تبليغاتX
وبلاگ سينمايي كلاكت
 
وبلاگ سينمايي كلاكت
 
 
مروري بر سينماي لرستان
 
با سلام به تمام عزیزان

نمایشگاه عکس دوست هنرمندمان جناب آقای رشیدی در محل دانشگاه لرستان با عنوان (( محرومیت مسئولیت ))برپا شده از علاقمندان دعوت می شود تا از این نمایشگاه زیبا دیدن فرمایند. تلاش این دوست عزیز که در رشته فیلمسازی هم دستی دارند و دوستانش در برگزاری این نمایشگاه ستودنی است.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 29 مهر1387ساعت 7:47 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

بسمه تعالی

بی شک برگزاری جشنواره ها با تمام مشقاتش می تواند عاملی برای پویایی و حرکت فیلمسازان باشد . فیلمسازانی که اکثرا با عشق و حوصله گام در این وادی نهاده اند و ممارست و پشتکارشان تنها معلم آنهاست .

امروزه انیمیشن به عنوان هنری پر مخاطب ، به سرعت جایش را در بین علاقمندان ، هنردوستان و اقشار مختلف جامعه باز می کند و این صنعت هنر را جایگاه خاص بخشیده ، که همین عامل مسئولیت هنرمندان این رشته را صد چندان می کند.

هیات داوران جشنواره پویانمایی (( حرکت )) متشکل از علی اکبر صادقی ، سعید توکلیان و سید غلامرضا نعمت پور پس از بازبینی ، بحث و تبادل نظر آثار راه یافته به این جشنواره ضمن اعلام برترینهای این جشنواره برخود واجب دانستند تا نکاتی را یاد آوری نمایند .

1- سینما و تلویزیون رسانه ای تاثیرگذار و هدایت کننده است و در بیننده خود سلیقه ای عمیق ایجاد می کند . فیلمسازان ما باید بتواند با توجه به نیازهای اجتماعی و آشنایی با شیوه های مختلف بیانی ، مخاطب را به سمت آرمانهای انسانی هدایت کند.

2- مراکز هدایت کننده رسانه ای و تاثیرگذار، بایداهداف خود را برای هدایت جامعه به مسیر توسعه و فرهنگ مد نظر، به طور روشن وبا وجوه مختلف به فیلمسازان خود گوشزد نمایند و شیوه های بیانی را ابتدا خود تجربه و در اختیار فیلمسازان قرار دهند.

3- آثار اندکی از فیلمهای راه یافته به بخش مسابقه جشنواره حرکت ، شرایط فنی و پشتیبانی حرفه ای نمایش در سینما و تلویزیون را دارا بودند. پس بهتر است هنرمندان با اشراف بیشتر بر مسائل فنی و نرم افزاری به تولید آثار فاخر و ماندگار اقدام نمایند

4- وجود کارگردان هنری مشرف بر اصول زیبایی شناسی در کنارسایر اعضاء می تواند تاثیر به سزایی در ماندگاری اثر و تاثیر گذاری آن داشته باشد .

5- فیلمسازان باید به اندازه ای حمایت شوند تا مجبور به اطاله کلام نباشند و انیمیشن را با ایجاز و خصوصیات ویژه فیلم کوتاه حفظ کنند و به پایان برسانند.

6- پرهیز از موضوعات کلیشه ای

7- تجهیزات باید به روز باشد و کاربران نبز باید بر ابزار خویش مسلط باشند ، همچنین آموزشهای پیاپی از ملزومات پیشرفت این صنعت هنر می باشد .

8- سخن آخر ، از خصوصیات جشنواره های منطقه ای ویژگیهای بومی ، قومی و فولکلور آن منطقه است . امید است با گرایش به فرهنگ اصیل بومی ، سعی در حفظ و اشاعه وجوه مثبت این فرهنگ ها در منطقه ی جغرافیایی پهناورتر باشیم .

 

 

 اهداء جوایز جشنواره (( حرکت ))

هیات داوران جشنواره پویانمایی (( حرکت ))

علی اکبر صادقی ، سعید توکلیان ، سید غلامرضا نعمت پور

آراء هیات داوران جشنواره منطقه ای فیلم پویانمایی (( حرکت ))

هیات داوران ضمن بررسی ، نقد و تبادل نظر آثار راه یافته به بخش مسابقه جشنواره پویانمایی حرکت آراء خود را به شرح ذیل اعلام میدارد .

 

1- جایزه بهترین فیلمنامه :

تندیس جشنواره ، لوح تقدیر و مبلغ 5000000 ریال وجه نقد اهدا میشود به آقای جلال نعیمی نویسنده فیلم (( پله پله تا ماه ))

2- جایزه بهترین ایده :

تندیس جشنواره ، لوح تقیر و مبلغ 5000000 ریال وجه نقد اهدا میشود به آقای سید عباس شفیعی نویسنده فیلم (( باد مارا خواهد برد ))

3- جایزه بهترین انیماتور:

تندیس جشنواره ، لوح تقیر و مبلغ 5000000 ریال وجه نقد اهدا میشود به سرکار خانم هدی مکرمی بخاطر فیلم (( من اونو میخوام ))

4- جایزه بهترین فضا سازی :

تندیس جشنواره ، لوح تقیر و مبلغ 5000000 ریال وجه نقد اهدا میشود به آقای حمیدرضا گودرزی بخاطر فیلم (( خانه تعادل ))

5- جایزه بهترین صداگذاری :

تندیس جشنواره ، لوح تقیر و مبلغ 5000000 ریال وجه نقد اهدا میشود به آقایان رامین رهبر و علیرضا عین القضاتی بخاطر فیلم (( رسول مهر))

6- جایزه بهترین کارگردانی :

تندیس جشنواره ، لوح تقیر و مبلغ 5000000 ریال وجه نقد اهدا میشود به آقای امین منتظری کارگردان فیلم (( پلاک 121 ))

 

7- جایزه ویژه :

هیات داوران بخاطر قدردانی از زحمات فیلمسازان و تشویق برای تولید هنرمندانه تر اثر، جایزه خود را مشترکا ، به سه اثر در خور اعتنای جشنواره اهداء می کند :

الف )هارمونی به کارگردانی سرکارخانم پگاه خرم آبادی

ب ) مورچه کارگر به کارگردانی آقای امین صادق وند

پ ) کله کدو به کارگردانی آقای سعید پنجی

8- جایزه بخش ویژه جشنواره به مناسبت سال شکوفایی و نوآوری با عنوان نوآوری و شکوفایی در تکنیک و خلق اثر :

تندیس جشنواره ، لوح تقیر وسه سکه بهار آزادی اهدا میشود به آقای امین منتظری بخاطر فیلم (( پلاک 121 ))

9- جایزه بهترین کارگردانی :

تندیس جشنواره ، لوح تقیر و مبلغ 10000000 ریال وجه نقد اهدا میشود به سرکار خانم هدی مکرمی بخاطر فیلم (( من اونو می خوام ))

 

 

 

والسلام

هیات داوران جشنواره فیلم پویانمایی (( حرکت ))

علی اکبر صادقی - سعید توکلیان - سید غلامرضا نعمت پور

 |+| نوشته شده در  شنبه 27 مهر1387ساعت 1:57 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
جشنواره پویانمایی حرکت عصر روز پنجشنبه با معرفی برگزیدگان خود به پایان رسید . اینم گزارش تصویری حرکت . برای دیدن عکسها به قسمت (( بقیش رو بخون )) مراجعه کیند.

عکس از : سید مصطفی جهانبخت

برگزیده های جشنواره (( حرکت ))


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه 26 مهر1387ساعت 3:13 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
با سلام به دوستان عزیز

شما هم نویسنده سرزمین سینما باشید! | نویسنده محسن | ۲۵ مهر ۸۷

میخوام یه سایت بسیار زیبا و حرفه ای درباره سینما رو به شما معرفی کنم . در این سایت مطالب بسیاری متنوع و مفیدی در خصوص سینما و اطلاعات و اخبار سینمای ایران و جهان وجود داره . حتما سری به سایت سرزمین سینما   بزنید .

 

 

مطمنم مطالب زیادی می آموزیم

 |+| نوشته شده در  جمعه 26 مهر1387ساعت 8:3 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

تلويحا اعلام شد

مهاجرت گلشيفته فراهاني به آمريكا

 

 

 

گلشيفته فراهاني و لئوناردو دي كاپريو در نمايي از فيلم

:: گلشيفته فراهاني و لئوناردو دي كاپريو در نمايي از فيلم "مجموعه دروغ ها" ساخته ریدلی اسکات ::

گلشيفته فراهاني بازيگر سينماي ايران در مصاحبه‌ي با يك روزنامه‌ي آمريكايي تلويحا اعلام كرد كه از ايران مهاجرت كرده است.

او كه در مراسم اكران فيلم «مجموعه دروغ‌ها» در نيويورك‌ حضور داشت گرچه از عشق و علاقه‌اش به ايران سخن گفت، اما به روزنامه‌ي «نيويورك ديلي نيوز» اعلام كرد: «مي‌خواهم در اينجا (آمريكا) بمانم. من براي فيلم «شاهزاده فارسي» فرصت تست بازي را از دست دادم، اما ديگر نمي‌خواهم چنين فرصت‌هايي را از دست بدهم.»

بازيگر فيلم «ميم‌ مثل مادر» كه به‌همراه همسرش، «امين مهدوي» در فرانسه زندگي مي‌كند، در فيلم «مجموعه دروغ‌ها» ساخته «ريدلي اسكات» نقش پرستاري به‌نام «عايشه» را در مقابل «لئوناردو دي‌كاپريو» بازي مي‌كند.

فراهاني درباره دي‌كاپريو گفت: «دي‌كاپريو خارق‌العاده بود. او كمك زيادي به من كرد. اگر او نبود، بازي در اين فيلم براي من بسيار دشوارتر مي‌بود. او نه تنها يك بازيگر بزرگ، كه يك انسان بزرگ است.»

فيلم «مجموعه دروغ‌ها» به كارگرداني «ريدلي اسكات» و نقش‌آفريني «لئوناردو دي‌كاپريو» و «راسل كرو» روز يكشنبه در مركز لينكولن نيويورك براي اولين‌بار اكران شد.

«دي‌کاپريو» در اين فيلم نقش «راجر فريس»، مامور سازمان اطلاعات جاسوسي آمريكا که به اردن فرستاده مي‌شود و «راسل کرو» نقش «اد هافمن» که با «فريس» همکاري مي‌کند، را بازي كرده‌اند.

فيلم «مجموعه دروغ‌ها» پيش از آمريكا، روز پنج‌شنبه در استراليا اكران مي‌شود و پس از آن در كانادا، ونزوئلا، روسيه، كره‌جنوبي، مصر و لهستان به‌روي پرده سينماها خواهد رفت. برنامه‌ي اكران اين فيلم در ماه نوامبر نيز با نمايش در كشورهاي اسپانيا، فرانسه، سوئد، بلژيك، آلمان، يونان، اتريش و چندين كشور ديگر ادامه خواهد يافت.

اين فيلم در شصت‌وپنجمين جشنواره فيلم ونيز در بخش خارج از مسابقه حضور داشت و براي مراسم اختتاميه‌ دومين جشنواره فيلم خاورميانه در ابوظبي امارات نيز انتخاب شده است.

دیدار خودمانی با گلشیفته فراهانی


در تماس تلفنی با امین، شوهر گلشیفته قرار ملاقاتی در منطقه 6 پاریس در کافه ای در میدان سن سولپیس گذاشتیم. از همه جا صحبت کردیم و لابه لای حرف‌مان در همین جلسه و همط و در جلسه بعدی – سه شنبه 22 سپتامبر- راجع به فعالیت‌هایش و به ویژه در همین فیلم صحبت کردیم . اصلا مصاحبه‌ای در کار نبود، برای پاسخ به کنجکاوی‌های من، هر دو ، امین و گلشیفته، پاسخ می دادند.
پرسیدم شنیده‌ام مشکلاتی برای خارج‌شدن شما از ایران وجود داشت و آن‌ها پاسخ دادند «به هیچ عنوان؛ ما با پاسپورت‌های خودمان و به طور قانونی از تهران به سوی اروپا آمدیم و حالا هم این‌جا هستیم و قرار است برای افتتاحیه فیلم که چهارم اکتبر در نیویورک برگزار می‌شود و هنرپیشگان فیلم در این مراسم حضور دارند، شرکت کنیم.
می پرسم كه آیا فیلم را دیده اید؟ و پاسخ می دهند: نه، سخت منتظر دیدن آن هستیم. بعد از آن می پرسم چطور شد که در این فیلم هالیوودی نقش مهمترین زن آن بر عهده شماست و چطور با کار شما آشنا شدند؟ می گوید: ما برای فیلم «سنتوری» که قرار بود در آمریکا به نمایش عمومی در آید به آن‌جا سفر کرده بودیم که عملا این فیلم به نمایش در نیامد، اما ناگهان از سه منبع مختلف با ما تماس گرفتند که ریدلی اسکات علاقه مند است شما را ببیند و بعد از آن هم مسئولان کمپانی وارنر ما را دیدند.
كنجكاوم بدانم از کجا با کارهای قبلی شما آشنایی داشتند؟ و گلشیفته فراهانی جواب می‌دهد یکی از مسئولان کستینگ (مسئول بازیگریابی) فیلم «بوتیک» را دیده آن‌ها حتی به من گفتند از بین هنرپیشه‌های زن ایرانی هم دو سه نفری را در نظر داشتند اما در ملاقاتی که با شخص ریدلی اسکات داشتیم، حس کردم که انتخاب خود را کرد، بدون این‌که در همان لحظه چیزی بگوید. می پرسم آیا برای شرکت یک بازیگر ایرانی در یک فیلم خارجی قانون یا قاعده خاصی هست؟ و او می گوید تا جایی که من می دانم، نه اما طبیعی است كه وقتی یک بازیگر زن ایرانی از ایران می آید، خودش همه مسائل را مراعات می کند.
به هر حال ریدلی اسکات کارگردان مهم معتبر و در سینمای هالیوود متفکر است و آثار با ارزشی ساخته است. شما درکنار لئوناردو دی کاپریو بازی کردید و این چیزی است که بسیاری از بازیگرهای جهان آرزوی آن را دارند. فکر می کنید مدت زمان بازی شما در فیلم چند دقیقه است؟
می گوید: واقعا نمی دانم
به آن‌ها پیشنهاد می‌دهم كه یکی از دوستان من با مسئولان کمپانی وارنر در فرانسه بسیار دوست است. می خواهی تلفن بزنم تا ترتیب نمایش خصوصی این فیلم را قبل از رفتن به آمریکا برایت بدهد؟ با خوشحالی استقبال می کند. من به آقای «پی یر» تلفن می زنم و سرانجام از طرف او با مسئول مطبوعاتی این کمپانی در پاریس مسئله را در میان می گذارم. او با خوشحالی قبول می کند. با آمریکا تماس می گیرد تا سریعا یک کپی از فیلم به فرانسه ارسال شود. نمایش عمومی این فیلم در فرانسه چند ماه دیگر خواهد بود.

***

در این فاصله، روزنامه های فرانسوی را نگاه می کنیم، در روزنامه لیبراسیون، هفته نامه ال و ... راجع به هنرپیشه ایرانی (گلشیفته فراهانی) که مورد توجه هالیوود قرار گرفته، مطالبی نوشته اند.
به گلشیفته می گویم آیا می توانم از تو یک قرار ملاقات برای گفت و گو و مصاحبه مطبوعاتی بگیرم. می گوید: من مصاحبه نمی کنم (نمی فهم که شوخی بود یا جدی) می گویم: پس به اتفاق همسرت امین برویم شام بخوریم. از در منزل که خارج می شویم ، امین می گوید: آیا تو آقای دومنیک بسنآر را می شناسی؟ می گویم: او یکی از دو آژانس بزرگ هنرپیشگان مهم فرانسه است، چطور مگه؟
می گوید: چون فردا قرار است با هم نهار بخوریم. در خواست کرده گلشیفته را ببیند. می‌گویم: پس نان‌تان توی روغن است !
پس ما شام را روزی دیگر ، شبی دیگر خواهیم خورد... در خیابان شانزلیزه از همدیگر جدا می شویم تا وعده قرار بعدی را بگذاریم.

محمد حقیقت – پاریس

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 8:0 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

 

درج آگهی در وبلاگ شما پرداخت پول از ما

جشنواره منطقه ای  فیلم حرکت امروز افتتاح شد.

دومین جشنواره منطقه‌ای فیلم‌های پویانمایی «حرکت» با مضامین دینی، اخلاقی واجتماعی 24 و 25 مهر در تالار شهید آوینی مجتمع فرهنگی ـ هنری ارشاد اسلامی شهر خرم‌آباد برگزار شد.در مدت ارسال فراخوان جشنواره که از تیر امسال آغاز و تا20 شهریور تمدید شده بود، 92 اثر انیمیشن از هنرمندان ایلام، همدان، خوزستان، کرمانشاه، مرکزی و لرستان به دبیرخانه جشنواره ارسال‌شد که هیئت انتخاب متشکل از سید سیامک موسوی ، پگاه خرم آبادی و سید غلامرضا نعمت پور در مرحله اول بازبینی 37 اثر را انتخاب و برای رقابت در مرحله نمایی معرفی کردند و در مرحله نهایی فیلمها توسط دکتر سعید توکلیان ، علی اکبر صادقی و سید غلامرضا نعمت پور داوری شدند که فردا ۲۵ مهرماه اسامی آنان در مراسم اختتامیه این جشنواره اعلام خواهد شد.

26 کارگردان و هنرمند در این جشنواره حضور دارند که در روز اختتامیه برگزیدگان بهترین کارگردانی، نویسندگی، انیماتور، ایده، فضاسازی، تدوین و انیمیشن برتر در بخش ویژه جشنواره معرفی خواهند شد.

این جشنواره دومین دوره خود را نیز به کوشش حوزه هنری استان لرستان رقم می‌زند.


کارگاه اموزش فیلمسازی روز پنجشنبه و جمعه ۲۴ و ۲۵ مهرماه برنامه جنبی دیگری است که با حضور آقای حسن نجفی برگزار میگردد.

حسن نجفی عنصرودی

  تاريخ و محل تولد
بيست و پنجم شهريور ماه سال 1345
تبريز
نام اصلي: حسن نجفي

 زندگينامه  

حسن نجفي در سال 1345 در تبريز متولد شد. او فعاليت هنري خود را با داستان نويسي آغاز كرد و در سال 1357 اولين حضور خود را در تئاتر تجربه كرد. در سال 1362 با نمايش «نيستان اول» كار حرفه اي تئاتر را آغاز كرد و در سال 1364 اولين فيلم كوتاه مستند خود را ساخت. پس از سال هاي 76-71 به اجراي خياباني تئاتر، ساخت كليپ، و تله تئاتر پرداخت كه حائز چند جايزه نيز شد. او همچنين از سال 1373 كار در تلويزيون را نيز آغاز كرد و با مجموعه ي: «بمان و با من بخوان»، «سرزنش»، «پاتوق»، «ميقات» و «آبي آفتابي» به ادامه فعاليت هنري خود پرداخت. نجفي در سال 1376 به عرصه سينما راه يافت و در فيلم «تولد يك پروانه» در سمت دستيار كارگردان به ايفاي نقش پرداخت. لازم به ذكر است كه او صاحب تأليفات متعددي همچون: «زوزه»، «حنانه»، «آگراند سيمان» و مجموعه داستان «و چراغ همچنان قرمز است» نيز مي باشد.

سهم گمشده ( ۱۳۸۶)
 كارگردان :
 حسن نجفي
 نويسنده :
 حسن نجفي
 

خلاصه داستان : مادرم وقتي گيسهاي بلندم را مي بافت قصه هايش غصه مي شدند، يك روز مادرم مرا صدا زد براي اين كه گيس هاي بلندم را ببافد، قصه آن روز او زندگي من بود.... بيشتر
مشخصات ديگر فيلم
 
مدت فيلم  .... 90  دقيقه
كشور .... ايران
زبان .... فارسي
رنگ .... رنگي
صدا .... Mono

ایشان همچنین به عنوان دستیار کارگردان فیلمهای بید مجنونُ باران ُ جنگجوی پیروز و تولد یک پروانه حضور داشته و در عرصه بازیگری نیز در فیلم براده های خورشید به کارگردانی محمد حسین حقیقی فعالیت داشته اند.

حسن نجفی در چندین جشنواره مختلف نیز به امر داوری پرداخته است .


