبا در تهران و به صورت همزمان در استانهای گیلان، گردستان، خوزستان، همدان و کهگیلویه و بویراحمد برگزار میشود.
معرفی فیلمهای بخش بینالملل جشنواره فیلم کوتاه تهران
92 فیلم به بخش مسابقه بینالملل جشنواره فیلم کوتاه تهران راه یافتند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، 92 فیلم کوتاه از کشورهای مختلف سراسر جهان برای رقابت در بخش مسابقه بینالملل این جشنواره که شامل بخشهای بینالملل و بخش ویژه، انتخاب شدند.
بخش ویژه مسابقه بینالملل شامل بخشهای مسابقه آسیا(جلوه گاه شرق)، در جستجوی حقیقت و ملل مسلمان (قلمرو سبز) است.
اسامی 92 فیلم راه یافته حضور در بخشهای مختلف مسابقه بینالملل به شرح زیر است:
بینالملل
آکانک، آزول هیل لوگوبر نکتار، کالاندا چهل سال بعد، شارون، روزن، قرار دیدار، رویای نور، زبان بسته، فیل ها، پیدا شده، شکننده، قاب پنجره، فوندو، گیلس، جینا داستایوفسکی، انسانیت، اگر سقوط کنم، تورم، حیات وحش ایران، کینشازا 2.0، لغزش حافظه، مضمون مکرر، زندگی در باغ، فانوس دریائی، همچون پدر_همچون مرگ، به اطراف نگاه کن، جناغ ماشین بر، فوتبالیست، روان بندان، شیر، سرود سوگواری، مادربزرگم بنجینگ، مادرم سینما میآموزد، مردان و سایه ها، پیتر سالخورده، بهت زدگی، هرم، خط کشان جاده، کشتی شکسته، خیابان لاله ها، ناقوس نواز، تله کابین، خرچنگ، اعدام سولمون هریس، برفک، کنش آخر، آخرین سفر، کودکی گمشده، دقایقی بعد، شهر متحرک، زندگی نو، ماهیگیر پیر، تاج خروس، سایه ها، انگشتان پا، برج پرندگان، گذشت زمان، لسان الغیب، ورزش سه گانه، زیر درختان جینگو، چه میدانم، وقتی بزرگ شدم، کبوتر وحشی، از کار افتاده، 97، 900 متر زیر زمین، آ چهار، عصر آهن، دستور جلسه، آندو- سی.
جلوه گاه شرق
تفاوت و تکرار، همه چیز روبراه است، اسطوره، رویا های فراموش شده، فصل وصل.
در جستجوی حقیقت
باشو، بهترین مادرها، فکر خوبی نیست...، سکوت در جهان پر هیاهو، تغییر جهت، گذرگاه، دریای نور، پرواز، یگانگی، انتظار.
قلمرو سبز
پیامی از خداوند، خانهام کابل، آستانه بخشش، نور مقدس، آهنگ ابدیت، هر چیز به خودی خود، نمیتوانی خود را از خدا پنهان کنی.
بیست و پنجمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران از 22 تا 27 آبانماه در تهران و به صورت همزمان در استان های خوزستان، همدان، گیلان، کردستان و کهکیلویه و بویراحمد برگزار میشود.
فراخوان دومین همایش «تصویر عاشورا» اعلام شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، این همایش به نمایش فیلمهایی با مضمون نهضت و سوگواره عاشورا و برپایی نشستهای تخصصی، اختصاص یافته است.
فیلمسازان علاقهمند به شرکت در این همایش میتوانند آثار مستند، کوتاه داستانی و انیمیشن خود (تولید سال 1386 به بعد و حداکثر به مدت 45 دقیقه) را تا تاریخ 20 آذرماه 87 به دبیرخانه همایش واقع در: تهران، خیابان سهروردی شمالی، میدان شهید قندی، شماره 17 تحویل دهند.
دومین همایش «تصویر عاشورا» 7 تا 9 دی ماه 1387 برگزار میشود.
نام فیلم: عشق در بعداز ظهر (LOVE IN THE AFTERNOON) «فیلمی درباره عشق» من دختر بعدازظهر هستم… «بیلی وایلدر» فیلمسازی بزرگ است که جایگاه مهمی در تاریخ سینما دارد و نمی توان به سادگی از آن گذشت. آثار او را باید دید، فیلمنامه ها و زندگی او را باید بررسی کرد. بررسی زندگی وایلدر و آثارش یک نمونه جالب است درباره چگونگی واکنش ذهن خلاق هنرمند نسبت به واقعیات زندگی، چون نشان می دهد که دیدگاهها و مولفه های یک هنرمند، از چه راه هایی می تواند به آثارش راه یابد. |
|


در حاليكه تنها چند هفته تا آغاز مبارزات انتخاباتي در آمريكا و مبارزه باراك اوباما، نماينده دمكراتها و جان مككين، نماينده جمهوريخواهها باقي مانده است، كساني كه ميخواهند خود را از فضاي انتخابات دور كنند و به سينما پناه ببرند شانسي ندارند.همانند انتخابات چهار سال گذشته، هاليوود اكنون در آستانه انتخابات، فيلمهاي سياسي را به روي پرده سينماها فرستاده است؛ فيلمهايي كه برخي با محوريت مذهب، ميهنپرستي، جنگ، ترور و به چالش كشيدن سياستهاي جورج بوش ساخته شده و به روي پرده رفتهاند. داستانهاي اين فيلمهاي سياسي برخي واقعي و برخي غيرواقعي هستند و شايد پيام آنها اين باشد كه آمريكاييها بايد خود را براي انتخاب يكي از دو نامزد دمكرات و جمهوريخواه آماده كنند. البته برخلاف رويه هميشگي هاليوود اينبار قرار نيست تمام فيلمها منتقد سياستهاي دولت حاكم باشند و از رايدهندگان بخواهند تا جمهوريخواهان را از قدرت كنار بزنند.
مخاطبان ميتوانند فيلم شرح حال جورج بوش ساخته اليور استون را انتخاب كنند يا بيننده فيلم ديويد زوكر باشند كه به ضد آمريكاييها حمله كرده است. رابرت تامپسون، استاد ارتباطات و فرهنگ عامه در دانشگاه سيراكاس در اين خصوص به واشنگتن پست ميگويد: اين احساس وجود دارد كه در شرايط كنوني فيلمهاي سياسي ميتوانند موفق باشند. هر يك از آنها بهگونهاي از يك طيف از احزاب سياسي شركتكننده در انتخابات حمايت ميكنند.
روز جمعه گذشته فيلم« مجموعه دروغها» اكران خود را آغاز كرد. در اين ساخته جديد رايدلي اسكات كه لئوناردو ديكاپريو و راسل كرو بازي ميكنند جنگ عليه ترور دولت بوش به چالش كشيده شده است.
فيلم بر مبناي كتابي به همين نام نوشته ديويد ايگناتيوس، يادداشت نويس معروف روزنامه
واشنگتن پست ساخته شده است. اين كتاب آوريل سال 2007 به بازار آمد و بلافاصله حقوق سينمايي آن توسط كمپاني معروف برادران وارنر خريداري شد. رمان «مجموعه دروغها» مضموني در ارتباط با مبارزه با تروريسم دارد و داستان يك مامور سيا به نام راجر فريس است كه براي پيدا كردن يك تروريست مهم از سران القاعده به نام «سليمان» به اردن ميرود. كتاب تا حدودي به نقد سياستهاي مداخلهگرايانه آمريكا ميپردازد و در مجموع اثر منتقدانهاي محسوب ميشود. ورايتي اين فيلم را بيانيهاي بيرحمانه عليه اشتباهات سازمان جاسوسي آمريكا در خاورميانه ميداند.
هفته آينده قرار است فيلم W ساخته اليور استون به نمايش درآيد. اين فيلم تلاش ميكند تا ايمان، زندگي خانوادگي و تصميم جورج بوش براي حمله به عراق را به چالش بكشد.