 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 1:46 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

18 فیلم مستند به بخش اصلی مسابقه چهارمین جشنواره رویش راه یافتند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» ستاد خبری چهارمین جشنواره فیلم کوتاه دینی رویش اعلام کرد350 عنوان فیلم کوتاه مستند توسط بهرام توکلی، محمدعلی باشه آهنگر، پیروز کلانتری، حسن نجفی و عزیزاله حاجی مشهدی بررسی شدند و از میان آنها 18 مستند کوتاه توانستد در رقابت بخش اصلی چهارمین جشنواره رویش جای گیرند.
فیلم‌های راه یافته به بخش اصلی مسابقه عبارت‌اند از: زمزمه سکوت (علی ظریفیان)، روزی در بازار (جلال مهمان‌نواز)، نوای عشق (مهدی‌علی خروش نوری اسکویی)، نقش جان (علیرضا سبحانی)، چهل منبر (حمیده شریفی‌راد)، فصل وصل (پنا‌ه بر خدا رضایی)، صبر ایوب (وحید زارع‌زاده)، خاکستر حضور و چیزی بالاتر از عشق (قربانعلی طاهرفر)، آوازهای روزگار من (قاسم اسماعیلی دهکردی)، حسام‌الدین مرجایی (عبداله عزیزی)، هه‌وار و بیری (کامران حمزه‌آقایی)، نور مقدس (سعادتعلی سعید پور)، نخل درخت زندگی (علیرضا دهقان)، چایخانه (رضا شیخلانی)، وحی (صمد اسکندری)، مسیر سرد خون (امیر مهران)، رقص‌های طلایی (علی کلانتری).
چهارمین جشنواره سراسری فیلم رویش از 6 تا 9 آبان در مشهد برگزار می‌شود.

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 23 مهر1387ساعت 6:9 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

                                                  درج آگهی در وبلاگ شما پرداخت پول از ما

فیلم‌های راه یافته به دو بخش ویژه بیست و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشنواره، فیلم‌های کوتاهی از شهرهای تهران، مشهد، تبریز، اهواز، تالش، بابل، لرستان، كرمانشاه، رفسنجان و قم بخش ویژه سی‌امین سالگرد انقلاب اسلامی به نمایش درمی‌آیند.

به سوی فرار (عبدالحمید ارجمند)، رویانا (سیدعباس ضیایی هاشمیان مقدم)، آل گوش (قربانعلی طاهرفر)، ریشه در خاك (حبیب باوی ساجد)، زندگی آن‌سوی مه (بهزاد رسول‌زاده)، سانا (محمدحسین مهدویان)، انتقال نفت در لرستان (حسین سپهوند)، قصر شب (عباس امینی)، محكوم (مهدی بوستانی)، دیدار (كاوه قهرمانی)، آینه (علی خسروی)، قاچ (میثم امینی)، پلاك ‌١ (صفیه پروین)، اول ‌٥٩ (نصرت كریمی)، هدیه‌ای برای تو (عباس حسنی‌پور) و خانه پدری (داود جلیلی) آثار پذیرفته شده در این بخش هستند.
همچنین در بخش مسابقه ویژه میراث نبوی این آثار با یکدیگر رقابت می‌کنند: پرده (مصطفی حیدری)، آهنگ ابدیت (عباس صالح مدرسه‌ای)، صبر ایوب (وحید زارع‌زاده)، تعزیه در كویر (علی مهاجران)، دریای نور (عاطفه خادم‌الرضا)، فصل وصل (پناه برخدا رضایی)، آخرین وداع (امیررضا قوشی)، سند آزادی (محسن خانجهانی)، لعبتكان (نبی میرزایی)، خانه فاطمه كجاست (فریدون نجفی)، كسی در راه است (آرمین و آبتین حشمتی)، نردبان (روح‌ا... سهرابی)، خورشید دوباره می‌دمد (روح‌ا... سهرابی)، لحظه دیدار (سید حمید طاهری)، وقت دیدن رویا (علی شاهیده)، در این نزدیكی (امید وفایی)، نسیم (هاجر قهرمانی) و نزدیك‌تر از نفس (آرش عباسی) از شهرهای تهران، مشهد، گناباد، اصفهان، شهركرد، قم، كاشان و ملایر.

آثار مسابقه اصلی جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند

55 فیلم کوتاه داستانی به به بخش مسابقه اصلی بیست‌وپنجمین جشنواره فیلم كوتاه تهران راه یافتند.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» این فیلم‌ها از استان‌های قم، كرمان،‌ فارس، تهران، كردستان، خوزستان، گلستان، مركزی، هرمزگان، سنندج، خراسان جنوبی، خراسان شمالی، اردبیل، یزد، خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان، ایلام، كهگیلویه و بویراحمد، همدان برای رقابت در بخش داستانی مسابقه اصلی سینمای ملی پذیرفته شده‌اند.
دندان آبی (هومن سیدی)، ره‌سپران (رهبر قنبری)، آن زن (سیامك كاشف آذر)، درو باز كن (مرتضی علی عباس میرزایی)، آشوب (بابك بهرام بیگی)، روی موج سرما (محمد جعفری)، بهار (فرزانه فرشاد)، آسانسور (سید محمدحسین محجلین)، فصل پنجم (مریم عبدلی)، عكس (انیس حسینی‌نژاد)، ترس و پرسه (رضا نوروزی گوهر)، اینجا تهران است صدای... (انوشیروان مسعودی)، پژواك سكوت (مژده كارگر)، چشم سوم (آوا فیاض واثقی)، رنگ آخر (روح‌الله مسرور)، خداحافظ دره سرسبز (دانش و بابك صلواتی)، نوروز امسال (دانش و بابك صلواتی)، كمی آن‌سوتر (محمد عرفان عامی)، تازه بوك (ناجیه سلیمی)، هفت و هفت ثانیه (فرهود بحری كرمی)، در دوردست (علیرضا احمدی)، پنجره (اكبر شهبازی)، فیلم كوتاه (علی نجاری)، ترانه باران (جعفر نورمحمدی)، درد سر غیرمجاز (احمد گلزاریان)، رستاخیز (پیمان ماندگار)، زمان می‌ایستد (امیر قشلاقی پریدری)، آن گل آفتابگردان (نادیا معقولی)، ... عزیز (سیدرضا رضوی)، ‌٦/٣ (نیما عباسپور)، نفس (پژمان بازغی) همه چیز سرجاشه (میلاد ثابت‌كار)، به رنگ قرمز (علی مرادی)، پیرمردها نمی‌میرند (رضا جمالی)، فصل (محمد نوری)، مردی كه نمی‌شناسم ... (آیدا تاتاری)، دان (حسین ریگی لادز)، ایستگاه اتوبوس (محمدرضا حاجی غلامی)، فلس (مرتضی فرشباف و آناهیتا قزوینی‌زاده)، خیال سست یكی تلنگر (مهدی شیری)، من تا من (مهرداد راستگو گنجه)، آن مرد (بهروز قبادی)، صدای امید (مجید محرابی)، مادرهای برفی (پیمان نهان قدرتی)، آغازی دوباره (كریم عظیمی)، بارون روی شیشه (عباس روزبهانی)، پنجره (مهدی جعفری)، نقطه شك (علی نعمت‌اللهی)، درختان در پاییز شكوفه می‌دهند (مجید فتحی)، برفك (نقی نعمتی) مشیر سیگار تو خاموش كنی (عرفان كریمی و امیرمسعود حسینی)، صدای بال پروانه (جواد نادری)، ماندن به ناگزیر (میثم شاه‌حسینی)، نت هشتم (احسان توكلی) و تاج خروس (آیدا پناهنده) فیلم‌های پذیرفته شده در مسابقه اصلی بخش سینمای ملی جشنواره هستند.
بهرام عظیمی، علی‌اكبر قاضی‌نظام، تهماسب صلح‌جو، سعید پوراسماعیلی و فریدون حسن‌پور انتخاب فیلم‌های داستانی و انیمیشن جشنواره را بر عهده داشتند.
بیست و پنجمین جشنواره فیلم كوتاه تهران از 22 تا 27 آبان در تهران و پنج استان دیگر كشور برگزار می‌شود.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 


                                                             

لئوناردو دی کاپریو: گلشیفته یک بازیگر خارق العاده است  لئوناردو دي کاپريو: گلشيفته يک بازيگر خارق العاده است

برخورد لئوناردو دي کاپريو با گلشيفته فراهاني در فيلم هنگامي رخ مي دهد که شخصيت راجر فريس مامور اطلاعاتي بلندپايه سيا در جريان ماموريتش براي به دام انداختن تروريست معروف «سليمان» مجروح مي شود و در کلينيکي که فراهاني در آن کار مي کند بستري مي شود. ريدلي اسکات کارگردان معروف فيلم درباره نحوه انتخاب فراهاني براي نقش عايشه گفت؛ «ما خيلي خوشبخت بوديم که او را به دست آورديم. گلشيفته يکي از مهم ترين بازيگران زن ايراني است. من او را نخستين بار در يک نوار ويدئويي که فيلمي از او داشت، ديدم که بسيار تاثيرگذار بود. بسيار فوق العاده و يک بازيگر کلاسيک کامل بود.
بعد سرانجام توانستيم او را از نزديک ببينيم. انرژي خاصي داشت که توصيفش مشکل است.» اسکات با اين توصيف که «از او انرژي و شور خاصي تراوش کرد» از زيبايي خاص فراهاني و اينکه «دوربين واقعاً او را دوست دارد» صحبت مي کند. فراهاني هم در اين گفت وگو که امانوئل لوي آن را انجام داده است در توصيف شخصيت عايشه مي گويد؛ «عايشه يک پرستار است اما عملاً به اندازه يک پزشک آگاهي دارد. در آغاز او فريس را جالب مي يابد اما به صورت جدي به او توجه نمي کند. وقتي کشف مي کند که او يک قلب رئوف دارد به خودش اجازه درگيري بيشتر مي دهد.»
امانوئل لوي در گزارش اش اين نکته را مورد تاکيد قرار داده که ويژگي هاي مذهبي مسلمانان بر ارتباط بين شخصيت هاي فريس و عايشه سايه افکنده و سازندگان فيلم نيز اين نکته را مورد توجه قرار داده اند. آنچنان که شخصيت عايشه با بازي فراهاني از تماس با دي کاپريو خودداري مي کند. در اين باره ريدلي اسکات توضيح داده است؛ «فريس حتي نمي تواند با عايشه دست بدهد چون مي داند که اين موضوع مي تواند براي او خيلي بد باشد.»
در ادامه گزارش صحبت هاي لئوناردو دي کاپريو درباره گلشيفته آمده که در نوع خود جالب است. دي کاپريو گفته است؛ «گلشيفته يک بازيگر خارق العاده است. بخشي از ناآگاهي او نسبت بر روابط زنان و مردان در فيلم هاي غربي بر روابط فريس و عايشه سايه افکنده که او به خوبي از عهده اجراي آن برآمده است. فريس احساس نزديکي بسيار زيادي به عايشه دارد.

گلشیفته در تازه ترین مصاحبه ی ویدئویی اش در نیویورک با انگلیسی روان از زیبایی خاورمیانه و تبحر ریدلی اسکات یاد می کند. او در دیگر مصاحبه هایش خبر منعِ خروج اش از ایران در اواخر مردادماه گذشته و احضار به دادگاه را تأیید کرده و گفته است که جلوگیری از خروج او باعث شده تا امکانِ حضور در یک فیلم هالیوودی دیگر به نام «شاهزاده ی پارس» را از دست بدهد. گلشیفته همچنین گفته است فعلاً قصد ندارد به ایران بازگردد.

 

                                                      

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 7:11 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

                                 

 

 

مکعب غواصی و پروانه(The Diving Bell & the Butterfly)

کارگردان: جولیان اشنایبل / فیلمنامه: رونالد هاروود / مدیر فیلمبرداری: ژانوس کامینسکی / تدوین: ژولیت ولفلینگ / موسیقی متن: پل کنتلون / بازیگران: متیو آمالریک، امانوئل سینگر، ماریا خوزه کروز، ماکس فون سیدو / محصول: فرانسه، آمریکا / مدت زمان: 112 دقیقه

 

خلاصه داستان

مکعب غواصی و پروانه داستان اعجاب برانگیزی درباره مردی موفق در کار و زندگی است. مردی که همه او را می شناسند و محبوبیت بسیاری بین مردم دارد. ولی ناگهان روزی تقدیر از او روی بر می گرداند و در سن 43 سالگی سکته مرگباری را می کند، که موجب می شود تا تمام اجزای بدنش از حرکت باز می ایستد و قادر به ارتباط با دنیای اطرافش نیست.  ژآن دومنیک که فقط پلک چشم چپش هنوز از کار نیافتاده است، به وسیله آن و با روشی پیشنهادی به وسیله پزشکان قادر می شود که ارتباط برقرار کند. او با همین پلک کتابی به نام قفس غواصی و پروانه می نویسد و تنها مدتی قبل از مرگ او در سن 45 سالگی انتشار می یابد. فیلم قفس غواصی و پروانه اقتباسی است از آن کتاب و زندگی ژان دومنیک بابی که به طور بسیار هنرمندانه ای ساخته شده است.

مکعب قواصی و پروانه ها                                                                             

                     (( ژان دومنیکو بابی )) در حادثه ای کاملا فلج شده و بعد از هفته ها به طرز معجزه آسایی از کما خارج میشود و به سختی چشم می گشاید . چشم گشودنی که شبیه تولد نوزاد است . پزشکان و پرستاران سخت نگران وضع جسمانی جین هستند. او به شدت آسیب دیده و قدرت تکلم و شنوایی اش را از دست داده . جین بی هیچ حرکتی روی تخت بیمارستان دراز کشیده است و جز حرکت مردمکهای چشمش هیچ حرکتی را توانا نیست . انسانی که پس از بستن یکی دیگر از چشمانش دنیا را فقط از یک روزنه چشمش میتواند نظاره کند. جین جسدی است که نفس میکشد و صدای فریادش را هیچ یک از اطرافیانش نمی شنوند . او شبیه کوه یخی است که از هم فرو پاشیده و صلابتش را از دست داده است . پرستاران راه ارتباطی تازه ای را به او می آموزند . آنان حروف الفبا را تلفظ میکنند و جین با تایید پلکش حروف را جان  می بخشد و کلمه میسازد . او را خالق کلمات میتوان نامید . روزنه امیدی شکل میگیرد و کلمات دست به دست هم میدهند تا دنیای درون او را به مخاطبش نشان دهد . دنیایی که بزرگتر از هر اقیانوس است . امید به زندگی در او جان می گیرد . جین جسدی است که از تمام زنده ها شوق بیشتری به زندگی دارد . 

              
او میخواهد به تعهدش عمل کند و آن به پایان رساندن یک کتاب است. کتابی که ناشرش بی صبرانه در انتظار چاپش به سر میبرد . کتابی که بهانه ایست برای نابودی نا امیدی .           
داستان (( مکعب قواصی و پروانه ها )) داستان امید است و جین چه زیبا دوست داشتن را می سراید او برای بیان درونیاتش صبوری و تحمل پرستاری را می ستاید که فرشته وار در کنار اوست . حروف الفبا در کنا هم و با تلفظ پرستار و تایید پلک  جین به صف می ایستند و جملات را پدید می آورند و طبع لطیف و شاعرانه جین را به جوش و خروش در می آورد . 

                           
(( مکعب قواصی و پروانه ها )) فیلمی است در ستایش عشق و زندگی و امید . تلاشی است برای بیان طبع بزرگ انسان ، تقدیس مهرورزی و ایثار . (( ژان دمنیکو بابی )) مسیر حرکتش را یافته ، مسیری که پیمودنش شاید بدون وجود پرستارش ناممکن باشد . او به جمع خانواده اش باز می گردد . خانواده ای که وجودشان پس از این حادثه لذت بخش تر از گذشته است . خانواده ای که لحظه به لحظه پر امید تر به سلامت او فکر میکنند . یکسال با تمام مشقاتش میگذرد . یکسال بی هیچ حرکتی، الی حرکت مردمک چشمان و پلکهایش .یکسالی که بر تخت بیمارستان و ویلچرمی گذرد و هر لحظه اش برای جین غنیمتی است برای رسیدن به هدف . یکسال میگذرد ، خانواده جین ، پرستاران و پزشکان تولد یک سالگی اش را با تک شمعی که بر کیک تولدش گذاشته اند جشن میگیرند .  تولدی که همانند از پیله در آمدن پروانه ای سرخوش و شاد و زیبا ست در علفزار و پایان کرمینگی پروانه . ژان خالق کلماتی است که سطر سطر کتاب را با خاطراتش به زیبایی هر چه تمام تر پر کرده است . او کتابش را به پایان می رساند و چند روز پس از انتشار آن به خواب ابدی فرو میرود . خوابی که غم سنگینی را بر دوش دوستانش می نشاند.مرگی که تولد دوباره است . کوه یخی که صلابتش را باز یافته و فرو ریختنش را به فراموشی سپرده است . مرگ جین ، آغاز زندگی است .                                                                              


نگارنده :   
غلامرضا نعمت پور

                                                         

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 21 مهر1387ساعت 8:9 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

برگرفته از سایت سرزمین سینما

اسکات، کرو و دی کاپریو از مجموعه دروغ ها میگویند
نویسنده: فرید عباسی

اسکات، کرو و دی کاپریو از مجموعه دروغ ها میگویند

همبازی شدن دوباره با لئو بعد از چند سال چطور بود؟
کرو: همانطوری که در سال ۱۹۹۳ بود، راحتِ راحت و بسیار لذت بخش.

در بسیاری از صحنه های شما در این فیلم، الزاما با تلفن همراه دیده می شوید. آیا این کار مثل صداگذاری روی یک کارتون بود؟
کرو: نمی دونم، من هیچ وقت روی کارتون صدا گذاری نکرده ام. مثل این میمونه که مشغول ساختن یک فیلم CGI باشی و باید نقش یک کلاغ را با صدایت اجرا کنی. در حقیقت، بیشتر اوقات آن چیزهایی که بینده بر روی پرده سینما می بینید اصلا با تجربه بازیگر در سر صحنه همخوانی ندارد و بسیار متفاوت است. پس همیشه مجبور هستید چیزهایی که مانع تمرکز شما در لحظه برداشت می شود را کنار بزنید. این همین کاریست که با یک تلفن باید انجام داد. بعضی از بازیگرا سعی میکنند در یک زمان هنگام تلفن کردن نقش دو طرف را بازی کنند و مطلقا هدر دادن زمان است. بهتر این است که اول نقش خودت را ایفا کنی بعد دیگری را. (لئو وارد می شود، به لئو) تو هم لباساتو عوض کردی؟
دی کاپریو: آره عوض کردم
کرو: رسمی ترش کردی.

آیا کاراکترهای فیلم به کاراکتر های کتاب نزدیک هستند؟
دی کاپریو: من کاراکتر خودم را به عنان یک اپراتو در خاورمیانه دیدم که سعی دارد شغلش رابهتر از چیزی که رئیس اش میخواهد، انجام دهد. این کشاکش عالی در کتاب وجود دارد که بیل مونهان آن را به فیلم نامه تبدیل کرد و قسمت جالبش اینجاست از فریس (کاراکتر دی کاپریو) کارهایی خواسته می شود که او خودش اعتقادی به آنها ندارد و فکر میکند به صلاح کشور و این جنگ نیست. و همزمان به خاورمیانه و فرهنگ آنها خو میگیرد. او با یک افسر باهوش اردنی آشنا می شود، برای او احترام قائل است و می خواهد تا جایی که امکانش هست بهتر ماموریتش را انجام دهد.
کرو: جواب فوق العاده ای دادی لئو، تشکر.
دی کاپریو: ممنون، ممنون.
کرو: من همیشه اعتقاد دارم که در کنفرانس مطبوعاتی فیلم باید مودب بود. اولین چیزی که دریافت کردم تلفنی بود از طرف ریدلی که به من گفت”چطوره اگه یه چند کیلو به وزنت اضافه کنی؟” و این درخواست بیشتر اوقات از من می شود. اما یکی از خواسته های دیگرش این بود که کاراکتر من حس یک بازیکن سابق فوتبال را داشته باشد که اکنون از درد زانوهایش رنج می برد. اینم جالب بود. بقیه اتفاقات از کتاب می آید، طوری که هم کاراکتر و هم دیالوگ هایش شبیه کتاب است.

شما رابطه طول و درازی با ریدلی دارید آیا میل داشتید هر کاری که او از شما خواست را انجام دهید؟
کرو: بعد از ساختن گلادیاتور رابطه ما به طوری تحت تاثیر اسم آن فیلم قرار گرفت. آن فیلم موقعیت منحصر بفردی واسه من بود که روی زندگی بازیگری ام بسیار تاثیر گذاشت. بعد از آن از من خواست که “سقوط شاهین سیاه” را بازی کنم اما من تازه یک فیلم را تمام کرده بودم که در پس زمینه آن یک هلکوپتر وجود داشت و به یک فیلم دیگر در این مایه علاقه ای نداشتم. بعد ازم خواست که قلمرو بهشت را بازی کنم که در آن موقع مشغول بازی در فیلم دیگری بودم و بهش گفتم که باید یک سال صبر کند. بهم گفت”برو بابا، تو دیگه کی هستی؟”

لئو بیشت شیرین کاری های فیلم مال تو بود.
لئو: بله بیشترش.