در اين فيلم كه جاش برولين در آن در نقش چهل و سومين رئيسجمهور آمريكا - جورج بوش- بازي كرده است نشان داده شده كه چگونه بوش كه يك فرد الكلي بوده به كاخ سفيد راه پيدا كرده و ظاهرا يك مسيحي معتقد و اهل خانواده ميشود.
تام ارتنبرگ، مجري طرح فيلم جديد استون ميگويد كه ميتوان به فيلم استون اتهام سياسي بودن زد اما فيلمسازان بايد آيينه جامعه باشند. وي در ادامه ميگويد:ما نميخواهيم جامعه را شكل بدهيم فقط آنچه در آن اتفاق ميافتد منعكس ميكنيم. اين فيلم نشان ميهد كه چگونه شخصيتي چون جورج بوش به رياستجمهوري آمريكا رسيده است و صراحتا بگويم كه چگونه هر كسي ميتواند رئيسجمهور آمريكا شود.
خود استون تاكيد دارد كه اين فيلم نگاهي منصفانه به زندگي جورج بوش است و با اين وجود از او چهره يك متجاوز و مهاجم را ساخته است.
هماكنون نيز دو فيلم سياسي با موضوع سياستهاي داخلي آمريكا روي پرده هستند: «يك سرود كريسمس آمريكايي» ديويد زوكر و مستند Religulous ساخته لري چارلز.
يك سرود كريسمس آمريكايي هجويهاي بر سياستهاي ليبرال هاليوود است كه كوين پي. فارلي، كلسي گرمر و لسلي نيلسن در اين فيلم بازي ميكنند و داستان درباره فيلمسازي ضدآمريكايي است كه ميكوشد تعطيلي روز چهارم ژوئيه را لغو كند اما سه روح سراغ او ميآيند و تلاش ميكنند ديدگاه او را نسبت به كشورش تغيير بدهند. فيلم چارلز نيز برمبناي داستان واقعي يك مهندس اهل ديترويت ساخته شده كه مدعي شد صنعت خودروسازي ايده او را درباره برفپاككن متناوب دزديده است.
زوكر كارگردان يك سرودكريسمس آمريكايي سازنده فيلمهاي كمدياي چون اسلحه برهنه است كه اكنون به محافظهكاران تمايل دارد. به گفته زوكر فيلم يك سرود كريسمس آمريكايي در اصل نگاهي به زندگي مايكل مور از مخالفان معروف سياستهاي آمريكاست. فيلم حس مايكل مور و علاقه او به كشورش را همانند علاقه اسكروچ به كريسمس ميداند.
زوكر زمان اكران فيلم خود را زمان مناسبي ميداند و ميگويد: در آمريكا تنها هر چهار سال يكبار مردم در مورد سياست صحبت ميكنند. خود مايكل مور نيز اخيرا مستند جديد خود را از طريق اينترنت به رايگان در اختيار علاقهمندان آثار خود قرار داده است.
اين فيلم ۹۷ دقيقهاي كه Slacker Uprising نام دارد، در سال ۲۰۰۴ و در جريان فعاليتهاي مايكل مور براي انتخابات رياستجمهوري آمريكا و سفر او به ۶۲ شهر در ايالتهايي ساخته شد كه نامزدهاي هيچيك از دو حزب اصلي، دمكرات و جمهوريخواه، در آنها از اكثريت آرا برخوردار نبودند.
تنها 2 ميليون نفر در سه روز اول اين فيلم را از طريق اينترنت مشاهده كردند.
فيلم Slacker Uprising كه پيشتر «كاپيتان مايك از اين سر تا آن سر آمريكا» نام داشت؛ در جشنواره بينالمللي فيلم تورنتوي كانادا در سال ۲۰۰۷ به نمايش درآمد. اين فيلم با هدف آشنا كردن جوانها با مسائل سياسي آمريكا و تشويق آنها به شركت در انتخابات رياستجمهوري كشور ساخته شده است. مور ابراز اميدواري كرده كه در انتخابات پيش رو در ماه نوامبر تعداد جوانان شركتكننده در رايگيري از هميشه بيشتر باشد. فيلم مور با اين شعار به نمايش در آمده است: با راي خود كشور را از چهار سال ديگر سلطه جمهوريخواهها نجات دهيد.
سال گذشته فيلمهاي سينمايي با محوريت جنگ عراق در گيشه شكست خوردند؛ فيلمهايي چون در «دردره الاه» و «تسليم» نتوانستند در گيشه موفقيتي به دست بياورند. حال بايد ديد آيا مردم از فيلمهاي سياسي استقبال خواهند كرد و با همان اشتياق و علاقه در انتخابات رياستجمهوري 2008 شركت ميكنند؟
ديويدتامپسون،منتقد ميگويد كه با وجود اكران نه چندان دلگرمكننده فيلمهاي سياسي در گذشته، قطعا مشوق ساخت فيلمهاي بيشتري از اين نوع در آينده خواهد بود. وي در ادامه ميگويد: واقعا دلپذير است كه شما وارد مغازهاي شويد و در آنجا چيزي به جز فيلمهاي با موضوع كتابهاي كميك استريپ، عاشق شدن جوليا رابرتزيا مثلا فيلمي سرشار از صحنههاي سقوط هليكوپتر ببينيد. واقعيت اين است كه ما فيلمهاي خوب و ماندنيتري در مورد كشور ميتوانيم بسازيم.
|

ببخشید شاید این مطلب سینمایی نباشه اما سوژه یه فیلم که میتونه باشه
ازدواج شگفت انگیز یک مرد با دو زن به صورت همزمان
ماجرای ازدواجی در یکی از روستاهای فومن :
انتحاری 2 دختر 27 و 24 ساله رو به عقد خودش درآورد !
این آقا داماد 28 ساله در راستای اجرای سنت ازدواج با یک تیر 2 نشان زد و در یک عمل
البته حرف و حدیثهای فراوانی وجود داره که چطوری شد که اینطوری شد !!!
حالا به نظر شما این آقا داماد چطوری موفق شده... ؟!!!
جشنواره سه قاره نانت امسال برنامه ویژهای به مناسبت سی سالگی خود دارد که در آن امیر نادری و ابوالفضل جلیلی حضور دارند.
فیلیپ ژالادو، دبیر هنری این جشنواره به «پایگاه خبری فیلم کوتاه» گفت این برنامه به فیلمسازانی اختصاص دارد که تا به حال دو بار جایزه بزرگ جشنواره (بالن طلایی) را به خود اختصاص دادهاند.
به جز نادری و جلیلی، هو شیائو شین فیلمساز تایوانی و جیا ژانگکه کارگردان چینی نیز در این برنامه حضور دارند و مهمان ویژه جشنواره نانت هستند.
امیر نادری جایزه بزرگ نانت را برای فیلمهای دونده و آب باد خاک برده و ابوالفضل جلیلی این جایزه را برای فیلمهای یک داستان واقعی و دلبران به خود اختصاص داده است.
همچنین امسال به مناسبت سی سالگی جشنواره، 38 فیلم مستند و داستانی که جایزه بالن طلایی جشنواره را در طول تاریخ برگزاری آن بردهاند، با حضور برخی از آنها به نمایش درمیآید.
جشنواره سه قاره همچنین امسال بزرگداشت ادوارد یانگ را با برپایی مرور تمامی آثارش برگزار میکند.
12 فیلم داستانی و مستند در بخش مسابقه رسمی این رویداد رقابت خواهند کرد و چشمانداز سینمای اکوادور نیز یکی دیگر از برنامههای ویژه نانت خواهد بود.
سیامین دوره جشنواره فیلم سه قاره نانت از 25 نوامبر تا 2 دسامبر در فرانسه برگزار میشود.