آیا در میان آنها چیزی بود که چالش برانگیز و یا رنج آور باشد. تو مجبور بودی که عربی یاد بگیری، آیا چیزی از آن را بخاطر داری؟
دی کاپریو: مطلقا هیچی، حتی یک کلمه هم یادم نمیاد که به شما بگویم. اما ما یک مربی زبان عربی داشتیم که واقعا موثر بود به این خاطر که لهجه بسیار سختی دارند. شما باید بسیار دقیق باشید چون یک کشور عرب زبان با کشور عرب زبان دیگری گویش های متفاوتی دارند. پس این واقعا واقعا سخت است که به شما بفهمانم. و یکی از سخت ترین چیزهایی که در طول عمرم مجبور به انجامش شده ام، طریقه ادای این کلمات است. چون این عمل از راه گلو انجام می شود. و همچنین یادگیری فرهنگ ها، لباس ها و تما این چیزها و ما برای تمام این کارها مشاور داشتیم. پس شیرین کاری واقعا سخت بود. اما این طبیعت کارکردن با ریدلی اسکات است و مجبوری باهاش کنار بیای. شیوه ی کارکردن او بسیار سریع است و شما از قبل باید آمادگی انجام هر کاری را در هر لحظه ای داشته باشید. برداشت ها بسیار سریع اتفاق می افتد. من تازه فیلم دیگری به اسم”جاده انقلابی” را تمام کرده بودم. فیلمی که هماننند نمایشنامه های دهه ۵۰ است و جایی است که ما درباره احساسات و سلایق همدیگر صحبت می کنیم و بیشتر اتفاقات در یک اتاق کوچک رخ می دهد. اما بعد خودم را در وسط مراکش در میان چندین هلکوپتر و تانک نظامی می دیدم و فورا هم باید کارم را شروع می کردم. زود با آن منطقه آشنایی پیدا کردم و این برای من بسیار لذت بخش بود.

آیا آن ساختمان واقعا در پشت سرت منفجر شد؟
کرو: لحظه ای که به عقب برگشتی دیگه ساختمانی اونجا نبود.
دی کاپریو: من حتی فیلم را هم ندیده ام. نمی دونم درباره چی حرف میزنین، کدوم ساختمان؟
اسکات: خانه سنگی چوپان. آره، اونو منفجر کردیم.
دی کاپریو: اوه، آره آره انفجار بزرگی بود (همه میخندندند)
کرو: یک نصیحت برای بازیگران جوانی که میخواهند با ریدلی اسکات کار کنند این است که در هرلحظه باید منتظر خونریزی باشند. به همین سادگی.

یکی از مشخصه های ریدلی اسکات، حس مکان است. چقدر برای شما مهم است که به فیلم هایی اینچنین که بازیگران را در چنین لوکیشن هایی قرار می دهد، نزدیک شوید؟
اسکات: لوکیشن همیشه به مانند بازیگر دیگر است. این به من مربوط است لوکیشنی را انتخاب کنم که بسیار واقعی است و وقتی که بازیگر به آن فضا قدم می گذارد، کاملا تحت تاثیر آن قرار بگیرد. ما در تمام آن منطقه قدم زدیم و کل منطقه بسیار روی ما تاثیر گذاشت، اینطور نبود؟ لوکیشن ها باید تاثیر گذار باشند.
دی کاپریو: داشتن یک لوکیشن واقعی به طور مرتب بسیار عالی است. ما مراکش را به تصویر کشیدیم که با بسیاری از دیگر نقاط مختلف همخوانی دارد. این بیشتر کار کارگردانی است که شما با او کار می کنید و محیطی که او میخواهد شما را در آن احاطه کند. این همان چیزی است که کار کردن با ریدلی را جذاب می کند. او مرتبا به خودش می گوید “آیا اینو باور می کنم؟ آیا اینو باور نمی کنم؟ آیا به مردمی که بایگران اصلی را احاطه کرده اند باور دارم؟ آیا چیزی را که می گویند باور میکنم؟ آیا چیز هایی را که میبینم باور میکنم؟” او این فیلتر را دارد و به غرایز خودش اعتماد دارد. خیلی عالی است با کسی کار کنی که می آید و می گوید “خیلی خب، تمام این صحنه اشتباه بود. سه صفحه از دیالگو ها را پاک کنید و این قسمت را بیرون ببریم، هرچیزی که باشه اما من بهش باور ندارم” من همیشه در این باره صحبت می کنم اما شگفت انگیز است که او را پشت مانیتور ببینی یا در چادری پشت شش مانیتور ببینی که دوربین هایش از شش طرف مختلف صحنه را زیر نظر دارند و او تمام مانیتور ها را زیر نظر دارد. تصاویر را عوض می کند و وقتی به مورد علاقه اش رسید می گوید “همینه، این دقیقا همون چیزی که میخواستم در فیلم ازش استفاده کنم و بقیه فقط تلف کردن وقته.” این روش کاری است که او دارد.

لحظه ای در فیلم وجود دارد جایی که کاراکتر شما به فریس (کاراکتر دی کاپریو) می گوید که هرگز بچه دار نشود. افکار خود شما درباره پدر بودن چیه؟
کرو: که حال بچه هام چطور است؟

شما درباره پدر بودن چه نظری دارید؟
کرو: این فوق العاده ترین چیزی است که تو عمرم تجربه کرده ام. داشتن بچه هم به جمع خانواده اضافه میکنه و هم بیشتر سرگرم می شوی. حقیقتا ما درباره طرز برخورد فریس در رابطه با بچه یه مناظره ی کوچکی داشتیم. من فکر میکنم شیوه هافمن آنطور است که او دارد به مردی تبدیل می شود که میخواهد در راهی معین از آن استفاده کند. پس شاید این در لحظه منفی به نظر برسد اما چیزی که واقعا او در صدد انجام آن است پایمال کردن آرزویش که همان انجام دادن شغلش است و هر کار دیگری را بغیر از آن انجام دهد. لحظه ی دیگری در فیلم وجود دارد جایی که او مشغول حرف زدن با تلفن است و ما بچه هایش را می بینیم که به حمام می روند. فکر می کنم یک صورت تحقیر آمیزی در فیلم نامه وجود دارد و من هم به ریدلی گفتم که این وظیفه پدر بودن است که هنوز میتواند کارهایش را انجام بدهد درحالی که شورت بچه هایش را از پا در می آورد. چیزهایی از این قبیل. کاراکتر هافمن احتیاج به فاصله ای میان او و واقعیتی که او در حال انجام ان هست، دارد. او در حال انجام یک بازی کامپیوتری است.

شما با داستانی روبرو هستید که یک داشتان عاشقانه هم در آن وجود دارد و هنوز کاراکترها نمی توانند همدیگر را لمس کنند. این چه حقه ای بود؟
اسکات: فیلم با عایشه شروع می شود که وابسه به یک قوم است. در حقیقت او یک دختر فرانسوی در سفارت بود. من از دیوید پرسیدم که چطور است این کاراکتر را با یک دختر بومی عوض کنیم چون من احساس می کردم که مهم نبود که او از چه شاخه ای باشد. از آنجایی شروع شد که فریس به منطقه و فضایی که در آن بود و فرهنگ آنها وابستگی پیدا میکند و از آنجا خوشش می آید. پس او به آن نهار کوچکی که با عایشه دارد می آید در حالی که عایشه مجبور است کس دیگری را که خواهرش با دو بچه است را با خودش بیاورد. بعد از آن عایشه می گوید”خواهرم می خواهد که به آمریکا برود” فریس می گوید “خب، اگه میخوای، میتونم واسش پاسپورت جور کنم” عایشه می گوید”درباره اینجور چیزا شوخی نکن” فریس می گوید “نه، جدی گفتم.” پس شما وابستگی او را به آن مکان ویژه احساس میکنید و بعد چیزی که بسیار جالب است او طوری بار آمده است که بعضی ها ممکن است آن را مسخره و یک جنایت بدانند اما من فکر میکنم که این بیشتر از ظاهر قرآن است که او نمی تواند لمس کند و با کسی دست بدهد. پس شما باید یک همراه داشته باشید و نمی توانید با نامحرم دست بدهید تا وقتی که شما کاملا نامزد کرده اید و رابطه ای تصدیق شده دارید. پس ما میبینیم که جامعه ای که آنها در آن زندگی میکنند با جامعه امروزی خودمان بسیار تفاوت دارد. نکته مثبتی که هست ارزیابی کردن این دو جامعه است و اینکه چطور آنها محتاط تر عمل میکنند.

این سوال برای راسل و ریدلی است. یکی از بهترین فیلم هایی که شما باهم کار کردید، “یک سال خوب” بود. آیا فیلم دیگری در ذهن دارید که در آن سرها از بدن جدا نشود؟
کرو: بله، یکی دیگه در ذهن داریم که اسمش “یک سال خوبتر” است.
اسکات: فکر کنم چیزی که واقعیته، مردم از راسل انتظار فیلمی را ندارد. بلکه از من انتظار دارند. همیشه باید منتقد خودمان باشیم و زود قضاوت نکنیم. “یک سال خوب” تجربه بسیار نشاط آوری بود که همه ما را به وجد آورده بود. پروسه کاری ما در طول ساختن فیلم بسیار سریع گذشت و خاطرات خوبی از آن داریم. خوشحالم که شما از آن خوشتان آمده است. و فعلا هم چیزی در ذهن برای ساختن چنین فیلمی ندارم.

لئو می تونی درباره کارکردن با مارک استرانگ توضیح بدی؟ بازی خیلی خوبی داشت.
دی کاپریو: کاملا درسته. بازی فوق العاده ای داشت. او یکی از آخرین نفراتی بود که به جمع فیلم اضافه شد. او در انگلستان کارهای تئاتری بسیاری انجام داده است. کاملا به درون نقش رفته بود و بسیار واقعی آن را انجام داد. او کاملا با کاراکتر یکی شده است و آن را در آغوش گرفته است. تقریبا آخرین هفته فیلمبرداری او به جمع ما اضافه شد اما فوق العاده ظاهر شد.

ریدلی میتونی درباره صحنه شکنجه توضیح بدی؟ چطور میدونی که آن صحنه چقدر باید طول بکشه؟ چطور میدونی که آن صحنه برای بیننده ها که فیلم را می بینند زیاد نیست؟
اسکات: تجربه. بعضی اوقات استودیو به من می گوید که “این زمخته” منم میگم”صبرکن، به من پول میدن که زمخت باشم، باشه؟” چون آن یک فیلم وحشتناک بود. در این مثال، صحنه همیشه حقه ای بود بخاطرا ینکه ما یک کلیشه وحشتناک را اجرا می کردیم اما آن کلیشه واقعی و ترسناک بود. من میل ندارم که تحقیفات زیادی انجام بدم و همین که یک صحنه سربریدن رو ببینم، برام کافیه. هر چند که آن بسیار قابل وصول بود اما میلی به نشان دادنش نداشتم. باور کنید، من تهوع آور نیستم و با دیدن این صحنه ها خودم هم حالم بهم میخوره. اما من سعی کردم که این صحنه به بهترین شکل ممکنه اجرا شود و طوری که بیننده را آزار ندهد.

رابین هود را تمام کردید؟
کرو: نه هنوز شروع نکردیم. این کار از اون کارهای است که میخواهیم مدتی زمان بگذرد تا بهتر بتوانم اجرایش کنم چون نمی خوام آن را انجام بدهم تا وقتی که احساس کنم آن را به بهترین شکل بازی کنم.

 |+| نوشته شده در  شنبه 20 مهر1387ساعت 6:15 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

دوازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران

دوازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران با حضور بیش از پنج هزار نفر در فضای باز طبقه پنجم برج میلاد برگزار شد

دوازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران

دوازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران

دوازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران

 

دوازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران

بازیگر سرشناس لرستانی . افتخار خرم آباد مسعود رایگان

دوازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران

دوازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران

 

 

همسر و فرزند زنده‌یاد خسرو شکیبایی

                                          وبمستر تبلیغاتی هر کلیک 700 ریال

 |+| نوشته شده در  شنبه 20 مهر1387ساعت 5:15 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

                                     وبمسترهای ایرانی هر کلیک 700 ریال      

سلام به دوستان خوبم

فیلتر شکن خوبیه . به شرط چاقو

http://jul03.free4r.com/p4all.html

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه 19 مهر1387ساعت 3:56 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
افتتاحیه فیلم مجموعه دروغ ها در نیویورک
نویسنده:   محسن

افتتاحیه فیلم مجموعه دروغ ها در نیویورک

فیلم مجموعه دروغ ها (Body of Lies) به کارگردانی ریدلی اسکات و بازی بازیگرانی چون راسل کرو و لئوناردو دی کاپریو برای سینما دوستان ایرانی اهمیت ویژه ای پیدا کرده است. این اهمیت هم به خاطر بازی پر رنگ هنرمند ایرانی در این فیلم است. گلشیفته فراهانی با کارنامه ای خوب در ایران حالا نسبت به سینمای جهانی هم اندیشه هایی دارد و این اندیشه ها را با فیلمی درباره خاور میانه ادامه میدهد. این فیلم قرار است در روز ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸ در آمریکا اکران عمومی شود و به همین دلیل هم روز پنجم اکتبر در نیویورک و منطقه منهتن جشن افتتاحیه فیلم بر گزار شد.

اینم چهره جدید بازیگر  !!!!! (( گلشیفته فرهانی ))

83138390.jpg

83138400.jpg

83138397.jpg

گلشیفته فراهانی ایران را ترک کرد

به گزارش روزنامه اعتماد، بعد از چند روز انتشار اخبار متناقض درباره وضعیت اقامتی گلشیفته فراهانی دیروز خبرگزاری فارس اعلام کرد که بازیگر جوان سینمای ایران، ایران را به مقصد امریکا ترک کرده است. این خبرگزاری به نقل از محمدرضا شریفی نیا چهره شناخته شده سینمای ایران اعلام کرده که فراهانی پنجشنبه و برای یک سفر شخصی به امریکا رفته است. با این همه شنیده های خبرنگار اعتماد حاکی از آن است که فراهانی یکشنبه شب و به منظور بررسی پیشنهادهای جدید برای بازی در چند فیلم دیگر امریکایی به این کشور رفته است. انتشار این خبر در واقع حکم تکذیبی است بر خبر عجیب چهارشنبه قبل خبرگزاری ایرنا که در آن از ممنوع الخروج شدن فراهانی خبر داده بود. این خبر ایرنا با توجه به جایگاهش به عنوان خبرگزاری رسمی کشور توسط تمام رسانه های داخلی و بسیاری از رسانه های معتبر خارجی مانند رویترز و خبرگزاری فرانسه نقل و باعث ایجاد فضای رسانه یی ملتهبی شد. هر چند بسیاری از افراد و دست اندرکاران آشنا به مناسبات سینمای انتشار چنین خبری را از اساس نادرست می دانستند و به فاصله یک روز هم به نقل از نزدیکان فراهانی تکذیبیه یی منتشر شد اما به هر صورت فضای ملتهبی پیرامون موضوع ایجاد شد. دیروز خبرگزاری فارس از قول شریفی نیا آورد که موضوع بازی فراهانی در فیلم دیگری در امریکا به دلیل همزمان شدن آن با فیلمبرداری «درباره الی» ساخته جدید اصغر فرهادی منتفی شده است و سفر اخیر فراهانی به امریکا ربطی به این موضوع ندارد.

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيدبا این همه بنا بر خبرهای موثق با نزدیک شدن به زمان نمایش فیلم «مجموعه دروغ ها» ساخته ریدلی اسکات پیشنهادهای جدیدی به فراهانی شده و او قصد دارد همزمان با حضور در برنامه های آغازین نمایش فیلم این پیشنهادها را بررسی کند یا احیاناً در آنها حضور یابد. این منابع از فیلم آینده تونی اسکات برادر سرشناس ریدلی اسکات که داستانش در سودان می گذرد به عنوان یکی از این پیشنهادها نام می برند. حاشیه ها درباره گلشیفته فراهانی با انتشار تیزرهای فیلم «مجموعه دروغ ها» و انتشار خبر بازی اش در فیلم «مجموعه دروغ ها» آغاز شد. نمایش این فیلم از ۱۰ اکتبر در سینماهای امریکا آغاز می شود.

منبع: روزنامه اعتماد (عکس از روزنامه جام جم)

 براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

اول میترا حجار انتخاب شد، ولی ریدلی اسکات نپذیرفت؛ گلی آمد
 

اول میترا حجار انتخاب شد، ولی ریدلی اسکات نپذیرفت؛ گلی آمد

خبر حضور گلشیفته فراهانی در فیلمی از ریدلی اسکات حواسمان را از المپیک و نتایج ضعیف کاروان ورزشی مان پرت می کند. در تیتراژ فیلم Body of Lies یا مجموعه دروغ ها نام گلشیفته فراهانی در کنار نام هایی چون دی کاپریو و راسل کرو قرار گرفته و اسکات بزرگ هم کارگردانی کار را به عهده دارد. همان کارگردان فیلم گلادیاتور، فرمانروای آسمان، هانیبال و… ماجرا از این قرار است که اسکات برای یکی از شخصیت های فیلمنامه اش دنبال دختری است با چهره ای شبیه به دختران عرب. از این بابت حتما گلشیفته فراهانی انتخاب بجایی است، اما انتخاب اول اسکات نیست. جست و جوی اسکات برای نقش دختر عرب، (عایشه) مصادف است با حضور همایون ارشادی در آمریکا برای فیلم بادبادک باز. بازیگر ایرانی ابتدا میترا حجار را برای نقش عایشه به تیم اسکات پیشنهاد می کند. حجار تست می دهد، اسکات نمی پسندد. گلشیفته پیشنهاد بعدی است. اسکات OK می دهد و نام گلشیفته در فیلم مجموعه دروغ ها ثبت می شود. فیلم تا دو ماه دیگر در سینماهای آمریکا روی پرده می رود. اسکات با مجموعه دروغ ها، سیاست های سیاستمداران آمریکایی در عراق را نقد کرده است. اینها همه یک سوی ماجرا است. سوی دیگر واکنش بعضی محافل سینمایی درباره بازی گلشیفته فراهانی در فیلم اسکات است. واکنشی که شاید عواقبش دامنگیر اصغر فرهادی و فیلم آخرش «درباره رالی» شود. گلشیفته بازیگر نقش اول فیلم فرهادی است.

منبع: هفته نامه ۴۰چراغ

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

اخباری مبنی بر ممانعت از خروج گلشیفته فراهانی شنیده شده است.

به گزارش خبرگزاری فردا، گل شیفته فراهانی، که بازی وی در فیلم “مجموعه دروغ ها” به کارگردانی ‏رایدلی اسکات، کارگردان پرآوازه انگلیسی، ‎ ‎توجهات زیادی را به خود جلب کرده است، دیروز در حالیکه برای بررسی ‏پیشنهادهای تازه ای عازم هالیوود بود در فرودگاه با حکم ممنوع الخروجی روبه رو شد و از سفر بازماند. ‏‎ ‎
بنابراین گزارش گفته می شود بازیگران ایرانی برای بازی در فیلم های ‏خارجی باید از وزارت ارشاد ‎مجوز بگیرند. ‏
گفتنی است فیلم سینمایی” مجموعه دروغ ها” که فراهانی در آن ایفای نقش کرده است بر اساس کتابی به همین نام به کارگردانی ریدلی اسکات است که برای اکران در اسکار آماده می شود.
این فیلم داستان یک روزنامه ‏نگار ـ با بازی لئوناردو دی کاپریو ـ رابیان می کند که طی جنگ عراق برای کشتن یک رهبر القاعده از سوی سازمان ‏سیا استخدام می شود و به اردن می رود. ‏

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


گفته می شود بعد از انتخاب گلشیفته فراهانی برای بازی در این فیلم سازندگان آن تغییراتی در فیلمنامه ‏اولیه انجام داده اند تا حضور وی در فیلم با موازین خاص حقوقی و قانونی جمهوری اسلامی در تضاد نباشد.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 16 مهر1387ساعت 6:1 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
اعلام مستندهای راه یافته به «جشنواره فیلم کوتاه تهران»

با پایان گرفتن کار هیات انتخاب، اسامی آثار مستند راه یافته به بخش مسابقه بیست و پنجمین جشنواره بین الملل فیلم کوتاه تهران اعلام شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، 74 عنوان فیلم کوتاه مستند در بخش مسابقه اصلی سینمای ملی بیست و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران با یکدیگر به رقابت می‌پردازند.
اسامی مستندهای راه یافته به بخش اصلی این جشنواره به شرح زیر اعلام شده است:
دکل بندها (علی احمدی زرین کلایی)، نفر (اسماعیل خضری)، شهر فرنگ ملی (مجتبی اسماعیل‌زاده)، برکت (علی اکبر کاظمی)، قالی هر (محمد رمضانی)، کلبه کاغذی (لاله برزگ)، ناگفته‌هایی میان خاک (سعید دادگر)، خاطرات گمشده (حمیدرضا صلاحمند)، نقل گردآفرید (هادی آفریده)، سینما آزادی (مهدی طرفی)، افق، عمودی (مهدی شیری)، سفر (علی رشیدی‌فر)، سرشک ون (جعفر نورمحمدی)، آیین بوعلی (سیدمحمد حسین هاشمی)، ساحل پاسیفیک (محمد جعفری و آذر مهرابی)، روزگار فراموش شده (حبیب علوانی)، من سبز خواهم شد اگر... (حبیب علوانی)، میوه بهشتی (حبیب علوانی)، رویای گم شده خزر (سعید نبی)، شهر من پیتزا (علا محسنی)، گذرگاه‌های تهران (کاوه بهرامی مقدم)، نور سکوت و صدای آهن (سعید شاه حسینی)، مرثیه کارون (احمدظریف رفتار)، داماش (فرشید آذری)، مستند پنج جزیره (کاظم خیرخواه)، مرا ببینید (شهریار پور سیدیان)، حرفه: کاریکاتوریست (علیرضا احمدزاده)، کافه ترانزیت ( بابک بهداد)، مترو 85 (محمدرضایی راد)، حفره (محمد قندی)، سرزمین فراموش شده (ابراهیم لاهوتی)، شکوفه‌های سپید زیر نورماه می‌رقصند (آرمان فیاض مجتهدی)، میدان بی‌حصار (مهرداد زاهدیان)، نویز ( بابک مجیدی)، آفتاب صبح نیشابور (رضا شیخلانی)، خوان اخوان (مسعود سلیمانی)، چای خانه (رضا شیخلانی)، غریب تراز بهشت (روح الله مولوی)، من یک نشانه‌ام (میثم شاه بابایی)، دریاچه‌ای که بود (پژمان مظاهری‌پور)، وطن کوچک من (عباس محمدی)، چرخ ریسک ( نادر پاک روان)، پایان کاسپین (یاسر شعبانی)، نسل (علی شهابی‌نژاد)، نخل درخت زندگی (علیرضا دهقان)، تنهایی پرهیاهو (فضل الله تاری)، نشانی (امین قدمی)، ژنده پیل (فرید اسماعیل پور)، مازاری (احمد صراف یزد)، اگر (مرضیه طهماسبی)، چهارده روز جزیره (ابوالفضل سروش مهر)، تار و سیم (کتایون جهانگیری)، سبابه بررنگ (مهرداد امیرزاده)، خانه باد (روح الله فخرو)، پرده آخر (آزاده بی زارگیتی)، نام من بشکرد (خوبیار سالاری)، رویاهای فراموش شده (مهدی نادری)، ایل راه (سعید تارازی)، حیات وحش ایران (مانی میرصادقی)، فرشته ایثار ( پرشنگ بشیری)، چه سرسبز بود دره ما (فرشته جغتایی)، حباب سرد (امیر جغتایی)، مغازه‌ای که زود تعطیل شد (حسین اکرمی)، نور مقدس (سعادتعلی سعیدپور)، رویای سنجاقک (عاطفه خادم الرضا)، چگونه از یک ملخ یک اسطوره بسازیم ( بهروز مشاری و کیومرث مرزبان)، گنج سوخته (وحید رضا حدیدی)، صیام (امیر شکرگزار)، آشیانه ترس (علیرضا فرخی)، اسب (امین شجاعی)، زندگی خورشید (مهدی فردقادری)، حروف والی (مهدی میرتیموری )، کلید (محسن خان‌جهانی) و من جانب الطور (زینب برزگر).
این فیلم‌ها از استان‌های مازندران، مرکزی، خوزستان، تهران، ایلام، قم، آذربایجان غربی، گیلان، ایلام، خراسان رضوی، کرمان، یزد، قزوین، هرمزگان، سمنان و کهگیلویه و بویراحمد به جشنواره راه پیدا کرده‌اند.
دکتر شهاب‌الدین عادل، فرشاد فرشته حکمت و سهیل جهان بیگلری انتخاب آثار مستند و تجربی جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران را برعهده داشتند.
بیست و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران از 22 تا 27 آبان‌ماه در تهران و به صورت همزمان در پنج استان کشور برگزار می‌شود.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 16 مهر1387ساعت 1:52 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
با سلام

فتوبلاگ من به روز شد . لطفا از فتوبلاگ خاطرات یخزده دیدن فرمایید . لطفا نظر هم بدید .چون باعث پیشرفت کار و شناسایی معایب کار میشه.

عکس از : غلامرضا نعمت پور - فتوبلاگ خاطرات یخزده

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 14 مهر1387ساعت 11:43 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

 

 

مقــررات بیست و هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر اعلام شد و بر اساس این مقررات فیلمسازان برای تکمیل و ارائه فرم تقاضای شرکت در جشنواره تا سی‌ام مهر ماه فرصت دارند. 
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشنواره فیلم فجر، در این دوره از جشنواره 40 سیمرغ به برگزیدگان بخش های مختلف اهدا می‌شود.
در این دوره از جشنواره علاوه بر سیمرغ زرین جایزه ویژه سینمای ایران به نگاه ملی، 16 سیمرغ بلورین در بخش سودای سیمرغ ، 7 سیمرغ بلورین در بخش جام جهان نما، 3 سیمرغ در بخش در جست و جوی حقیقت و 3 سیمرغ در بخش جلوه گاه شرق به برگزیدگان اهدا می‌شود.
امسال در بخش نگاه نو، مسابقه فیلم‌های اول و دوم نیز دو سیمرغ بلورین به بهترین فیلم و بهترین کارگردانی اختصاص می‌یابد. همچنین دو سیمرغ بلورین نیز در بخش مرور سینمای ایران توسط دبیرخانه جشنواره به برگزیدگان اهدا خواهد شد.
در جشنواره بیست و هفتم، بخش مسابقه ویدیو سینما (مسابقه آثار ویدیویی بلند) به صورت مستقل برگزار می‌شود و در این بخش دو سیمرغ بلورین بهترین فیلم و بهترین کارگردانی به برگزیدگان اختصاص خواهد یافت.
دو سیمرغ بلورین نیز در بخش مسابقه آثار مستند و دو سیمرغ بلورین به ترتیب به بهترین فیلم از نگاه تماشاگران در بخش‌های سینمای ایران و سینمای جهان اهدا خواهد شد.
همچنین در این دوره از جشنواره به مناسبت سی‌امین سال پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و به منظور ارج نهادن به کوشش‌های هنرمندان سینمای پس از انقلاب، دبیرخانه جشنواره ضمن نمایش برخی از آثار سینمای انقلاب، طی برگزاری آیینی، از برگزیدگان تجلیل به عمل خواهد آورد.
متن کامل مقررات بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به این شرح است:
بنیاد سینمایی فارابی (وابسته به معاونت امور سینمایی و سمعی و بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) به مناسبت دهه فجر همزمان با سی امین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی بیست و هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر را از 12تا 22 بهمن ماه سال 1387 در دو بخش سینمای ایران و سینمای جهان برگزار می‌کند.
الف) سینمای ایران
هدف این بخش، معرفی فیلم های ارزشمند یک سال فیلمسازی در کشور و نیز ارزیابی و تشویق هنرمندان به منظور اعتلای هنر صنعت سینمای ایران است که به شرح ذیل برگزار می‌شود.
1: سودای سیمرغ - مسابقه آثار سینمایی ایران
فیلم‌های سینمایی که تا بهمن ماه 1387 در تهران و هم چنین در دوره های گذشته جشنواره به نمایش در نیامده و از تاریخ تولید آنها بیش از دو سال نگذشته باشد، می‌توانند متقاضی شرکت در این بخش باشند.
هیات داوران شامل حداقل پنج نفر از هنرمندان و صاحب نظران جوایز زیر را اهدا می‌کنند:
• سیمرغ زرین جایزه ویژه سینمای ایران به نگاه ملی (شرقی، دینی، ایرانی)
• سیمرغ بلورین بهترین فیلم
• سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی
• سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه
• سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن نقش اول
• سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد نقش اول
• سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه اقتباسی
• سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری
• سیمرغ بلورین بهترین تدوین
• سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن
• سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن نقش مکمل
• سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد نقش مکمل
• سیمرغ بلورین بهترین صدای فیلم
• سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس
• سیمرغ بلورین بهترین جلوه های ویژه
• سیمرغ بلورین بهترین چهره پردازی
• سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه
آثار کوتاهی که در بخش‌های رقابتی جشنوراه‌های معتبر داخلی و خارجی شرکت کرده اند می‌توانند متقاضی شرکت در این بخش باشند منوط به اینکه طی 2 سال گذشته به نمایش عمومی و یا در دوره‌های قبلی جشنواره فجر به نمایش در نیامده باشند. مدت زمان آثار مذکور بین 3 تا 15 دقیقه است. فیلم‌های کوتاه سی و پنج میلیمتری از این قاعده مستثنی هستند.
2: مرور سینمای ایران
فیلم‌های این بخش از میان آثاری انتخاب می‌شوند که هم طراز فیلم های بخش مسابقه هستند ولی به دلیل محدودیت در تعداد فیلم ها در این قسمت نمایش داده می‌شوند. دبیرخانه جشنواره با اهدای 2 سیمرغ بلورین بهترین فیلم و بهترین کارگردانی از آثار این بخش تقدیر خواهد کرد.
3: نگاه نو- مسابقه فیلم‌های اول و دوم
هیات داوران مستقلی، آثار اول و دوم فیلمسازان حاضر در بخش‌های مسابقه و مرور سینمای ایران را جداگانه داوری کرده به بهترین فیلم و بهترین کارگردانی سیمرغ بلورین اهدا می‌کنند.
4: ویدئو-سینما (مسابقه آثار ویدیویی بلند)
هیات داوران مستقلی، آثار ویدیویی بلند ایرانی را که تاکنون از تلویزیون پخش نشده باشد مورد ارزیابی قرار داده به بهترین اثر و بهترین کارگردانی سیمرغ بلورین اهدا می‌کنند.
5: مسابقه آثار مستند
آثار مستند نیمه بلند و کوتاه که در بخش‌های رقابتی جشنواره های معتبر داخلی و خارجی شرکت کرده باشند می‌توانند متقاضی حضور در این بخش باشند منوط به آنکه طی 2 سال گذشته و در دوره‌های قبلی جشنواره فجر به نمایش در نیامده باشند. مدت آثار مستند بلند بالاتر از شصت دقیقه، آثار مستند نیمه بلند سی تا شصت دقیقه، آثار مستند کوتاه تا سی دقیقه است. آثار مستند بلند از این قاعده مستثنی هستند.
هیات داوران مستقلی جوایز زیر را به بهترین آثار این بخش اهدا می‌کند:
• سیمرغ بلورین بهترین مستند بلند
• سیمرغ بلورین بهترین فیلم مستند نیمه بلند و کوتاه
6ـ فیلم برگزیده تماشاگران
دبیرخانه جشنواره از طریق مراجعه به آرا تماشاگران، به محبوب ترین فیلم ایرانی حاضر در بخش مسابقه آثار بلند سینمایی «سیمرغ بلورین» اهدا خواهد کرد.
7: راه انبیا - جایزه ویژه بین الادیان
یک گروه داوری بین‌المللی پس از بررسی فیلم‌های حاضر در بخش مسابقه سینمای ایران جایزه ویژه‌ای را به بهترین فیلم با مضمون گفتگوی بین ادیان و تعالیم مشترک انبیای الهی اهدا می‌کند.
8: جوایز جنبی
سازمان‌ها، نهادها، موسسات دولتی و خصوصی می‌توانند با رعایت ضوابطی که از سوی دبیرخانه اعلام می‌شود، بهترین اثر مسابقه سینمای ایران را انتخاب و به آنها جایزه خود را اهدا کند.
9: مرور سی سال سینمای انقلاب و نکوداشت سه دهه حیات نوین سینمای ایران
به مناسبت سی امین سال پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و به منظور ارج نهادن به کوشش‌های ارزشمند هنرمندان سینما، دبیرخانه جشنواره ضمن مرور برخی از آثار سینمای انقلاب، طی برگزاری آئینی، از خدمات برگزیدگان این حوزه تجلیل به عمل خواهد آورد.
ب) سینمای جهان
هدف از برپایی این بخش، نمایش آثار بین‌المللی است که علاوه بر کمک به ترویج و تعامل فرهنگی بین جوامع، امکان ارزیابی بهتر موقعیت سینمای ایران را در مقایسه با دیگر کشورها فراهم آورده اند.
برنامه های این بخش شامل قسمت‌های زیر است:
1: جام جهان نما - مسابقه سینمای بین الملل
این بخش با هدف شناخت و ارزیابی آن گونه از توانایی ها و ظرفیت‌های انسانی که موقعیت یگانه او را در جهان متمایز می‌سازد، برگزار می‌شود.
جشنواره در این بخش فیلم‌های کوتاه یا پویانمایی (با زمان نمایش سه تا پانزده دقیقه) و بلندی را می‌پذیرد که شرایط زیر را دارا باشد:
- سال تولید آنها از 2006 به بعد باشد.
- در دوره‌های گذشته جشنواره به نمایش در نیامده و پیش از فوریه 2009 در تهران نمایش داده نشده باشند.
- به زبان انگلیسی یا فرانسه و یا دارای زیرنویس به یکی از این دو زبان باشند.
هر کشور می‌تواند حداکثر دو فیلم بلند، سه فیلم کوتاه و ایران سه فیلم بلند و چهار فیلم کوتاه را در این بخش شرکت دهد.
هیات انتخابی که توسط دبیر جشنواره تعیین می‌شود فیلم های متقاضی شرکت در این بخش را بررسی و تعدادی از آنها را برای حضور در مسابقه گزینش می‌کنند.
هیات داوران بین‌المللی شامل حداقل پنج نفر که اعضای آن از میان هنرمندان و صاحب نظران برگزیده خواهند شد، فیلم‌های این بخش را ارزیابی و جوایز زیر را اهدا می‌کنند:
• سیمرغ بلورین بهترین فیلم بلند
• سیمرغ بلورین جایزه ویژه هیات داوران
• سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی
• سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه
• سیمرغ بلورین بهترین بازیگر
• سیمرغ بلورین بهترین دستاورد هنری یا فنی
• سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه داستانی
هیات داوران حداقل 48 ساعت قبل از مراسم پایانی، نامزدهای دریافت جوایز را معرفی خواهند کرد.
2: در جستجوی حقیقت - مسابقه سینمای معناگرا
این بخش به منظور توجه به نقش سینما به عنوان رسانه‌ای غنی برای بیان مفاهیم غیر مادی، معنوی و شهودی برگزار می‌شود. از این رو، هر اثری که بتواند مخاطب را به تعالی خصلت‌های انسانی از طریق دستیابی به مفاهیم ارزشمند رهنمون شود، می تواند در این بخش شرکت نماید.
جشنواره در این بخش فیلم هایی را می پذیرد که دارای شرایط زیر باشند:
- سال تولید آنها از 2006 به بعد باشد.
- در دوره‌های گذشته جشنواره به نمایش در نیامده و پیش از فوریه 2009 در تهران نمایش داده نشده باشند.
- به زبان انگلیسی یا فرانسه و یا دارای زیرنویس به یکی از این دو زبان باشند.
فیلم‌های متقاضی این بخش توسط هیات انتخابی که از سوی دبیر تعیین شده اند بررسی و برگزیده می‌شوند. هیات داوران بین‌المللی شامل حداقل سه نفر که اعضای آن از میان هنرمندان و صاحب نظران برگزیده می‌شوند، فیلم‌های این بخش را ارزیابی و جوایز زیر را اهدا می‌کنند:
• سیمرغ بلورین بهترین فیلم (جایزه نقدی)
• سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (جایزه نقدی)
• سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (جایزه نقدی)
3: جلوه گاه شرق - مسابقه سینمای آسیا
این بخش به منظور کمک به اعتلا و ارتقای سطح تولیدات سینمای آسیا برگزار می‌شود.
جشنواره در این بخش فیلم‌هایی را می‌پذیرد که شرایط زیر را دارا باشند:
- سال تولید آنها از 2006 به بعد باشد.
- در دوره های گذشته جشنواره به نمایش در نیامده و پیش از فوریه 2009 در تهران نمایش داده نشده باشند.
- به زبان انگلیسی یا فرانسه و یا دارای زیرنویس به یکی از این دو زبان باشند.
هر کشور می‌تواند حداکثر دو فیلم بلند و ایران سه فیلم بلند در این بخش شرکت دهد.
فیلم‌های شرکت کننده توسط هیات انتخابی که از سوی دبیر تعیین می‌شود بررسی و گزینش می‌شوند.
هیات داوران بین‌المللی شامل حداقل پنج نفر که اعضای آن از میان هنرمندان و صاحب نظران برگزیده خواهند شد، فیلم‌های این بخش را ارزیابی کرده جوایز زیر را اهدا می‌کنند.
• سیمرغ بلورین، بهترین فیلم (جایزه نقدی)
• سیمرغ بلورین، بهترین کارگردانی (جایزه نقدی)
• سیمرغ بلورین، بهترین فیلمنامه (جایزه نقدی)
4: جایزه ویژه مصطفی عقاد
جشنواره از میان فیلم‌های حاضر در سه بخش رقابتی بین‌المللی، جایزه ویژه ای را با عنوان فوق به بهترین فیلم با مضمون ایمان و امید اهدا خواهد کرد.
5: خارج از مسابقه
فیلم‌های این بخش معمولا هم طراز فیلم‌های بخش مسابقه هستند و شامل آثاری می‌شوند که:
- به لحاظ مغایرت سال تهیه با مقررات یا محدودیت‌های مربوط به تعداد فیلم‌های بخش مسابقه موفق به حضور در بخش‌های رقابتی نشده‌اند.
- با توجه به رعایت مقررات و به دلیل عضویت یکی از سازندگان فیلم در هیات داوری امکان نمایش در بخش مسابقه را نداشته باشند.
- سازنده فیلم خواستار نمایش اثرش در این بخش شده است.
6: جشنواره جشنواره‌ها
فیلم‌های این بخش از میان فیلم‌های برگزیده‌ای که در جشنواره‌های مختلف جهانی به نمایش در آمده‌اند، انتخاب خواهند شد.
7: نمایش‌های ویژه
برای این بخش دو گروه فیلم های زیر پیش بینی شده‌اند:
- فیلم‌هایی که به مناسبت رویدادهای خاصی در سینما، برگزیده می‌شوند.
- فیلم‌های کوتاه و بلند، اعم از داستانی و یا مستند که به شناخت سینمای یک منطقه و یا سرزمین و روند تحولات فرهنگی و فنی آن می‌پردازد.
8: فیلم برگزیده تماشاگران
جشنواره، از طریق مراجعه به آرای تماشاگران فیلم‌های بخش مسابقه، به محبوب ترین فیلم خارجی جایزه «سیمرغ بلورین» اهدا خواهد کرد.
9: مرور آثار
جشنواره در این بخش به ستایش از کوشش‌های ارزشمند سینماگران برگزیده و نمایش آثار سینمائی برتر جهان، خواهد پرداخت.
مسابقه مواد تبلیغی و اطلاع رسانی سینمای ایران
به منظور اعتلای بخش نمایش هنر ـ صنعت سینمای ایران، مواد تبلیغاتی و اطلاع‌رسانی فیلم‌ها در زمینه‌های عکس، پوستر، گرافیک محیطی و آنونس و تیزر در این قسمت مورد بررسی و داوری قرار خواهند گرفت و به برترین آثار جوایزی اهدا می‌شود.
آثار ارائه شده به این بخش مربوط به فیلم‌هایی خواهد بود که در فاصله زمانی بیست و ششمین تا بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به نمایش عمومی در آمده باشند.
1: مسابقه عکس فیلم
نحوه ارائه آثار:
- آنالوگ: آثاری که به صورت آنالوگ تهیه شده‌اند ملزم به اسکن تصاویر در فرمت TIF و حداقل 300 DPI در اندازه 45×30 سانتی‌متر و ارائه نسخه چاپی مرغوب در قطع 30×20 سانتی‌متر از هر تصویر است.
- دیجیتال: آثاری که به صورت دیجیتال تهیه شده‌اند لازم است با کیفیت 6 مگاپیکسل و با حداقل300 DPI در فرمت JPG یا TIF همراه با نسخه چاپی مرغوب در قطع 30×20 سانتی‌متر از هر اثر ارسال گردند.
- عکاسان ملزم به ارائه مجموعا شش قطعه عکس شامل چهار قطعه عکس صحنه و دو قطعه عکس پشت صحنه از هر فیلم است.
2: مسابقه پوستر فیلم
نحوه ارائه آثار:
- اندازه پوستر باید حداقل 45×60 و حداکثر 70×100 سانتی‌متر باشد.
- ارایه دو نسخه چاپ افست از پوستر هر فیلم الزامی است.
- ارایه فایل پوستر در فرمت TIF با کیفیت 300DPI در قطع 70×100 سانتی‌متر به همراه پرینت A3 نیز الزامی است.
3: مسابقه گرافیک محیطی فیلم
نحوه ارائه آثار:
- ارایه فایل بردهای تبلیغاتی و سردر سینما در فرمت TIF و با کیفیت 300DPI همراه با پرینت A3 الزامی است.
- حداکثر طول ‌اثر در فایل ارائه شده یکصد سانتی‌متر باشد.
4: مسابقه آنونس و تیزر فیلم
نحوه ارائه آثار:
- آنونسها باید در قطع 35 میلیمتری همراه با نسخه ویدئویی (DVCAM) ارائه شوند.
- تیزرها باید به صورت نسخه ویدیویی (DVCAM) ارائه شوند.
- زمان آنونس و تیزر آزاد است.