انجمن فیلم کوتاه ایران درسومین جشنواره ملی فیلم دانشجویی کارگاههای آموزشی «از ایده تا نمایش» را برگزار میکند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی انجمن فیلم کوتاه ایران، با حضور چهار نفر از مدرسان عضو انجمن، کارگاههایی چهار روزه با موضوعات فیلمنامه، کارگردانی، تصویربرداری و تدوین در این جشنواره برگزار میشود.
اقتباس برای فیلمنامه فیلم کوتاه توسط دکتر سعید شاه حسینی (یکشنبه 5 آبان)، تدوین فیلم کوتاه توسط بهرام دهقانی (دوشنبه 6 آبان)، میزانسن در فیلم کوتاه توسط محمدرضا سرکانیان و روش نور خوانی (نور سنجی) توسط ساعد نیک ذات (چهار شنبه 8 آبان) آموزش داده میشوند.
این کارگاهها در روزهای نامبرده از ساعت 11 تا 13 در محل جشنواره واقع در خیابان ولیعصر، ابتدای خیابان نیایش، جنب مجموعه ورزشی انقلاب، دانشکده صدا و سیما برگزار میشود و حضور برای دانشجویان سینما و اعضای انجمن فیلم کوتاه ایران با ارائه کارت شناسایی آزاد است.
سومین جشنواره ملی فیلم دانشجویی از تاریخ 5 تا 9 آبان در دانشكده صدا و سیما برگزار میشود.
در وبلاگ جداگانه ای با نام (( هنر هفتم )) به آموزش فیلمنامه و کارگردانی پرداخته ام که امیدوارم برای علاقمندان مفید باشد . مطالب جدیدی که میتوانید استفاده کنید .
|
مطالب اخير | |
|
این وبلاگ هر دو روز یک بار به روز میشود . با سپاس از شما . غلامرضا نعمت پور | |

Top 100 Celebrities
گلشیفته فراهانی در صدر برترین چهرههای هالیوود
گلشیفته فراهانی به صدر لیست صد چهره برتر هالیوود رسید
نام و عکس گلشیفتهی فراهانی در ردهی اول لیست صد هنرپیشه برتر (سلبریتی) هالیوود قرار گرفت
در ردههای بعدی این لیست، نامهای کلهگندهای مثل آنجلینا جولی، براد پیت، جانی دپ و در ردههای بعدی، تام هنکس، تام کروز و لئوناردو دیکاپریو (14 تا 16) راسل کرو (18) و … دیده میشه
نمیخواهیم به بررسی چرایی این اتفاق جالب بپردازیم که دلایلم قطعاً نمیتونه سلیقههای متفاوتی که در این مورد وجود داره رو راضی کنه. ولی برام خیلی جالبه که دختری که پلههای ترقی تو ایران رو تا اون تهش بالا اومده بود، حالا با یه مقدار چاشنی شانس - که برای بازیگران تازهکار هالیوود، حرف اول و آخر رو میزنه - تونسته استعداد خودش رو به رخ یه کارگردان معروف و صاحبسبک مثل رایدلی اسکات بکشه، با بازیگران بزرگی مثل دیکاپریو و کرو همبازی بشه و البته از چهرهی متفاوتش هم نهایت استفاده رو تو جایی ببره که ظاهر آدمها حرف اول رو میزنه
|
1 |
Golshifteh Farahani |
|
2 |
Jennifer Aniston |
|
3 |
Angelina Jolie |
|
4 |
Brad Pitt |
|
5 |
Britney Spears |
|
6 |
Johnny Depp |
|
7 |
Lauren Graham |
|
8 |
Paul Newman |
|
9 |
Jessica Alba |
|
10 |
Miley Cyrus |
|
11 |
Robert Redford |
|
12 |
Paris Hilton |
|
13 |
Lindsay Lohan |
|
14 |
Tom Hanks |
|
15 |
Tom Cruise |