مقررات عمومی
1. هر استودیو، سازمان، نهاد و شخصیت حقیقی می تواند هر تعداد فیلمی را که مایل باشد به دبیرخانه جشنواره ارائه دهد.
2. نهادها، سازمان های دولتی و تهیه کنندگان بخش خصوصی که مایلند فیلم‌های خود را در قسمت‌های مختلف جشنواره شرکت دهند، ضروریست نکات زیر را رعایت کنند:
الف ـ برگ‌های در خواست شرکت در جشنواره را تکمیل و همراه نسخه اولیه فیلم، عکس، پوستر، بروشور و ... به دفتر جشنواره تحویل دهند.
ب – آخرین زمان تکمیل و تحویل فرم تقاضای شرکت در جشنواره سی ام مهر ماه 1387 خواهد بود.
ج ـ آخرین زمان تحویل نسخه اصلی فیلم های پذیرفته شده سی آذر 1387 خواهد بود.
3. تصمیم در باره برنامه ریزی و تعیین تاریخ و ساعت نمایش فیلم ها با دبیرخانه جشنواره است.
4. پس از تحویل کپی فیلم‌ها به دفتر جشنواره، امکان خارج کردن آنها از برنامه وجود ندارد.
5. دبیرخانه جشنواره در صورت امکان آثار ارائه شده برای بخش مواد تبلیغی و اطلاع رسانی سینمای ایران را در قالب نمایشگاه، کاتالوگ، نشر الکترونیک و... عرضه خواهد کرد.
6. امضای برگ درخواست شرکت در جشنواره به منزله قبول کامل مقررات جشنواره و سایر ضوابط تولید و نمایش فیلم در ایران است.
7. عوامل تهیه و توزیع فیلم‌های حاضر در بخش‌های رقابتی جشنواره نمی‌توانند در هیات‌های داوری حضور داشته باشند.
8. هیچ جایزه‌ای در بخش‌های رقابتی جشنواره به طور هم ارزش میان دو یا چند اثر تقسیم نمی‌شود.
9. همه فیلم‌هایی که در بخش‌های رقابتی جشنواره به نمایش در می‌آیند، گواهی شرکت دریافت خواهند کرد.
10. نمایندگانی از سازمان جشنواره می‌توانند بدون حق رای در کلیه جلسات هیات‌های انتخاب و داوری سینمای ایران و سینمای جهان شرکت کنند.
11. تفسیر، رفع ابهام از مقررات و اخذ تصمیم نهائی درباره موضوعات پیش بینی نشده به عهده دبیر جشنواره است.

 |+| نوشته شده در  شنبه 13 مهر1387ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
چارلی چاپلین (Charles spencer chaplin )
img/daneshnameh_up/4/43/CharlieChaplin3.jpg
چارلز اسپنسر چاپلین در 16 آوریل سال 1889 در یک خانواده انگلیسی به دنیا آمد. کودکی او در صحنه های سرگرم کننده تفریحی می گذشت ، به همین خاطر از همان کودکی به هنرهای نمایشی روی آورد. او دوران کودکی و جوانیش را در فقر و تنگدستی گذراند و به همین خاطر در طول عمر همدردی عمیق خود را نسبت به تنگ دستان حفظ کرد.

چاپلین در سال 1913 در کمپانی کی استون به عنوان بازیگر سیار نمایش های وودویل استخدام شد و در نخستین فیلمش به نام در تلاش معاش نقش یک شیک پوش تیپیک را بازی کرد اما در دومین فیلمش به نام مخمصه غریب میبل در شکل یک ولگرد کوچولو ظاهر شد ، نقشی که بعد ها او را مشهور کرد و از یک فرد عامی به یک فرد مهم بدل کرد.

چارلی چاپلین نزدیک به سی و چهار فیلم کوتاه در کمپانی کی استون بازی کرد و در آن ها در نقش یک دلقک ریز نقش ، با کفش هایی که برایش بزرگ بودند بازی کرد ، اما استعداد چاپلین در ارائه نقش های ظریفتری بود ، بنابراین در 1915 قراردادی برای ساختن جهارده فیلم کوتاه دو حلقه ای با کمپانی اسانی بست. او کارگردانی این فیلم ها را خود به عهده گرفت وبا تجربه ای که داشت نقش خود را جلای بیشتری داد.

بهترین فیلم هایی که چاپلین در کمپانی اسانی ساخت : ولگرد ( 1915) ، شغل (1915) ، بانک ( 1915) و ... بود. به علت استقبال فراوان مردم قراردادی برای ساخت دوازده فیلم با کمپانی میوچوال بست. که از بهترین فیلم هایش در این کمپانی می توان به ، بازرس فروشگاه (1916 ) ، مامور آتش نشانی ( 1916 ) ، ساعت یک صبح (1916) ، مهاجر ( 1917 )، و... اشاره نمود . چاپلین این فیلم هایش را با وسواس و دقتی فراوان ساخت و دوازده شاهکار پانتومیم از آن به وجود آورد. این فیلم ها او را شهرت جهانی بخشیدند و استعداد فوق العاده او را در طنز به نمایش گذاشتند.

چاپلین تا ژوئن 1917 چنان اعتباری کسب کرد که قراردادی یک میلیون دلاری از طرف کمپانی فرست نشنال به او پیشنهاد شد ، تا هشت فیلم با طول دلخواه برای این کمپانی بسازد. به وسیله این قرارداد او توانست ، استودیویی برای خود بسازد و از سال 1918 تا 1952 تمام فیلم هایش را در آنجا ساخت. اغلب فیلم های اولیه ی چاپلین در کمپانی فرست نشنال با دقتی بی مانند و به صورت دو یا سه حلقه یی ساخته شده بودند ، از آن جمله می توان به زندگی سگی ( 1918) و دوش فنگ ( 1918) اشاره کرد. چاپلین در این فیلم ها انتقاد های اجتماعی را مطرح می کرد.

img/daneshnameh_up/3/38/chaplin4.jpg
موفق ترین اقدام چاپلین در فرست نشنال ، کارگردانی نخستین فیلم بلند داستانی اش به نام
پسر بچه(1921) بود . این فیلم ماجرای بیکاره ای است که کودکی را بر در خانه اش می گذارند و او نیز کودک را بزرگ می کند و به او دل می بندد و ... . چاپلین در این فیلم شفقت را با طنز ی ظریف در می آمیزد و نارسایی اجتماع را برای دفاع از کودکان نشان می دهد. این فیلم شهرت جهانی پیدا کرد و بازیگر خردسال آن نیز ، که پنج سال داشت به یک ستاره بدل شد. آخرین فیلم چاپلین در فرست نشنال یک فیلم داستانی به نام زائر ( 1923) بود .

چاپلین پس از اتمام قراردادش با کمپانی فرست نشنال ، به همراه گریفیث ، داگلاس فربنکس ( هنرپیشه مطرح مرد ) و مری پیکفورد ( هنرپیشه زن مطرح ) ، کمپانی یونایتد آرتیستز ( United Artists Corporation ) را تاسیس کرد. نخستین فیلمی که در این کمپانی ساخته شد ، فیلمی به نام زن پاریسی ( 1923) بود. این فیلم درام ماهرانه ای بود که کنایه های ظریفی را در خود داشت. در این فیلم چاپلین تنها در صحنه کوتاهی در نقش یک باربر ظاهر شد.

img/daneshnameh_up/5/5f/Chaplinm.jpg
در فیلم
جویندگان طلا( 1925) چاپلین دوباره در نقش یک ولگرد کوچولو ظاهر می شود. این فیلم را شاخص ترین اثر چاپلین می دانند به طوری که هنوز هم مانند سال 1925 مورد علاقه مردم است و چاپلین شخصا آن را بر دیگر فیلم هایش ترجیح می دهد. در این فیلم ، چاپلین موضوع هجوم برای کشف طلا در منطقه آلاسکا در سال 1898 را دستمایه قرار داد و در فضایی سرشار از حرص و آز که جویندگان را به سوی گرسنگی و توهم و حتی مرگ می کشاند ، یک کمدی درجه یک ساخت.

چاپلین هم زمان با ناطق شدن سینما ، فیلم
سیرک( 1928) را ساخت. سیرک ، فیلمی صامت با ساختاری زیبا بود و در مراسم اسکار 1929 ، جایزه ای به عنوان تنوع و نبوغ در نوشتن ، بازیگری ، کارگردانی و تهیه کنندگی را گرفت. چاپلین در حین ساخت این فیلم درگیر مسائل خانوادگی شد که باعث درگیری با مقامات مذهبی گشت.

با ناطق شدن سینما ، چاپلین توانست خود را با این تحول جدید وفق دهد. اولین فیلم مطرح ناطق چاپلین ، فیلم
روشنایی های شهر(1931) بود. روشنایی های شهر ، فیلمی احساساتی اما تاثیر گذار در باره ی بیکاره ای است که دل به دختر گل فروش نابینایی می بندد و برای معالجه چشم دختر تلاش می کند و دچار درد سر می شود ... . چاپلین خود این فیلم را یک « کمدی رمانس در پانتومیم » ، نامیده است.

img/daneshnameh_up/a/ad/modern4.jpg
فیلم مهم دیگر چاپلین ،
عصر جدید(1936) است. در این فیلم نیز انتقاد تلخ و گزنده ای مستتر است که به غیر انسانی شدن کارگران و مشکلات بی شمار آنها در عصر صنعتی شدن جوامع ، می پردازد ، عصری که حرص و طمع عده ای ثروتمند آن را تحت کنترل دارد. در نقاطی از امریکا به این فیلم لقب تبلیغات سرخ دادند. این فیلم با ساختار محکم و پیام اجتماعی نیرومند خود هنوز هم یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما است.

img/daneshnameh_up/f/f5/great_dictator.jpg
فیلم
دیکتاتور بزرگ(1940) ، نخستین فیلم کاملا ناطق چاپلین بود که در اوضاع نابسامان جهانی در دهه چهل ، اثری ضد نازی بود. این فیلم در مورد دیکتاتوری اروپایی و در واقع تاریخچه زندگی آدنوید هینکل ، دیکتاتور کشور خیالی تامانیا است که دست به قتل عام یهودی ها می زند و اروپا را درگیر جنگ می کند. برخی این فیلم را نپسندیدند و برخی جنبه سیاسی آن را جدی و برخی آن را به قدر کافی جدی نگرفتند. با این حال این فیلم از نظر تجاری محبوبیت فراوانی پیدا کرد و چاپلین را همچنان به عنوان یک ستاره در اوج نگاه داشت.

در سال 1944 ، چاپلین را به علت سخنرانی های ضد امریکایی و به خاطر حمایت از شوروی به دادگاه کشاندند. بعد از این حادثه چاپلین فیلم
موسیو وردو( 1946) را ، که یک کمدی جنایی تیره و آزار دهنده بود ، ساخت.

آخرین فیلم آمریکایی چاپلین
لایم لایت(1952) ( روشنایی های صحنه ) ، نام داشت. این فیلم در مورد تالار های موسیقی بود که چاپلین کودکی خود را در آن ها گذرانده بود. ماجرای این فیلم داستان تلخ و شیرین یک مجری صحنه پا به سن گذاشته است. لایم لایت ، فیلمی طولانی ، کند ، و از نظر سینمایی کهنه بود اما این فیلم بهترین نمونه گرایش چاپلین به منزلت و شایستگی های طبیعت انسانی است ، که انسان در قرن بیستم از هیچ کوششی برای نابود کردنش فرو گذار نکرده است. در همین سال ، چاپلین و خانواده اش به لندن دعوت شدند تا در نمایش لایم لایت در دربار انگلستان حضور یابند. در همان شروع سفر چاپلین فهمید که ویزای او برای برگشت به امریکا لغو شده است و به این ترتیب ، با این کار یکی از گرانترین و محبوب ترین ستارگان سینمای آمریکا از کشور طرد شد. بعد از آن ف چاپلین در انگلستان اقامت کرد و بعد به سوییس رفت .

پنج سال بعد پس از این واقعه طرد چاپلین از آمریکا ، او با فیلم
سلطانی در نیویورک(1957) پاسخ دادگستری آمریکا را داد. داستان این فیلم در مورد یک رهبر کشور اروپایی است که هنگام دیدار از ایالات متحد توسط کمیته مقابله با فعالیت های ضد امریکایی به اتهامی احمقانه بازداشت می شود و شخصیتش زیر سوال می رود ، همان طور که چاپلین شده بود. اما این فیلم به دلیل شایعات از نمایش در سالن ها ی بزرگ محروم شد و پس از چند هفته از کل سینماها جمع شد. این فیلم سرانجام در 1976 ، به نمایش در آمد و چندان مورد توجه منتقدان قرار نگرفت.

آخرین فیلم چاپلین ، کنتسی از هنگ کنگ ( 1967) نام داشت. این فیلم به ویزه در فیلم نامه ضعف داشت و در کارگردانی هم موفق نبود.

چاپلین در 25 دسامبر سال 1977 درگذشت.
چاپلین هنرمندی بود که آشناترین و مشهور ترین تصویر خیالی از نوع بشر را ارائه داد. تصویر ولگرد کوچولو ، نمادی است برای کمدی و حتی خود سینما. چاپلین فرهیختگی و ظرافت به کمدی بخشید و نشان داد که هنر می تواند ، در سرگرمی و تفریحی کاملا مردمی متجلی شود و قابل احترام باشد.


گزیده فیلم شناسی چارلی چاپلین

ولگرد ( 1915- The Tramp )
شغل (1915- Work )
بانک (The Bank - 1915)
شبی در نمایش ( 1915 – A Night At The Show )
بازرس فروشگاه (The Floorwalker - 1916 )
مامور آتش نشانی ( 1916 - The Fireman)
ساعت یک صبح ( 1916 - One A.M. )
خیابان آرام ( 1917 - )
مهاجر ( 1917 - The Immigrant )
زندگی سگی ( 1918 – A Dog's Life )
دوش فنگ ( 1918 – Shoulder Arms )
پسر بچه ( 1921 – The Kid )
زائر ( 1923 - The Pilgrim )
زن پاریسی ( 1923 – A Woman Of Paris )
جویندگان طلا ( 1925 – The Gold Rush )
سیرک ( 1928 – The Circus )
روشنایی های شهر ( 1931 – City Lights )
عصر جدید ( 1936 - Modern Times )
دیکتاتور بزرگ ( 1940 - The Great Dictator)
موسیو وردو ( 1946 – Monsieur Verdoux )
لایم لایت ( 1952 – Limelight )
سلطانی در نیویورک ( 1957 - A King In Newyork )
کنتسی از هنگ کنک ( 1967 - The Countess From Hong Kong)


گزیده جوایز و افتخارات

برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی ارجینال برای فیلم لایم لایت در سال 1973.

نامزد دریافت جایزه اسکار در رشته های بهترین فیلم ، بهترین فیلم نامه ارجینال و بهترین بازیگر نقش اول برای فیلم دیکتاتور بزرگ در سال 1941.

نامزد دریافت جایزه اسکار در رشته بهترین فیلم نامه ارجینال برای فیلم موسیو وردو در سال 1948.

دریافت جایزه اسکار بهترین دستاورد هنری برای فیلم سیرک در سال 1929.

دریافت جایزه افتخاری یک عمر فعالیت هنری در سال 1972.

برنده جایزه افتخاری شیر طلایی از
جشنواره ونیز در سال 1972.

 

                                                   

نظرتون راجع به این سلطان کمدی چیه؟

 |+| نوشته شده در  شنبه 13 مهر1387ساعت 8:17 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
بازگشت متفاوت رویاپرداز:درباره آخرین اثر هایوئو میازاکی
 نویسنده : هادی علی پناه

بازگشت متفاوت رویاپرداز:درباره آخرین اثر هایوئو میازاکی

«پونیو» آخرین ساخته ی «هایوئو میازاکی» یک سنت شکنی ست. میازاکی از طرف بعضی از منتقدان سینمایی همیشه مورد انتقاد قرار گرفته است که در انیمیشن هایی که می سازد به خانواده نمی پردازد و یا نقش آن بسیار کم رنگ است. این مسئله که بخش اعظم مخاطبان انیمیشن ها، کودکان و نوجوانان هستند و باید برای آنها از خانواده و اهمیت آن صحبت کرد تا بحران کم رنگ شدن خانواده در جامعه ی امروز از بین برود، از دل مشغولی های سینمای روز جهان است تا حداقل کودکانی که چشم به پرده ی نقره ای می دوزند تا در دنیای رویایی سینما غوطه ور شوند در رویایی که می بینند شاهد پدر و مادر های مهربانی باشند که به کودکانشان اهمیت می دهند و برای نجات آنها هر کاری می کنند و به عنوان اصلی ترین حامیان آنها محسوب می شوند. این موضوع بیش از پیش باعث می شود تا کودکان در این طوفان رسانه های مختلف بیشتر به والدین خود اعتماد کنند. البته نمی توان میازاکی را محکوم به کم رنگ کردن خانواده دانست چون در هیچ یک از آثارش خانواده را نفی نمی کند. تنها در داستان هایی که او برای مخاطب تعریف می کند، شاهد کودکانی هستیم که به تنهایی زندگی خود و دیگران را نجات می دهند و به مخاطب خود می گویند که حتی در اوج تنهایی امید می تواند رهایی بخش همیشگی باشد و فداکاری می تواند سعادت را برای همگان حاصل کند.

«پونیو» داستان یک پری دریایی کوچک و دوست داشتنی ست که روزی از محل زندگی خود دور می شود و بر اثر حادثه ای تا سرحد مرگ می رود ولی در آخرین لحظات توسط پسر کوچکی که مشغول بازی در ساحل است نجات پیدا می کند. این دو در همان اولین برخورد پیوندی قوی با یکدیگر برقرار می کنند. اما پونیو توسط نگهبان دریاها به محل زندگیش در اعماق دریا که هنوز از آلودگی زباله های انسانی در امان مانده است برگردانده می شود. پونیو که لذت محبت را چشیده است زمانی که علت ممنوعیت ورود به دنیای انسان ها را در این می بیند که آنها به طبیعت احترام نمی گذارند و آن را از بین می برند، تلاش می کند تا با استفاده از نیرویی باستانی که در طبیعت وجود دارد آلودگی را از بین ببرد. او در نهایت نیروی عظیمی را رها می کند که باعث می شود تمام شهر انسان ها به زیر آب برود و تمام آلودگی ها و حتی کینه و نفرت انسان ها از بین برود. پونیو که اکنون چهره ای انسانی پیدا کرده است در نهایت به نزد پسر و مادرش باز می گردد و این بار بیشتر لذت کانون گرم خانواده را می چشد. اما نگهبان دریاها که سعی می کند قوانین هزاران ساله ی طبیعت را اجرا بکند سعی می کند تا او را بازگرداند. این بار پری دریایی بزرگ که حامی دریاهاست به پونیو اجازه می دهد تا در جایی که دوست دارد زندگی بکند.

باز هم میازاکی داستانی تعریف می کند که در آن انسان ها به طبیعت احترام نمی گذارند و آن را از بین می برند. مسئله ی محیط زیست و حفظ آن را می توان مهمترین دل مشغولی میازاکی دانست. او تقریبا در تمام آثارش محوریت را به موضوع طبیعت و نیروی زندگی بخش آن داده است که انسان ها با طمع خود آن را از بین می برند. در آخرین ساخته اش جهان اثرش شهریست ساحلی که دریا زباله دانی شهر بزرگ به حساب می آید. نیرو های طبیعت که هر روز ضعیف تر می شوند در نهایت با تلاش موجودی کوچک امیدی دوباره می یابند و زشتی ها را از بین می برند و به انسان می فهمانند که باید به طبیعت احترام بگذارند چون که زندگیش و خوشبختیش به آن بستگی دارد.

فیلم اشاره ای استعاری به طوفان نوح دارد. همچنان که طوفان نوح باعث شد که گناهکاران و زشتی ها از روی زمین پاک شوند، در اینجا هم دریا طغیان می کند و تمام شهر را در بر می گیرد تا آب که مظهر پاکی و زیباییست تمام زشتی ها را از روی شهر پاک کند. اما همان طور که از میازاکی انتظار داریم این طغیان طبیعت باعث مرگ هیچ انسانی نمی شود و تنها به آن ها می آموزد که طبیعت زیباست و باید به آن احترام بگذارند.

پونیو در این میان فرشته ی امید انسان هاست و با قایق کوچکی در میان انسان ها گشت می زند و به آنها که خانه هایشان در زیر آب مانده است امید زندگی دوباره و زیبا را می دهد. او که یک موجود دریایی کوچک و دوست داشتنی است، با وجود جثه ی کوچکش منجی انسان ها می شود و در نهایت هم خود و هم اطرافیانش را به سعادت می رساند. این موضوع و روند داستان به نوعی امضای میازاکی محسوب می شود. او که خودش هم بارها به این مسئله اشاره کرده است، دوست دارد تا شخصیت های داستانش که همیشه کودکانی کوچک و به ظاهر ناتوان هستند با نیروی امید و معصومیت خود جهان خود را مکانی بهتر برای زندگی بسازند.

شخصیت پردازی های میازاکی از اولین فیلمش تا اکنون همیشه مورد تحسین بوده اند. تمام شخصیت هایی که او تا کنون خلق کرده است همگی بدون استثنا دوست داشتنی ترین شخصیت های انیمیشنی محسوب می شوند. فیلم های او کمتر شخصیت منفی دارند و این بار هم هیچ شخصیت بدی در داستان او وجود ندارد و همگی خوب هستند. این مسئله نه تنها باعث یک نواخت شدن فیلم او نمی شود بلکه با مهارتی که او در کارش دارد دنیایی دوست داشتنی و زیبا را به وجود می آورد که می تواند مدتها در خاطرات مخاطبانش باقی بماند.

سبک بصری فیلم میازاکی تا حد زیادی با آثار قبلیش فرق می کند. این بار طراحی های محیط و شخصیت های داستان بیشتر به نقاشی های کودکانه می ماند. همه چیز ساده است اما در همین سادگی چنان محیطی درگیر کنند خلق شده است که به جرات می توان آنرا بهترین کار میازاکی و تیم انیماتورش در استودیوی «گیبلی» دانست. آثار میازاکی همیشه چنان شاداب و سرزنده رنگ آمیزی می شوند که به نوعی می توان گفت زنگی در تمام اشیای طراحی شده ی آن جریان دارد. آخرین کار او پا را یک قدم جلو تر می گذارد و چنان هارمونی قویی از رنگ های به وجود می آورد که تماشای آن می تواند حتی بزرگترین ناراحتی ها را هم برای مدتی طولانی از بین ببرد.

اما بی شک قوی ترین مشخصه ی پونیو موسیقی قوی، تاثیر گذار و متفاوت آن می باشد. با شروع فیلم موسیقی اپرایی آن توجه را به خود جلب می کند. این روند در تمام صحنه های فیلم با یک سمفونی قوی ادامه پیدا می کند. استفاده از چنین موسیقی سنگینی برای یک فیلم انیمیشنی که بیشتر مخاطبش کودکان هستند کار جسورانه ای است. اما این کار نه تنها صدمه ای به فیلم نمی زند بلکه تاثیر آن را صد چندان می کند.

در پایان آثار میازاکی درست است که در قالب انیمیشن ساخته می شوند ولی برای تمام سنین زیبا و تماشایی هستند. با تماشای فیلم های او لذت و آرامشی در درون هر شخصی به وجود می آید که به جرات می توان گفت که در هیچ فیلم دیگری وجود ندارد.

 |+| نوشته شده در  جمعه 12 مهر1387ساعت 7:29 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

نگاهی به فیلم روز هشتم

به مناسبت پخش فیلم در برنامه صد فیلم ( شبکه ۳ )

روز هشتم فیلم دلنشین ژاك وون دورمل حكایت غرق شدگی بشر در مرداب تصنع و خودفریبی است كه باعث می شود از اصل زندگی دور شود.

 

 

 

 

 

روز هشتم فیلم دلنشین ژاك وون دورمل حكایت غرق شدگی بشر در مرداب
 تصنع و خودفریبی است كه باعث می شود از اصل زندگی دور شود. هری
 نمونه ای از اینجور آدم ها است كه طوری گیر كرده كه خودش هم نمی داند
 از این دام چگونه رها گردد و اگر جراتش را داشت ترجیح می داد تفنگ
 پلاستیكی فرزندش واقعی می بود تا بلكه در آن لحظه كه آن را بر مغزش
 می چكاند همه چیز تمام شود و از دست این زندگی راحت آزاد شود. زندگی
 كه در زنگ ساعت و نان تست و ترافیك هفت كیلومتری و تكرار جملات تكراری
 كه خود نیز به آن اعتقاد ندارد خلاصه شده و هیچ چیز دیگری حتی زن و
 فرزند و عشق هم در آن جایی ندارد و این یعنی انفجار، كه بر سر دستگاه
 قهوه ساز خالی می شود. هری را حتی دیگر فرزندانش هم قبول ندارند،
به عبارتی آنقدر انحراف او از زندگی زیاد شده كه كودكانش هم این نكته
 را می بینند ولی تكنولوژی به قدری هری را كور كرده كه متوجه این امر
 نمی شود. ژولی با وجودی كه در این محیط و جامعه زندگی می كند و از
این عوارض مصون نیست اما زودتر پی به بی هویتی خویش می برد و برای
 یافتن خود واقعی اش (نه خودی كه زندگی ماشینی برایش ایجاد كرده) خانه
 را به همراه بچه ها ترك می كند تا بلكه لااقل بچه ها را نجات دهد. فیلم
دعوتی به بازگشت به دوران كودكی و منزه بودن از تكنولوژی و بلایای آن است.
 هری بالاخره تصمیم می گیرد به مرخصی برود ولی خانواده اش او را
 نمی پذیرند، او تا حدی در منجلاب فرو رفته كه بدون پالایش روحی امكان
 بازگشت ندارد و باید تحولی اساسی در خود به وجود آورد و معنای حیات را
 درك كند بنابراین تنها مرخصی دیگر دردی از او دوا نمی كند. در اوج فشارها
 خداوند یكی از فرشتگانش را به كمك او می فرستد. نگرش جدید دورمل به
 بیماری سندرم داون در این فیلم تحسین برانگیز است. چهره فرشته گونه ای
 كه او از این دست بیماران ارائه می دهد كمك شایانی به تغییر نگاه مردم نسبت
 به این بیماران می كند.
هنگامی كه هری و جورج همدیگر را منگول خطاب می كنند، جورج خنده اش
 می گیرد چرا كه هری او را به دلیل دور انداختن گوشی تلفنش منگول می خواند
 در حالی كه او هم بسته شكلات جورج را بیرون انداخته است، پس از چند
لحظه هری متوجه قضیه می شود و او هم به خنده می افتد. جورج نماینده
 دنیای معصومیت است كه وقتی در برابر هری كه تمامی استرس ها و پس
 مانده های جوامع شهری در او رسوب كرده قرار می گیرد تازه متوجه این
 پلیدی ها می شویم. هری برای درمان و یافتن راه درست و معیار زندگی
و بازگشت به دنیای پاكی ها نیاز به ملاك سنجشی دارد كه روح بی آلایش
 جورج بهترین معیار آن است. جورج عقب مانده ذهنی است اما او از چه چیز
 عقب مانده است؟ اینكه كسی حاضر نیست با او ازدواج كند یا اینكه كار و
 شغلی ندارد؟ سنگ محك عقب ماندگی چیست؟ اینكه كسی با دوز و كلك های
گرگ صفتانه شهری آمیخته نشده باشد و یا اینكه آداب زندگی در شهر
را بلد نباشد؟ اینها همه پرسش های اساسی فیلم هستند؟ آیا با ملاك دیگری
 هری و امثال او عقب مانده نیستند كه حتی فرزندشان هم آنها را می راند؟
جورج مانند موهبتی به هری كمك می كند تا عقب ماندگی اش را جبران كند.
 از اقدام عملی او كه مانع كتك زدن همسرش می شود تا آموزش های مختلفی
 كه در این دو روز مرخصی به او می دهد. صحنه خداحافظی با ماشین ها، تاكیدی
 بر دوری از زندگی ماشینی و بدون احساس است. بارها شاهد تعجب و
 عصبانیت هری از دست جورج هستیم، از ورود او به مغازه كفش فروشی
 تا خواستن غذا و... در حالی كه هری توجه ندارد كه قراردادهای بشری
 نظیر پول برای جورج بی معناست و همین معاملات و دادوستد ها است كه
بشر را مجبور به دست و پا زدن برای پول بیشتر جهت رسیدن به امكانات
 رفاهی كرده و نتیجه آن می شود كه در عوض كسب رفاه جسمی، آرامش
خاطر و آسایش روحی از انسان دور می گردد. روز هشتم نشان می دهد كه
 در واقع این معامله ارزشمندی برای انسان نیست. هری به عنوان یك آدم
 مدرن امروزی از هیچكدام از موارد هفتگانه ای كه خدا در ابتدای پیدایش
 جهان آفریده(آب، رنگ، درخت، چمن، حیوان، كودك، باد) بهره ای نمی برد،
 پس در واقع از بیشترین عقب ماندگی و خسارت برخوردار است، جورج بسان
 پیغام آوری این موارد را برایش توضیح می دهد و هری غریبه را با آنها آشنا
 می سازد. جورج كودكی مرده هری را زنده می كند و این بزرگترین هدیه اوست.
 یك دقیقه سكوت و شنیدن صدای پرندگان همان گمشده هری است كه
 ذهن پریشانش به شدت به آن نیاز دارد. تاثیر شگرف جورج بر هری را در
 همایش بزرگ بانك شاهدیم، آنجا كه هری هم آداب را به یكسو می نهد و
همایش را ترك می كند و با دسته منگول ها یكی می شود تا سفری به
 كودكی اش داشته باشد و نتیجه این مسئله هم زدودن كثافت های
 روحی اش و پذیرفته شدن دوباره توسط خانواده اش است. جورج كه
 رسالت و ماموریت خود را تمام شده می بیند دیگر طاقت دوری مادرش را
 ندارد و در پایان فیلم به او می پیوندد. صحنه های سوررئال و خیالی نوازش
 جورج توسط مادرش زیباترین صحنه های فیلم است كه از تصاویر واقعی
 تاثیرگذارتر درآمده است. روح مادر در غیاب جسمش وظیفه مراقبت از
 فرزند را به خوبی انجام می دهد. لحظات انتظار جورج برای آمدن مادر
به دنبالش و سپس اشتیاقی كه موقع رسیدن به خانه مادری نشان می دهد
و بعد سرخوردگی و ناراحتی از اشتباهی كه در مورد فراموشی مرگ مادر
 كرده، به خوبی تنهایی انسان در كره خاكی را انتقال می دهد. روز هشتم
یك شعر ناب است كه دیدنش برای همه ضروری است تا حداقل لحظاتی
 از دنیای خالی از محبت و عشق كنده شویم و زندگی واقعی را تجربه كنیم
 و متوجه باشیم كه در چه منجلابی دست و پا می زنیم. به یاد بیاوریم
لبخندهای زوركی و مصنوعی هری برای آموزش بیزینس را و مقایسه كنیم
 آن را با قهقهه های از ته دل او بعد از آشنایی اش با جورج، تا به عمق تحول
روحی اش پی ببریم. فیلمبرداری خلاقانه فیلم هم به تاثیر لحظات آن
افزوده است. در پایان دوربین در حالی كه از نگاه پینه دوز به جورج می نگرد،
از او دور می شود تا به آسمان صعود كند و ما شاهدیم صعود و بازگشت روح
 پاك جورج نزد مادر / خدا هستیم. هری اصول كار و معامله را در زندگی هم
به كار می برد و نمی تواند مرز بین كار و روابط دوستانه را تشخیص دهد، او
 خانواده و دوستانش را هم با پول می سنجد. هری در حالی به مسری بودن
شور و اشتیاق و اعتماد به نفس اشاره دارد كه اصلاً چنین چیزی برای بشر ا
مروزی باقی نمانده و آنچه در دنیای مدرن در حال سرایت است، تنهایی و
 افسردگی و استرس است.
 
 
 
 |+| نوشته شده در  جمعه 12 مهر1387ساعت 5:37 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
زندگی در پیش چشمان او
 

زندگی در پیش چشمان او

کارگردان: وادیم پرلمان / فیلمنامه: امیل استرن (بر اساس داستانی از لورا کاسیشکه) / مدیر فیلمبرداری: پاول ادلمن / تدوین: دیوید باکستر / موسیقی متن: جیمز هورنر / بازیگران: اوما تورمن، اوان ریچل وود، اوا آموری، شرمن آلپرت، زاخاری بوث، جسیکا کارلسون، گابریل برنان، برت کولان / محصول: 2007، آمریکا / مدت زمان: 90 دقیقه

 

 

 

 

 

 

 تصویری از یک گناه بازمانده

"زندگی در پیش چشمان او" تصویری از یک گناه بازمانده است که منبع الهام خود را از واقعه تیراندازی مدرسه کلمباین گرفته است. فیلم با استفاده از تکنیک فلاش بک و فلاش فوروارد زندگی دختری را در زمان واقعه و پانزده سال پس از آن نشان می دهد. کارگردان فیلم، وادیم پرلمان، کوشیده است تا در بکارگیری شیوه روایت غیرخطی این ابهام را بوجود آورد که آیا "زمان حال" مربوط به صحنه های نمایش دوران جوانی دایان (با بازی اوان ریچل وود) است و سپس با فلاش فوروارد به پانزده سال بعد می رود و یا اینکه فیلم تصویر زندگی دایان میانسال (با بازی اوما تورمن) است که از طریق فلاش بک به پانزده سال پیش بر می گردد. در هر شرایط، اگرچه فیلم در دو خط داستانی مجزا اتفاق می افتد، اما فیلمنامه تقریبا توانسته میان ایندو خط ارتباط برقرار کند.

حادثه کلمباین در جامعه امروز آمریکا همچون یازدهم سپتامبر تبدیل به نوعی معیار و مسئله دلخراش ملی گشته بطوریکه فیلمسازان نیز برای پرداختن مستقیم و یا غیر مستقیم به آن بسیار با احتیاط و البته هراس عمل می کنند. در "زندگی در پیش چشمان او" هدف، کشف فشارهای روحی و عواقب ناشی از این واقعه بر زندگی بازماندگان و همچنین شکاف ایجاد شده در نتیجه مرگ عزیزانشان در زندگی آنهاست. وقایعی چنین که موجب تحولات عظیمی در یک جامعه می شوند، غیرممکن و البته احمقانه است که صرفاً به عنوان یک لرزش اجتماعی تلقی شوند. بطوریکه پانزده سال پس از گذشت آن فاجعه تلخ شاهدان بر ماجرا اعتراف می کنند که نمی توانند خاطره آن حادثه را از یاد ببرند، به گونه ای که صداهای قربانیانی که دیگر وجود ندارند مدام در گوششان بازتاب می یابد و در نتیجه احساس گناهی گریبان آنها را می گیرد که قادر به گریز از آن نیستند. "زندگی در پیش چشمان او" مرکز توجه خود را بروی واقعه تیراندازی در مدرسه کلمباین قرار نمی دهد چراکه نمی خواهد به فیلمی در ژانر پلیسی تبدیل گردد، بلکه به پیامدهای ناشی از این واقعه می پردازد و آنها را مورد ارزیابی قرار می دهد.

برای دایان (اوان ریچل وود) و بهترین دوستش، مائورین (اوا آموری)، آن روز مثل روزهای دیگر مدرسه بود. طبق معمول دختران مدرسه در ساعت بین کلاسی در حمام مشغول دوش گرفتن بودند که ناگهان تیراندازی آغاز شد. در ابتدا شلیک ها منقطع و با فاصله بود و صدای فریادها مبهم و از دوردست شنیده می شد، اما وقتی همه به محل حادثه نزدیک شدند مشخص گشت که چه اتفاقی افتاده است. مرد مسلح پس از کشتن معلم در تالار مدرسه، وارد حمام شد و با دایان و مائورین برخورد کرد. آنها او را می شناختند و در مقابل او نیز آندو را. دایان به او التماس می کند که آنها را نکشد. او در پاسخ می گوید که قصد دارد تنها یک نفر از آندو را قربانی کند. حال این سوال پیش می اید که کدامیک؟

پانزده سال بعد در مراسم سوگواری سالیانه این فاجعه، دایانا که به زن میانسالی بدل شده هنوز قادر به باور اتفاق وحشتناک آن روز نیست. کابوس آن روز در حالیکه مشغول رانندگی در حومه دبیرستان کانکتیکات، محل وقوع حادثه، است مدام به ذهنش هجوم می آورد. او اینک بشدت و حتی فراتر از حد معمول دخترش، اِما (گابریل برنان)، را تحت مراقبت قرار می دهد. رابطه او با همسر سابقش، پل (برت کولان) آن چیزی نیست که همیشه تصورش را می کرده. زندگی او بتدریج در حال کنار آمدن با وقایع گذشته است.

از بعد احساسی، "زندگی در پیش چشمان او" اندکی به جنبه های بالینی پهلو می زند. ما شاهد دردهای روحی دایانا هستیم اما قادر به برقراری ارتباط با آنها نمی باشیم. بخشی از علت این عدم برقراری ارتباط به نوع شیوه روایی پرلمان در پرداختن به موضوع، مربوط می شود. شیوه روایت غیر خطی نوعی پازل فکری را برای بیننده ایجاد می کند که عملا مانع همذات پنداری مخاطب با کارکترها می شود. همچنین تفاوت های برجسته فیزیکی اوان ریچل وود و اوما تورمن اندکی قبول این مسئله را که ایندو تصویر یک نفر در فاصله ای پانزده ساله هستند را مشکل می کند. البته ندرتاً پیش می آید که یک انسان 32 ساله را در سن 17 سالگی اش تصور کرد، اما در چنین فیلمی چنین تصوری نقش مهمی را در باورتر پذیر بودن آن ایفا می کند.

از نظر جنبه های فنی و تکنیکی، فیلم دارای جنبه های بسیار گیرایی است. فیلمبردار فیلم، پاول ادلمن، ترکیبی فوق العاده از نماهای به یاد ماندنی ارائه داده که به دقت جزئیاتی از زندگی روزمره که اغلب از نظرها پنهان است را نشان می دهد. بسیاری از سکانس های معمولی فیلم با نوعی از حس اعتماد به نفس گرفته شده و موسیقی جیمز هورنر که یکی از ماهرانه ترین و موقرانه ترین کارهای اخیر اوست،  این سکانس ها جلای دیگری می بخشد. تکنیک قوی فیلم نشان از این است که پرلمان به خوبی اهمیت جنبه های فنی کار را دریافته است. او در "زندگی در پیش چشمان او" همچون اثر قبلی اش، "خانه ای از شن و مه" ، که از فیلمبرداری و موسیقی غنی بهره می برد، با همراهی ادلمن و هورنر باز هم به ترکیبی جادویی و تاثیرگذار از لحاظ فنی دست یافته است.

از میان دو خط داستانی فیلم، آن قسمتی که دایان را در دوران نوجوانی نشان می دهد به مراتب نسبت به بزرگسالی او تاثیر گذارتر است. هر دو بازیگر ایفاگر نقش دایان (اوما تورمن و اوان ریچل وود) بازی های قابل قبولی ارائه داده اند، اما با این حال باید اعتراف کرد که بایزی ریچل وود در سطح بالاتری نسبت به تورمن صورت گرفته است. مثل این که اوما تورمن چیزی را برای انجا یک بازی کامل کم داشته باشد، چیزی که باعث شده تا در اکثر لحظات فیلم او را در حالتی تک بعدی ببینیم در حالیکه بازی ریچل وود این حس را القا نمی کند. در واقع می توان گفت که ریچل وود دایان را به عنوان دختری ترسیم می کند که در اوج نوجوانی سرشار از احساس زنانگی است و مدام در حال تغییر کردن است. او روح آزاد و بی پروایی دارد و این ویژگی موجب می شود دست به تجربیاتی چون عشق بازی و یا استفاده از مواد مخدر بزند. با این حال دایان در اکثر اوقات به زندگی ساده و عاری از خطر مائورین حسادت می کند. واقعه حمام مدرسه به شدت روی دایان اثر می گذارد بطوریکه شخصیت او را در پانزده سال بعد بسیار متفاوت می کند و به نوعی شور و شادابی را از او می گیرد.

 

برگرفته از وبلاگ سلام سینما

جیمز براردینلی / Realveiws

ترجمه: آرش سیاوش

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 11 مهر1387ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
 
 گوست داگ

هجو به مثابه یك شیوه

هجو ( parody )، نوع خنده دار تقلید سبكی است. هجو یك اثر (مثلا كار یك نویسنده خاص) عبارت است از تقلید از آن اثر به صورت برجسته كردن برخی از ویژگی های آن برای ایجاد خنده (یا تمسخر). فرهنگ عامه پسند پر از هجو است. فیلم ترسناك (scary movie ) هجو فیلمهای مثل جیغ بود كه فیلمهای ترسناك مورد پسند جوانان را هجو می كرد. هجوها موضوعاتی مبهم هستند، زیرا برای ایجاد تاثیر باید به نسخه اصلی نزدیك باشند.