|
16 |
Leonardo DiCaprio |
|
17 |
George Clooney |
|
18 |
Russell Crowe |
|
19 |
Salma Hayek |
|
20 |
Halle Berry |
|
21 |
Tyler Perry |
|
22 |
Nicolas Cage |
|
23 |
Scarlett Johansson |
|
24 |
Vin Diesel |
|
25 |
Al Pacino |
|
26 |
Bill Murray |
|
27 |
Pamela Anderson |
|
28 |
Clint Eastwood |
|
29 |
Matthew McConaughey |
|
30 |
John Cusack |
|
31 |
Mel Gibson |
|
32 |
Oprah Winfrey |
|
33 |
Bruce Willis |
|
34 |
Meg Ryan |
|
35 |
Drew Barrymore |
|
36 |
Alec Baldwin |
|
37 |
Ron Howard |
|
38 |
Robert De Niro |
|
39 |
Bonnie Hunt |
|
40 |
Jerry Bruckheimer |
|
41 |
Patrick Swayze |
|
42 |
Eddie Murphy |
|
43 |
Ben Stiller |
|
44 |
Samuel L. Jackson |
|
45 |
Gerard Butler |
|
46 |
Forest Whitaker |
|
47 |
Quentin Tarantino |
|
48 |
Jennie Garth |
|
49 |
Spike Lee |
|
50 |
Donnie Wahlberg |
|
51 |
Jodie Foster |
|
52 |
Will Smith |
|
53 |
J.J. Abrams |
|
54 |
Shia LaBeouf |
|
55 |
Gary Oldman |
|
56 |
Kim Kardashian |
|
57 |
Kelsey Grammer |
|
58 |
Sandra Bullock |
|
59 |
Jet Li |
|
60 |
Jennifer Love Hewitt |
|
61 |
Dennis Quaid |
|
62 |
Nicole Richie |
|
63 |
Josh Brolin |
|
64 |
Kiefer Sutherland |
|
65 |
Ed Harris |
|
66 |
Richard Gere |
|
67 |
Ice Cube |
|
68 |
John Malkovich |
|
69 |
Carla Gugino |
|
70 |
Wesley Snipes |
|
71 |
Dwight Yoakam |
|
72 |
Denzel Washington |
|
73 |
Steven Spielberg |
|
74 |
Ben Affleck |
|
75 |
Jennifer Lopez |
|
76 |
Michael Cera |
|
77 |
Steve Buscemi |
|
78 |
Adam Sandler |
|
79 |
Martin Lawrence |
|
80 |
Jackie Chan |
|
81 |
Ricky Gervais |
|
82 |
Scott Bakula |
|
83 |
Don Cheadle |
|
84 |
Sylvester Stallone |
|
85 |
Christian Slater |
|
86 |
Vincent D'Onofrio |
|
87 |
Kate Winslet |
|
88 |
Harvey Keitel |
|
89 |
Jeff Probst |
|
90 |
Eric Stoltz |
|
91 |
Sally Field |
|
92 |
Ralph Fiennes |
|
93 |
Guy Ritchie |
|
94 |
Robin Williams |
|
95 |
Charlie Sheen |
|
96 |
Ridley Scott |
|
97 |
Morgan Freeman |
عکس از : غلامرضا نعمت پور
درخت شب به نویسندگی و کارگردانی فرود عوض پور در پاسگاه کاکارضا واقع در سی کیلومتری خرم آباد تصویربرداری شد . این فیلم که مرحله تصویربرداری آن به تازگی به پایان رسیده است به موضوع موسیقی می پردازد . عوامل این فیلم عبارتند از :
نویسنده و کارگردان : فرود عوض پور
تصویربردار : پیام عزیزی
صدابردار : غلامرضا نعمت پور
منشی صحنه : مرتضی قربانی
بازیگران : جمشید رحیمی - امین ساکی - عبدی فلاح - سید نوری موسوی
عکس از : غلامرضا نعمت پور
به زودی گفتگویی با این فیلمساز لرستانی در خصوص فیلم جدیدش ترتیب خواهیم داد.