گوست داگ هجو فیلمهای گانگستری است. تمام گانگسترهای فیلم آشكارا كاریكاتوریند. از سر دسته تبهكاران كه نقشش را هنری سیلوا (ضد قهرمان آشنای فیلمهای تجاری) بازی می كند و همیشه با حالتی جدی در حال تماشای كارتون است، تا پیرمرد بامزه ای كه تا گوست داگ اسلحه را به سمتش می گیرد سكته می كند و می میرد.

شخصیت هجو آمیز دیگر خود گوست داگ است، با هیكلی ورزیده (كه شاهد تمرینهای سخت بدنی اش هستیم) ولی حتی یكبار هم از بدنش در درگیریها استفاده نمی كند و قربانیانش را با سلاح های می كشد كه صدا خفه كن دارند و حتی برای تیر اندازی با آنها نیاز به مهارت در شلیك نیست، و دستگاهی دارد كه به طرز مضحكی همه درها را به رویش می گشاید و حتی با آن مكالمات تلفنی دیگران را گوش می دهد (هجو تكنولوژی در فیلمهای آمریكایی).

در فیلم "سگ‌های انباری" كه تارانتینو در سال 1991 ساخته نمونه مشخصی از نگره هجو بر اساس بینامتنیت را در تصویرسازی پست مدرن با آرایه‌های نقیضه‌پردازی در برخورد با طنز و خشونت به نمایش می‌گذارد. در این فیلم صحنه‌ای به مدت ده دقیقه وجود دارد كه سرشار از خشونت سرسام‌آور است، اما با این حال خنده‌دار نیز هست. شكنجه‌گر بیمار همراه با آهنگ آوازی می‌رقصد. او ضمن قطعه قطعه كردن قربانی با آواز از او می‌پرسد: "تو هم مثل من از اون خوشت اومد؟" تارانتینو می‌گوید: "نقل و قول‌های فیلم‌های "آبوت و كاستلو" هستند كه با خشونت در این فیلم آمیخته‌ام."

 

بیش واقعیت (Hyper Reality)

این اصطلاح را نباید با «عدم واقعیت» اشتباه گرفت. بیش واقعیت، اصطلاح ژان بودریار  در توصیف نشانه های است كه واقعی تر از واقعیت به نظر می رسند. اغلب تصا.یر تبلیغاتی، بیش واقعیت هستند. بودریار از بیش واقعیت به عنوان زیاده روی در "تاثیر واقعیت" سخن می گوید. شاید بتوان بیش واقعیت را به اینگونه نیز تعریف كرد، نسخه ای است كه آنقدر به اصل خود شبیه است كه اصل دیگر اهمیتی ندارد و یا اهمیت خود را از دست می دهد. مثلا (replicates) در بلید رانر آیا موجودات انسانی هستند یا خیر؟ می شود گفت آنها وانمودهایی هستند كه تقریبا از مخلوقات انسانی غیز قابل تمیزند. در واقع بلید رانر ترسیم كننده دنیای بودریاری است كه در آن " امر واقعی از روی واحد ها و اجزاء بسیار ریز و ظریف، از روی ماتریسها، بانكهای حافظه و جعبه های الكترونیكی فرمانی یا دستور دهنده تولید و خلق می شود و به كمك این موارد می توان امر واقعی را بی نهایت بار تولید كرد". از سوی دیگر بازی سطح و عرضه یا ارائه وانموده (simulation) هاست. همانطور كه replicates (پاسخگوها) انسانی تر از انسانها هستند. وانموده ها نیز واقعی تر از واقعیتند. در واقع سوال عمده فیلم این است كه چه تفاوتی بین یك انسان و یك ماشین وجود دارد؟ این مسئله در جریان رابطه ریك دكارد – یك كاراگاه خصوصی كه از سوی شركت تیرل به عنوان عاملی برای پیدا كردن و نابود كردن پاسخگوهای شبكه.6 استخدام شده است – و راشل یكی از پاسخگوهای زیبا رو، سبزه با موهای مشكی كه دكار عاشق و دلباخته او شده است، به اوج خود می رسد. راشل نمی داند كه یك پاسخگو (موجود ماشینی) است یا خیر. این امر سبب می شود تا دكارد درباره گذشته یا تاریخ انسانی خود دچار تردید گردد.

پلورالیسم

اگر پست مدرنیسم یك ایده كلیدی داشته باشد، همانا تكثرگرایی یا پلورالیسم است. فلسفه تكثرگرایی بیش از یك اصل را می پذیرد. این نگاه در میان پست مدرنیستها یك اصل است كه متن ظرف تنها یك معنای عمیق نیست، بلكه جایگاهی است برای تكثر خونش ها. یك جامعه پلورال به اقلیتها اجازه می دهد فرهنگ خود را حفظ كنند.

گوست داگ نیز به مثابه یك فیلم پست مدرن اصل پلورالیسم را بر مبنای التقاط گرایی فرهنگی به تصویر می كشد. یك سیاه پوست پیرو سلوك سامورایی گونه است. اشارات فیلم به راشامون و هاگاكوره كه كتاب راهنمایی سامورایی هاست، بیانگر نگاه جارموش به عنوان یك فیلمساز پست مدرن در رعایت اصل پلورالیته است.

جارموش در این فیلم به فلسفه شرقى مى پردازد و از آموزه هاى كتابى كه گوست داگ مى خواند در لابلاى سكانس ها بهره مى گیرد. كلام بین تصاویر همگى در تشریح و تبیین ماهیت و شخصیت گوست داگ است، كسى كه آرام است، حرف زدن برایش سخت است و بیشتر شبیه به راهب هاست. جارموش در اغلب فیلم هایش چه مستقیماً و چه با واسطه به نوعى تقاطع و تداخل بین فرهنگ ها مى پردازد و باطناً از نمایش و پرداختن به آدم هاى مختلف و داشته هاى فرهنگ هاى گوناگون لذت مى برد. او خود بارها به این نكته تأكید داشته كه درصدد دستیابى به یك حس فرامرزى است. تم فیلم هاى جارموش، تلفیق فرهنگ ها و چگونگى این آمیختگى اجتناب ناپذیر است؛ به نظر او فرهنگ ها به واسطه تعامل و تقابل با یكدیگر، بارور مى شود.

 

فاصله گذاری

وقتی كه اوماتورمن در فیلم "بیل را بكش" كوئنتین تارانتینو با یك شمشیر سامورایی وارد هواپیما می‌شود و بدون هیچ مزاحمتی آن را در جای مخصوص كه برای آن در هواپیما درست شده است می‌گذارد، ما متوجه می‌شویم كه این فقط یك فیلم است كه داریم می‌بینیم، چون در واقعیت امكان چنین چیزی وجود ندارد. این نوع برخورد با مخاطب از ویژگی‌های بارز پست مدرن‌هاست. آن‌ها به روش‌های مختلف به ما می‌گویند كه مشغول دیدن یك فیلم هستید و هیچ‌كدام از این اتفاقات واقعی نیست. آن‌ها در حقیقت با این كار، فاصله‌ای بین مخاطب و اثر ایجاد می‌كنند تا به جای این كه تماشاچی دچار احساسات شود و خود و فیلم را یكی بشمارد، با این فاصله‌ای كه ایجاد شده است، به آن فكر كند. این فاصله‌گذاری در كارهای پست مدرن بیشتر با ایجاد موقعیت‌هایی عجیب،شخصیت‌هایی خیالی و جلوه‌های ویژه و هجو واقعیت پیش می‌آید.

در گوست داگ صحنه دوئل پایانی هجو آمیزترین صحنه، و آشكارترین نشانه پست مدرنیستی فیلم است. گوست داگ با سلاح خالی مقابل لویی می ایستد و به او می گوید : « اینم از دوئل نهایی، خیلی دراماتیكه، نه؟» این دیالوگ خود ایجاد كننده یك نوع فاصله گذاری است. فاصله گذاری در گوست داگ به كمك دیالوگ بیان شده از زبان شخصیت در این صحنه و میان نویسهای كه از كتاب هاگاكوره می آید ایجاد می شود. اما نمونه دیگر این فاصله گذاری در فیلم «رؤیای آریزونا» اثر امیر كاستاریكا است، آمبولانسی كه جری لوئیس در حال مرگ در آن است، ناگهان از زمین بلند می‌شود و به سمت ابرها می‌رود.

 

بریكولاژ (bricolage )

انسان شناس ساختار گرا، كلود لوی استروس، از این اصطلاح برای توصیف هر خلاقیتی در بازی با موادی كه در دسترس هستند استفاده كرد. یعنی به آنچه داریم اكتفا كنیم، و در این روند، كاربرد آنها را تغییر دهیم . در این فرایند عناصر در موقعیت جدیدی به كار می روند و بنابراین دائما معنای جدیدی پیدا می كنند. زبانها از طریق بریكولاژ به صورت غبر قابل پیش بینی رشد می كنند. واژه ها توسط به كار برندگانشان سفارشی می شوند و در موقعیتهای جدیدی به كار می روند و دائما معنای جدیدی پیدا می كنند.

در بریكولاژ سبك ها، بافتها ] textures [ ، ژانرها یا گفتمانهای مختلف كنار هم قرار می گیرند. به عنوان مثال، ساختارزدایی زمان و مكان كه در رمان نو رایج است در فیلمهای مارگریت دوراس، آلن رنه و آلن روب گری یه از طریق به كارگیری مونتاژی كه تمركز را به هم می زند همانندسازی می شود. معمول ترین همانند سازی رسانه های متنی دیگر در سینما همانند سازی حجم پذیری ویدئو و نقاشی است و می توان آن را در بیشتر آثار فیلمسازان دهه ی 1980 یافت.

 نمونه دیگر بریكولاژ را می توان در اثر تارنتینو و رودریگوئز "گرایندهاوس" دید كه یك بریكولاژ كاملا برجسته و نمایان می تواند محسوب شود. و بر همین اساس می تواند فارغ از ارزشهای فیلم در زمره فیلمهای پست مدرن قرار بگیرد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 11 مهر1387ساعت 2:32 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
نخستین جشنواره فیلم‌های انسان‌دوستانه برگزار می‌شود

                    

نخستین جشنواره بین‌المللی فیلم های انسان دوستانه «آسا» با شعار «جهان تکرار دوست داشتن است» در ایران برگزار می‌شود.  
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» این جشنواره از دوم تا ششم دی‌ماه با مشارکت معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط انجمن سینما گرآینده و با همکاری اوچا در سازمان ملل متحد با اهداف زیر برگزار می‌شود.
استفاده از حافظه و دانش تصویری فیلمسازان در زمینه صلح و بشر دوستی و زمینه سازی برقراری ارتباطی نزدیک میان هنرمندان و پایه گذاران فعالیت‌های بشر دوستانه، ایجاد ارتباط و گفت‌وگو میان تمدن‌ها و فرهنگ‌های مختلف و نگرشی متفاوت نسبت به موضوع بشر دوستی در سطح بین‌المللی، فراهم آوردن امکان عرضه و اشاعه نظرات و ایده‌های نو در باب چگونگی رابطه‌ای فعالیت‌های بشر دوستانه و هنری همچون سینما، انعکاس نیکوی فعالیت‌های بشر دوستانه نظام جمهوری اسلامی ایران و نیز کشورهای دیگر و راه های برقراری ارتباط بین‌المللی بیشتر در این راستا، گسترش روابط و همکاری با ارگان‌های بین‌المللی همسو در راستای تولید فیلم و ... ، نهادینه کردن هنر سینما به مثابه بستری مناسب برای نمایاندن و باز تاباندن مفاهیم متعالی اجتماعی و فرهنگی، رویکرد تخصص گرایی و مهارت محوری در عرصه فیلمسازی از اهداف این جشنواره است.
علاقه‌مندان برای دریافت فرم شرکت در جشنواره و کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند به وب‌سایت:www.asafest.com مراجعه کنند.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 11 مهر1387ساعت 2:26 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
سلام

چنانچه دارای سایت یا وبلاگ پربازدیدی هستید می توانید با عضویت در سیستم اکسین ادزاقدام به نمایش تبلیغات نمایید و به ازای هر کلیک بازدیدکنندگان برروی تبلیغات تا سقف 700 ریال بعنوان پورسانت دریافت نمایید.همچنین با معرفی این سیستم به دیگران و عضویت آنها از طریق شمابه ازای هر کلیکی که بر روی تبلیغات آنها می شود مبلغ 50 ریال از طرف سایت به پورسانت شما اضافه خواهد شد و بدین صورت شما به یک حقوق ماهیانه و مادام العمر دست خواهید یافت.پرداخت کلیه وجوه و پورسانتها در سیستم تبلیغاتی اوکسین ادز توسط شرکت رفاه گستر جنوب به شماره ثبت 24516 تضمین شده می باشد.استقبال بی نظیر از این سیستم، خود نشان دهنده این مهم می باشد. برای این کار به وبلاگ من سر بزنید و با کلیک بر روی آیکن آن وارد صفحه اصلی شوید و به دقت مطالعه کنید . من که راضیم . شما هم امتحان کن . ضرر نمیکنی. شما قرار نیست کاری کنید فقط تبلیغات رو رو وبلاگت میذاری با هر بازدید پورسانت خودتو میگیری. از این راه هم میشه رفت

-> ابزار وبمسترها از دیگر خدمات جدید اوکسین ادز می باشد که می تواند نقش مهم و بسزایی در جهت محبوبیت و بالابردن بازدید سایتها و وبلاگهای عضو سیستم داشته باشد.قطعا وجود ابزاری مانند دیکشنری آنلاین، پیام نما،سیستم تبادل لینک و سایر ابزارهای دیگر می تواند جذابیت بیشتری به وب شما دهد. برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت کد ابزار مورد نیاز خود به صفحه "ابزار وبمسترها" مراجعه نمایید.
--> شما جهت معرفی این ابزاز به سایر افراد و دوستان خود می توانید با مراجعه به صفحه کد تبلیغات گرافیکی و ورود به قسمت "تبلیغات گرافیکی ثابت" اقدام به دریافت کدهای نمایش نمایید و به ازای هرکلیک بازدیدکنندگان بر روی بنرهای معرفی ابزار وبمسترها مبلغ 700 ریال دریافت نمایید.شایان ذکر است کلیه افرادی که با کلیک بر روی این بنرها وارد سیستم شوند و اقدام به ثبت نام نمایند زیرمجموعه شما به حساب خواهند آمد.
--> منتظر ارائه ابزارهای جدید و استثنایی برای اولین بار از طرف سیستم اوکسین ادز باشید.

 

   کسب درآمد اینترنتی

 

آیا به دنبال درآمد و حقوق ثابت ماهیانه و مادام العمر هستید؟ آیا فاقد سرمایه لازم جهت آغاز کسب و کار می باشید؟
--> شما با معرفی سیستم تبلیغاتی اوکسین ادز به سایر سایتها و وبلاگها(عضو گیری نمودن) و عضویت آنها در سیستم از طریق شما، به ازای هر کلیکی که بر روی تبلیغات آنها میشود مبلغ 50 ریال از طرف سایت دریافت می نمایید که بدین صورت شما به یک درامد ثابت ماهیانه و مادام العمر دست خواهید یافت.
--> بعنوان مثال اگر به طور میانگین روزی 10 نفر از طرف شما عضو سیستم شوند و هر کدام از آنها در بدترین حالت روزی فقط 100 کلیک هم داشته باشند در یک ماه شما درامدی بالغ بر 23250000 ریال معادل دو میلیون و سیصد و بیست و پنج هزار تومان فقط از طریق زیر مجموعه ها و آن هم در ماه اول بدست خواهید آورد و قطعا در ماههای آینده این مبلغ چندین برابر خواهد شد.
--> توجه نمایید که شرکت رفاه گستر جنوب به شماره ثبت 24516 پرداخت کلیه وجوه را ضمانت می نماید.
--> برای شروع عضو گیری می توانید از صفحه "دریافت کد معرفی سایت" استفاده نمایید.

اخطار بسیار مهم :

--> در صورت مشاهده و گزارش هر گونه تخلف مانند استفاده از تصاویر و مطالب غیر اخلاقی، تشویق بازدیدکنندگان به کلیک بر روی تبلیغات و یا تحریک به کلیک به هر شکل دیگر و یا استفاده از کدها و اسکریپتهای مختلف در جهت تخلف و بالا بردن غیر قانونی تعداد کلیکها، عضویت فرد متخلف بلافاصله مسدود و تحت هیج شرایطی فعال نخواهد شد.

قابل توجه کلیه اعضاء محترم :

--> کلیه افرادی که قصد فعالیت در سیستم را دارند طبق مقررات و شرایط سایت باید از تبلیغات متنی و گرافیکی به طور همزمان در سایت یا وبلاگ خود استفاده نمایند در غیر اینصورت پورسانتی به آنها تعلق نخواهد گرفت.
--> برای دریافت کدهای تبلیغاتی می توانید از منوهای " کد تبلیغات گرافیکی" و " کد تبلیغات متنی" استفاده نمایید.
--> هر عضو باید آدرس سایت یا وبلاگی را که قصد قراردادن تبلیغات در آن را دارد به صورت صحیح وارد نماید زیرا سستم به صورت هوشمند تنها پورسانت کلیکهایی را محاسبه می نماید که از سایت یا سایتهایی که شما آدرس آنها را وارد سیستم نموده اید ارجاع داده شده باشند بنابراین چنانچه کدهای تبلیغاتی را در سایتهایی به غیر از آنچه به سیستم معرفی نموده اید قرار دهید هیچ پورسانتی به شما تعلق نخواهد گرفت .
--> شما پس از معرفی سایت یا وبلاگ خود به سیستم حداکثر 48 ساعت فرصت دارید که با قرار دادن کدهای تبلیغاتی در سایت یا وبلاگ معرفی شده اقدام به نمایش تبلیغات نمایید و حداقل 1 کلیک جهت تثبیت عضویت شما به سیستم ارجاع داده شود در غیر این صورت سایت شما حذف خواهد شد و مجددا باید اقدام به ثبت آن نمایید.

          http://www.oxinads.com/?a=17105

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 4:53 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
با سلام حتما به این سایت سر بزنید . مطمنم با کمی دقت و مطالعه علاقمند میشید . من که خیلی راضی هستم.


محبوب قلب‌ها، پل نیومن

روز جمعه پل نیومن، ستاره مشهور سینما، در ۸۳ سالگی، پس از جدالی طولانی با سرطان ریه، درگذشت.

این بازیگر چشم‌آبی می‌توانست با بازی در هر چه به او پیشنهاد می‌کردند، ستاره‌ای بی‌بو و خاصیت باقی بماند، ولی در عوض در نقش‌هایی چالش‌برانگیز ظاهر شد که در آن واحد، هم از سوی مردم و هم از سوی منتقدان مورد استقبال قرار گرفت.

تولد: پل لئونارد نیومن، ۲۶ ژانویه ۱۹۲۵، اوهایو
قد: یک متر و ۸۰

همسران و فرزندان: جکی ویت بازیگر (۱۹۴۹ تا ۱۹۵۸، جدا شدند) پسری به نام اسکات و دخترهایی به نام سوزان و استفانی.
جوآن وودوارد (۱۹۶۸ تا آخر عمر)، دخترهایی به نام الینور، ملیسا و کلر

جوایز اسکار:
برنده اسکار بهترین بازیگر مرد برای رنگ پول
نامزد اسکار به خاطر گربه روی شیروانی داغ، بیلیارد باز، هاد، لوک خوش‌دست،
Absence of malice، حکم، احمق هیچکس
نامزد بهترین بازیگر نقش دوم به خاطر جاده‌ای به سوی پردیشن
نامزد بهترین فیلم (تهیه‌کننده و کارگردان فیلم) برای ریچل، ریچل
اسکار افتخاری در سال ۱۹۸۶ به خاطر «شرافت کاری و تعهد و پایبندی به حرفه‌اش.»

پل نیومن برخلاف میل باطنی‌اش، «محبوب قلب‌ها» شد. کمپانی وارنر در ابتدای کار، نقش‌هایی رمانتیک به وی سپرد، ولی او خود به دنبال نقش‌هایی بود که غیرمتعارف و چالش‌برانگیز بودند.اگر چه قبل از هر چیز همین چالش‌برانگیز بودن نقش برایش اهمیت داشت ولی آنچه را دنبالش بود به فیلم‌هایی پرفروش تبدیل کرد و به عنوان یکی از جذاب‌ترین قهرمانان شورشی دورانش شناخته شد.

البته چندان هم نباید از او تصویر یک قدیس را ارائه کرد. همانطور که خودش زمانی گفت: «فقط می‌خواهم به عنوان فردی از من یاید بشود که سعی خودش را کرد.» و وقتی در سال‌های آخر دبیرستان از تیم فوتبال مدرسه بیرونش انداختند، سعی کرد در نمایش‌های کالجش بازی کند. کارهای تئاتری و تلویزیونی‌اش در اوایل دهه ۱۹۵۰ باعث شد وارنر با او قراردادی ببندد و در نخستین فیلم سینمایی‌اش، جام نقره‌ای (۱۹۵۴)، بازی کند که به شدت از آن انتقاد شد.

ولی در دومین فیلمش آن بالا کسی دوستم دارد (۱۹۵۶) جایگاه او  را به عنوان یکی از محبوب‌ترین بازیگران جوان تثبیت کرد. این یکی از دو نقشی بود که پل نیومن در پی مرگ جیمز دین از او به ارث برد. دومی، گربه روی شیروانی داغ (۱۹۵۸) از او یک ستاره ساخت.

پل نیومن در صحنه‌ای از فیلم گربه روی شیروانی داغ

نیومن پس از فسخ قراردادش با وارنر، با بازی در فیلم‌هایی چون بیلیاردباز (۱۹۶۱)، هاد (۱۹۶۲) و لوک خوش دست (۱۹۶۷)، به اوج شهرت و محبوبیت رسید. وقتی همسرش جوآن وودوارد در هالیوود، دنبال تهیه‌کننده‌ای می‌گشت که رمان مورد علاقه‌اش ریچل، ریچل را با حضور خودش تولید کند، نیومن وارد میدان شد و فیلم را تهیه و با شرکت همسرش کارگردانی کرد و با همان فیلم، جایزه انجمن منتقدان نیویورک به او تعلق گرفت. ولی کارگردانی، وقتی را از او نگرفت چون بلافاصله به اتفاق رابرت ردفرود، با بوچ کسیدی و ساندنس کید (۱۹۶۹) عملا ژانر فیلم‌های «دو رفیق» را ابداع کرد و پشت بندش با نیش (۱۹۷۳) همکاری‌شان را ادامه دادند. در این نقطه از زندگی حرفه‌ای‌اش، نیومن صاحب رویکردی سهل و ساده شده بود که شخصیت‌هایش حالتی طبیعی و راحت می‌بخشید. کارهایش پرظرافت‌تر از آن بود که در محفل برندگان اسکار جایی برای خود باز کند. پس از شش نامزدی ناموفق در سال ۱۹۸۵ یک اسکار افتخاری به خاطر کل کارهایش به او تقدیم شد. سال بعد، به خاطر بازسازی نقش بیلیاردبازش در رنگ پول، سرانجام اسکاری برد.

پل نیومن و تام کروز در فیلم رنگ پول

از آن زمان تا به حال، به دنبال یافتن چالش‌های جالب و روش‌های تازه‌ای بوده تا سهمش را به عنوان یک آدم فعال توی این دنیا بپردازد یا به قول خودش سعی داشته «بر غنای زندگی‌اش به عنوان یک موجود بشری بیفزاید، کسی که باج نمی دهد و در برابر موانع و مشکلات نیز جا نمی زند.»

نیومن در سال آخر عمر

پشت صحنه‌ها:

- پل نیومن چنان از بازی خود در تخستین فیلمش، جام نقره‌ای (۱۹۵۴)، خجلت‌زده بود که تا وقتی ده سال بعد قرار شد از تلویزیون لس آنجلس پخش شود، یک آگهی به مجله ورایتی داد و طی آن به خاطر بازی‌اش از مردم معذرت خواست ولی بعدا متوجه شد که دقیقا به خاطر همین آگهی این فیلم پربیننده‌ترین برنامه تلویزیونی شده است.

- نیومن برای بازی در نقش راکی گراتزیانو در آن بالا کسی دوستم دارد (۱۹۵۶)، دو هفته‌ای با گراتزیانو زندگی کرد تا طرز حرف زدن و حرکات و رفتارش را یاد بگیرد. نیومن همین دقت و بررسی را در مورد سایر فیلم‌هایش نیز به کار زد.

- او در اوایل آنقدر به جای مارلون براندو عوضی گرفته می‌شد که سرانجام شروع کرد به جای او امضا دادن!

- جفت سینمایی نیومن، همسرش جوآن وودوارد بود. آنها در ده فیلم همکاری داشته‌اند که با تابستان داغ طوانی (۱۹۵۸) آغاز و به خانم و آقای بریچ (۱۹۹۰) ختم شد. ضمن آنکه نیومن همسرش را تقریبا در همه فیلم‌هایش هدایت و کارگردانی هم کرده است.

پل نیومن و همسرش- نیومن مثل بسیار از عکس‌های دیگر در حال سیگار کشیدن دیده می‌شود، همان سیگارهایی که سرانجام او را مبتلا به سرطان ریه کردند!

- در بوچ کسیدی و ساندنس کید (۱۹۶۹)، این واقعا خود نیومن و رابرت ردفورد هستند که از بالای دره پایین می‌پردند، البته خوب از فاصله ۳-۲ متری بر روی تشکی می‌پردند که لبه دره برایشان انداخته بودند.

- وقتی تنها پسرش، اسکات، در اثر مصرف زیاد قرص، به طور ناگهانی درگذشت، نیمومن «بنیاد اسکات نیومن» را برای کمک به خانواده‌ها و اطلاع‌رسانی تأسیس کرد، یکی شعبه‌هایی این بنیاد به پدر و مادرهای کمک می کند که به نوعی از اعتیاد رنج می‌برند.

- پل نیومن در سال ۱۹۸۲، یک کمپانی مواد غذایی تأسیس کرد که انواع و اقسام محصولان غذایی از سالاد و پستا و پاپ‌کورن گرفته تا غذاهای سالم (ارگانیک) را تولید و عرضه می کند. دو سالی پیش فروش ۱۵۰ میلیون دلاری این کپانی، همه صرف کارهای خیریه شد. خودش به شوخی می‌گوید: «مقادیری باعث شرمندگی است که سالادهای من بیشتر از فیلم‌هایم فروخته‌اند

 

عکس های دیگر از این هنرمند فقيد

 

 

 

 

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 9 مهر1387ساعت 10:2 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

شمس الدین آروند فیلمساز برجسته لرستانی در این وبلاگ به معرفی خود و فیلمهای تولیدی پرداخته . شمس الدین آروند فیلمسازی است که تا کنون در جشنواره های متعدد داخلی و خارجی حضور داشته و جوایز متعددی دریافت نموده است .

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 8 مهر1387ساعت 10:6 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

 

فراخوان شرکت در سومین جشنواره بین‌المللی فیلم شهر اعلام شد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از ستاد خبری سومین جشنواره بین‌المللی فیلم شهر، سومین دوره این جشنواره به همت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، در جهت رشد و اعتلای فرهنگ عمومی و با رویکرد صیانت از هویت ایرانی اسلامی در فرهنگ شهروندی و معرفی و ارزش‌گذاری آثار مرتبط در سی‌امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در دو بخش رقابتی ملی و بین‌المللی و غیررقابتی از دوازدهم تا هفدهم اسفندماه 1387 در تهران برگزار می‌شود.
این رویداد در بخش‌های رقابتی ملی شامل مسابقه فیلم‌های سینمایی بلند ایرانی، مسابقه آثار ویدیویی بلند ایرانی، مسابقه آثار مستند ایرانی، مسابقه آثار کوتاه ایرانی، مسابقه آثار ویژه انقلاب اسلامی (کوتاه و مستند)، مسابقه فیلم‌های محله (آثار فیلمسازان غیر حرفه‌ای) و مسابقه تیزرهای تبلیغاتی – آموزشی برگزار خواهد شد و بخش‌های رقابتی بین‌المللی نیز شامل مسابقه بین‌المللی آثار مستند، مسابقه بین‌المللی آثار کوتاه و مسابقه بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان می‌شود.
بخش‌های غیررقابتی جشنواره فیلم شهر نیز نمایش فیلم‌های سینمایی ایرانی و خارجی، مرور آثار و بزرگداشت یک سینماگر ایرانی، مرور آثار یک سینماگر خارجی، بخش «یک شهر، یک نگاه»، چشم انداز سینمای شهری و  نمایش آثار مستند خارجی را شامل می‌شود.
در این جشنواره جوایزی چون دیپلم افتخار و تندیس جشنواره به بهترین فیلم بلند سینمایی ایرانی، اثر بهترین بلند ویدیویی ایرانی، بهترین آثار مستند ایرانی و خارجی، بهترین آثار کوتاه ایرانی و خارجی، بهترین فیلم‌ کودکان و نوجوانان، بهترین اثر ویژه انقلاب اسلامی، بهترین فیلم‌های محله و بهترین تیزر تبلیغاتی- آموزشی به برگزیدگان اهدا می‌شود.
سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران نیز به روال دوره‌های قبل به آثار برگزیده جوایز نقدی به ارزش بیست تا یکصد و پنجاه میلیون ریال اهدا خواهد كرد. همچنین دبیرخانه جشنواره حسب درخواست هیات داوران تعداد جوایز هر بخش را افزایش داده و جوایز ویژه‌ای به بهترین فیلمنامه، بهترین کارگردانی، بهترین پژوهش و نیز مشارکت در ساخت فیلم بعدی (در صورت وجود ارتباط موضوع آن با اهداف جشنواره) تا سقف پنجاه درصد و یا خرید بخشی از حقوق آثار برگزیده را به عنوان جایزه اهدا كند.
کلیه علاقه‌مندان به شرکت در این جشنواره می‌توانند آثاری که از ابتدای سال ۸۵ ساخته شده و در دوره قبلی حضور نداشته را تا ۱۵آذرماه به دبیرخانه جشنواره واقع در خیابان شهید موحد دانش (اقدسیه)، گلستان جنوبی، پلاک ۲۲ ارسال و برای کسب اطلاعات بیشتر با تلفن: ۲۲۸۱۴۱۰۰ تماس بگیرند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 11:34 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

*فعاليت‌هاي حوزه هنري خرم آباد در زمينه فيلم‌هاي پويانمايي
از بدو تأسيس حوزه هنري استان لرستان در سال 1380 فعاليت هايي در حوزه ساخت فيلم‌هاي پويانمايي آغاز شد اما اين فعاليت‌ها به صورت پراكنده انجام مي‌شد تا اينكه در سال 1385 واحد انيميشن حوزه هنري خرم آباد با هدف انسجام و هدف مند شدن فعاليت هاي اين بخش راه اندازي شد. اين واحد با پشتيباني مالي از فيلمسازان و باتوجه به سياست هاي حوزه در اين شاخه تاكنون موفق به ساخت و توليد 13فيلم شده كه حاصل آن كسب جوايزي از جشنواره هاي معتبر داخلي بوده است. اين واحد هر سال با رشد كمي و كيفي در جهت ارتقاي سطح فيلمسازي پويانمايي استان گام برداشته است. به گونه اي كه تعداد توليد فيلم هاي پويا نمايي در سال جاري تاكنون به 13 اثر رسيده و پيش بيني مي شود تا پايان سال 1386 ساخت فيلم هاي پويانمايي در حوزه هنري استان لرستان به 25تا 30 اثر برسد.

از جمله فيلم هاي مطرحي كه حوزه هنري استان لرستان تاكنون ساخته و جوايز متعددي را دريافت كرده است مي‌توان به «طلوع صلح»، «تقاص» و «راز نو» هر سه اثر سعيد شاهوردي، «و چنين آغاز شد» ساخته شهرام كاظمي، «علمدار نيامد» ساخته پگاه خرم آبادي و «لحظه آبي باد» ساخته ميلاد تابان اشاره كرد. اين آثار در جشنواره هايي مثل رويش، فيلم عاشورايي، جشنواره بين المللي سينماي جوان، جشنواره فيلم 100، جشنواره پرسش مهر جوايز متعددي را كسب كردند.

همچنين حوزه هنري استان لرستان به برگزاري كارگاه هاي آموزشي در زمينه ساخت فيلم هاي پويانمايي همت گماشته است. تمامي علاقه مندان مي‌توانند در اين كارگاه ها كه در دو مقطع مقدماتي و عالي برگزار مي شود شركت كنند.

شيرزاد نعمتي نيا رئيس حوزه هنري استان لرستان در زمينه فعاليت هاي واحد انيميشن اين حوزه مي ‌گويد: بحران فيلمنامه كه به نوعي در تمامي بدنه سينماي ايران حس مي شود، در توليد فيلم هاي پويانمايي نيز محسوس است. در همين راستا واحد انيميشن حوزه هنري استان لرستان قصد دارد با چاپ فيلم هاي پويانمايي در قالب كميك استريپ‌هايي در يك نشريه تخصصي ماهانه، به آرشيو اين فيلمها بپردازد تا اين آرشيو بعدها ذخيره خوبي براي انيماتورها باشد.

وي مي افزايد: اميدواريم فعاليت هاي ما تا دو سال ديگر جواب بدهند و شاهد آثار تمام حرفه‌اي و فيلم‌هاي پيشرفته هم به لحاظ هنري و هم به لحاظ تكنيكي باشيم.

سعيد شاهوردي مسئول واحد انيميشن استان لرستان نيز در اين‌باره اظهار مي‌دارد يكي از مشكلات ساخت و توليد فيلم هاي انيميشن در استان لرستان اين است كه روحيه كار گروهي در اين زمينه وجود ندارد هدف ما اين است كه با تشكيل گروه هايي به تخصصي تر شدن كارها كمك كنيم تا بتوانيم آثار حرفه اي تري را توليد كنيم.
وي اضافه مي كند سعي مي كنيم با خريداري فيلم هاي پويانمايي استان لرستان و نمايش آنها در سينماها به تبليغ آثار هنرمندان انيماتور اين استان بپردازيم. زيرا يكي ديگر از مشكلات اين هنر نبود بازار مناسب براي توليدات استان است.

همچنين حمايت مراكز هنري استان از اين آثار كم است و حوزه هنري تلاش دارد با رايزني ديگر ارگانها اين خلأ را پر كند.

حوزه هنري استان لرستان همچنين به برگزاري نشست هاي نقد فليم هاي پويانمايي استان مي پردازد. اين نشستها باعث شده است كه علاوه بر آگاهي سازندگان آثار از نقايص كارهاي خود، استقبال از كارگاه هاي آموزشي نيز بيشتر شود.

حوزه هنري در ادامه فعاليت هاي خود در زمينه بازسازي سينماهاي كشور در نظر دارد علاوه بربازسازي سالن اصلي سينما استقلال خرم آباد به يك سالن جنبي، ويژه نمايش فيلم هاي پويانمايي اقدام كند.

به نظر مي رسد اين اقدام حوزه هنري به همراه برگزاري اولين جشنواره تخصصي فيلم‌هاي پويانمايي استان لرستان نخستين بارقه هاي اميد را در دل اهالي هنر پويانمايي و علاقه مندان آن در استان لرستان ايجاد كرده است.

*توليد سينماي پويانمايي در خرم آباد
پس از ساخت اولين فيلم انيميشن ايران در سال 1338 به نام ملانصرالدين توسط واحد انيميشن وزارت فرهنگ به سرپرستي اسفنديار احمديه، انيميشن سازي نزد هنرمنداني كه به اين رشته از فيلمسازي گرايش داشتند رونق گرفت.اين اتفاق با بيش از يك دهه تأخير در خرم آباد آغاز شد.

فيلمسازي پويانمايي در خرم آباد را مي توان به 4دوره تقسيم كرد.

دوره اول: فيلمسازان سينماي آزاد و سينماي جوان قبل از انقلاب. در اين دوره فيلم انيميشن چندان مورد توجه فيلمسازان قرار نمي گيرد. ساخت تنها سه فيلم در اين دوره گواه عدم توجه به سينماي انيميشن است.
دوره دوم: متن اول فيلمسازان انجمن سينماي جوان پس از انقلاب. پس از چند سال ركود انجمن سيماي جوانان ايران دفتر خرم آباد در سال 1363 افتتاح مي شود و يك سال بعد ناهيد گودرزي با استفاده از اشكال هندسي فيلم «روياي رنگي» را جلوي دوربين مي برد اين فيلم در اولين جشنواره استاني در سال 1365 موفق به دريافت به بهترين فيلم انيميشن شد.

فيلم‌هاي كژ راه، سنگ و سلاح، تو+من، زشت و زيبا و «توپ» از محصولات اين دوره هستند.

دوره سوم: نسل دوم فيلمسازان انجمن سينماي جوان. اين دوره از سال 1374 با ورود نسل جديد فيلمسازان انيميشن آغاز مي شود هرچند هنرمندان فيلمساز اين دوره تاسال 1378 تنها چهار سال به ساخت و تهيه فيلم هاي انيميشن اقدام كردند اما ثمره حضور و فعاليت آنان و همچنين تفكرات و پرداخت به موضوعات جديد باعث رشد اين رشته فيلمسازي شده و خرم آباد در طول اين سال‌ها به عنوان يكي از قطب هاي اصلي فيلمسازي انيميشن در كشور شناخته مي‌شود. مرتضی باقری - کمال گلمرادی - غلامرضا نعمت پور - شهناز دالوند در جشنواره های مختلفی حضور یافته و جوایز متعددی دریافت نمودند.

                              

اين دوره با فيلم «در» ساخته مرتضي باقري كه موفق به حضور در جشنواره بين‌المللي يونيكا در هلند شد، آغاز مي‌شود.

فيلم‌هاي «بوغ زدن ممنوع» و «ساعات بيداري» آخرين فيلم‌هاي اين دوره هستند.
دوره چهارم: ورود به يارانه از سال 1378 با تغيير سيستم هاي فيلمسازي انجمن سينماي جوان كه تنها مركز رسمي توليد فيلم انيميشن بود حضور اين شاخه از فيلمسازي كاملا از بين مي رود به طوري كه تنها فعاليت انيميشن سازي در سال 1382 ساخت يك فيلم به نام «ردپا» است. پس از اين افت، شاهد چندين اتفاق مهم در عرصه انيميشن‌سازي و حضور آن به‌عنوان زبان براي بيان حرف‌هاي نسل جديد استان لرستان هستيم.

با ورود يارانه و تبع آن نرم افزارهاي پيشرفته ساخت انيميشن تحولاتي نو در فضاي انيميشن سازي استان لرستان اتفاق افتاد به طوري كه هنرمندان زيادي به شكل غيررسمي در منازل خود اقدام به ساخت و تهيه فيلم هاي انيميشن كردند.

از طرف ديگر با تأسيس واحد انيميشن صدا و سيماي مركز لرستان و همچنين آغاز به كار اولين شركت خصوصي ساخت فيلم انيميشن در خرم آباد توسط كيانوش دالوند رونق دوباره‌اي در فيلمسازي استان لرستان ايجاد شد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 2 مهر1387ساعت 6:57 بعد از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
واحد فيلم و عكس حوزه هنري لرستان با 17 فيلم و انيميشن در جشنواره توليدات شركت مي كند
مسوول واحد فيلم و عكس حوزه هنري لرستان گفت: اين واحد با 17 فيلم و انيميشن در جشنواره امسال توليدات مراكز استاني حوزه هنري كشور شركت مي كند.
 چهارشنبه، 27 شهريور 1387  09:06:21
سید غلامرضا نعمت پور

 

واحد فيلم و عكس حوزه هنري لرستان با 17 فيلم و انيميشن در جشنواره توليدات شركت مي كند

مسوول واحد فيلم و عكس حوزه هنري لرستان گفت: اين واحد با 17 فيلم و انيميشن در جشنواره امسال توليدات مراكز استاني حوزه هنري كشور شركت مي كند.

غلامرضا نعمت پور در گفت و گو با روابط عمومي حوز هنري لرستان گفت: فيلم مانکن ها  ( غلامرضا نعمت پور )  دستان سبز،‌ شب بخير مادر، شاخه هاي نياز، والعصر، ننه من غريبم، ديگري، بازگشت و تعزيه در شوش از جمله فيلم هاي مستند و داستاني حوزه براي حضور در جشنواره توليدات است.

وي توجه به مضامين ديني و اجتماعي را از جمله موضوعات فيلم هاي يادشده ذكر كرد.

وي اظهار داشت: همچنين  هشت انيميشن از اين حوزه  براي حضور در جشنواره توليدات معرفي شده است.

مسوول واحد فيلم و عكس حوزه هنري لرستان اضافه كرد: فيلم هاي  راو....، غرور بدون مصرف، هديه، عدالت، به استقبال بهار، مرگ تدريجي،‌ تنهايي و دشمن مردم نيز از جمله فيلم هاي انيميشن توليد شده هنرمندان لرستان براي حضور در جشنواره توليدات است.

جشنواره توليدات مراكز استاني حوز هنري آذر ماه امسال در تهران برگزار مي شود.

http://artlorestan.ir/Page/3250/section/litem/mid/14066/id/57371/Default.aspx

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1 مهر1387ساعت 2:37 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 
سید مصطفی جهانبخت با وبلاگ خط خطی میکنم پس هستم مسائل جدی را با زبان طنز بیان میکند . حتما به وبلاگ ایشان سر بزنید  لذت می برید . من به ایشان صفت سید همیشه خندان داده ام . در ضمن ایشان دستی هم در ترجمه دارند .

هر چند در این عکس خندان نیست اما کسانی که از نزدیک ایشان را می شناسند این گفته بنده را تصدیق می کنند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1 مهر1387ساعت 1:59 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  | 

شهادت سرور شیعیان علی (ع) تسلیت باد

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1 مهر1387ساعت 1:25 قبل از ظهر  توسط غلامرضا نعمت پور  |